با یاران علی

عقیدتی اجتماعی تاریخی انقلابی اطلاع رسانی سیاسی

هفت چالش استراتژیک اروپا برای توقف قراردادهای خرید نفت از ایران پس از شش ماه

مدیر سابق حقوقی شرکت ملی نفت و نماینده تام‌الاختیار وزیر وقت نفت در امور حقوقی صنعت نفت، در خصوص مشکلات حقوقی، قرادادی، اقتصادی و ژئوپولتیک تحریم اتحادیه اروپا بر علیه ایران ۷ نکته استراتژیک را قالب یادداشتی نگاشته است.

سید پیام بطحایی، مدیر سابق حقوقی شرکت ملی نفت و نماینده تام‌الاختیار وزیر وقت نفت در امور حقوقی صنعت نفت، در خصوص مشکلات حقوقی، قرادادی، اقتصادی و ژئوپولتیک تحریم اتحادیه اروپا بر علیه ایران ۷ نکته استراتژیک را قالب یادداشتی در دو بخش کلی نگاشته است. به اتفاق این یادداشت را مرور می‌کنیم:

هفت نکته استراتژیک درباره اثرات حقوقی، اقتصادی و سیاسی تحریم تدریجی نفت ایران

نکته : این تحلیل صرفاً جستاری آزاد و برداشتی شخصی از تصمیم اخیر اتحادیه اروپا با موضوع اعلام تحریم خرید نفت و تحریم تدریجی عملی این خرید از ایران است .
برای بررسی این موضوع، مراتب را بدون قضاوت نهایی در دو بخش خارجی بصورت مشروح و داخلی بطور مختصر بررسی می نمایم :

الف) بعد خارجی :
صورت مسأله: بررسی مسیر مراحل اتخاذ تصمیمات اتحادیه اروپامبنی برتحریم خریدنفت از ایران با همراه نمودن چند کشور اروپایی مانند اسپانیا، ایتالیا و یونان علیرغم مقاومتهای اولیه آنان که هر یک سهم قابل توجهی از تجارت 18 تا 20 درصدی خرید اروپا از سهم فروش کلی نفت ایران را در اختیار دارند.
در تاریخ 23/01/2012 میلادی در کنفرانس مطبوعاتی خانم کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پس از اخذ تصمیم وزرای خارجه 27 کشور اروپایی در کنفرانس مذکور در بروکسل این تصمیم اعلام شد که صرف نظر از وجوه دیگر تحریم و اسامی جدید منتشره در سایت اتحادیه اروپا و روزنامه رسمی آن بررسی فعلی صرفا جستاری خاص در بخش تصمیم تحریم نفت ایران خواهد بود .
این تصمیم که با قوه محرکه قدرت های اقتصادی عمده اروپا یعنی انگلیس ، فرانسه و آلمان آغاز شده است در همسویی با تحریم های یک جانبه ایالات متحده آمریکا و بنا به اعلام مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بعنوان ابزاری برای فشار به ایران به جهت بازگشت به مذاکره هسته ای به طور جدی اتخاذ شد.
این تصمیم با همسو کردن کشورهای ذکر شده بوسیله ارائه تضمین از سوی دیگر کشورهای تولید کننده نفت اُپک در حاشیه خلیج فارس بعنوان ایجاد کننده آرامش روانی و عملی در بازار نفت جهانی قابلیت تصویب و اعلام پیدا نمود .
البته با توجه به متن سخنرانی خانم اشتون و حسابگری اتحادیه اروپا این تحریم اثر آنی و وضعی در تحریم خرید نفت ندارد بلکه اعلام آن به نحو تدریجی اتمام قراردادهای قبلی و عدم خرید نفت جدید از ایران در حالت کنونی را در بر خواهد گرفت .
مطابق اعلام اتحادیه اروپا این تحریم مسیری را طی خواهد کرد که پس از 5 ماه و اندی از تصویب این تصمیم ، دیگر اتحادیه اروپا هیچگونه نفتی را از ایران خریداری نکرده و به قراردادهای حاضر نیز خاتمه خواهد داد . تاریخ 11/04/1391 شمسی آخرین مهلت ضرب الاجل این قطعنامه دانسته شده است .
با توجه به صورت مساله فوق مراتب ذیل قابل مداقه و بحث و بررسی است:

۱–احتمال طرح دعاوی حقوقی بر اساس قراردادهای نفتی و یگانه راه‌حل شرکت‌های اروپایی برای رهایی از آن

انعقاد قراردادهای نفتی معمولاً در مقطع زمانی یک ساله است و خاتمه آن قبل از پایان قرارداد ، دارای تبعات و ضمانت اجرایی حقوقی و قراردادی است . از آنجا که در این موردتحریم یک جانبه از سوی سازمان ملل متحد و شورای امنیت آن تصویب و ابلاغ نشده است، بنابراین از موارد اضطراری مطلق طرفین قرارداد محسوب نمی‌شود و بحث اختتام بدون ضمانت اجرای قراردادی و حقوقی از سوی ایران قابل تأمل و بررسی و ارجاع به مراجع صالحه بین المللی قراردادی است.
بنابراین با توجه به احتمال استفاده از این رویکرد توسط هر یک از طرفین ایرانی و اروپایی و ارجاع احتمالی دعوا به مراجع صالحه و منافع و مضار قراردادی،در عمل حل این مساله تا پایان مدت قرارداد به راحتی ممکن نیست. به همین دلیل به عنوان تنها راه‌حل عملی، درخواست معافیت از تحریم توسط شرکت های اروپایی نفتی با استفاده از راه حل ساده استثنائات بعنوان راه حل عملی حل مساله طرح دعوا در برابر منافع و هزینه های احتمالی آن توسط خریداران قبلی اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد .
مصداق عملی این مساله استثنا شدن شرکتهای بی.پی ، اِنی و استات اُیل از این بند تحریم در این مقطع وبه جهت فوق با ارائه درخواست آن به اتحادیه اروپا است .
لذا با اجرای این امر اجرای بند توقف خرید از قرادادهای کنونی در ۶ ماهه آتی دچار چالش‌های عملی خواهد شد.

۲- دشواری قابل توجه جایگزینی نفت ایران

نکته بعدی کیفیت نفت ایران و تفاوت آن با ارائه کنندگان مدعی و تضمین کننده از میان دیگر اعضای اُپک خواهد بود .
بیش از50 پالایشگاه‌ها در جهان از نفت ایران استفاده می‌کنند. جایگزینی عملی نفت با این کیفیت با نفت قابل ارائه دیگر فروشندگان به همان نحوه و فرمول با توجه به روند مستمر قبلی صدور نفت به این پالایشگاه‌ها و استفاده از آن و همچنین فرسودگی پالایشگاه‌های اروپا در برابر ساخت پالایشگاه‌های جدید در دیگر نقاط دنیا درکنار انعطاف ناپذیری در برابر این مشکل به صورت مستمراگر چه در کوتاه مدت ادعای جایگزینی صرف نفت ایران را اجرایی نشان می‌دهد، اما در بلند مدت جایگزینی آن را صرف نظر از ایرادات دیگر که به لحاظ فنی و کیفی قابل تأمل و جدی به نظر می‌رسند، از نظر تبدیل و ارائه آن توسط دیگر بازیگران نفتی یعنی فروشندگان دشوار خواهد نمود .

۳-پیچیدگی بازار معاملات نفت از نگاه خریداران

نکته مهمی که در این تصمیم مورد کم توجهی قرار گرفته است پیچیدگی بازار نفت از نظر حجم معاملات وگستردگی جغرافیایی بازاردر سطح جهان از نگاه خریداران بدون در نظر گرفتن فرض عملی رفتارهای احتمالی، حقیقی و ممکن بازیگران فروشنده است.
به یاد داشته باشیم گفته می‌شود کشور عربستان با ظرفیت 2.5 میلیون بشکه قابلیت افزایش تولید و رزرو را برای جایگزینی نفت ایران در اختیار دارد. صرف نظر از کیفیت نفت قابل ارائه و امکان عملی عرضه فیزیکی آن که به جز منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز عملا راه عبوری قابل اتکایی ندارد، نکته مهم دیگری درباره ظرفیت تولید نفت عربستان وجود دارد که قابل چشم‌پوشی نیست.
در واقع بدون توجه به وضعیت بحران های منطقه ای و جهانی که با عنوان بیداری در کشور های عربی به ویژه کشورهای تولید کننده نفت در جریان است وبدون توجه به تحولات سریع و روزانه‌ای که عملاً در این عرصه صورت می پذیرد نمی‌توان مساله توانایی عربستان در جبران نفت تولیدی ایران را بدون نگاه جامع تحلیل واقعی کرد.
مثال این امر را می‌توان در بحران کشور لیبی و نقش عربستان در جبران خروج قبلی لیبی از بازار نفت در آن مقطع زمانی جست‌وجو کرد.
درواقع از یک سو در شرایط کنونی تضمینی درباره استمرار و تغییر در بحران های دیگر منطقه ای وجود ندارد و از سوی دیگر وضعیت شکننده یورو در اروپا و اقتصاد ضعیف برخی کشورهای اروپایی توان تحمل بحران دیگری را علاوه بر بحران ناشی از تحریم نفت ایران ندارد چنانکه در چنین شرایطی و در صورت کاسته شدن از توان تولید هر یک از دیگر کشورهای تولید کننده نفت هیچ منبع مطمئنی برای جبران آن وجود ندارد. این وضعیت، استفاده مطلق از ذخیره و رزرو عربستان را با احتمال های نزدیک به یقین ذکر شده در کنار عدم وجود هیچ جایگزین دیگری در تولید نفت دنیای امروز با این حجم را در صورت ایجاد مناقشه ای دیگر و با فرض ایجاد بحران برای ایران،جایگزینی نفت ایران توسط عربستان در بلند مدت امری خطرناک ، با ریسک بالا و تقریباً غیر منطقی و غیر عملی با وضعیت موجود می نمایاند .

۴- مسائل ژئوپولتیک مرتبط با عبور نفت از تنگه هرمز

مسأله بعدی امکانات ژئو پولیتیک و امکان عملی جایگزینی عبور نفت از محلی غیر از خلیج فارس و تنگه هرمز بطور فرضی خواهد بود . در صورت افزایش بحران از بازه سیاسی کلامی تا بحران فرضی عملی احتمالی، ظرفیت کشور های عربی برای جایگزینی انتقال حجمی بیش از یک سوم نفت جهان، بجز آبراهه تنگه هرمز به وسیله لوله های نفتی ادعایی از مراجع دیگر جنوب خلیج فارس با دو مانع رو به روست:
1 ) عدم تکمیل کنونی لوله های نفتی مورد ادعا حداقل در کوتاه مدت بعنوان مانعی در برابر جهش ناگهانی قیمت نفت ناشی از بحران فرضی خلیج فارس.
2) ظرفیت محدود حمل با این لوله ها ,چنانکه به فرض تکمیل کامل و راه اندازی با آخرین ظرفیت به طور مستمر حجم غیر قابل مقایسه ای حداکثر بالغ بر 20 % ظرفیت کنونی نفت قابل انتقال ازخلیج فارس را خواهد داشت.
بنابراین این امر با اثر روانی ایجاد شده و تنافی با ظرفیت عملی این انتقال لاجرم به افزایش تصاعدی قیمت نفت جدای از بحران سیاسی فرضی منتهی خواهد شد و ادعای پایدار نمودن بازار نفت را در تقابل تأمل برانگیزتری به چالش خواهد کشید.


۵- فشار تا آستانه اشباع

نکته دیگر قاعده روانی فشار تا آستانه اشباع است که تاثیر آن به اعمال فشار و عدم فایده مندی آن منجر خواهد شد.
بنابراین با بالا بردن حجم تحریم ها عملاً سیاست‌های ادعایی اتحادیه اروپا یعنی نگاه به تحریم بعنوان وسیله ای برای مذاکره مؤثر با هر نیت و مقصودی، اثر بخشی این وسیله را بنا بر قاعده فوق و رویه عملی آن در برابر ایران و پاسخ های دریافتی از آن در مراحل قبل با چالش جدی روبرو خواهد نمود .

۶-بازیگران ثالث مساله تحریم نفت

به نظرمی‌رسد تحریم نفت ایران اثرمهمی بر بازیگران خارج ازتحریم که بصورت فروشنده یا واسطه به عنوان استفاده کننده از قطعنامه صادره در جهت جبران تصمیم در برابر اروپا خواهد داشت و نقش جدیدتری را در جهت یافتن منفعت بیشتر به این بازیگران خواهد بخشید .
با توجه به مراتب فوق،قدرت چانه زنی روسیه به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت درجهان و مهمترین تأمین کننده گاز اروپا، یک نقش انحصاری به این کشور در جهت تعیین شرایط جایگزین احتمالی نفت ایران خواهد بخشید .
به عبارت دیگر بازی با کارت ایران برای اتحادیه اروپا در برابر روسیه منتهی به اتکای بیشتر اروپا به این کشور خواهد شد.
از سوی دیگر با افزایش ناگزیر قیمت جهانی نفت،ایران با پیدا کردن خریداران جدید یا درخواست خرید اضافه از مشتریان سابق مثل چین و هند که اظهار تمایل به خرید افزونتری نموده‌اند را با دادن تخفیف احتمالی دنبال خواهد کرد. در برابر این افزایش قیمت جهانی ناشی از تصمیم‌گیری درباره تحریم نفت ایران، اتحادیه اروپا به طور عملی نفت ایران را با واسطه و قیمت بیشتری خواهد خرید و در این حال واسطه گران نیز سود بیشتری خواهند برد .
بنابراین هدف غائی قطعنامه اتحادیه اروپا به دلیل ایجاد چرخه ناشی از شرایط ایجاد شده جدید با هدف تحریم خرید نفت ایران نیز عملی نخواهد شد .

ب ) بعد داخلی :
به هر روی با فروش نفت با قیمت بالاتر، از آنجا که بر اساس قواعد واضح اقتصادی در بحث واردات کالا و خدمات وارد شده به کشور،این امر از قاعده انتقال تورم به کالا در کشور وارد کننده نیز تبعیت خواهد نمود. با توجه به وضعیت نرخ ارز در کشور و نوسانات اخیر آن، افزایش قیمت نفت در تولید کالا و خدمات با استفاده از مواد و کالاهای اولیه وارداتی و نیز واردات کالاهای ساخته شده بی اثر نخواهد بود.
امادر جهت مقابله با این امر می‌توان گفت استفاده بیشتر از ظرفیت ساخت داخل کالاهای مربوطه ، افزایش سرعت بومی سازی تکنولوژی در صنعت نفت و صنایع دیگر عواقب این تصمیم را کمرنگ خواهد نمود .
تقسیم عواقب این قطعنامه در برابر یک ایران در مقابل 27 کشور از تقسیم فشار ناعادلانه آن برطرفین حکایت خواهد داشت. قطعاً افزایش سرعت بومی سازی تکنولوژی، فرصتی برای استفاده از این فشار تحمیلی در برابر میل به سمت کاهش وابستگی خواهد بود و در عین حال نقش آن را در ایجاد دست انداز اقتصادی محدود در کشورغیرقابل انکار نشان می‌دهد .


سید پیام بطحایی
نماینده تام‌الاختیار حقوقی سابق وزیر نفت در امور نفت

پینوشت و مآخذ ؛
1- سایت اتحادیه اروپا و مصاحبه خانم کاترین اشتون ریاست سیاست خارجی اتحادیه اروپا23 /01/2012؛به زبان انگلیسی.
2- سایت پانانیوز – توافق عربستان با اسپانیا برای تحریم ایران 04/11/90 ؛
3- مصاحبه آقای النعیمی وزیر نفت کشور عربستان با شبکهCNN مبنی بر امکان جایگزینی نفت ایران در بازار جهانی نفت ؛به زبان انگلیسی.
4- همان مآخذ شماره 1 ؛
5- سایت خبر آنلاین -اینفوگراف سهم خرید نفت اروپا 04/11/90 و سایت اتحادیه اروپا مآخذ 1 ؛
6- بررسی حقوقی اثرات تحریم های سازمان ملل و تحریم های اروپا ؛ (جزوه ) ؛ نگارنده ؛
7- سایت نفت نیوز ، مصاحبه با آقای سیف اله جشن ساز 26/10/90 ؛
8- همان مآخذ شماره 3 ؛
9- همان مآخذ شماره 3 ؛
10- خبرگزاری فارس– هند آمادگی خرید بیشتر از نفت ایران را دارد 04/11/90 ؛
11- خبرگزاری فارس– سیاستهای ارزی –دکتر مسعود میرکاظمی 26/10/90  


یکی دیگر از شاگردان آیت‌الله مصباح نیز از تهران کاندیدا می‌شود

محمود دهقانی مدیر مسوول و سردبیر هفته نامه پرتو سخن به توصیه بعضی از اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری احتمالا حوزه انتخابیه خود را از استان یزد به‌منظور کاندیداتوری انتخابات مجلس نهم به شهر تهران منتقل می کند.

به گزارش رجانیوز، وی که از شاگردان قدیمی آیت الله مصباح یزدی است، عضو شورای علمی مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری بوده و سوابق علمی و اجرایی متعددی را از جمله:

-عضو ستاد تلفیق برنامه پنجم توسعه کشور

-مدیر گروه اقتصاد مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما

-عضو مدعو شورای عالی تدوین برنامه پنجم توسعه کشور-

عضوکارگروه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت-

عضوکمیسیون فرهنگی و اجتماعی برنامه پنجم-

عضو هیات منصفه دادگاه مطبوعات

-عضو بسیج اساتید دانشگاه های کشور (جانباز جنگ تحمیلی)

- عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در رشته اقتصاد

- گواهی پایان دوره آموزشی سطح چهار (دکتری)

- عضو شورای علمی گروه اقتصاد موسسه امام خمینی (ره)

- رئیس شورای مرکزی خانه مطبوعات استان قم

- عضو منتخب مطبوعات استان قم در شورای فرهنگ عمومی

- تدریس در دانشگا های مختلف تهران

- عضو انجمن علمی اقتصاد اسلامی

- عضو کار گروه فلسفه اقتصاد را در کارنامه خود دارد.

حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی، حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر ناصر سقای بی‌ریا، حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر سید محمود نبویان و حجت‌الاسلام و المسلمین روانبخش نیز از اساتید و اعضای هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی هستند که از تهران برای انتخابات مجلس نهم کاندیدا شده‌اند و در لیست جبهه پایداری قرار خواهند گرفت.


هشدار جدی مجلس ایران به اتحادیه اروپا

سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس ضمن هشدار به اتحادیه اروپا گفت: ورود به جنگ نفتی با ایران، اتحادیه اروپا را به زانو در‌می‌آورد چرا که ایران اجازه صدور یک قطره نفت را هم نخواهد داد.

 سید عماد حسینی سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به تحریم نفت کشورمان توسط اتحادیه اروپا گفت: جمهوری اسلامی ایران به عنوان سومین کشور دارای مخازن عظیم نفتی در جهان، قطعاً نمی‌تواند از معادلات انرژی جهان حذف شود.
 
وی در این زمینه افزود: بازی با سومین قدرت نفتی جهان، بازار معاملات نفت و انرژی جهان را تحت تأثیر مستقیم قرار می‌دهد و اروپا نیز از این تأثیرات شدید در امان نخواهد بود.
 
سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس تصریح کرد: مجلس شورای اسلامی درصدد تصویب طرحی است که براساس آن ایران صادرات نفت به اتحادیه اروپا را متوقف خواهد کرد، اقدامی که در گام اول سه کشور ایتالیا، اسپانیا و یونان را به عنوان واردکنندگان عمده نفت ایران، فلج خواهد کرد.
 
حسینی اضافه کرد: ایران قدرتمند است و با تحریم نفت کشورمان توسط اروپایی‌ها، فقط اتحادیه اروپا متضرر می‌شود چرا که ایران با این کار به راحتی می‌تواند تسلط نفتی خود بر منطقه و خاورمیانه را افزایش دهد.
 
وی همچنین تأکید کرد که متضرر اصلی جنگ نفتی ایران و اتحادیه اروپا قطعاً اروپا خواهد بود چرا که این کشورها دچار چالش‌های فراوان داخلی هستند و با قطع‌شدن صادرات نفت ایران به این اتحادیه، فشارها و بحران‌های داخلی در اتحادیه اروپا افزایش خواهد یافت.

چاه‌های نفت ایران، چاه‌های بدر پیروزی

 
با همه کش و قوس‌ها و تهدیدها و رجزخوانی‌های طرفین، سرانجام تحریم صادرات نفتی ایران توسط اتحادیه اروپا به تصویب رسید و اروپایی‌ها طبق آنچه تصویب کرده‌اند، پس از گذشت این شش ماه، دیگر خریدار صادرات نفتی ایران نخواهند بود. این تحریم از جمله اهرم‌های فشاری است که اتحادیه اروپا برای آنچه که وزیر امور خارجه انگلیس «توجیه ناپذیری فعالیت‌های هسته‌ای ایران» می‌نامد، اعمال کرده است؛ گرچه بی‌هیچ تحلیل اضافه‌ای، استثنا شدن شرکت انگلیسی «بریتیش پترولیوم» و نیز همان تبصره این مصوبه، برای آنکه فهمیده شود که آیا این تحریم، فقط اعمال فشار بر ایران است یا اینکه اعضای اتحادیه اروپا نیم‌نگاهی هم به فشاری که بر اقتصاد خودشان وارد خواهد شد، داشته‌اند، کفایت می‌کند. تبصره‌ای که می‌گوید اگر این تحریم‌ها تأثیر منفی قابل‌ملاحظه‌ای بر اقتصاد اروپا بگذارد، آن را لغو خواهند کرد!

عملیات روانی با نفت
تحریم نفتی ایران، بیشتر از آنکه یک گروکشی اقتصادی برای پیشبرد هدفی سیاسی و اقدامی عملی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به تن دادن به خواسته‌های غیرمنطقی اروپا و امریکا باشد، یک واکنش روانی و یک عملیات روانی برای توجیه اذهان عمومی دنیا در قبال ایرانی است که اروپا و امریکا آن را تهدیدی برای صلح و امنیت منطقه توصیف کرده‌اند. اذهانی که حتماً این سؤال را از سران امریکا و اروپا دارند که اگر این ایرانِ جهان سومی! تا این حد مخل امنیت جهانی است، چرا دست روی دست گذاشته‌اید و با آنها برخورد نمی‌کنید؟! اروپایی‌ها حتی اگر اقتصادشان آسیب ببیند، حتی اگر از رهگذر این تحریم، وابستگی شان به روسیه بیشتر شود و مجبور شوند نفت را گران‌تر از روسیه بخرند، اما مجبورند خود را به اذهان عمومی مردمشان بباورانند! از سویی امریکایی‌ها و اروپایی‌ها امیدوارند که این عملیات روانی به نارضایتی مردم ایران از حکومت جمهوری اسلامی بینجامد؛ خیال خامی که ۳۳ سال است در سر دارند و خود دیده‌اند که هیچ‌گاه به مرز پختگی نرسیده است اما باز از این سوراخ گزیده می‌شوند!
آدرس غلط جریان انحرافی

از اتحادیه اروپا بگذریم. موضوع ما در این نوشتار اروپایی‌ها نیستند. موضوع اصلی همین جا داخل مرزهای ماست؛ ما و نفت و اقتصاد و سیاست و واکنش‌هایی که هست و باید باشد و سیگنال‌هایی که برخی دوستان (دوستان؟!) از همین داخل برای آن طرف آبی‌ها می‌فرستند و اینکه آیا امروز روز، ایران شعب ابیطالب شده و مردم از فرط گرسنگی سنگ به شکم بسته‌اند یا اینکه پیروزمندانه مژده فتح بدر و خیبر را مرور می‌کنند؟

واقعیت پیش روی ما می‌گوید هستند کسانی که دلشان می‌خواهد تصویر نمایش داده شده از فضای اقتصادی ایران، همان شعب ابیطالب صدر اسلام باشد که سه سال پیامبر و یارانش را در هنگام محاصره اقتصادی‌شان توسط کفار قریش در خود جای داده بود. برخی علنی همین را هم گفتند، یعنی رسیدند یا رسانده شدند! به این تحلیل سیاه که ما اکنون در شرایط شعب ابیطالب هستیم و آن را بر زبان هم آوردند! این برخی که می‌گویم، از همین داخل ایران حرف می‌زنم. از همین‌هایی که در خیالشان است که با گرو گرفتن اقتصاد و بی‌ثباتی در بازار ارز و طلا و دادن آدرس غلط، تحریم‌ها را دلیل این بی‌ثباتی معرفی کرده و مذاکره با امریکا را به عنوان تنها گزینه حل مشکل، به نظام تحمیل کنند. در مرحله بعدی هم باید سایت‌های هسته‌ای مان را ببندیم لابد و هر چه را که هست، بار کشتی، پیشکش شیطان بزرگ کنیم!

دهقان، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با مهر، صریحاً به این افراد اشاره می‌کند: «جریان مرموز انحرافی قصد دارد خواست خود مبنی بر مذاکره با امریکا را با نابسامان کردن بازار ارز و سکه به عنوان تنها راه‌حل برای برون‌رفت از وضعیت مشکل اقتصادی به مسئولان ارشد نظام القا کند.» همین محتوا را سروری، رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس نیز بیان می‌کند: «جریان مرموز انحرافی در تلاش است که بازار ارز و طلا را با تنگ کردن عرصه معیشتی بر مردم دستاویزی برای فشار بر مدیریت کلان نظام جهت اتخاذ تصمیمات در زمینه مذاکره با امریکا قرار دهد.»

جریان انحرافی، بازار ارز و سکه، فشار بر مسئولان ارشد نظام و مذاکره با امریکا کلیدواژه‌های این اخبار است. یعنی آنکه همپای اروپا، جریان انحرافی هم با گروکشی اقتصادی می‌خواهد اهداف سیاسی‌اش را پیش ببرد. در این میان البته آنچه هم که مهم نیست، منافع ملی است دیگر! دیر نیست که این دستانی را که با دست دشمنان این ملت در یک کاسه هستند، خود این ملت قطع کنند.

در سرزمین بدر
واقعیت دیگر که البته در کلام هوشمندانه حضرت آقا جاری شد، آن است که ما اینک در شرایط شعب ابیطالب نیستیم. ما از تحریم‌ها و محاصره اقتصادی‌ها و فشارهایی این چنین گذشته‌ایم. خیلی وقت هم هست که گذشته‌ایم و پیروزمندانه و عزت‌مند هم گذاشتیم. نهایت آنکه دوران جنگ تحمیلی را بتوان دوره محاصره اقتصادی مردم ایران در شعب ابیطالب دانست، اما شعب ابیطالب گذشت و مسلمین در مدینه حکومت تشکیل دادند؛ روی پای خودشان ایستادند و مهاجرین را هم با آغوشی باز پذیرفتند و این بار، در تنش اقتصادی دیگر در پی مصادره اموال مهاجرین توسط کفار مکه، این مسلمین بودند که در کمین کاروان تجاری بزرگ اهل مکه نشستند و سرانجام هم با همه در اقلیت بودن، پیروز از میدان جهادی که در منطقه بدر، فتح را در زمین و آسمان برایشان رقم زده بود، بازگشتند. این روزها مردم ایران در چنین شرایطی هستند. طرفین معادله ایرانی‌ها هستند که می‌چینند و اروپایی‌ها باید باهوش‌تر از آن می‌بودند که سرنوشت مردمشان را در این بحران اقتصادی روزافزون به طناب پوسیده کینه دیرینه امریکا از جمهوری اسلامی گره بزنند و در چاه نفت بیفتند!

در موضع انفعال نیفتیم
همه قصه اما مردم نیستند. در این میانه اقداماتی هم هستند که در توان مردم نیست و لازم است مجلس و دولت همپای خواسته‌های مردم زودتر واکنش درخور به این تحریم را نه فقط در ادبیات و در قالب جنگ روانی، بلکه در عمل اتخاذ کنند. تحریم صادرات نفتی ایران از شش ماه دیگر توسط اعضای اتحادیه اروپا اعمال می‌شود؛ یعنی در زمانی که فصل سرما و اوج احتیاج به انرژی گذشته است. آنچه لازم است آنکه دولت ایران از هم اکنون صادرات نفتی خود را به اعضای اتحادیه اروپا قطع کند. نباید در این موضع انفعال بیفتیم که منتظر باشیم تا اروپایی‌ها برایمان تصمیم بگیرند که چه بکنیم و چه نکنیم!

از سویی لازم است تا واردات محصولات اروپایی به ایران متوقف شود. لازم است شرکت‌های اروپایی طعم دخالت و سنگ‌اندازی دولت‌هایشان در دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز را بچشند و از ضرر آن بی‌بهره نمانند!

امر دیگری که لازم است در دستور کار مسئولان قرار بگیرد، تعطیلی شعب شرکت‌های اروپایی در داخل ایران است؛ اتفاقی که هم عزت ما را حفظ خواهد کرد و هم تضمینی بر پیروزی مان در جنگی است که این بار نه در کنار چاه‌های بدر که در جوار چاه‌های نفت جمهوری اسلامی ایران در حال روی دادن است.


عکسی جالب از احمدی نژاد،لاریجانی و باهنر


اظهارنظر 2 پهلوی هاشمی رفسنجانی

به گزارش جهان به نقل از ایسنا، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در مراسم سوگواری حضرت رسول اکرم(ص) و امام حسن مجتبی(ع) و نیز شهادت جانگداز امام هشتم، امام رضا(ع) در جمع علما و روحانیون و مدیران و کارکنان مجمع تشخیص مصلحت نظام، روزهای پایانی ماه صفر را ایام مصائب بزرگ مسلمین جهان به خصوص جهان تشیّع خواند و با اشاره به رسالت بزرگ انبیای الهی و ائمه معصومین(ع) گفت: آگاهی و روشنی‌بخشی نسبت به جهل و خرافات و نیز تأسیس مدینة‌النبی اولین رسالت رسول اکرم(ص) بود.

وی ادامه داد: اگرچه انبیای الهی و ائمه معصوم موظف به ابلاغ وحی و هدایت جامعه از ظلمت، خرافات و ناآگاهی بودند، موفقیت و به نتیجه رسیدن رسالت بزرگان دین در پرتو پذیرش و اقبالی بود که مردم به این بزرگواران داشتند و اگر این اقبال و درخواست از سوی مردم نبود، اسلام، اعتقادات و اخلاقیات نیز رشد و توسعه نمی‌یافت.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مناقب و فضائل اهل بیت(ع) به خصوص حضرت علی(ع) و فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبی(ع)، به روزهای پایانی عمر پربرکت حضرت رسول(ص) و نگرانی‌های ایشان نسبت به آینده امتش اشاره کرد و با تأکید بر آیات قرآن کریم و روایات معصومین(ع) اتکاء به مردم را مبنای اسلام و گسترش آن خواند و تأکید کرد: ترویج و تبلیغ اسلام مبتنی به زور نبود و پیامبر گرامی اسلام آن‌قدر نزد مردم محبوبیت داشتند و عزیز بودند که مؤمنین نمی‌گذاشتند آب وضوی ایشان به زمین بریزد و واضح است در این فضا برای پذیرش و گسترش اسلام و قرآن نیازی به توسل به زور نبود.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به مصائب و مظلومیت‌های امام دوم شیعیان، بی‌وفایی اهالی کوفه و عدم همراهی آنان با امام مجتبی(ع) را یکی از دلایل مهم صلح آن حضرت خواند و گفت: امام حسن(ع) حتی برای نبرد با معاویه سپاه آماده و راهی کرده بود، اما وقتی دید مردم همراهی نمی‌کنند، مصلحت را به حفظ کیان اسلام دید و مجبور به پذیرش صلح شد.

وی با اشاره به گسترش روزافزون اسلام و مسلمانان در جهان، وظیفه آگاهی‌بخشی بزرگان دین و ابلاغ رسالت توسط آنان را مورد تأکید قرار داد و گفت: برای برپایی حکومت اسلامی، اگر مردم پا به میدان گذاشتند و بر پیمان خود استوار ماندند، کار به سامان می‌رسد، ولی اگر مردم همراهی نکردند چنین وظیفه‌ای از دوش ائمه علیهم‌السلام نیز برداشته می‌شود.


ازطیف مشایی چه کسانی ردصلاحیت شدند؟

یک سایت نزدیک به جریان مشایی و احمدی نژاد از رد صلاحیت شماری از نامزدهای نزدیک به این جریان خبر داد.

شبکه ایران وابسته به روزنامه ایران در خبری، افراد زیر را جزو رد صلاحیت شدگان نزدیک به این جریان متبوع خود معرفی کرده است. بهمن شریف زاده، عباس امیری فر، فرید اجلالی، حنیف حسین ستاریان، منوچهر عسگری، شکر الله عطارزاده، عبدالله ساور، اصغر بالسینی، قهرمانی چابک، اسماعیل محروقی، محمد بدیع زاده، جعفر جمشیدی راد، حسین عادلی، محمد پیران، فضایل تقی لو، رسول خضری، محمدرضا تقوی فر، شمس، فیاضی، آتنا آل یاسین، هومن اسدی کیا، امیرحسین ستاریان، فاطمه آجرلو، حسین سالاری و حسین رئیسی.


نظر فراستی درباره جایزه فرهادی

مسعود فراستی منتقد فیلم در یادداشتی نظر خود را درباره اعطاء جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی‌زبان به «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی بیان کرد.

مشرق: مسعود فراستی منتقد فیلم در یادداشتی نظر خود را درباره اعطاء جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی‌زبان به «جدایی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی بیان کرد.

 متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید.
 
1- این طبیعی است که وقتی یک ایرانی در سطح جهانی به موفقیتی نائل شود، همه از آن خوشحال شوند. به خصوص در شرایط فعلی که فشار روز افزون و تحریم‌های سنگیم غرب علیه ما ادامه دارد.
 
2- این جایزه مهم سینمایی و حتی اسکار هر چند برای فروش فیلم و معروف‌تر شدن فیلمسازش موثر است، اما مسیر سینمای ما را تغییری نمی‌دهد. این نظر که این فیلم ما را به سطح و استاندارهای سینمای جهان می‌رساند، توهمی بیش نیست. بر این نظرم که همه جوایز معتبر و نامعتبر بین‌المللی‌فیلم های ما متعلق به فیلم‌ها و فیلمسازان‌شان است و نه سینمای ایران.
 
3- جشنواره‌های هنری و سینمایی فرنگی را عمدتا سیاسی می‌دانم - برخلاف رقابت‌ها، مسابقات و جوایز جهانی علمی و ورزشی - از همین رو به آن‌ها و جوایزشان اعتقادی ندارم. این جشنواره‌ها برای خودشان خوبند و در راستای اهداف و مصالح ملی‌شان.
 
4- همچنان بر این نظرم که «جدایی...» فیلم خوبی نیست. علت موفقت‌های جهانی آن را نیز دو دلیل عمده می‌دانم.
 
اول - ضعف و آشفتگی و بحران تفکر در سینمای امروز جهان، آخرین آثار فیلمسازان مطرح جهان از جمله ترنس مالیک، لارس فون‌تریر، پدرو آلمودوار، برادران داردن و فیلم‌های سطحی دیگر گواه این ادعاست.
 
دوم- «یک جدایی»، تصویر بی‌خطر و نوعا اگزوتیک مدرنی است از جامعه شهری مملو از دروغ و توجیه دروغ برای حفظ خود؛ و تشویق به مهاجرت، با دوربینی ادایی و بی‌هویت اما به ظاهر امروزی. این تصویر جهان سومی در راستای نگاه غربی‌ها به ماست از همین زاویه است که آن را نماینده شایسته سینمای ایران نمی‌دانم.
 
5- این جمله یکی از مسئولان سینمایی را که «اگر «جدایی...»، جایزه نگیرد عداوت آمریکا با ما را نشان می‌دهد»، نمی‌فهمم. حالا که جایزه گرفته، نشان عدم عداوت آمریکا با ماست؟ شوخی نمی‌کنید؟
 
6- امیدم این است که این جوایز، فیلمسازان ما را نفریبد و فیلم‌هایشان مماس با خود و جامعه‌شان باشد نه مماس با دیگران.


ناگفته‌های دختر شهید لاجوردی از پدر/ هاشمی در دهه 60 هم برای مسئله‌دارها توصیه‌ن

متن کامل  این گفت‌وگو که به ناگفته‌هایی از شهید بزرگوار سید اسد الله لاجوردی اختصاص دارد، در ادامه آمده است:

ابتدا معرفی کوتاهی از خودتان داشته باشید.

زهره سادات لاجوردی هستم. در دوران قبل از انقلاب خانواده‌ای بودیم که پدر سوابق مبارزاتی زیادی داشتند و از همان دوران کودکی ما، ایشان سالیان سال را در زندان سپری کردند. شهید بهشتی برنامه‌های خاصی را برای خانواده‌های زندانیان سیاسی تدارک دیده بودند تا این خانواده‌ها هم از نظر سطح آگاهی و بینش سیاسی ارتقا پیدا کنند و ما دوره‌هایی را به شکل اردو می‌گذراندیم و لذا از سال‌های کودکی، یعنی 7، 8 سالگی در این اردوها شرکت می‌کردم و تا پیروزی انقلاب هم ادامه داشت.

این برنامه‌ها باعث شده بود که ما با مبارزات و فعالیت‌های سیاسی آشنا شویم، هر چند سنم کم بود، ولی دقیقاً در جریان مبارزات قرار می‌گرفتیم و این موضوع باعث شده بود که در جلسات سیاسی‌ـ‌ مذهبی شرکت کنیم. بعد از اینکه به دوران نوجوانی رسیدیم، در توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای حضرت امام(ره) حضور داشتیم و سعی می‌کردیم اولاً خودمان در جریان قرار بگیریم و بعد هم از طریق توزیع آنها مسئولیتی را که بر عهده‌مان بود انجام بدهیم. بعد از انقلاب، دوره دبیرستان را طی می‌کردم و فعالیت را در دبیرستان دخترانه علوی ادامه دادم. آن روزها اوج فعالیت منافقین بود. با توجه به اینکه منافقین، به‌خصوص در دبیرستان ما بسیار فعال بودند، ما هم با تهیه یک روزنامه‌دیواری به نام «روشنگر» در مقالاتی که با کمک و همراهی پدر می‌نوشتم و در حقیقت مضمون آن پرده‌برداری از چهره و تفکر سازمان منافقین و به نقد کشیدن کتاب شناخت آنها بود، همین مسئله باعث شده بود بچه‌هایی که جذب این سازمان شده بودند، می‌آمدند و سئوال می‌کردند و ما در کلاس‌های درس، بحث و مناظره را راه انداخته بودیم.

این به سال‌های 58 و 59 برمی‌گردد؟

بله، همین باعث شد بعد از اینکه خانه‌های تیمی کشف شدند، در بسیاری از اسنادی که از آن خانه‌های تیمی به دست آمدند، فعالیت‌های منافقین در مدرسه علوی را نشان می‌دادند. پس از ازدواج حدود 13 سال در منزل بودم و فعالیت اجتماعی خاصی جز شرکت در جلسات درس و بحث نداشتم و مطالعاتم را ادامه می‌دادم. در سال 74 وارد دانشگاه شدم.

چه رشته‌ای؟

رشته الهیات، گرایش علوم قرآنی و حدیث در دانشگاه آزاد قلهک. البته در سال 72 در حوزه علمیه جامعة‌الزهرا به شکل غیرحضوری درس خواندم. در آنجا مدرک سطح یک را گرفتم، اما مدرک سطح دو را به دلیل اینکه با تحصیلاتم در دانشگاه هم‌زمان شد، نگرفتم، چون امتحانات آنجا و دانشگاه با هم تداخل داشت. در سال 78 مدرک لیسانس را گرفتم و بلافاصله در دانشگاه سراسری اصول دین قبول شدم. در آنجا فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی را ادامه دادم. در سال 81 مدرک کارشناسی‌ ارشد را با درجه عالی از دانشکده اصول دین گرفتم. عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشدم «دشمن‌شناسی از دیدگاه علی(ع) و راه‌های مقابله با آن» بود. از نیمه دوم سال 81 در دانشگاه آزاد مشغول تدریس شدم.

در همان رشته؟

بله، در رشته الهیات. تا سال 84 در آنجا به تدریس ادامه دادم و به دلیل جوّی که در آن دانشگاه به وجود آمد و خیلی متناسب با امثال ما نبود، دانشگاه آزاد همکاری‌اش را با ما قطع کرد، اما از سال 82 در دانشکده اصول دین شروع به تدریس کردم که تا به حال ادامه دارد. درس‌هایی مثل نهج‌البلاغه، علوم قرآن، فلسفه، منطق و... را تدریس می‌کنم.

از فعالیت‌های دیگرم دبیر کمیته علمی بنیاد ایثار و تلاش هستم که در مورد ارتقای بینش سیاسی و فرهنگی زنان فرهیخته ایثارگر فعالیت می‌کند. عضو هیئت مؤسس انجمن همبستگی دختران جوان هستم که سرکار خانم آلیا هم یکی از اعضای آن هستند. مدیرعامل انجمن حمایت از خانواده‌های قربانیان تروریسم هستم و فعالیت‌هایی را از سال 86 در مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری دولت نهم و دهم دارم.

در چه مسئولیت هایی؟

ابتدا رئیس دفتر حوزه ریاست، بعد مشاور امور ایثارگران مرکز و بعد در سال 87 مدیر مرکز زنان و خانواده شدم. از سال 89 هم مدیر امور سیاسی‌ـ‌فرهنگی مرکز هستم.

در باره شهید لاجوردی چند سئوال را مطرح می‌کنم. دوستان که به‌جای خود، حتی دشمنان شهید لاجوردی هم نمی‌توانستند ساده‌زیستی ایشان را انکار کنند. ایشان با وجود عناوین و پست‌های مختلفی که بعد از انقلاب داشتند، اما ساده‌زیستی ایشان همواره شهره بوده است. شما به عنوان فرزند ایشان که شناخت عمیق‌تری از ایشان دارید، از این ویژگی پدر بزرگوارتان بفرمایید.

شهید لاجوردی ویژگی‌های خاصی داشتند که یکی از آنها ساده‌زیستی است. ایشان معتقد بودند که رفاه‌طلبی، انسان را از رسیدن به رشد و کمال دور می‌کند. در وصیت‌نامه‌شان خطاب به فرزندان‌شان گفته‌اند اگرچه برای من میسر بود وضعیتی بهتر از آنچه که برای شما فراهم کردم، فراهم کنم، اما به عنوان پدرتان که شما را بیش از هر چیزی ـ‌جز انقلاب‌ـ‌ دوست می‌دارد، صلاح شما را در این ندیدم که شما را به سمت رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی سوق بدهم. البته نقل به مضمون کردم. ایشان خیلی مقید به این مسئله بودند. البته توجه می‌کردند که در این مسئله هم اکراه و اجباری نباشد، یعنی اگر مادر من در این مورد نظر خاصی داشتند ـ‌البته مادر هم خیلی مقید به ساده‌زیستی هستند‌ـ‌، اما اگر اختلاف سلیقه‌ای پیش می‌آمد، هیچ‌وقت این مسئله باعث نمی‌شد که جو خانواده متشنج بشود یا مقابله‌ای صورت بگیرد، اما ایشان در عمل و رفتارشان نشان می‌دادند که از تجملات به‌شدت بیزارند. خودشان به هیچ‌وجه به این سمت نمی‌رفتند و سعی‌شان بر ساده‌زیستی بود و احساس راحتی می‌کردند و برعکس، اگر در جایی تجملات بود، نشان می‌دادند که از قرار گرفتن در چنین وضعیتی به‌شدت ناراحت هستند. ما بچه‌ها هم چون پدر را از اعماق جان دوست داشتیم، سعی می‌کردیم همان‌طوری رفتار کنیم که ایشان دوست دارند و زندگی ما هم به همان شکل باشد و روش ایشان را پیاده کنیم.

یادم هست در مورد ازدواج من که اوایل انقلاب هم بود، من تک‌تک موارد را از ایشان کسب تکلیف می‌کردم که همان‌طور که ایشان می‌پسندند، باشد. ایشان در آن موقع دادستان انقلاب بودند و می‌گفتند کسی که در نظام جمهوری اسلامی پست و مقامی دارد، باید سعی کند برای بقیه الگو و سرمشق باشد و در این شرایط، زندگی ساده‌ای داشته باشد، به همین دلیل مراسم ازدواج ما در سالن مدرسه رفاه بود و به‌رغم اینکه خیلی ساده برگزار شد، بسیار به یاد ماندنی بود و من خودم هم بحمدالله خیلی راضی بودم.

یکی دیگر از ویژگی‌های شهید لاجوردی، قاطعیت ایشان در برخورد با جریانات التقاطی بود و گفته می‌شود سال‌ها قبل از اینکه سازمان مجاهدین در سال 54 اعلام تغییر ایدئولوژیک بدهد، شهید لاجوردی می‌گفتند که اینها یک جریان التقاطی هستند و نهایتاً به درد اسلام و انقلاب نخواهند خورد. 30 سال بعد از انقلاب، جریان فتنه پیش می‌آید و باز برخی از خواص، دوپهلو صحبت می‌کنند و قاطعیت ندارند، اما شهید لاجوردی از قبل از انقلاب، این خطوط و مرزبندی‌ها را می‌شناختند و با قاطعیت در برابر آن می‌ایستادند و همواره موضع‌گیری‌های صریح و شفافی داشتند. در این باره هم توضیحی بفرمایید.

به نظرم می‌آید کسی که در زندگی خود یک‌سری اصول و مبانی را قبول کرده باشد و راه برایش روشن باشد، وقتی به تشخیص حق از باطل می‌رسد، اگر دچار چرب و شیرین دنیا نشود و پست و مقام، او را به سمت و سویی نکشاند، با تشخیص حق، فقط حق را بیان می‌کند و پروا و واهمه‌ای از اینکه دیگران چه بگویند، نخواهد داشت. شهید لاجوردی حقیقتاً این‌طور بودند، یعنی وقتی حق را تشخیص می‌دادند، از دشواری و سختی راه به هیچ‌وجه ترس و واهمه‌ای نداشتند و وقتی وظیفه‌شان را تشخیص می‌دادند، به آن عمل می‌کردند. به تعبیر حضرت علی(ع): «لاتَسْتَوْحِشُوا فى طَریقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اَهْلِهِ»(1). ایشان وقتی تشخیص می‌دادند حق چیست، دیگر از کمی افراد و این‌که چه کسی پشتیبانی خواهد کرد یا نخواهد کرد، هیچ واهمه و وحشتی نداشتند، بنابراین همان راه حق را می‌رفتند. الحمدلله در پیروزی انقلاب هم دیدیم که: «کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً»(2). چه بسا تعداد افراد خیلی کم باشد، اما با توجه به انگیزه و هدف والایی که دارند، به هدف برسند و از هیچ مشکلی هم نمی‌هراسند. شهید لاجوردی همت والا، بینش صحیح و بصیرت بالایی داشتند و من فکر می‌کنم برخورداری از بصیرت بالا این‌ بود که وقتی چیزی را حق تشخیص می‌دادند، قاطعانه عمل می‌کردند. البته ایشان برای اینکه به این تشخیص برسند، روی خودشان کار کرده بودند، برنامه‌ریزی داشتند، تهذیب نفس داشتند.

به نظر شما اگر ایشان در قید حیات ظاهری بودند، در برابر فتنه 88 چگونه موضع می‌گرفتند؟

مسلماً اگر ایشان حضور داشتند، به هیچ‌وجه سکوت نمی‌کردند و موضع‌گیری بسیار شفافی داشتند و به روشنگری می‌پرداختند. همان‌طور که در سیره ایشان می‌بینیم که از قبل از انقلاب هم وقتی مسئله‌ای را تبیین می‌کردند و به آن مسئله ورود پیدا می‌کردند، سکوت را جایز نمی‌دانستند و به تبیین آن مسئله می‌پرداختند. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب که در سمت‌ها و پست‌های مختلفی بودند، به هیچ‌وجه ساکت ننشستند. البته ذکر نکته‌ای را لازم می‌دانم که وقتی ایشان در سمت دادستان انقلاب بودند و شورای‌عالی قضایی وقت، ایشان را مجبور به کناره‌گیری کرد، به هیچ‌وجه بهانه‌ای به دست رسانه‌های بیگانه ندادند، یعنی با وجود اینکه شرایط بسیار سختی برای ایشان رقم خورده بود، کسانی بودند که طبق شواهد و مدارک محکم، جرم آنان به عنوان ترور و کشتار محرز بود و حکم اعدام‌شان صادر شده بود، ولی به دلیل فشارها و توصیه‌های عده‌‌ای، ایشان ناچار شدند حکم را تقلیل بدهند. با وجود همه دلخوری‌هایی که ایشان از این توصیه‌نامه‌ها داشتند و در وصیت‌نامه‌شان هم به این موضوع اشاره می‌کنند، هرگز حاضر نشدند بهانه به دست رسانه‌های بیگانه بدهند و با آنها مصاحبه کنند یا به‌نحوی رفتار کنند که مخالفان نظام بتوانند سوءاستفاده کنند. ایشان چون خودشان را وابسته به نظام می‌دانستند، حتی زمانی که حق ایشان پایمال شد، لب باز نکردند. همه افراد خانواده کاملاً احساس می‌کردند که در ماه‌های آخر عمر، دل ایشان واقعاً پر از درد بود، ولی لب به سخن باز نمی‌کردند و حتی در محیط خانواده هم بسیاری از مسائل را بازگو نمی‌کردند.

یعنی منافع نظام را بر منافع خودشان ترجیح می‌دادند.

همین‌طور است. اصل برای ایشان نظام بود و ماندن نظام.

ابهاماتی در باره نحوه ترور ایشان در شهریور 77 و این‌که این ترور از کجا خط‌دهی شد، وجود دارد و این‌که آیا می‌شد از این اتفاق جلوگیری کرد؟

آنچه که محرز بود، کسی که مدتی در دادستانی انقلاب بوده و به اعتراف خود منافقین و دشمنان ما دقیقاً ایشان بود که توانست غائله‌های سال‌های 60 و 61 و ترورهای فراوانی را که در کشور ما انجام می‌شد، به‌سرعت جمع کند، شهید لاجوردی بود، شرایط طوری بود که در تهران حتی هر کسی که ظاهر اسلامی داشت، ترور می‌شد. منافقین به نقش مؤثر شهید لاجوردی این زمینه اعتراف کرده بودند و عقایدشان را علیه شهید لاجوردی علناً در رسانه‌هایشان بیان می‌کردند و عنادشان با شهید لاجوردی چیزی نبود که بر کسی پوشیده باشد. کینه‌ای که آنها از شهید لاجوردی به دل گرفته بودند، امر بسیار روشن و واضحی بود.

شهید لاجوردی با اینکه خود قبول نداشت، اما در پیروزی انقلاب و ادامه آن، فرد بسیار مؤثری بود، اما متأسفانه حفاظت‌ لازم از ایشان صورت نگرفت. ایشان مرتباً از طرف منافقین تهدید تلفنی می‌شد و یا حتی گاهی این تهدیدها به چشم دیده می‌شد. کمین‌هایی که موقع خروج ایشان از منزل می‌کردند، اینها را شاهد بودند و گزارش هم شده بود، اما به نظر می‌آید در مراقبت‌ و حفاظت از ایشان یک‌مقدار کوتاهی شد و چه بسا عده‌ای که در واقع فتنه سال 88 را رقم زدند، برای به وجود آوردن چنین فضایی لازم می‌دیدند که امثال شهید لاجوردی را از سر راه بردارند تا بتوانند به اهداف و نیات شوم خود برسند، بنابراین راه چاره را در این دیدند که ابتدا این‌گونه نیروها را حذف کنند تا نیات شوم خود را به منصه ظهور برسانند.

در این 13 سالی که ایشان شهید شده‌اند، یکی از ویژگی‌هایی که در باره فرزندان ایشان برای همه جالب است، این است که برخلاف عده‌ای از بزرگان دیگری که عده‌ای از آنها در قید حیات نیستند و عده‌ای هم زنده هستند، ایشان فرزندانی تربیت کرده‌اند که الحمدلله در خط پدرشان هستند. علت این امر را در چه می‌دانید؟ ایشان چه ویژگی‌ای داشتند که در مورد فرزندان ایشان اتفاق افتاد، اما متأسفانه در مورد عده‌ای دیگر شاهد عکس این مطلب هستیم.

فکر می‌کنم خانواده شهید لاجوردی و به‌خصوص فرزندان ایشان حقیقتاً ایشان را یک الگوی واقعی برای خودشان می‌دانستند، زیرا سیره تربیتی ایشان از همان کودکی و از وقتی که به یاد می‌آوریم و گاهی که دور هم می‌نشینیم بیان می‌کنیم، به هیچ‌وجه این نبود که اگر امری را نمی‌پسندند، حتی اگر یک مسئله کوچک اخلاقی هم بود، سعی نمی‌کردند آن را با تحکم به فرزندان‌شان بقبولانند، بلکه حتی در همان دوره کودکی هم اگر کاری می‌کردیم که مطلوب ایشان نبود، سکوت می‌کردند، اما ما از چهره ایشان و از نوع نگاه‌شان متوجه می‌شدیم که کار چندان خوبی انجام نداده‌ایم و خودمان می‌رفتیم و پیش‌قدم می‌شدیم و می‌پرسیدیم که اشکال کار ما چه بوده، چون احساس می‌کنیم شما از ما راضی نیستید، ولی هیچ‌وقت تذکر لسانی را به صورت برخورد تند با بچه‌ها نداشتند.

یعنی بیشتر به صورت ضمنی عمل می‌کردند تا صریح.

بله، به‌خصوص در سال‌های آخر حیات‌شان، برادران من که جوان بودند سئوالات زیادی از پدر داشتند که صراحتاً و آزادانه مطرح می‌کردند و ایشان هم با روی باز جواب می‌دادند. هیچ‌وقت حالت تحکمی و اینکه چون من می‌گویم باید این‌طور باشد، نبود. شیوه استدلالی فکر کردن و منطقی بحث کردن را با عمل خودشان به ما آموزش می‌دادند. سوای این‌که ما حقیقتاً دوست داشتیم رضایت پدر را کسب کنیم و شیوه و منش ایشان را می‌پسندیم، به خاطر همین بود که بچه‌ها خیلی به ایشان علاقمند بودند و سعی می‌کردند رضایت ایشان را جلب کنند.

با توجه به کاندیداتوری شما در انتخابات مجلس نهم، برخی گفته‌اند ما از رأی دادن به آقازاده‌ها خیلی خاطره خوشی نداریم، مخصوصاً که خود ما در مجلس هشتم به فرزند یکی از بزرگان رأی دادیم، اما بعداً خیلی پشیمان شدیم. چه تضمینی وجود دارد که فرزندان منتسب به بزرگان با ورود به مجلس و وقایعی که پیش می‌آیند، مواضع‌شان دچار چرخش نشود و کسانی که رأی داده‌اند، احساس خسران نکنند.

این مسئله بسیار مهمی است و خود من هم به این مسئله واقف هستم و برای حضور در این دوره از انتخابات هم حقیقتاً یک دغدغه ذهنی جدی داشتم که یک وقت خدایی نکرده این‌گونه نباشد که ما به‌واسطه انتساب به یک شهید بزرگوار، با حضور خودمان و خدای نکرده اتخاذ مواضعی دقیقاً مخالف خط فکری این شهیدان بزرگ، نه‌تنها کمکی به پیشبرد اهداف انقلاب نکنیم، بلکه باعث لطمه زدن به زحمات شهدا هم بشویم و «خَسِرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةَ»(3) بشویم. امتحان بسیار بزرگ و عظیمی است، به خاطر همین هم خودم حقیقتاً میل باطنی به این امر نداشتم، چون با ورود به چنین عرصه‌‌هایی حساسیت‌ها بیشتر می‌شود. در قرآن هم اشاره شده که همسران پیامبر(ص) به دلیل انتساب به ایشان، مسئولیت مضاعفی دارند، بنابراین هر کسی که به یک بزرگ و یک شهید انتساب دارد، اگر خدا را فراموش کند و بخواهد از آبروی آن شهید در جهت اهداف خدای نکرده مادی و دنیوی خودش استفاده کند و یا بصیرتش دچار اشکال باشد و نتواند درست تشخیص بدهد، مسلماً بدترین لطمه و ضربه را می‌زند و مردم ما هم حق دارند این دغدغه را داشته باشند، چون خیلی از اوقات دیده شده که فردی به‌واسطه انتسابش نتوانسته بصیرت لازم را داشته باشد و موضع‌گیری‌هایی که کرده، باعث شده که وجهه و آبروی آن شهید در معرض خطر قرار بگیرد، هرچند بزرگان و شهدای ما از چنان عظمت و جایگاه والایی برخوردار‌ند که با این کارها ما فقط عِرض خودمان را می‌بریم، ولی به هر حال جایگاه شهدا، جایگاه حساسی است و من از خداوند می‌خواهم که اولاً به ما بصیرت لازم را بدهد، ثانیاً بتوانیم در عرصه‌های حساس تصمیم‌گیری‌، هرگز در اصول انقلاب تخطی نکنیم و همواره این نکته را به یاد داشته باشیم که مسئولیتمان دوچندان است.

وی در این گفت‌وگو درباره ساده زیستی شهیدلاجوردی گفت: ایشان معتقد بودند که رفاه‌طلبی، انسان را از رسیدن به رشد و کمال دور می‌کند. در وصیت‌نامه‌شان خطاب به فرزندان‌شان گفته‌اند اگرچه برای من میسر بود وضعیتی بهتر از آنچه که برای شما فراهم کردم، فراهم کنم، اما به عنوان پدرتان که شما را بیش از هر چیزی ـ‌جز انقلاب‌ـ‌ دوست می‌دارد، صلاح شما را در این ندیدم که شما را به سمت رفاه‌طلبی و تجمل‌گرایی سوق بدهم.

وی با بیان مثالی افزود: یادم هست در مورد ازدواج من که اوایل انقلاب هم بود، من تک‌تک موارد را از ایشان کسب تکلیف می‌کردم که همان‌طور که ایشان می‌پسندند، باشد. ایشان در آن موقع دادستان انقلاب بودند و می‌گفتند کسی که در نظام جمهوری اسلامی پست و مقامی دارد، باید سعی کند برای بقیه الگو و سرمشق باشد و در این شرایط، زندگی ساده‌ای داشته باشد، به همین دلیل مراسم ازدواج ما در سالن مدرسه رفاه بود و خیلی ساده برگزار شد.

زهره لاجوردی در پاسخ به این سوال که اگر شهید لاجوردی در زمان فتنه 88 حضور داشت، چه می کرد، گفت: مسلماً اگر ایشان حضور داشتند، به هیچ‌وجه سکوت نمی‌کردند و موضع‌گیری بسیار شفافی داشتند و به روشن‌گری می‌پرداختند. همان‌طور که در سیره ایشان می‌بینیم که از قبل از انقلاب هم وقتی مسئله‌ای را تبیین می‌کردند و به آن مسئله ورود پیدا می‌کردند، سکوت را جایز نمی‌دانستند و به تبیین آن مسئله می‌پرداختند. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب که در سمت‌ها و پست‌های مختلفی بودند، به هیچ‌وجه ساکت ننشستند.

دختر شهید لاجوردی در عین حال، به التزام پدر به اصول و قوانین جمهوری اسلامی و حساسیت ویژه در زمینه بهانه ندادن به دست دشمن اشاره کرد و ادامه داد: البته ذکر نکته‌ای را لازم می‌دانم که وقتی ایشان در سمت دادستان انقلاب بودند و شورای‌عالی قضایی وقت، ایشان را مجبور به کناره‌گیری کرد، به هیچ‌وجه بهانه‌ای به دست رسانه‌های بیگانه ندادند، یعنی با وجود اینکه شرایط بسیار سختی برای ایشان رقم خورده بود، کسانی بودند که طبق شواهد و مدارک محکم، جرم آنان به عنوان ترور و کشتار محرز و حکم اعدام‌شان صادر شده بود، ولی به دلیل فشارها و توصیه‌های عده‌‌ای، ایشان ناچار شدند حکم را تقلیل بدهند. با وجود همه دل‌خوری‌هایی که ایشان از این توصیه‌نامه‌ها داشتند و در وصیت‌نامه‌شان هم به این موضوع اشاره می‌کنند، هرگز حاضر نشدند بهانه به دست رسانه‌های بیگانه بدهند و با آنها مصاحبه کنند یا به‌نحوی رفتار کنند که مخالفان نظام بتوانند سوءاستفاده کنند. ایشان چون خودشان را وابسته به نظام می‌دانستند، حتی زمانی که حق ایشان پایمال شد، لب باز نکردند. همه افراد خانواده کاملاً احساس می‌کردند که در ماه‌های آخر عمر، دل ایشان واقعاً پر از درد بود، ولی لب به سخن باز نمی‌کردند و حتی در محیط خانواده هم بسیاری از مسائل را بازگو نمی‌کردند.



وی درباره شبهاتی که درباره ترور پدرش وجود دارد، گفت: به نظر می‌آید در مراقبت‌ و حفاظت از ایشان یک‌مقدار کوتاهی شد و چه بسا عده‌ای که در واقع فتنه سال 88 را رقم زدند، برای به وجود آوردن چنین فضایی لازم می‌دیدند که امثال شهید لاجوردی را از سر راه بردارند تا بتوانند به اهداف و نیات شوم خود برسند.



زهره لاجوردی که استاد دانشگاه و معاون مرکز اموربانوان در دولت نهم و دهم است، درباره وضعیت حجاب در شهر تهران گفت: آن چیزی که در جامعه شاهد آن هستیم، مسلماً وضعیت خوبی نیست، به‌خصوص در شهرهای بزرگی مثل تهران، وضعیت حجاب و عفاف به نظر من وضعیت خوبی نیست و این هم البته دلایلی دارد. یکی از دلایل آن درست عمل نکردن مسئولین ماست. این‌که هرازگاهی قانونی را وضع می‌کنیم. اولاً این قانون را درست عنوان نمی‌کنیم، ثانیاً قانون را مستمر و دقیق اجرا نمی‌کنیم. این بدترین وضعیت است و نتیجه‌اش همان چیزی می‌شود که الان شاهد هستیم.

وی افزود: خانواده‌های متدین و حتی کسانی که چندان هم متدین نیستند، از واقعیتی که در خیابان‌ها می‌بینند، به‌خصوص در شهر تهران ناراضی هستند و احساس‌شان این است که ما وقتی با کشورهای غربی هم مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم در آنجا اگر زنی حجاب ندارد، دست کم با لباس و سر و وضع ساده در خیابان حضور پیدا می‌کند. وقتی به دانشگاه‌های خارج نگاه می‌کنیم، کاملاً مشخص است که اینجا یک محیط علمی است، اما متأسفانه در بعضی از دانشگاه‌های ما چنان این مسائل آزاد را گذاشته شده‌اند که به تنها چیزی که شبیه نیست، یک مرکز علمی برای تحصیل جوانان است. در همین زمینه حجاب و عفاف، منحصر کردن این مسئله به زنان اشتباه بزرگی است که مرتکب شده‌ایم و زیاد بیان کردن این موضوع هم موجب شده که شاید زنان ما فکر کنند حجاب و عفاف فقط متوجه زنان است، درحالی که این یک دستور کلی است و حتی پوشش آقایان هم مثل پوشش خانم‌ها، یک مسئله‌ی تعریف شده است. اصولاً محیط باید یک محیط اسلامی بشود. مثلاً بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها هم همین‌طور است. مسئله این نیست که بین زن و مرد دیوار بکشیم، مسئله این است که یک فضای اسلامی به وجود بیاید و از اختلاط بی‌جا بین پسر و دختر جلوگیری شود و محیط، محیط مناسبی باشد. متأسفانه با بد دفاع کردن از این مسئله موجب شده‌ایم که این مسئله از قبل بدتر شود، یعنی حتی برای اجرای درست آن هم مقاومت صورت بگیرد و هم ذهنیت غلطی از آنچه گفتیم به وجود بیاید، وگرنه اگر مسئله‌، درست عرضه و بیان شود، فکر می‌کنم مقاومتی نباشد.

وی در پاسخ به این سوال که شما افزایش دانشگاه‌های تک‌جنسیتی را برای ترویج امر حجاب و عفاف، مفید می‌دانید، گفت: به عنوان یک گزینه برای راه‌حل فعلی؛ ولی در درازمدت هر کس باید خودش تصمیم بگیرد و انتخاب کند، در عین حال از این نکته هم نباید غافل شویم که فضای دانشگاه‌های فعلی را باید به‌گونه‌ مناسبی دربیاوریم که در آن علم‌آموزی در فضای اسلامی صورت بگیرد.

لاجوردی درباره نشریه خاتون نیز گفت: در نشریه خاتون با افراد مختلفی مصاحبه شده بود. همه مصاحبه‌هایش مشکل نداشت، ولی اگر حرف باطلی بخواهد مطرح شود، مسلماً حق و باطل را با هم مخلوط می‌کنند و چه بسا آن حرف باطل در میان بسیاری از مسائل حق بیان شود و هنگامی که می‌خواهند حرف باطل و نسنجیده‌ای را مطرح کنند، در لابلای حرف‌های حق مطرح می‌کنند و مسلماً نمی‌آیند باطل را عریان مطرح کنند، بلکه این دو را با هم امتزاج می‌دهند تا شبهه ایجاد شود.

خانم لاجوردی درباره وضعیتش در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی گفت: از طرف جبهه پایداری به شکل رسمی برای من نامه آمد.

وی افزود: هرچند اشتراکات زیادی را بین جبهه پایداری و جبهه متحد اصول‌گرایان می‌بینم، اما آن دو نکته‌ای را که جبهه پایداری بر آنها تأکید دارد که یکی در مورد جریان انحرافی و یکی در مورد ساکتین فتنه است، از شاخصه‌های من هم هست، چون حقیقتاً از جانب کسانی که در طی 30 سال انقلاب در قبال فتنه‌ها ساکت بودند، آسیب زیادی دیدیم و اصولاً با مشی چنین کسانی که وقتی خطی انقلاب را تهدید می‌کند، به دلایل مختلف، مصلحت‌اندیشی یا حفظ موقعیت خودشان، در شرایط حساسی که باید دقیقاً موضع روشن و منطقی گرفت، در این مقاطع حساس سکوت کرده‌اند و با ساکتین فتنه نباید همراهی کرد و اتفاقاً در این مراحل سخت است که انسان شناخته می‌شود و اهمیت مواضع او را در آن مقاطع می‌شود محک زد و متوجه شد که چقدر نسبت به اصول نظام و جایگاه مقام معظم رهبری و جایگاه ولایت حساسیت دارند، وگرنه در شرایط عادی و موقعی که همه دارند از مقام معظم رهبری می‌گویند، همراهی کردن خیلی کار شاق و مهمی نیست. زمانی شاکله و ویژگی‌های خاص انسان‌ها شناخته می‌شود که در دشواری‌ها و مراحل بحرانی قرار بگیرند.

 خانم لاجوردی در انتهای مصاحبه درباره آقای هاشمی رفسنجانی نیز گفت: ما از همان سال‌های دهه 60 با توجه به سمتی که پدرم داشتند، با بعضی از نامه‌ها و توصیه‌نامه‌های ایشان در مورد اشخاصی که به‌نحوی یا به ایشان انتساب داشتند یا به ایشان سفارش شده بود که از آنها حمایت کنند، آن هم کسانی که متهم بودند، آشنا بودیم و از آن زمان سابقه ایشان را داریم و احساس‌مان این است که همان زمان هم گاهی از عدالت خارج شده است، یعنی موضع‌گیری‌های ایشان از یک شخصیت انقلابی انتظار نمی‌رفت و واقعاً انسان دلش می‌سوزد، چون ایشان سوابق خوبی دارند و دوست نداشتیم کسی مثل ایشان به اینجا برسد. می‌خواهم بگویم قضیه مربوط به سال‌های اخیر نمی‌شود. از همان سال‌ها و حمایت‌هایی که از بعضی از اشخاص مسئله‌دار کردند، این ذهنیت را در ما به وجود آورده بودند.


نظر پنجمین مرد ثروتمند جهان درباره تحریم نفتی ایران

شاهزاده "الولید بن طلال بن عبد العزیز"، شاهزاده میلیارد سعودی از تحریم نفتی ایران به شدت ابراز نگرانی کرد و آن را تهدیدی بر سرمایه‌گذاری‌های خود در خاورمیانه و سراسر جهان خواند.

به گزارش فارس به نقل از الیوم السابع، ‌شاهزاده "الولید بن طلال بن عبد العزیز"، شاهزاده میلیارد سعودی روز گذشته در مصاحبه با شبکه تلویزیونی آمریکایی "سی‌ان‌ان" شرکت و به سوالات این شبکه درباره اوضاع کنونی خاورمیانه پاسخ گفت.

وی در ابتدا و پیش از هرچیز از اعمال تحریم‌‌های نفتی علیه ایران ابراز نگرانی و تاکید کرد که این تحریم‌ها بی‌تردید تاثیری منفی بر سرمایه‌گذاری‌هایش در منطقه خاورمیانه و سراسر جهان تاثیر خواهد گذاشت.

الولید بن طلال در ادامه گفت: به نظر نمی‌رسد، حمله نظامی به ایران تنها گزینه موجود در رویارویی با تهران باشد و تصور نمی‌کنم تهران نه الان و نه هیچ وقت دیگر اقدام به بستن تنگه هرمز کند.

وی درباره اظهارات "علی النعیمی"،‌وزیر نفت عربستان سعودی که پیشتر گفته بود،‌کشور متبوعش توان تولید 2.5 میلیون بشکه نفت مازاد در صورت اعمال تحریم بر ایران را دارد، گفت: عربستان تلاش می‌کند به هر طریق ممکن این نیاز جامعه بین المللی را تامین کند.

وی گفت که نسبت به حوادث جاری در سوریه اصلا خوش‌بین نیست، اما نمی‌داند، چقدر زمان لازم است تا این کشور به ثبات سیاسی دست یابد و ریاض تا جای ممکن به معترضان سوری کمک خواهد کرد.

این شاهزاده سعودی درباره به قدرت رسیدن جریان‌های اسلام‌گرا در کشورهایی که شاهد خیزش‌های عربی بوده‌اند، گفت: در این تردید نیست که جریان‌های اسلام‌گرا در مرحله کنونی نقش مهمی را در منطقه ایفا می‌کنند.

وی درباره رسیدن موج بیداری اسلامی به کشور عربستان ادعا کرد که اصلاحاتی که "عبد الله بن عبد العزیز"،‌ پادشاه عربستان روند آن را آغاز کرده است، موجب می‌شود وی تا سال‌ها و بدون مقابله با اختلاف و اعتراضی به حاکمیت خود بر عربستان ادامه دهد.

شاهزاده الولید بن طلال از نوادگان عبد العزیز بنیانگذار عربستان سعودی ثروتمندترین مرد جهان عرب و پنجمین مرد ثروتمند جهان است که در سراسر جهان سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای انجام داده و به فساد اخلاقی معروف و مشهور است.  


تحلیل شریعتمداری از بازار ارز و سکه و تحریم جدید

حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشت:


شاید با اولین نگاه به یادداشت پیش روی، کیهان را به «بدبینی»! متهم کنید ولی شواهد و قرائن موجود تردیدی باقی نمی گذارد - و یا، دستکم این احتمال را قوت می بخشد- که افزایش بی رویه و جهشی قیمت سکه و دلار طی چند هفته و مخصوصاً چند روز اخیر پروژه ای هماهنگ با تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا بوده است و جریانی همسو با اصحاب فتنه که چندان هم ناشناخته نیست با افزایش مصنوعی بهای سکه و دلار و نهایتاً افزایش پرشتاب قیمت سایر کالاها، در تلاش بوده است تا آثار تحریم نفتی جمهوری اسلامی ایران از سوی آمریکا و سپس اتحادیه اروپا را سنگین و پرآسیب جلوه دهد! این در حالی است که نه فقط محاسبات سیاسی و اقتصادی از بی فایده بودن تحریم های یاد شده خبر می دهند بلکه شمار قابل توجهی از صاحبنظران و اقتصاددانان بلندآوازه غربی نیز برکم اثر بودن تحریم نفتی ایران و زیان متقابل و بیشتر آمریکا و اروپا از تحریم های اخیر تأکید می ورزند. و اما، جریان مرموز مورد اشاره با کلید زدن این پروژه چه مقصودی را دنبال می کند و کدام هدف نهایی را نشانه رفته است؟! بخوانید؛

1- روز 24 اسفند ماه سال 1363، هنگامی که خطیب جمعه تهران- رهبر معظم انقلاب- خطبه دوم نماز را آغاز کرده بود، بمب قوی و پرقدرتی که در یک زیرانداز جاسازی شده و به زمین چمن دانشگاه تهران راه یافته بود، با صدای مهیبی در میان جمعیت فشرده نمازگزار منفجر شد. در پی این انفجار 14 تن از نمازگزاران به شهادت رسیده و 88 تن دیگر مجروح شدند. بی اثر بودن این انفجار در حضرت آقا و جمعیت نمازگزار و ادامه خطبه دوم که حماسه ای ماندگار بود، حدیث دیگری است بیرون از محدوده این نوشته محدود. نگارنده در آن نماز جمعه توفیق حضور داشتم و تنها صدایی که بعد از انفجار در فضا طنین انداز شد، فریاد الله اکبر جمعیت بود.

بعد از پایان خطبه ها و آغاز نماز و در حالی که امام جمعه به قنوت رکعت دوم مشغول بود - تقریباً نیم ساعت بعد از انفجار -هواپیماهای عراقی از راه رسیدند. شلیک پیاپی توپ های ضدهوایی با صدای انفجار بمب ها و راکت هایی که جنگنده های عراقی- مانند همیشه- بی هدف روی شهر فرو می ریختند، در هم آمیخته بود و جماعت بی آن که کمترین نشانه ای از وحشت و اضطراب در آنان دیده شود به ادامه نماز مشغول بودند. ماجرای نماز جمعه آن روز، همان شب با تقدیر جانانه امام راحل(ره) از صلابت حضرت آقا- امام جمعه و رئیس جمهور وقت- و شجاعت نمازگزاران روبرو شد. و اما، عاملان بمب گذاری پس از دستگیری اعتراف کردند که قرار بود بمب کارگذاری شده هنگامی منفجر شود که هواپیماهای عراقی برای بمباران تهران به فراز شهر رسیده باشند! یکی از افسران برجسته استخبارات ارتش بعثی- اطلاعات ارتش عراق- نیز بعد از اسارت توضیح داد که تهدیدهای پی درپی صدام درباره بمباران نماز جمعه تهران با ناکامی روبرو شده بود و برای جبران این ناکامی قرار بود بمب کارگذاری شده در نماز جمعه، همزمان با حضور هواپیماهای عراقی برفراز شهر تهران منفجر شود تا این انفجار به حساب بمباران هوایی نوشته شده و نشانه تأثیر عملی تهدیدهای صدام درباره بمباران نمازجمعه تهران باشد.

2- تحریم های اقتصادی، سیاسی و به کارگیری اهرم های فشار علیه جمهوری اسلامی ایران، تازگی ندارد بلکه از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون به طور بی وقفه و در مقیاس گسترده با آن روبرو بوده ایم اما به گواهی آنچه پشت سر نهاده ایم، تحریم های گسترده و فشارهای بی وقفه و پیوسته نه فقط ایران اسلامی را وادار به تسلیم در مقابل باج خواهی آمریکا و متحدانش نکرده است بلکه دستاوردهای عظیم و فراوان علمی و تکنولوژیک را نیز در پی داشته است که فناوری هسته ای، نانوتکنولوژی، ورود به باشگاه فضایی، دستاوردهای بزرگ در عرصه تولید تجهیزات پیشرفته نظامی و... تنها بخشی از نمونه های مثال زدنی و آشکار آن است. بنابراین به نوشته روزنامه آمریکایی «یو.اس.ای تودی»، گزارش سالانه «آمریکن اینترپرایز» و اعتراف بی پرده - بخوانید دردمندانه- مرکز مطالعات امنیت ملی اسرائیل- INSS- و دهها نمونه مشابه دیگر که شرح آن به درازا می کشد، «تهدیدی که پیوست عملیاتی نداشته باشد و یا طرف مقابل- ایران- قادر به مقابله با آن باشد، نه فقط «تهدید» نیست، بلکه برای جمهوری اسلامی ایران یک «فرصت» تلقی می شود.»

در گزارش خبری امروز کیهان به نمونه هایی از اعترافات دشمنان بیرونی درباره ناکارآمدی تحریم نفتی اخیر اشاره شده است که از تکرار آن خودداری می ورزیم. و از دو بند فوق تنها به این نتیجه بسنده می کنیم که حریف از موثر بودن تحریم ها در مقیاس «آسیب جدی»! و یا به قول خانم هیلاری کلینتون «فلج کننده»! ناامید است و از سوی دیگر چنانکه اشاره خواهیم کرد، «تهدید» تنها گزینه ای است که پیش روی دارد. بنابراین وقتی «تهدید» تنها گزینه باشد و این گزینه، نیز آسیب جدی نداشته و قابل دور زدن و مقابله باشد، به آسانی می توان نتیجه گرفت دشمن به «حرکت» و «اقدامی» نیاز دارد که تحریم را جدی و اثرگذار جلوه دهد.

3- نزدیک به 3 هفته قبل -14/10/90- در بخش پایانی یک یادداشت با عنوان «چه کسی فریاد زد؟!» آورده بودیم؛

«اوباما و تیم اقتصادی او با استناد به نظرات کارشناسی اقتصاددانان برجسته آمریکایی با امضای مصوبه مجلس نمایندگان آمریکا برای تحریم بانک مرکزی ایران به شدت مخالف بودند و رئیس جمهور آمریکا بعد از فشارهای پی در پی لابی صهیونیست ها -آیپک- نهایتا قول داد که تصمیم نهایی درباره امضای این مصوبه را بعد از پایان تعطیلات سال نو مسیحی اتخاذ خواهد کرد ولی ناگهان در آخرین ساعات سال 2011 و قبل از شروع تعطیلات و در حالی که مشغول گذران تعطیلات در جزایر هاوایی بود، طرح یاد شده را امضاء کرد. پرسش این است که در این فاصله چه اتفاقی افتاده بود که اوباما را با عجله به امضای مصوبه تحریم بانک مرکزی ایران کشاند؟! نفرمائید که فشار نئومحافظه کاران، رقبای انتخاباتی و آیپک، علت عجله اوباما و امضای ناگهانی طرح مورد اشاره بوده است! چرا که این فشارها پیش از آن نیز وجود داشت. پس علت عجله اوباما را کجا می توان جستجو کرد؟! اگر کیهان را به بدبینی متهم نکنید به نظر می رسد که آمریکا به اقدامی از درون ایران چشم امید دوخته بود ولی در این فاصله، اتفاقی افتاده است که چشم طمع دشمن را کور کرده است. این اتفاق که از اقتدار و هوشیاری مثال زدنی ایران اسلامی حکایت می کند چه بوده است؟! و کدام آرزوی دشمن را دود کرده و به هوا فرستاده است؟!»

و اکنون به سوالی که در یادداشت 14/10/90 بی پاسخ گذاشته بودیم پاسخ می دهیم که برخی از ساده انگاران در پی توهم پراکنی شماری از اطرافیان خویش، شرایط کنونی کشور را با دوران «شعب ابیطالب» مقایسه کرده و راه برون رفت از آن را، گشودن باب مذاکره با آمریکا دانسته بودند! بی آن که بدانند و قادر به درک این نکته بدیهی باشند که درگیری جمهوری اسلامی ایران با آمریکا یک درگیری ماهوی است و از ماهیت طرفین درگیر ریشه می گیرد. با این توضیح که تاکید ایران به اسلام ظلم ستیز، استقلال طلب و آزادی خواه در تقابل با ماهیت مستکبر، خون ریز و غارتگر آمریکاست و آمریکا که از تقابل و تخاصم سی و چند ساله خود با ایران اسلامی طرفی نبسته است و امروزه از الگو شدن انقلاب اسلامی برای ملت های مسلمان منطقه به شدت آسیب دیده است، مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهد و در پی آن است که بلافاصله بعد از آغاز مذاکره، این رخداد را برای ملت های مسلمان منطقه فاکتور کرده و خطاب به آنان در شیپورهای تبلیغاتی خود بدمد که اگر ایران اسلامی را به عنوان «الگو» برگزیده اید و نسخه انقلاب اسلامی را پیش روی خود دارید، جمهوری اسلامی ایران نیز بعد از سی و چند سال مقاومت، چاره ای جز رویکرد به آمریکا نداشته است!

متاسفانه برخی از ساده اندیشان- درخوشبینانه ترین حالت- آمریکا را در فلان سریال تلویزیونی می بینند که در آن برای نجات یک گربه از درون چاه، 3 فروند هلی کوپتر امداد به کار گرفته شده است!! آمریکا را باید در افغانستان و عراق و غزه و گوانتانامو و ابوغریب و مصر و تونس و لیبی تا چند سال قبل و مخصوصا ایران قبل از انقلاب اسلامی دید و... و اما، در پی پاسخ قاطع و کوبنده حضرت آقا به اینگونه برداشت های گمراه کننده و پیشنهادهای برخی از افراد مرعوب و خودباخته، بود که رئیس جمهور آمریکا را با ناامیدی به امضای مصوبه مجلس نمایندگان این کشور برای تحریم بانک مرکزی ایران کشانید. مصوبه ای که ابتدا و تا قبل از پاسخ قاطع و قدرتمندانه حضرت آقا- حفظه الله تعالی- به شدت با آن مخالف بود.

گفتنی است «درخواست مذاکره»، محور اصلی- بخوانید اصلی ترین محور- در پیام شفاهی اخیر اوباما به مسئولان بلندپایه جمهوری اسلامی ایران بود و انصراف ایران از بستن تنگه هرمز، محور دیگری از آن پیام بود که نشاندهنده «پاشنه آشیل» آمریکا و متحدان اروپایی آن و صلابت باور شده ایران اسلامی است.

4- اکنون به آسانی می توان حدس زد آمریکا و متحدانش بعد از ناکامی در پروژه یاد شده که شکستن الگوی ایران اسلامی و حذف آن از میدان دید و عمل ملت های مسلمان منطقه، اصلی ترین هدف آن بوده است، چه راه کاری را پیش روی داشته اند؟

الف: تحریم نفتی ایران؟! این پروژه که به اعتراف صریح آمریکایی ها و اروپایی ها ناممکن است و در صورت عملیاتی شدن، بیشترین و جدی ترین آسیب آن متوجه آمریکا و اتحادیه اروپا خواهد شد. کشورهای دوسوی اقیانوس اطلس که به گفته برژینسکی در شورای راهبردی آتلانتیک- 12 دسامبر 2011 در واشنگتن- بیرون از ضریب ایستادگی و آستانه تحمل آمریکا و اروپای بحران زده است.

همین جا پرسشی در میان است و آن، این که چرا اتحادیه اروپا در مصوبه اخیر خود، زمان اجرا و عملیاتی شدن تحریم نفتی ایران را به 6 ماه بعد- ژوئیه 2012- موکول کرده است؟! چرا؟! پاسخ را از مجموعه آنچه مقامات و رسانه های آمریکایی و اروپایی طی چند روز گذشته بر زبان و قلم آورده اند بشنوید؛

اول:تحریم نفتی ایران، شوک بزرگی در پی دارد و اروپای بحران زده با شرایط سخت مالی و اقتصادی خود تحمل پذیرش این شوک بزرگ را ندارد.

دوم: تحریم نفتی ایران، قیمت نفت را به گونه ای تصاعدی و جهشی افزایش خواهد داد و این افزایش قیمت منحصر به نفت ایران نخواهد بود. جهش قیمت نفت برای اقتصاد بحرانی اروپا یک کابوس وحشتناک و پدیده ای شکننده است.

سوم: اگرچه عربستان تعهد کرده است با افزایش صادرات نفتی خود، پی آمد تحریم نفتی ایران را پر کند ولی این اعلام آمادگی در حد و اندازه یک بلوف قابل ارزیابی است.

چهارم: تنها 17 تا 18 درصد از نفت ایران به اروپا و عمدتا 4 کشور اسپانیا، یونان، فرانسه و ایتالیا صادر می شود و این 4 کشور در شرایط اقتصادی شکننده ای قرار دارند. یونان با 1000 میلیارد یورو بدهی، ایتالیا با 1400 میلیارد بدهی، فرانسه با مشکل بزرگ طلب های غیرقابل وصول از یونان و اسپانیا با اقتصاد ورشکسته، کسری بودجه کلان و... روبرو هستند و از سوی دیگر، سایر کشورهای اروپایی نیز، در بحران شدید مالی به سر می برند و قادر به جبران خسارات فراوانی که در صورت تحریم نفتی ایران به4کشور یاد شده وارد می شود، نخواهند بود.

پنجم: پالایشگاههای 4 کشور اسپانیا، فرانسه، یونان و ایتالیا، برای تبدیل نفت وارداتی به فرآورده های نفتی، نظیر بنزین، گازوئیل و... متناسب با «نفت ایران» ساخته شده است و جایگزین نفت ایران، مستلزم تغییر اساسی در ساختار پالایشگاهها است که در بحران مالی کنونی کشورهای یاد شده اگر ناممکن نباشد، با صرف هزینه های کلان همراه است.

ششم: تحریم نفتی ایران می تواند بستن تنگه هرمز را در پی داشته باشد. گفتنی است که مطابق کنوانسیون های 1958 ژنو و 1982 جامائیکا، بستن تنگه هرمز، حق مسلم جمهوری اسلامی ایران است و حتی انجام ایست و بازرسی کشتی های عبوری می تواند، افزایش جهشی قیمت نفت، نرخ بیمه، اخلال در ارسال اسلحه و مهمات به کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه و... را در پی داشته باشد.

هفتم: یکی از اهداف اصلی تحریم نفتی ایران، آنگونه که خانم اشتون، روز یکشنبه هفته جاری اعتراف کرد، کشاندن جمهوری اسلامی ایران به پای میز مذاکره است و این اقدام می تواند مذاکرات هسته ای را متوقف کند و توقف مذاکرات در حالی که ایران به پیشبرد برنامه های هسته ای خود ادامه می دهد، امتیاز دیگری است که به الگوی ایران اسلامی برای ملت های منطقه افزوده می شود.

هشتم: آمریکا و متحدانش می دانند که عملیاتی کردن تحریم نفتی برای ایران اسلامی، آسیب جدی در پی نخواهد داشت ولی با تعویق اجرای آن به 6 ماه بعد در پی آنند که به خیال خود از این «مشت بسته» به عنوان یک اهرم برای حمایت از عوامل خود در انتخابات مجلس نهم استفاده کرده و جمهوری اسلامی ایران را به تائید صلاحیت وطن فروشان مدعی اصلاحات ترغیب کنند! و...

تمامی این شواهد و نمونه ها حکایت از آن دارند که تحریم نفتی ایران در عمل ناممکن است و جمهوری اسلامی دهها اهرم قدرتمند برای مقابله با آن را در اختیار دارد.

5- از آنچه گذشت می توانیم به این نتیجه منطقی برسیم که اولا؛ تحریم نفتی ایران ناممکن و یا دستکم، بسیار کم اثر است. ثانیا؛ پی آمدهای آسیب رسان آن برای تحریم کنندگان به مراتب بیشتر از آسیب های احتمالی برای ایران است. ثالثا؛ آمریکا و متحدانش به تهدید نیاز دارند و رابعا؛ این تهدیدها زمینه ای برای پذیرش از سوی ایران ندارند.

حالا به صدر یادداشت پیش روی باز می گردیم و این پرسش را مطرح می کنیم که آیا تنها راه پیش روی آمریکا و متحدانش برای موثرنشان دادن تحریم ها، این نیست که در داخل کشور به ایجاد یک «فضای کاذب» از افزایش قیمت ها دست بزنند و سپس ادعا کنند این افزایش جهشی قیمت ها پی آمد تحریم هاست؟! دقیقا و در مقیاسی بزرگتر از همان ماجرای انفجار بمب در نمازجمعه تهران؟!

آیا افزایش غیرطبیعی و پرشتاب بهای سکه و دلار که افزایش قیمت سایر کالاها و خدمات را از چند هفته قبل و مخصوصا طی چند روز گذشته در پی داشته است، همان ماموریت نیست؟ اگر هست - که هست- این ماموریت را چه کسانی و یا کدام جریانات برعهده گرفته و عملیاتی کرده اند؟! پاسخ این سوال چندان دشوار نیست. چه کسانی شرایط کنونی کشور را با دوران شعب ابیطالب مقایسه می کردند؟ و راه برون رفت را در گشودن باب مذاکره با آمریکا می دانستند؟! که با خروش مقتدرانه حضرت آقا روبرو شدند. چه کسانی از یکسو به افزایش مصنوعی قیمت سکه و دلار دامن می زدند و از سوی دیگر به گونه ای حسابشده، این افزایش قیمت را به حساب ایستادگی مردم و نظام در مقابل زورگویی ها و باج خواهی های آمریکا و متحدانش معرفی می کردند و مثلا اینکه اگر سپاه از بستن تنگه هرمز سخن به میان نیاورده بود یا اگر دانشجویان انقلابی خشم مقدس خود را علیه آمریکا و انگلیس مهار کرده بودند و یا... قیمت سکه و دلار افزایش نمی یافت؟!

و بگذریم از مراکز اطلاعاتی و امنیتی کشور که جای خالی آنها در این ماجرا محسوس است!

6- و بالاخره؛ حالا که قرار است تحریم نفتی ایران از 6 ماه دیگر عملیاتی شود. چرا از هم اکنون؛ صدور نفت به کشورهای اروپایی را متوقف نکرده و مشتریان پای کار و فراوان دیگری را که آماده خرید هستند جایگزین نکنیم؟ چرا نباید از همین امروز با استناد به مواد 14 تا 23 کنوانسیون 1958 ژنو و مواد 17 تا 37 کنوانسیون جامائیکا، ابتدا ایست و بازرسی کشتی های عبوری تنگه هرمز را که از سال 1991 داوطلبانه متوقف کرده بودیم، از سر نگیریم؟ و در مرحله بعد، از حق مسلم خود برای بستن تنگه هرمز به روی کشتی های متعلق به کشورهای تحریم کننده نفت ایران استفاده نکنیم؟


نامه رهبر به "ننه علی" که سال‌ها در آلونکی کنار مزار پسر شهیدش زندگی ک

یک نویسنده از تدوین کتاب «اینجا آلونک ننه علی» خبر داده،کتابی درباره مادر شهید علی رخشانی است که سال‌ها در بهشت زهرا زندگی می‌کرده است.

سیاوش امیری در گفت‌وگو با فارس از شروع تدوین کتابی درباره ننه علی داد و گفت: ننه علی مادر شهید رخشانی است که در قطعه ۲۴ بهشت زهرا نزدیک قبر شهید فهمیده دفن شده است و مادر این شهید از سال ۵۹ که شهیدش دفن شده یک اتاقک با حلبی و چوب روی قبر پسرش علم کرده و تا چند سال پیش در آن زندگی می‌کرد.

وی افزود: این آلونک که به آلونک «ننه علی» معروف بود و سال‌ها زیارتگاه خانواده‌های شهدا و افراد ارزشی از سراسر ایران و حتی خارج از کشور بود تا اینکه ۳ سال پیش مقام معظم رهبری نامه‌ای به ننه علی داد با این مضمون که الان به خانه برو و ایثار و مقاومت را در منزل دنبال کن.

امیری گفت: بعد از اینکه ننه علی به خانه دخترش رفته، یک سال و نیم است که بیمار شده و در این مدت از مسئولان و خانواده‌های شهدا به دیدنش رفته‌اند.

این نویسنده گفت: من سال ۸۳ مصاحبه‌ای با این خانم داشتم و عجایبی دیدم مثلا اینکه با اینکه بی سواد بود تمام قرآن را در حافظه داشت و سند هم اینکه قرآن را سر و ته دست گرفته بود. یا احترام و علاقه عجیبی به پرچم مقدس نظام جمهوری اسلامی داشت و خود را موظف به شستن پرچم‌های سر مزار شهدا به صورت هفتگی کرده بود.

وی افزود: آلونک ننه علی پر از دیوار نوشته‌ها و یادگارهایی است که ما تصاویر این دیوار نوشته‌ها را به همراه متن تایپ شده در کتاب خواهیم آورد. همچنین این کتاب ۷۰-۸۰ صفحه‌ای گلچینی از عکس‌های این مادر شهید در بهشت زهرا و در زمان بیماری خواهد داشت. البته ننه علی تنها نیست و در بهشت زهرا حداقل ۱۰ ننه علی داریم که پاگیر قبر پسرشان هستند.

امیری در پاسخ به این سئوال که تدوین کتاب در چه مرحله‌ای قرار دارد گفت: جمع آوری تصاویر و نوشتن مقدمه بر کتاب انجام شده و بقیه مطالب به همراه گفت‌و گو با افرادی که ننه علی را می شناختند به تدریج تا پایان بهمن آماده و برای چاپ تحویل داده خواهد شد.

وی افزود: هم سازمان بهشت زهرا و هم بنیاد شهید از این طرح استقبال کرده‌اند و قول مساعد برای همکاری داده‌اند و امیدواریم کتاب به نمایشگاه کتاب امسال برسد.


کوچه های خراسان تو را می‌شناسند

هجرت علویان و سادات به ایران و حضور امام رضا(ع) در خراسان دو عامل مهم و تاثیرگذاردرگسترش فرهنگ تشیع است.حضور امام رضا (ع) در نیشابور را باید نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (وبه دنبال آن درایران) بشمارآورد.


به گزارش شبستان؛ هر فرایند فرهنگی مانند فرایندهای اجتماعی و سیاسی، در سیر تحول خود، با عوامل شتاب دهنده یا کاهنده رو به رو می شود که تأثیر محسوس و گاه شگرفی در پیش رفت یا پس رفت فرایند مورد اشاره به همراه دارد. در این میان عوامل پیدایش و گسترش مکتب تشیّع در ایران بسیار است که هر یک را باید در جای خود بررسی کرد. اما هجرت علویان و سادات به ایران و حضور امام رضا(ع) در خراسان دو عامل مهم و تاثیرگذار در گسترش فرهنگ تشیع است.

حرکت گروهی سادات و شیعیان به ایران
هجرت علویان و سادات به ایران، بیشتر به دلیل امنیت موجود در ایران و علاقه مردم نسبت به خاندان پیامبر(ص) و فشارهای حاکمان عباسی و اموی شام و عراق صورت می گرفت.

این مهاجرتها بیشتر از قرن دوّم به بعد و پس از آن آغاز شد که یحیی بن زیدبن علی(ع) به گرگان ایران آمد. یکی از اهداف سادات هاشمی در مهاجرت به سوی ایران، جذب نیرو برای قیام بود. آنان در این کار موفق بودند، به گونه ای که یاران یحیی بن زید رو به فزونی نهاد و هارون مجبور شد ۵۰ هزار نفر را برای دستگیری او اعزام کند.(۱) ماجرای یحیی بن زید و ورود امام رضا(ع)به خراسان، حرکت گروهی سادات و شیعیان را به ایران در پی داشت. علویان از موقعیت به وجود آمده برای امام رضا(ع) در حکومت مأمون استفاده کردند و به صورت گروهی راهی ایران شدند. آنان به شوق دیدار با امام رضا(ع) از مدینه به سوی مرو می رفتند که در میانه راه شمار زیادی از علاقمندان امام رضا(ع) نیز به آنان می پیوستند. شمار این گروه وقتی به دروازه شیراز نزدیک می شد، به چند هزار نفر رسید. مأمون که از فروپاشی حکومتش می ترسید، به حاکم فارس دستور داد از ورود آنان جلوگیری کند. رهبری کاروان با احمد بن موسی شاهچراغ (ع) و محمد بن موسی(ع) بود. آنان پس از درگیری با لشکر فارس، به یاران خود دستور دادند لباس مبدل بپوشند و در اطراف پراکنده شوند تا از گزند حکومت مأمون در امان باشند.

مردم ایران به آل رسول عشق می ورزیدند
به همین دلیل گفته می شود بیشتر امامزادگانی که در شهرهای گوناگون ایران مدفون شده اند، جزء همان قافله هستند(۲) مردم ایران چون به سادات و آل رسول عشق می ورزیدند، به این گروه پناه دادند و آنان را یاری کردند. حضور آنان در میان عاشقان اهل بیت پیامبر(پیروان شیعه سیاسی) به گسترش تشیع اعتقادی انجامید. در این میان، حضور علی بن محمدباقر(ع) را نباید نادیده گرفت (۳)که پس از ورود امام رضا(ع) به ایران، برای ارشاد مردم به منطقه فین کاشان آمده بود. همین مسأله دلیل آن است که در آن زمان، مردم این منطقه هوادار خاندان رسالت بوده اند. در تاریخ آمده است که ۶ هزار نفر از مردم کاشان و حومه به استقبال این امامزاده بزرگوار رفتند. هم چنین با استقرار ایشان در آنجا، مردم قم و کاشان و روستاهای اطراف در نماز جمعه ایشان شرکت می کردند. این موقعیّت ممتاز علی بن محمد سبب شد حکومت وقت، دستور قتل ایشان را صادر کند.(۴) امروزه شیعیان، مراسم قالیشویان را در جمعه دوّم مهر ماه هر سال، به یاد ایام شهادت آن بزرگوار برگزار می کنند.

ورود امام رضا(ع) به ایران

پس از آن که مأمون بر برادرش امین پیروز شد، با توجه به علاقه مردم ایران به علویان، از موقعیت استفاده کرد و امام رضا(ع) را به ولیعهدی فرا خواند. ابن خلدون می گوید: «فراوانی جمعیت شیعه در ایران سبب چنین دعوتی از سوی مأمون شد، به گونه ای که مأمون لقب رضا بن آل محمد را به او داد و دستور داد سپاهیان جامه سیاه برکنند و سبز بر تن کنند.» (۵) خراسان یکی از نخستین مراکز تشیع در ایران بود. پس از استیلای بنی عباس بر بنی امیه و تسلط آنان بر خراسان، مردم به بنی عباس گرایش یافتند. مردم می پنداشتند میان علوی و عباسی تفاوتی نیست؛ چون هر دو از بنی هاشم هستند. با این حال، پس از ورود امام رضا(ع)به این منطقه، تشیّع واقعی و اعتقادی، گسترش پیدا کرد.(۶) امام رضا(ع) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو همواره از روشهای گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد. رجابن ابی الضحاک که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید: امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر این که مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند.

نقطه عطف تاریخ تشیع در ایران
حضور امام رضا (ع) در نیشابور را باید نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (و به دنبال آن در ایران) در شمار آورد. حضور شخصیتی چون حجّت حق، عالم آل محمد (ص) حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در نیشابور، آن هم در شرایطی که اوضاع سیاسی اجتماعی به گونه ای است که آوازه علویان در اطراف و اکناف جهان اسلام، به ویژه ایران پیچیده و در محیط و شرایطی که تعصبات قومی و مذهبی تا حد زیادی در هم شکسته و هزاران نفر از علما و دانشجویان و مردم عادی مشتاق زیارتش بوده و بر قدومش سیلاب اشک شوق نثار می کنند، تا چه حد می تواند جوّ علمی معنوی و طبعاً جوّ مذهبی را تحت تأثیر قرار دهد. خوشبختانه تاریخ نیز گوشه هایی از این حضور پر برکت را به ثبت رسانده است که باید آن را مشتی از خروار دانست.

امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدارنش به حضرت علی (ع) و پیامبر(ص) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد. نمونه برجسته آن نیز، حدیث سلسله الذهب است. ایشان در جمع مردم نیشابور فرمود: من از پدرانم و آنان از پیامبر شنیدند و او از خداوند باری تعالی شنید که فرمود: «لا اله الا الله قلعه محکم من است هر آن کس داخل آن شود از عذاب ایمن است». سپس با کمی تأمل فرمود: این مطلب شروطی دارد که یکی از شرایط آن، پذیرش ولایت من {اهل بیت پیامبر(ص) }است. ایشان با این بیان، شیعه واقعی و اعتقادی را معرفی کرد و به محبت مردم به علویان جهت داد.(۷)

مناظرات امام و معرفی درست مکتب تشیع
آن حضرت حتی هنگام ورود به دربار مأمون که وی از امام خواست خطبه بخواند، به معرفی ولایت خود و ائمه(علیهم السلام) پرداخت و فرمود: ما به واسطه رسول خدا بر شما حق داریم و شما نیز از جانب پیامبر (ص) بر ما حق دارید. زمانی که شما حق ما را ادا کردید، ما نیز بر خود لازم می دانیم که حق شما را به جای آوریم. پس در زمینه حق شما، حق ما هم باید ادا شود.(۸) حضور امام در مناظرات علمی، یکی دیگر از کارهایی بود که در پی آن، مکتب شیعه به درستی معرفی و استدلال مخالفان باطل شد. مأمون برای محکوم کردن امام در جلسه های مناظره با بزرگان ادیان دیگر به تشکیل چنین جلسه هایی دست یازیده بود. با این حال، امام از همه آنها سربلند بیرون آمد. پس از استقبال مردم از این جلسه ها، مأمون دستور داد مردم را از در خانه امام دور کنند تا مبادا شیعه واقعی به مردم معرفی شود.(۹)
همچنین مجموعه نامه هایی که امام برای توضیح مبانی تشیع به افراد گوناگون می نوشتند، در این زمینه نقش داشت. نامه های ایشان در تبیین جایگاه اهل بیت در کتاب خدا و سنّت پیامبر(ص)، مسایل اختلافی با اهل سنّت مانند: ایمان آوردن ابوطالب، توضیح مصداق شیعه واقعی، مراد از اولوالامر در قرآن، در گسترش فکر شیعی و استحکام پایه های اعتقادی در ایران بسیار اثر داشت.(۱۰)

پی نوشت ها:
۱. تاریخ تشیّع در ایران، صص ۱۶۱-۱۶۰.
۲. شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، ج۱، ص۱۳۰.
۳. مقاتل الطالبین، ابوفرج اصفهانی، ص ۳۱۱.
۴. شرح زندگانی و شهادت علی بن باقر)، آیت الله مدنی کاشانی، نشر مرسل، ۱۳۷۸، ج۶، صص ۲۷، ۳۰ و ۳۵.
۵. تاریخ ابن خلدون، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ج۲، ص۳۸۳; تاریخ طبری، اساطیر، ج۱۳، ص۵۶۵.
۶. تاریخ تشیع، علامه محمد حسین مظفر، برگردان: سید محمدباقر حجّتی، نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۸، ج۱، ص
۷. تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، سازمان تبلیغات اسلامی، ص۵۴.
۸. تاریخ انتشارات تشیّع در ایران، اصحابی دامغانی، نشر علامّه، ۱۳۵۰، ج۱، ص۲۵۱.
۹. عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، جهان، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۱۷۰.
۱۰. تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، صص ۱۵۸-۱۵۷


"گلشیفته" آبروی خانواده‌اش را برد

یک کارگردان سینما گفت: متعجبم" گلشیفه فراهانی" به چه دلیل و با قصد انتقام از چه کسی دست به این عمل زد و این کار او غیرقابل بخشش است. ناراحتم که خانواده اش را سر افکنده کرد و بیشتر از او برای خانواده و خواهرش متاسف هستم.

علی عبدالعلی زاده کارگردان صاحب نام سینمای ایران در خصوص عریان شدن "گلشیفته فراهانی" در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت: تا جایی که این موضوع را دنبال کردم پدر و مادر او این مسئله را تکذیب کردند ولی با توجه به فیلم اخیر، من با کلیت قضیه شدیدا مخالف هستم.
وی افزود: زن ایرانی در همه فرهنگ ها به نجابتش معروف است و از دیدگاه بسیاری از هنرمندان غربی هم، نجابت جایگاه خاصی دارد.
وی اظهار داشت: زمانی مطلبی را درباره کاترین دو نو هنر پیشه معروف هالیوودی خواندم مبنی بر اینکه هیچگاه برهنه در مقابل مردم ظاهر نمی شوم.
عبدالعلی زاده تصریح کرد: "گلشیفته فراهانی" در ایران یک ستاره و از جایگاه بالایی برخوردار بوده و من هنوز شوکه زده از این ماجرا هستم.
وی ادامه داد: هنرمندان در آنسوی مرزها، باز هم هنرپیشه این آب و خاک اند و انجام هر گونه عملی منفی در ابتدا باعث آبروریزی خود و خانواده خود می شوند.
وی با بیان این مطلب که نمی دانم چرا "گلشیفته فراهانی" این کار را کرد، افزود: "گلشیفته" یک چهره و هنرمند محبوبی در ایران بود و من ناراحتم که خانواده اش را سر افکنده کرد و بیشتر از او برای خانواده و خواهرش متاسف هستم.
عبدالعلی زاده ادامه داد: شخصیت هر فردی در دوران بچگی او شکل می گیرد و به طور قطع تربیت او از سوی خانواده اش مشکل داشته است.
این کارگردان مطرح ایران اظهار داشت:" گلشیفته" شخص گمنامی نبود و من نمی دانم با این کار می خواست از چه کسی انتقام بگیرد.
وی افزود: فراهانی یک لحظه فکر نکرد که خانواده او در ایران باید پاسخگوی رفتار او باشند و من برای او متاسف هستم.
وی خاطرنشان کرد: من به هیچ عنوان حاضر نبودم جای پدر او و خانواده اش باشم و هنوز شوکه زده ام و باور این موضوع و کار" گلشیفته" برایم سخت است.

نظرات:

"بالاخره تو هیاهوی 3000 میلیارد تومان و سکه بالای 900 هزار تومان...." عزیز جان شما خیلی مواظب خودت باش با این هوشی که داری و خیلی قشنگ تجزیه و تحلیل میکنی


۱۳۹۰-۱۱-۰۳ ۰۹:۳۱:۰۱
     
این خانم و آقا هایی که در سینمای ایران هستند را ارشاد کنید فراریان پیشکش


۱۳۹۰-۱۱-۰۳ ۰۸:۴۲:۴۴
     
واقعا تعجب آوره که هر چیزی رو به اختلاس نسبت می دن قبح کار این خانم جای خود و اختلاس هم جای خود حالا چون اختلاس صورت گرفته نباید اخبار دیگر گفته شود و بعد هم این که درسته که هر کس باید جوابگوی کار خودش باشه ولی در هر صورت پدر و مادر تا آخر عمر جوابگوی کارهای فرزندان خود هستند و من برای این پدر و مادر متاسفم


۱۳۹۰-۱۱-۰۳ ۰۸:۴۱:۲۲
     
حالا به حرف های آینده نگر دکتر حسن عباسی برسید که می گفت: غرب و آمریکا بالاخره یک زن ایرانی را روی تخت خواهند خواباند / این هم شروع این قضیه هست اول عریان جلوی دوربین بعد هم .. !


۱۳۹۰-۱۱-۰۳ ۰۸:۳۴:۰۶
     
1- کاترین دونو بازیگر اروپاییه نه هالیوودی !
2 - بارها برهنه در فیلم ها ظاهر شده
3 - رفتار هر فردی موجب تقبیح . تنبیه کس دیگه نمی شه!


۱۳۹۰-۱۱-۰۲ ۱۷:۰۳:۱۸
     
بالاخره تو هیاهوی 3000 میلیارد تومان و سکه بالای 900 هزار تومان و دلار بالای 1900 تومان احتیاج به یه همچین موضوعی بود تا ذهن مردم برای یه مدت هر چند کوتاه منحرف بشه.


۱۳۹۰-۱۱-۰۲ ۱۷:۰۰:۱۹
     
خوشحالم که ملاقلی پور زنده نیست تا ببینه مادر میم مثل مادرش کجا چه کار می کنه


۱۳۹۰-۱۱-۰۲ ۱۶:۵۷:۱۹
     
به نظرم وقتی رفتارهایی از نوع رفتار گلشیفته در جهان تا این حد پررنگ میشه اتفاقا وظیفه خبرگزاری هاست تا با اطلاع رسانی به مردم واکنش ها رو دنبال کنن و اجازه ندن مردم نسبت به این مسائل که خود غربیا تو بوق کردن بی تفاوت بشن. البته اینو هم قبول دارم اگر صداش در نیومده بود می بایست سکوت می شد تا قبح این کارا ریخته نشه ولی وقتی غربیا تو بوق کردن سکوت ما جایز نیست


۱۳۹۰-۱۱-۰۲ ۱۶:۴۷:۴۴
     
فراهانی یک لحظه فکر نکرد که خانواده او در ایران باید پاسخگوی رفتار او باشند و من برای او متاسف هستم.
نه کی گفته باید پاسخگو باشند خودش باید نسبت به کارش پاسخگو باشه ضمن اینکه خانوادش مسلما با یک ضربه در اجتماع مواجه شده اند
ضمنا یادمون نره خبرگزاری ها در بروز و شیوع بحرانهای زودگذر که ناشی از بحران سازی از مشکلات کوچک رخ داده در جامعه هست بزرگترین خیانت رو به جامعه ما می کنند هر چند قبح عمل این خانم برای کسی پوشیده نیست

امام رضا ایرانیان را شیعه کرد

آیت الله مصطفوی با بررسی خداشناسی استدلالی در بیانات امام رضا(ع)، به جایگاه ویژه آن حضرت در اشاعه معارف اهل بیت پرداخت و گفت: امام رضا(ع) عالم آل محمد(ص) نام دارد، همه ائمه عالم بودند ولی ظهور علم آنان فراهم نشد اما ظهور علم امام رضا(ع) چه در مدینه و به ویژه در سفر به خراسان برای طبقات مختلف فراهم شد.

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله دکتر سیدحسن سعادت مصطفوی از اساتید حوزه و دانشگاه در نشست "فلسفه الهی در کلام امام رضا(ع)" که دوشنبه ۳ بهمن ماه در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد به بررسی برخی مناظرات امام رضا (ع) در اثبات عقاید حقه مکتب اهل بیت و خداشناسی استدلالی در بیانات امام رضا(ع) پرداخت.

این استاد فلسفه و مدرس حکمت سینوی گفت: امام رضا عالم آل محمد(ص) نام دارد، همه ائمه عالم بودند ولی ظهور علم آنان فراهم نشد اما ظهور علم امام رضا(ع) چه در مدینه و به ویژه در سفر به خراسان برای طبقات مختلف فراهم شد.

وی با تشریح برپایی مجالس مناظره بین علمای ادیان مختلف و ترجمه کتب ارسطو و دیگر کتب فلسفی و علمی یونانیان در زمان مأمون تأکید کرد: در یکی از سمینارهای علمی که با حضور امام رضا(ع) صورت گرفت همه علمای یهود و مسیحی و مجوس و حتی بی دینان حضور داشتند و یک بحث آزاد علمی برپا شد. "عمران صابی" که از علمای برجسته آن زمان بود با مناظره ای که امام رضا داشت شرط مسلمان و شیعه شدنش را قانع شدن از پاسخهای امام رضا(ع) به سؤالاتش قرار داد و در پایان مناظره با امام شیعه شد.
آیت الله مصطفوی با اشاره به حدیثی از کتاب "وافی" فیض که مشتمل بر کتب اربعه است به تشریح مناظره امام رضا(ع) با "احمد بزنطی" پرداخت و گفت: بزنطی سؤال کرد که خدا چه مکانی دارد و چه کیفیت وجودی دارد و بر چه چیزی تکیه دارد؟ و امام رضا(ع) در پاسخ در مورد زمان سخن نفرمود چون وقتی بحث مکان مشخص شود زمان نیز حل خواهد شد.

وی افزود: امام رضا فرمود: خداوند خودش مکان ساخته چگونه می تواند مکان داشته باشد و اگر خدا مکان داشته باشد مکان خدا را چه کسی ساخته؟ پس خدا مکان ندارد. حضرت در مورد زمان سخن نفرمود چون بحث زمان محل اختلاف است که آیا اصل زمان یک واقعیت عینی است یا امری انتزاعی است. اگر بنا باشد خدا مکان داشته باشد و مکان لازمه وجودش باشد پس خودش نمی تواند مکان خلق کند پس باید اول مکانش را یکی دیگر خلق کند و اگر خودش مکان را خلق کند نقد کلام می شود و تسلسل می شود لذا خدا مکان ندارد چون خالق مکان است زمان ندارد چون فوق زمان است و محیط بر زمان و خالق زمان است.

استاد حکمت سینوی با اشاره به اینکه "کیف" یعنی حالات و صفات نفسانی مثل پیری، جوانی، خوشحالی و ناراحتی و… در واقع عوارضی که بر ما وارد می شود و ما را تغییر می دهد، گفت: موجودی که کیف داشته باشد متأثر می شود یعنی حالتی یا چیزی را که نداشته به دست می آورد و یا حالتی یا چیزی را از دست می دهد مثل موجودات عالم. ما دائما در حال تغییر هستیم و تغییر یعنی حرکت که به معنی زوال حدوث است.

وی افزود: حضرت در پاسخ به این سؤال که خداوند بر چه اعتماد کرد و بر چه قرار گرفته است؟ فرمود: خداوند بر قدرتش تکیه دارد. عرش خدا قدرت خداست " ان الله العرش استوی …." روایات اسلامی تأکید دارد که "مکان عرشه علی الماء" عرش خدا روی آب است و عرش خدا قدرت خداست و "ماء" علم است و قدرت با علم خدا یکی است. خدا مثل ما نیست که علم و قدرتش جدا باشد مثلا ما علم به چیزی داریم اما قدرت به وجود آوردن آن را نداریم مگر یک جا آن هم در صور ذهنی علم ما عین قدرت ما می شود اما در عالم خارج چنین قدرت آنی را نداریم.

وی تأکید کرد: شاید سؤال شود که آیا صفات خدا عین ذات خدا نیست؟ پس این روایت نشان می دهد قدرت غیر از خداست؟ در پاسخ باید بگوییم که صفات خدا عین ذات خداست؛ درست. اما هر صفتی یک ظهوری دارد عالم مظهر صفات خداست؛ خدا از حیثیت قدرت یک ظهوری دارد که آن ظهور قدرت است که عرش الله است نه خود قدرت. ظهور العلم است که کان عرشه علی الماء نه خود علم. در وجود ما ظهور صفات به تدرج بروز می کند اما در خدا تدریج نیست و همه عالم مظهر قدرت و علم حق است.

وی به تشریح بخشی از متن کتاب "عیون اخبار الرضا" شیخ صدوق پرداخت و گفت: در یکی دیگر از مناظرات امام رضا(ع) با "عمران صابی" که از علمای برجسته زمان خود بود و بعدا مسلمان و شیعه شد، از امام سؤال می کند که نسبت ما با خدا چیست؟ حضرت فرمود: خالق است. پرسید: آیا وقتی خداشناس می شویم ما در مقام سیر و سلوک با خدا یکی می شویم (اتحاد) و یا او در ما حلول می کند؟

آیت الله مصطفوی توضیح داد: اتحاد و حلول هر دو کفر است و مرحوم ملاصدرا اتحاد را عقیده جهلیه صوفیه می خواند. خدا واجب الوجود بالذات است. هیچگاه ممکن بالذات، موجب بالذات نمی شود چون محال عقلی است. اینکه خدا حلول می کند هم غلط است. واجب بالذات چگونه در ممکن بالذات حلول می کند؟ ممکن بالذات ذاتش عدم و لا اقتضای محض است در حالیکه وجود ذات حق فعلیت تام است و ذات حق تعالی فوق مالایتناهی و نامحدود است چطور در وجود متناهی ما یک لایتناهی ظهور می کند؟ و این محال عقلی است.

وی افزود: امام رضا(ع) برای اینکه نسبت موجودات عالم با خداوند را روشن کند مثل آن را بیان می فرماید و می گوید: وقتی به آیینه نگاه می کنی نسبتت به صورت آینه چگونه است؟ آیا شما در آینده رفتی و متحد با او شدی یا تو در آن حلول کردی؟ خیر بلکه آن صورت نمودی از تو است و تو را حکایت می کند ضمن اینکه متباین یا عین تو هم نیست. چیزی که نه عین تو و نه غیر توست بلکه نمود توست.

استاد فلسفه و عرفان تصریح کرد: برای همین است که امیرالمؤمنین (ع) می فرماید خداوند "داخل فی الاشیا لا بالممازجه و خارج عن الاشیا لا بالمباینه" خدا داخل اشیاء است ولی حلول در آنها نمی کند اما هیچ چیزی از او غافل نیست خارج است اما از ما جدا نیست. عالم جلوه خداست که عرفا از همین نظر امام رضا (ع) بهره گرفتند و می گویند "عالم مرأت خداست"

آیت الله مصطفوی در پایان در مورد شخصیت امام رضا(ع) گفت: برای هیچ امامی حتی امیرالمؤمنین شرایط و زمینه ای محقق نشد که بفرماید من امام بر حقم الا برای امام رضا این امکان ایجاد شد. امام رضا وقتی به نیشابور تشریف آوردند در حدیث سلسة الذهب بر این مسئله تأکید فرمودند و خود را امام برحق معرفی کردند. لذا سفر امام(ع) به نیشابور منشأ برای شیعه شدن مردم ایران شد.


تأیید صلاحیت کاندیداهای خبرساز/ آخرین خبرها از نتیجه بررسی صلاحیت‌ها

یک منبع آگاه گفت که در مرحله دوم بررسی صلاحیت‌های داوطلبان مجلس نهم چهره‌هایی همچون، محجوب، راستگو، جلودارزاده، کاتوزیان، مطهری، عباسپور و عسگری تایید صلاحیت شدند.
به گزارش جهان، این منبع آگاه در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به احراز صلاحیت داوطلبان مجلس نهم در مرحله هئیت‌های نظارت گفت که برخی از چهره‌های شاخصی که در مرحله هیئت‌های اجرایی رد صلاحیت شده بودند، در مرحله هیئت‌های نظارت تایید صلاحیت شدند.

وی در ادامه به اسامی شماری از چهره‌های شاخص احراز صلاحیت شده در مرحله دوم بررسی صلاحیت‌ها اشاره و خاطرنشان کرد: از این بین علیرضا محجوب، الهه راستگو، سهیلا جلودازاده، علی مطهری، حمیدرضا کاتوزیان، علی عباسپور و نیز علی عسگری احراز صلاحیت شدند.

در این مرحله پس از آنکه داوطلبان نتیجه بررسی صلاحیت خود را دریافت کردند می‌توانند برابر قانون تا 24 ساعت اعتراض خود را به مراجع مربوطه اعلام کنند.

امیری‌فر و شریف‌زاده رد صلاحیت شدند

در همین حال اعلام شد که عباس امیری‌فر امام جماعت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری و بهمن شریف‌زاده که به ترتیب در مرحله بررسی صلاحیت‌ها توسط هیئت‌های اجرایی تایید و رد صلاحیت شده بودند، این‌بار هر دو آنها در مرحله بررسی شکایات و رسیدگی به صلاحیت کاندیداهای انتخابات مجلس نهم از سوی هیئت‌های نظارت، رد صلاحیت شدند.

تأئید صلاحیت جمعی از کاندیداهای اصلاح‌طلب

مهر هم گزارش داد که هیئت های نظارت استانی در بررسی صلاحیت داوطلبان نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، صلاحیت تعدادی از نمایندگان فعلی مجلس هشتم از جمله نمایندگان اصلاح طلب را تایید کردند.

انوشیروان محسنی بند پی نماینده نوشهر و چالوس، محمد مهدی شهریاری نماینده بجنورد، مجید نصیرپور نماینده سراب، علیرضا محجوب نماینده تهران و داریوش قنبری نماینده ایلام از جمله نمایندگان اصلاح طلبی هستند که از سوی هیئت های اجرایی رد صلاحیت شدند اما با نظر هیئت های نظارت استانی صلاحیت آنان برای ورود به انتخابات مجلس نهم تایید شد.

همچنین علی زنجانی نماینده فعلی نقده و اشنویه،‌ داوود محمدجانی نماینده مردم آباده از تایید صلاحیت خود خبر دادند.

همچنین با بررسی مجدد صلاحیت نادر قاضی پور نماینده اصولگرای ارومیه و عبدالجبار کرمی نماینده مستقل  سنندج، هیئت نظارت نیز همچون هیئت اجرایی نظر به رد صلاحیت آنان داده است.

قاضی پور در گفتگو با مهر گفت: هیچ دلیلی برای رد صلاحیتم عنوان نشده است. هرچند که خودم می دانم علت چیست. این نظر اشخاص بوده که من تایید نشوم چون همواره با مسائلی در منطقه مخالفت کرده ام که موجب ناراحتی افرادی شده است. این نظر هیئت های نظارت و اجرایی نظر نظام نسبت به من نیست و کاملا شخصی و منطقه ای است.

وی و کرمی از تصمیم خود برای اعتراض مجدد نسبت به این نظر هیئت های نظارت خبر دادند.

قدرت الله علیخانی نماینده قزوین نیز در گفتگو با خبرنگار مهر، صلاحیت خود در بررسی هیئت های نظارت را تایید شده خواند و گفت: هنوز چیزی به من ابلاغ نشده اما مطمئنا من تایید شده هستم.

در این مرحله داوطلبانی که از سوی هیئت‌های استانی صلاحیتشان مورد تأئید قرار نگرفته است، طبق تبصره3 ماده 52 قانون برای اعلام اعتراض 24 ساعت زمان دارند تا اعتراضشان را به صورت مکتوب به شورای نگهبان ارائه کنند.

شورای نگهبان طبق قانون 20 روز برای بررسی شکایت داوطلبان معترض مهلت دارد و به گفته کد خدایی سخنگوی شورای نگهبان نتیجه قطعی بررسی صلاحیت‌ها اول اسفندماه از سوی شورای نگهبان اعلام خواهد شد.
 
داوطلبان معترض به نظر هئیت‌های استانی در تهران تا 24 ساعت از زمان ابلاغ نظر هیئت‌های استانی، می‌توانند از ساعت 8 صبح الی 16 به آدرس تهران خیابان انقلاب- خیابان حافظ- پایان‌تر از تالار وحدت - ورزشگاه شهید حیدرنیا مراجعه کنند؛ داوطلبان غیرتهرانی نیز باید به دفاتر استانی نظارت و بازرسی شورای نگهبان مراجعه کنند.


لخت و عریان وسط یکی ازخیابان‌ های لندن!/پیام اوباما چه‌می‌گوید

کیهان نوشت:
«وقتی این خبر را دیدم که آقای اوباما برای ]آیت الله[ خامنه ای پیام فرستاده است، احساس کسی را داشتم که در یک روز سرد زمستانی، لخت و عریان وسط یکی از خیابان های لندن ایستاده است و در حالی که از سوز و سرما به خود می پیچد یک سطل آب یخ روی سرش ریخته اند»

سایت ضدانقلابی بالاترین که از سوی «منوشه امیر» مدیریت می شود با تشبیه فوق درباره چگونگی تاثیر پیام اوباما به رهبر معظم انقلاب نوشت؛ وقتی آقای رئیس جمهور آمریکا برای حل مشکلات ایالات متحده از رهبر ایران درخواست مذاکره می کند، دیگر به جنبش سبز(!) و فعالیت اپوزیسیون چه امیدی می توان داشت؟ البته واشنگتن پست و نیویورک تایمز نوشته اند اوباما به ]آیت الله[ خامنه ای نامه نوشته و تهدید کرده است که چنانچه تنگه هرمز بسته شود آمریکا ساکت نمی نشیند و این تنگه را برای عبور و مرور نفتکش ها و کشتی های تجاری باز خواهد کرد. اما مقامات رژیم می گویند نامه نبوده بلکه یک پیام بوده که از سه کانال ارسال شده و محور اصلی آن درخواست مذاکره است.

بالاترین در ادامه می نویسد «از لحن سردمداران رژیم می شود فهمید که آنها گوششان به این تهدیدها بدهکار نیست و به قول روزنامه فاشیستی کیهان برای تهدید اوباما تره هم خرد نمی کنند.

سایت وابسته به منوشه امیر می نویسد؛ «اگر اوباما قصد مقابله جدی با رژیم را داشت، برای رهبر رژیم ایران پیام نمی فرستاد و به جای درخواست مذاکره، اعلام می کرد برای حمله نظامی به ایران آماده است.» بالاترین در پایان خطاب به اپوزیسیون می نویسد؛ پیام اوباما را باید پیام به اپوزیسیون و جنبش سبز هم دانست. آقای اوباما می خواهد بگوید که از دست آمریکا برای براندازی رژیم اسلامی ایران کاری ساخته نیست. ترجمه پیام اوباما برای ما این است که «اپوزیسیون و جنبش سبز یعنی کشک».

گفتنی است روزنامه آمریکایی واشنگتن پست نیز طی مقاله ای در شماره پنجشنبه خود -19ژانویه- پیام اوباما به رهبر معظم انقلاب را نشانه ناامیدی آمریکا از توان برخورد نظامی با جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرده و نوشته بود، اگرچه نتانیاهو و ایهود باراک اصرار دارند که گزینه نظامی علیه ایران نباید از روی میز برداشته شود ولی به نظر می رسد اسرائیل هم از پی آمدهای شکننده حمله نظامی به ایران باخبر است و نامه اوباما- پیام شفاهی- احتمالا بدون مشورت با مقامات اسرائیلی ارسال نشده است.


حاشیه‌های ختم پدرزن مشایی +تصاویر

فارس، مراسم ختم پدرزن اسفندیار رحیم مشایی (ابوالفضل ذبیحیان)  پیش از ظهر امروز (دوشنبه) در مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری برگزار شد که در ذیل به برخی حواشی این مراسم به صورت گذرا اشاره می‌شود؛

** برای اطلاع از مکان و زمان برگزاری ختم پدرزن مشایی قطعنا برای اولین بار نمی‌توان در مجاری رسمی از آن باخبر شد، چنانچه چند روز قبل از این مراسم نه در ارگان رسمی دولت بلکه در یکی از سایت‌های زنجیره‌ای انحرافیون آمده بود " مراسم بزرگداشت مرحوم مغفور حاج ابوالفضل ذبیحیان روز شنبه اول بهمن ماه 1390 از ساعت 10.30 الی 12 در مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری برگزار می‌شود. ورود برای عموم آزاد است!"

** وارد محوطه نهاد ریاست‌جمهوری که می‌شوی برخلاف روزهای دیگر از 'گیت'‌ سیار باید عبور کنی و اینجاست که مطئم می‌شوی "ورود برای عموم آزاد است". در ابتدای درب مسجد سلمان به ترتیب مشایی، دامادش (مهدی احمدی‌نژاد)، عباس امیری‌فر از همکارانش، و حمید رضا افرشته از کارمندانش (داماد خواهر رئیس جمهور) ایستاده‌اند و به عنوان صاحبان عزا از "عموم، که ورودشان آزاد است" استقبال می‌کنند.


** تقی‌پور وزیر ارتباطات که در بین خبرنگاران حوزه دولت به دلیل شباهت زیاد به رئیس رسانه‌ ملی به دومین ضرغامی کابینه مشهور شده، اولین دولتمردی است که از مراسم خارج می‌شود و در ادامه سایر دولتی‌ها پس از قرائت فاتحه و عرض تسلیت به صاحب عزا، مراسم را ترک می‌کنند.


** به غیر از یاران نزدیک مشایی همچون امیری فر، حسن موسوی، جوانفکر، فقیه، بهداد، داوری که هم  هم میهمان این مراسم‌اند و هم به نوعی میزبان آن محسوب می‌شوند، تعداد قابل توجهی از عناصر اصلی رسانه‌های حلقه انحراف -یا به قول خودشان حامیان گفتمان دولت- حضور دارند اما نکته قابل توجه در مراسم مذکور، ظاهرشدن (حسین.ن) لیدر اصلی تبلیغاتی این حلقه پس از ماه‌ها غیبت در محافل علنی است.


** بهمنی و حسینی 2 مسئول عالی اقتصادی که این روزها به واسطه افزایش نجومی قیمت سکه و دلار خبرساز شده‌اند به همراه یکدیگر از مراسم خارج می‌شوند و البته بهمنی در گفت‌وگویی کوتاه با یکی شرکت‌کنندگان در این مراسم درباره سرانجام وضعیت بازار سکه ارز ترجیح می‌دهد که پاسخ آن را به آینده موکول کند.

** و بالاخره احمدی‌نژاد هم که چندی پیش، به واسطه درگذشت برادر بزرگ معاون اولش در این مسجد حضور پیدا کرده بود اواسط این مراسم به همراه رحیمی وارد  می‌شود و رئیس دفترش را مورد تفقد قرار می‌دهد و پس از دقایقی حضور در مراسم و خواندن فاتحه به همراه عموم مردم که ورودشان به این مراسم آزاد بود، مراسم را ترک می‌کند.


انگار "سلحشور" راست می‌گفت

این دختری که به راحتی جلوی دوربین اجنبی ها و معاندان نظام اسلام خودش را برهنه می کند و دست به چنین رسوایی می زند، گلشیفته ی سینمای ایران است.


به گزارش سایت خبری عصر امروز  به گذشته جشنواره فیلم فجر که نگاه می کنیم ، خاطرات برایمان زنده می شود ، که در جشنواره ی چندم چه کسی سیمرغ گرفت، رکورد سیمرغ دست کیست و دیگر آمار و ارقام و خاطراتی که جنبه ی نوستالوژیک دارد.

اما وقتی می بینیم وضعیت امروز کم سن و سال ترین کسی که از بزرگترین رویداد سینمایی کشور سیمرغ دریافت کرده است ، کاممان تلخ می شود.

گلشیفته فراهانی با بازی در فیلم تحسین شده ی مهرجویی یعنی درخت گلابی در ۱۴ سالگی، رکورد کم سن و سال ترین دارنده سیمرغ جشنواره را یدک می کشد.

نام گلشیفته خیلی زود بر سر زبان اهالی سینما و همینطور قشر عام سینما افتاد و محبوبیت ویژه ای پیدا کرد .

چهره گرم و دلنشین و بازی خوب او باعث شد که کارگردانان بزرگ خیلی زود به او اعتماد کنند و نقش های اول و محوری آثارشان را به او بسپارند و باعث شدند که خیلی زود گلشیفته سینمای ایران به یک ستاره تبدیل شود و نقش های ماندگاری را از خود به یادگار بگذارد.

نقش های ماندگار که شاید مهم ترین آنها ، نقش مادری دلسوز و فداکار در شاهکار رسول ملا قلی پور یعنی "میم مثل مادر" می باشد.

نقش حبیبه که دختری زخم خورده از نسل امروز ، دغدغه مند و صلح طلب که از جنگی که در نقشی در آن نداشت در فیلم خوب حاتمی کیا "به نام پدر" از دیگر هنر نمایی های به یادگار مانده از گلشیفته است .

از دیگر فیلم هایی که گلشیفته فراهانی در آن نقش های شاخص را ایفا کرده است می توان به "درباره الی" ، "همیشه پای یک زن در میان است" ، "ماهی ها عاشق می شوند" ، "دیوار" ، "سنتوری" ، "گیس بریده" و ... نام برد.

قبل از اکران درباره الی اصغر فرهادی بود که گلشیفته از ایران رفت و شایعاتی پیرامون ازدواج او با یک تاجر مصری سر زبان ها افتاد که به تدریج این شایعات بیشتر و بیشتر شد .

گلشیفته با بازی در یک فیلم کردی، فرانسوی که بدون حجاب در ان حاضر شده بود ، حرف و حدیث های زیادی را به وجود آورد و تیتر یک رسانه های مختلف شد.

بازی گلشیفته در این فیلم از یک سو خشم عده ای را به شدت بر انگیخت و باعث شد موضع بسیار شدیدی بر علیه او گرفته شود و از سوی دیگر برخی از مسئولین تلاش خودشان را برای بازگرداندن گلشیفته به ایران آغاز کردند . کاری که جز دلسوزی برای این هنرمند چیز دیگری نبود.

اما گلشیفته با مصاحبه بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و حجاب و همچنین بازی در فیلم "جای اژدها" که در آن عملا حجب و حیا را کنار گذاشته و به راحتی بازیگر مرد فیلم را می بوسد و در رخت خواب با پوشش بسیار نا مناسب حاضر می شود و . . .

گلشیفته با این عمل تمام پل های پشت سر خودش را به امید مبدل شدن به ستاره های هالیوودی خراب کرد و راهی برای خودش و دلسوزانش در ایران و حتی پدر و مادرش باقی نگذاشت .

با این وجود گلشیفته در ایران هنوز اندک طرفدارانی بخاطر نقش آفرینی های درخشانش در ایران اسلامی داشت .

اما در حالی که مدتی بود بی اخلاقی های او را بخاطر مسائل و حاشیه های مختلف از یاد برده بودیم ، ناگهان عکسی از او در فضای سایبری منتشر شده است . عکسی که در آن نیم تنه ی بالای گلشیفته کاملا برهنه است و ... (نوشتن در موردش سخت است).

با مصاحبه هایی که پدر و مادر فراهانی انجام دادند و ادعا کرده بودند که دختر نازنین شان اهل چنین بی حیایی ها و خود فروشی ها نیست و اینکه این کار یک خائن است و این عکس ساختگی و فتو شاپ است ، اندک امیدی در دلمان زنده شد که شاید حق با خانواده ی فراهانی باشد.

اما با پخش شدن فیلم رسمی این حرکت او در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ، تمام امیدهایمان نقش بر آب شد .

این دختری که به راحتی جلوی دوربین اجنبی ها و معاندان نظام اسلام نیم تنه بالای خودش را برهنه می کند و دست به چنین رسوایی می زند و خود فروشی می کند گلشیفته ی سینمای ایران است . مادر دلسوز "میم مثل مادر" ، حبیبه دوست داشتنی "به نام پدر" ، سپیده دلسوز "درباره ی الی" و . . . است.

اینکه گلشیفته با چه رویا و تفکری از ایران رفت و دست به چنین اقداماتی زد و دل تمام طرفداران ، خانواده و سینمای ایران را به درد آورد نامعلوم است .

آیا رویای گلشیفته ستاره هالیوود شدن است یا اعتراض به حجاب و نظام و اسلام ؟

بر فرض اینکه گلشیفته از دست رفته با این رفتار و خود فروشی ها مبدل به سوپر استار هالیوود شد . سئوال اینجاست که می ارزد به این رسوایی؟

مگر میترا حجار همین راه را نرفت و زود پشیمان شد و برگشت ؟

آیا گلشیفته قبل از اینکه تصمیم خودش را عملی کند با حجار مشورت کرده بود که از اوضاع آن سوی آب با خبر شود که چگونه از او استفاده ی ابزاری می کنند ؟

این رفتار فراهانی آنقدر ناراحت کننده و شوک آور بود که به جز تاسف خوردن حرف به زبان نمی آید و کاری از دست قلم هم ساخته نیست .

اما اگر گلشیفته فراهانی که در ایران جایگاه خودش را پیدا کرده بود ، طمع نمی کرد و کمی صبوری و متانت خرج می داد تبدیل به زن اول سینمای ایران می شد . و این را از استعداد و کارنامه هنری درخشانش در وطنش می شد پیش بینی کرد.

اما او راهی را انتخاب کرد که احتمال موفقیتش یک هزارم موفقیت در مملکت خودش هم نبود .
باید دید که چند صباح دیگر ، همین نشریات مبتذل و همین فیلم سازان آثار سخیف سراغ ستاره پر فروغ سابق سینمای ایران ، و ابزار و آلت دست امروز غریبان خواهند رفت؟

امثال گلشیفته که دارای استعداد درخشان در بازیگری باشند در صنعت سینمای کشورمان بی شمارند، اما امیدواریم که بی راهه ای که فراهانی طی کرد و خودش قاتل هنر خودش شد را تکرار نکنند.

نکته مهم: درج مطالب وبلاگ‌ها و سایت‌ها لزوماً به معنای تأیید محتوای آنها از سوی خبرگزاری فارس نیست.


Weblog Themes By Pichak

<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

نويسندگان

موضوعات