» انتقاد شدید شریعتمداری از احضاریه دادگاه برای احمدینژاد ( سهشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢ )
» وحید جلیلی: فعالیت گفتمانی حزبالله وارد فاز جدیدی شده است ( سهشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٢ )
» چرا روحانی رای آورد؟ ( دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ )
» موسوی و کروبی را آزاد کنید! ( دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ )
» حدادعادل:زمستان فتنه۸۸ گذشت و روسیاهی به زغال ماند ( دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ )
» دیدار رئیس جمهور منتخب با رهبر معظم انقلاب ( دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ )
» اسامی منتخبان دوره چهارم شورای شهر تهران ( دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ )
» توصیه عارف به روحانی: از احمدینژاد مشاوره بگیر ( دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ )
» روحانی: از"عارف" در کابینهام استفاده خواهم کرد ( دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩٢ )
"نخ "، تهدیدی جدید برای جوانان
سوداگران مرگ نوع جدیدی قرص روانگردان را با نام نخ تهیه و از مرز سردشت وارد کشور کرده اند .
به گزارش واحد مرکزی خبر ، فرماندهی انتظامی شهرستان سردشت با اعلام این خبر گفت: این نوع قرص عوارض بسیار خطرناکی به نسبت کراک و شیشه دارد و تـوزیع کنندگان مـواد مخدر آنرا به عنوان تقویت کننده حافظه در بین دانش آموزان و جوانان توزیع می کنند .
سرهنگ حسن خدایی با اشاره به فرا رسیدن فصل امتحانات به دانش آموزان و دانشجویان هشدار داد اسیـر این ترفند جدید دشمنان نشوند .
در یک ماه گذشته 101 کیلوگرم انواع قرص پیش ساز مواد مخدر صنعتی در سردشت کشف شده که معادل 50 درصد مجموع کشفیات این نیرو در سال گذشته در این شهرستان است .
دسته بندی : "نخ "، تهدیدی جدید برای جوانان
ماجرای برکناری حیدر مصلحی به نقل از یک وبلاگ
![]()
وبلاگ نقد مشاییسم در مطلبی درباره برکناری وزیر اطلاعات می نویسد: ماجرا از این قرار است که حیدر مصلحی روز شنبه حسین عبدالهی معاون ستاد خود را که بسیار نزدیک به تیم مشایی است –و روزنامه فتح شده ایران او را «سرمایه ملی» خوانده- پس از مدت ها اختلاف عزل کرد. بلافاصله پس از این اتفاق و با پی گیری شدید تیم مشایی، رییس جمهور بدون هماهنگی با رهبری حیدر مصلحی را احضار کرد و از او خواست استعفا بدهد. مصلحی نیز این درخواست را پذیرفت. پس از آن، رییس جمهور در جلسه عصر یکشنبه دولت ضمن اعلام خبر ادغام وزارت نیرو و وزارت صنایع و بدون هرگونه مقدمه چینی اعلام کرد که از این به بعد آقای مصلحی نیز مشاور امور اطلاعاتی وی خواهد بود! برخی اخبار حکایت از این دارد که اعضای دولت از شنیدن این خبر شوکه شده اند و مصلحی هم دیگر ضرورتی به ادامه حضور در جلسه ندیده است.
یکشنبه شب، رییس جمهور پیامی از رهبری دریافت می کند که ایشان با این اقدام مخالف است و مصلحی باید در سمت خود ابقا شود. دقیقا در همین زمان، یعنی موقعی که پیام رهبری به رییس جمهور رسیده بود و دولت از مخالفت رهبری با این اقدام آگاهی داشت، با هدایت تیم مشایی، برخی از سایت های نزدیک به دولت بویژه خبرگزاری ایرنا خبر استعفای مصلحی، پذیرفته شدن آن از جانب رییس جمهور و انتصای وی به عنوان مشاور امور اطلاعاتی رییس جمهور را روی خروجی خود قرار دادند.
خبر ایرنا در ساعت 21:51 دقیقه روی خط رفته یعنی وقتی که قطعا پیام رهبری به ریاست جمهوری واصل شده بود. جالب است که ایرنا در گزارشی که ساعت 2:25 پس از نیمه شب، با عنوان «شایعه، سانسور و ادعاهای خلاف واقع ارکان سناریوهای تازه علیه دولت» منتشر کرده تاکید می کند تا ساعات پایانی یکشنبه شب هیچ پیامی از رهبری مبنی بر مخالفت با این اقدام به دولت نرسیده بود. با توجه به اینکه پیام رهبری در ساعات آغازین شب به رییس جمهور ابلاغ شده و ایرنا نیز در ارتباط مستمر با دفتر رییس جمهور است و قاعدتا از واصل شدن پیام رهبری مطلع شده، این خبر را چگونه باید توجیه کرد؟ آیا دفتر رییس جمهور به ایرنا دروغ گفته است؟ یا اینکه ایرنا به مخاطبان خود دروغ گفته است؟
خوشمزه تر از این، مقاله ای است که علی اکبر جوانفکر که دیگر باید او را فدایی مشایی خواند روی وبلاگ خود نوشت و ادعا کرد خبر مخالفت رهبری با عزل مصلحی جعلی و دروغی است که سناریو سازان علیه دولت ساخته اند. این مطلب هم در ساعتی روی وبلاگ رفته که پیام رهبری به دولت ابلاغ شده بود.
نکته جالب تر از همه اما این است که تیم مشایی با وجود اینکه دریافت پیام رهبری در حدود ساعت 20 یکشنبه شب، تا ظهر روز 29 فروردین حاضر به پذیرش اینکه رهبری با این اقدام مخالفت کرده نبودند. بهانه هم این بود که هیچ منبع رسمی وابسته به دفتر رهبری از جمله سایت ایشان این خبر را منتشر نکرده است! سوالی که در اینجا وجود دارد این است که چرا جریان مشایی پیام رسمی و مستقیم رهبری را ملاک عمل قرار نمی دهد و روی رسانه ای شدن دستورات خصوصی اصرار می ورزد؟ آیا نامه روی میز آقای احمدی نژاد کافی نبود تا آقایان بپذیرند که رهبری با موضوعی مخالف است و آن را سناریو و توطئه نخوانند؟! این سوالی است که در جریان مخالفت حضرت آقا با معاونت اولی مشایی و عدم تمکین دولت نیز یک بار دیگر مطرح شده بود.
پاسخ ظاهرا این است: اعلام مرزبندی و مخالفت علنی با رهبری و اینکه «مشکلی وجود دارد» ظاهرا بخشی از راهبرد تیم مشایی است و این مرزبندی را برای پروژه سیاسی آینده خود ضروری می دانند.
دسته بندی : ماجرای برکناری حیدر مصلحی به نقل از یک وبلاگ
نامه پر کنایه مجری سرشناس تلویزیون به علی دارابی معاون سیما

فرزاد جمشیدی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری برنا نیز قرار داده، آورده است:
هولطیف الخبیر
به جای مقدمه:
هنوز خاطره آن بعد از ظهر پاییزی از یادم نمیرود که سجادی، معلم میانسال لاغر اندام بالا بلند شیرازی، چوب خراطی شده ذراعی خود را بین دو دست، رد و بدل میکرد و با صدای دو رگه تریاک نشستهاش سر اون سه تا نوجوون بچه سال دانش آموز، فریاد میکشید: "پدرتون رو در میآرم، آدمتون میکنم، تا کتک نخورید که آدم نمیشید!
آفتاب بی رمق آبان ماه، خودش رو به زور از تک درخت چنار کهنسال مدرسه ما، بالا میکشید و رد عبورش روی شیشههای کوچک رنگی پنجره کلاس، جا میانداخت و گله به گله، کف کلاس و روی میزهای مدرسه و گهگاه، لباس بچهها رو نقاشی میکرد. محصل بودیم و فقط دو، سه سال با آرم شاهنشاهی بالای کتابهای مدرسه، درس خواندیم و حالا مانده بود چند سالی که تصویر شاه و فرح، از آغاز کتاب ها ـ زبان درآورده و خنده دار ـ تصویر روزهای اول انقلاب ما را در دست دود و آتش، قاب بگیرد.
... و تا انقلاب، بی توجه به رسم تقویم ها، بهمن و بهار را با هم، همسایه کند، چند ماهی فرصت بود که آن هم به تعطیلی گذشت و مدرسه ابتدایی "مشعل هدایت"، خیابان مختاری تهران که ما، در آن درس می خواندیم، با چنار کهنسال و سرسره سیاه و رنگ و رو رفته و کلاس های بدون غریو دانش آموزش، تنها ماند تا دوباره بهار بیاید و نیمکت های چوبی و بی جان هم مثل درخت های ریشه در خاک، جان بگیرند، از حضور دانش آموزهای شیطان و ورپریده ای که همه شلوغی شان، ماش در خودکار بیک کردن بود یا با صفحه وسط دفتر مشق، موشک درست کردن! که آن هم باید درست وسط توضیح درس شاه و میهن، بخورد توی سر معلم بدقلقی مثل آقای سجادی!
یادم است آبان ماه بود؛ یک روز پنجشنبه که ایوب می گفت، دستش گردن جمعه است و البته این، خود جوازی بود برای جدی نگرفتن درس و حضور معلم در سر کلاس!
سه نفر بودند آن سه دانش آموز که همیشه مثل سه شاخه از یک درخت، کنار هم بودند؛ یکی شان ایوب بود، پسر حمدالله دوچرخه ساز، که باباش با عرقچین و کم حرفی و اخمش، تو محل، معروف بود؛ البته هم اخمش و هم، صدای اذانش که هر سحر، ول می شد تو کوچه های تنگ جنوب شهر، تا وقت ملاقات خدا را یادآوری کند.
ایکی، اکبر قاسم پناهی بود که باباش، سرگرد ارتش بود و دو سال، غیبت او، حرف خلع لباسش را دهان به دهان، در محل می چرخاند و سومی هم من؛ عابر بی خستگی کوچه های کودکی که هنوز هم فکر می کنم، دنیا با تمام بزرگی اش، همان خیابان باریکی است که "امیریه" را به "شاپور" وصل می کند و در یکی از بن بست هایش، خانه پدری است که تنها همین درس را از زندگی بلد بود و به ما، منتقل کرد: "حق الله و حق الناس و حق النفس را، بموقع، پرداخت کنید".
ایوب، با پیکری که مداد ترکش ها و تیرها، هاشورش زده بود، مکرر، مجروح شد و بالاخره، در مجنون، جا موند. پیکر ایوب را فرشته ها، تشییع کردند؛ این را قاسم می گفت که خودش، تخریبچی بود و دل نترسش را گذاشت وسط، تا روی میدان مین را کم کند. قاسم، الان استاد دانشگاه است و با یک چشم، دانشجوهاش را نگاه می کند و هر چقدر که دست راست مصنوعیش، سرد باشه، دلش گرمه... قاسم، یه جانبازه.
و من هم از میان همه آرزوهای پدرم که می خواست پسرش از باشگاه فردوسی (سر مهدیخانی) کشتی گیر، بیرون بیاد، یا بشه وکیل دادگستری که حق مظلوم را از ظالم بگیره، یا بشه روحانی که چراغ دین تو دل مردم، روشن کنه، شدم مجری تلویزیون. حالا با خودم کشتی می گیرم؛ کلمه ها، برنده می شوند و من، بی آنکه خبر داشته باشم، یک موقع به خودم آمدم که فهمیدم مجری تلویزیون، هم وکیله و هم روحانی... باور کردم مجری تلویزیون، وکیل بی واسطه همه مردم سرزمین خودش، به شمار می آید و همین تلویزیون، اگر درست بهار و غمخواری فراخوانده شود، منبر رسایی خواهد بود که حوض فیروزه ای برنامه سحرش، قادر است، ده ها بحرالعلوم را در خود، جای دهد و چقدر زمان گذشت تا من بفهمم تلویزیون، دستگاهی نیست که بیننده با یک لیوان چای، در مقابلش به خواب رود؛ تلویزیون باید مخاطب را از خواب، بیدار کند!
من، ایوب، قاسم و صدها نفر از نسلی که ایران در فریاد آزادیخواهی خودش در سال 57، بیرون داد، با ترکه آقای سجادی، آدم نشدیم! معلم ما مهربان بود. معلم ما ترکه تنبیه به دست نمی گرفت. معلم ما، مشق های پرمشقتمان را با خودکار قرمز بی تفاوتی، خط نمی کشید؛ معلم ما، انقلاب بود.
آقای دکتر دارابی!
سلام
این نامه، رنگ روزهای آخر زمستان را به خود گرفته و همچون آدم سرما زده ای که دستان خودش را "ها" میکند و به گرمی نشسته در پشت در منزل، امیدوار است، سخت دلبسته اعتنای فرهنگی شماست؛ اعتنایی که تار تنهایی جمعی فرهنگی را جدی بگیرد و با مضراب محبتی، بنوازد خاطر جماعتی را که پیاده نظام، لشکر برنامه سازان سیما، محسوب می شوند و در این خط مقدم نبرد ـ بی هیچ ساز و یراقی از توجه، آموزش، همدلی و مراقبت و البته بدون افتخار و عزت ـ می میرند و فراموش می شوند... و اگر اقبال، یارشان شود که در مثلث بدنامی، بدگمانی و بدعاقبتی، نمره اعتبار ملی شان، صفر نشود (!) دست کم از دایره دید بیننده، کنار می روند و دیگر کسی آنها را به یاد نمی آورد! نام این طایفه که سخت ترین مسئولیت برقراری ارتباط با مخاطب را بر عهده دارند، مجری است.
عنصری که در همه تلویزیون های دنیا، ثروت و سرمایه یک رسانه تصویری به شمار می آید؛ شخصیتی که نماینده فضیلت های یک ملت است و به برکت آنتن های ماهواره ای (که نمی شود چشم حقیقت بین بر آنها بست) می توان در قیاسی جهانی، قد و قواره مجری ایرانی را با دیگر مجریان، اندازه گرفت و از فاصله میان آنها ـ نه به کم توانی و کم هوشی و کم دانشی، مجری خودمان ـ که از پایگاه حمایتی و دست ارزشگذاری که پشت و پناه دیگر مجریان در تلویزیون های جهان است (و در تلویزیون ما نیست!) از فقدان توجه رسانه ملی ما، نسبت به این گنجینه های فرهنگ و هنر، که نامشان مجری است؛ غصه خورد.
آقای دکتر دارابی!
روز سه شنبه، دوم شهریور ماه سال 1389 به اتاق معاون سیما آمدید. این سیزده طبقه آجر سه سانتی سیما، مادر مهربانی است که بسیاری از تولیدگران تلویزیون را در آغوش گرفته. همه طیف ها، فکرها و سلیقه ها، زیر همین سقف رشد کرده و بالیده اند و نیست در قبیله برنامه سازی سیما، همکاری که هفته ای چند بار، پایش به این سرای سختکوشی، باز نشود و باز، حدیث غمبار عده ای را بشنوید که نامشان مجری است و هر چند، جدیت پخش و ارایه یک برنامه تلویزیونی با حضور آنها آغاز می شود، کسی ایشان را جدی نمی گیرد!
شما با تلویزیون، و مقوله مظلوم فرهنگ و ارتباط بیگانه نبودید. از همان عهد جهاد سازندگی و جهاد مدارس کشور را یادمان هست تا رسیدن به صندلی معاون پارلمانی صدا و سیما و دست گرفتن امور شهرستان های این سازمان... تا قائم مقامی رادیو و تلویزیون و به جا گذاشتن نمایه مطلوبی از حضور فرهنگی؛ بنابراین، می توان قد کشید. آری، وقتی اصحاب مطبوعات و خبرگزاری ها، معاون سیمای ما را به قلم پژوهش و درنگ انقلابی، کنار رویدادهای زمانه می شناسند که گاه، با "زیتون سرخ" و "سیاستمداران اهل فیضیه"، رخ نمودید و گاه با "سفر کربلا" و "چکاد اندیشه".
اینها را گفتم که بدانید آگاهم به سرّ ضمیر مدیری که جلوتر از آنکه معاون سیما باشد، در دل برنامه سازان این قاب تماشا، به دلواپسی های فرهنگی، معروف شده و در سابقه جبهه فرهنگی اش، هم تک تیرانداز توانمندی بوده و هم، خط شکن غبار فتنه!
اما حاج علی دارابی، بد است اگر ما، دشمن خارجی را بشناسیم، اما برای تربیت سرباز و رزم آور فرهنگی و رسانه ایاش نکوشیم. عیب است اگر عنوان کنیم، این رزمنده ها که نامشان مجری است و 48 درصد از فضا و فرصت آنتن های زنده را در اختیار دارند، در هر مناسبت شادی و سوگواری، زودتر از عالم و خطیب و کارشناس، روی آنتن، به بیان احساس می پردازند، خشابشان از آموزش و عنایت و خاکریزشان از استواری و استقامت، خالی، عاری و ناتوان است!
سال ها خون دل خورده او تا اینک به عنوان معلم آموزش گویندگی و اجرا، سکه سخنم را بخرند و سوغات تجربه ام را به خانه ببرند. تمام این مدت که سر کلاس، در مسیر دو طرفه دادن توشه و سابقه (و گرفتن اشتیاق و علاقه) حرف زدم، یاد داده و یاد گرفته ام: "گوینده ای که متن مکتوب را به ملفوظ و مجری ای که ملفوظ را به مفهوم، تبدیل می کند، باید در جریان "به گزینی علمی، تست عملی، آموزش و سپس، پرورش، قرار گیرد تا جرأت صحبت کردن روی آنتن را پیدا کرده و بتواند آبروی رسانه ملی را در داوری عموم مردم، حفظ کند".
در کلاس، به داوطلبان این رشته عرض می کنم که گویندگی و اجرا هم علم است، هم فن و هم هنر؛ علم است، چون دانش و تخصص می خواهد، فن است چون با هر نوبت اجرا (و هر ماه و هر سال) حتما صفحه تجربه ای به کتاب دانایی مجری و گوینده اضافه می شود و هنر است، چون عمیقا با مهارت های ارتباطی و دانش و هنر ارتباطی در تعامل است.
از این همه سال، بوییدن گل های خرد و پوییدن راه های طلب، نکته هایی طلایی به دست آورده ام که برای هر کدامشان می توان ساعت ها و بلکه فصل ها، با رویکردی نوآورانه سخن گفت. نظیر آنکه:
ـ هر نوبت اجرا، مثل شب خواستگاری مجری و گوینده، به شمار می آید.
ـ لحظه مرگ یک مجری، زمانی است که دیگران هم مثل او صحبت کنند.
ـ گوینده حقیر و مجری فقیر، کسی است که جیب دانایی او از شعر و قصه و خبر و لطیفه، تهی باشد.
ـ تحقیق و مطالعه برای مجری و گوینده مثل نفس کشیدن است.
ـ یک گوینده و مجری خوب، هیچ گاه نمی گوید همه کارها و ظرافت های اجرای گویندگی را بلدم؛ مثل یک ناجی غریق که هیچ گاه نمی گوید از آب نمی ترسم. نام این حس عجیب، "ترس مقدس" است که در همه رادیوها و تلویزیون های جهان از آن، به ابتدایی ترین حس احترام به مخاطب، شنونده و بیننده یاد می کنند.
آقای دکتر دارابی!
مجریان و گویندگان سازمان صدا و سیما، وظیفه انتقال دستورها و دیدگاه های سازمانی را به وجه پادگانی به عهده ندارند و هیچ گاه هم، از آن ها چیزی دیگری خواسته نشده است. وظیفه ایشان، "ابلاغ پیام" است و "ابلاغ" شرط درست رساندن پیام به شمار می آید. پس باور کنیم که مجریان و گویندگان، "رسولان رسانه" هستند. شما را به خدا بگویید، راستی برای تربیت، حفظ، ارتقا و نهایتا گنجینه شدن و در یادها ماندن آن ها، چقدر تلاش کرده ایم؟
شما که به معاونت سیما آمدید، حس غریبی در دل مجریان تلویزیون پدید آمد و این را می شد از پیامک های دور و دیدارهای نزدیک، دریافت؛ حسی نظیر یک آرزو که انشاالله از این به بعد، جایگاهی برای اعتمادسازی و والایی مقام مجریان پدید خواهد آمد. اینکه میان نوآمدگان این رشته رسانه ای و پیش کسوتان، تفاوت قایل شد و این که شکر و آجر هم، در مملکت ما طبقه بندی دارند (!) ولی مجری و گوینده، از نظام طبقه بندی شغل، بیمه، به کارگیری منضبط، ثبات شغلی و بسیار چیزهای دیگر که می توان نام آن را آرام و امنیت گذاشت، محرومند و این حرمان، آقا و خانم مجری ما را همچون درخت های بی باغبان مانده در بیابان، به تنهایی و هجران، عادت داده و غمگنانه تر اینکه، هیچ کس این دردها را جدی نمی گیرد.
و این بیچاره ترین (مجری) مجبور است، همواره در چند ضلعی نامنظم سلیقه های کیلویی و مطالبات وجبی برخی مدیران گروه ها و تهیه کننده ها، دست و پا بزند و بدین ترتیب، یا در آشپزخانه های بی کدبانوی شبکه پنج، "دکتر نظری" شود یا در شاهنامه های بی رستم فوتبال، "فردوسی پور"! و در معنوی ترین حالت می شود "فرزاد جمشیدی" که حکم زولبیا بامیه سیما (!) را پیدا کرده و جز، در ماه مبارک رمضان، ذایقه مدیران سازمان را برای همکاری، تحریک نمی کند!
آقای دکتر دارابی!
شما آمده اید تا به این ماجراهای تلخ، پایان دهید؛ یا نه! دست کم نخستین گام را که برداشته اید؛ منظورم همان روز پنجشنبه، دوازدهم اسفند ماه 1389 است که نخستین دیدار مجریان سیما با شما برگزار شد. از همین کلمه "نخستین" می شد، یقین پیدا کرد که برای 31 سال فعالیت سیمای جمهوری اسلامی ایران، این "نخستین دیدار" چقدر تلخ و پرسش برانگیز است!
در آن نشست، هم مدارا کردید و هم مدیریت. تبسم کردید و گویا، پاره ای سخنان دل آزار را نشنیدید. بچه های دلگیر را مثل پدری که پس از سال ها اجاق خانه اش را روشن کند، دوباره جمع کردید. همه، گفتند و شما دیدید روی کدام بصل النخاع، دست گذاشته بودید! با این همه (و با همه تیرهای طعنه فرزاد حسنی و تلخند اقبال واحدی و ردّ غصه های در گلو مانده گیتی خامنه ای) باز شما، لوح تقدیر به دست دادید. مجریان را "نگین انگشتری" رسانه ملی، خطاب کردید. از هم افزایی، سخن به میان آوردید؛ درویشی کردید... و "هو" کشیدید بر چهره غم ها و البته، چه خوب که برای فردای کار اجرا، از همه، یاری خواستید.
اما جناب معاون سیما!
مبادا این نهالی که کاشته اید، در تندباد روزهای سخت و پر مشغله ای که برایتان فراهم می کنند (!) بی مراقب و غمخوار بماند! نکند شما هم چون آقایان مهاجرانی و میرباقری (که ذکر هر دوی ایشان به خیر باد) اسیر جلسات شوید و از یاد ببرید که انبار مهمات شما، خطّ مقدم شما، زرّادخانه زرافشان شما، در دست همین مجریانی است که متأسفانه، در اثر بی توجهی "به پرگویان پر غلط" تشبیه می شوند؛ مضحکه "خنده بازار" خودمان قرار می گیرند و... به قول آن شاعر بزرگ:
ـ این جویندگان شادی، در مِجری آتشفشان ها، این شعبده بازان لبخند، در شبکلاه درد... در برابر تندر می ایستند؛ خانه را روشن می کنند و ... می میرند!
اینک اگر هنوز به خصلت آن که نام بزرگش، نام کوچک شماست (قسم به علی) که نگذارید جریان نحس بی اعتنایی، ستاره سعد و نیکبختی مجریان را دیگر بار و دیگر بار، خاموش کند.
آقای دکتر علی دارابی، معاون محترم سیمای جمهوری اسلامی ایران!
تا دیر نشده، خانه مجریان سیما را سامان دهید. مجریان را از حیث کارآیی، طبقه بندی کنید. مراقب این آمار خطرناک باشید که "نرخ ایام بیکاری مجریان، ده ماه است"؛ یعنی دوست مجری ما پس از یک فصل، اجرا، باید ده ماه، به انتظار بنشیند تا دوباره کاری به او، پیشنهاد شود! و این، در ادبیات کشاورزی، یعنی "علافی" و البته مجری علّاف، پایش به مراسم پاتختی و شادمانی باز، می شود!
اینجاست که سخن اصلی ام را با شما، بازمی گویم؛ مهمترین رسالت من، در این نامه، ابلاغ همین پیام است. به خدای یگانه، سوگند، بهترین باقیات صالحات شما در پست معاونت سیما این است که این "پست" را با "تمبر" توجه به مجریان تلویزیون، زینت دهید. در این جایگاه، برای مجریانی که سال هاست از قاب سیما، دور مانده اند، نامه ای بنویسید.
دلتان برای جواد یحیوی، رضا رشیدپور، داریوش کاردان، وحید جلیلوند و ده ها نفر از این همقطاران که در ایستگاه سلیقه های نابجا، جا مانده اند بتپد. آنها نامشان مجری است؛ چه برای اجرای تلویزیون دعوت بشوند و چه در مراسم خصوصی، استودیوهای شخصی و دی وی دی های خانگی، سر درآورند؛ پس چه بهتر که شما گنجور این سکه های ثروت شوید.
دکتر دارابی!
بنده، هیچ تمتعی از طواف این کلمات، برنمی گیرم، اما از شما می پرسم: آسمانی! ستاره هایت کجا رفته اند؟ راستی، برای آنها که رفتند، چقدر هزینه شده بود و برای آن ها که مانده اند چقدر پرچین دلسوز بر پا کرده ایم، که به یادگار بماند و به روزگار، بپاید؟
آیا تجربه همان یک نفر مجری، (که اقبال ملی هموطنانش را به پای صدای آمریکا، فدا کرد و نفرت ابدی را برای خود خرید) برای ما کافی نیست که اعلام کنیم، جای این مجریان (یا به قول شما، نگین های انگشتری تلویزیون) دستان اهریمن نیست؟ و بگوییم هیچ بستانی جز همین جام جم، برای مجریان ما ـ این گل های فرهنگ و رسانه ـ مفید و موثر و امن نیست؟
آیا نباید نگران بود که ده ها نفر از مجریانی که از سیما به دولت رفتند و مستعجل هم بودند (نظیر زنوزی، رنجبران، بی نیاز... و حتی خود بنده نگارنده) شأنشان از مدیر روابط عمومی فلان دستگاه دولتی بودن، بسیار فراتر است؟!
یادمان بماند گفته امیر کبیر، قهرمان دوران و آینه دق ستمشاهان را که: "اگر نیت یک ساله دارید، برنج بکارید. اگر نیت ده ساله دارید، درخت غرس کنید و اگر نیت صد ساله دارید، آدم تربیت کنید".
مجریان سیما، آدم های با عزتی هستند که مخاطبشان از ده ها منبر، فراتر است. قدر آن ها را بدانید.
پایان نامه است، ولی من می خواهم دوباره، اولش را بخوانید و یاد قصه ما و آقای سجادی بیفتید! آدم های سیما (مجریان تلویزیون) با ترکه تنبیه و صاعقه کم توجهی یا حتی تحریم(!) آدم نشده اند! پس آستین بالا بزنید تا حقوق صنفی و آینده شغلی (امروز رسانه ای و فردای حرفه ای) آنها را تأمین کنید. لطفا امر به ابلاغ فرمایید، مدیران شبکه های تلویزیونی هم مثل سید بزرگوار، عزت الله ضرغامی یا خود شما، سعه صدر، داشته باشند.
نگاه نکنید کدام مجری در کدام مجرا (به دلیل تنگنا یا اشتباه) نفس کشیده؛ از امروز، آغاز کنید. دیروز را خیلی ها، چرک و بد خط نوشتند. به همگان ثابت کنید صدا و سیما، تنها حکم را از رهبر دانای راز نمی گیرد، بلکه خودش هم، خلق محمدی(ص) دارد. پیشانی مجریان را پدرانه ببوسید و آنها را از زیر قرآن دین باوری، وطن دوستی، روحیه انقلابی و باور جهادی، به سلامت، رد کنید.
دکتر دارابی!
معلم شما، سید علی خامنه ای است. کاری کنید و گلی بکارید که اگر معلمتان گفت: "برگه ها، بالا، وقت، تمام است" و شما دانستید که دیگر، معاون سیما نیستید، حتم داشته باشید که عکستان در آیینه قلب ده ها نفر، باقی خواهد ماند؛ آن ها که نام کوچکشان "مجری" است و نام خانوادگی شان "سیمای جمهوری اسلامی ایران".
عمرتان دراز و پر گل
فرزاد جمشیدی
دسته بندی : نامه پر کنایه مجری سرشناس تلویزیون به علی دارابی م
تفاوت شخصیتی میر حسین موسوی از سال 1368 تا تا سال 1388

حجتالاسلام سید عباس نبوی رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، به پیام تسلیت آقای هاشمی به میرحسین موسوی اشاره کرد و اظهارداشت: هاشمی سیاستمداری بسیار نکتهسنج و دارای خصوصیات مخصوص به خود بوده و توانایی بالایی برای به کار بردن تعابیر چند تفسیری دارد.
وی بر همین اساس به این موضوع اشاره کرد که اگر به هاشمی گفته شود چرا در این پیام موسوی را به عنوان فرزند خدوم ملت نامگذاری و به وی صفت داده است در جواب خواهد گفت که به اعتبار ماسوع بوده که از اصطلاحات طلبهها است.
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی با تأکید بر اینکه اکنون که هاشمی این راه و روش را انتخاب کرده باید فضای سیاسی کشور به وی پیله نکند، یادآور شد: درست نیست هر کسی از راه برسد و مناقشه با هاشمی را تبدیل به یک نرخ روزآمد و نقل همه محافل و مجالس کند.
وی در عین حال به خدمات بزرگ هاشمی در انقلاب اشاره و تصریحکرد: هاشمی از بنیانگذاران نظام جمهوری اسلامی به شمار میرود و همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودهاند، وی بارها تا مقام شهادت در راه انقلاب جانفشانی کرده است.
حجتالاسلام نبوی با بیان اینکه آقای هاشمی تا حد زیادی به خط قرمزی که در مورد صیانت و حمایت از رهبری اعلام کرده وفادار است و خواهد بود، گفت: هاشمی نگاه، سبک و روش خود را دارد.
وی بر همین اساس به این موضوع اشاره کرد که برخی به روش هاشمی در زمان امام(ره) هم حمله میکنند و اظهارداشت: اگر قرار بود این روشها مورد مؤاخذه قرار گیرد، در زمان خود امام(ره) این مؤاخذه صورت میگرفت؛ زمانی که هاشمی با مجموعه آمریکایی مک فارلین مذاکراتی را داشت هیچ کس از اقدامات وی مطلع نبود و پس از حاصل شدن نتایج کار، گزارش را خدمت امام(ره) بردند و مسائل روشن شد که امام (ره) از اینکه آمریکایها تودهنی خوردند، حمایت کردند.
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی در عین حال این انتظار از آقای هاشمی که به این شکلی که اکنون هست، نباشد را یک خواسته انقلابی و آرمانی برای بسیاری از افراد دانست در حالی که این مسئله با واقعیت فاصله زیادی دارد، اظهارداشت: برخی میگویند هاشمی نسبت به اوایل انقلاب خیلی عوض شده در حالی که این چنین نیست و هاشمی همیشه به همین شکل بوده و خدمت خود را نیز با این ظرفیت انجام داده است.
وی بر همین اساس به زمانی اشاره کرد که پدر داماد آقای هاشمی را به دلیل همراهی و هماهنگی با منافقین زندانی کردند و یادآورشد: وی در آن زمان رئیس مجلس نظام جمهوری اسلامی ایران بود و در خاطرات خود آورده وقتی جلسه مجلس تمام شد به وی این خبر را دادند.
*تصور اینکه آقای هاشمی تغییر کرده بسیار غلط است
حجتالاسلام نبوی با بیان اینکه آقای هاشمی از بدنه جریانهای مبارز اعم از مارکسیستهای چپ و بخشی از مجاهدین خلق آن زمان کاملا جدا نبود، اضافهکرد: این جریانها با وی تماس، ارتباط و رفت و آمد داشتند و به نوعی از حمایتهای هاشمی برخوردار بودند؛ از این رو نباید تصویری درست شود که فکر کنیم آقای هاشمی کاملاً تغییر کرده است.
وی با تأکید بر اینکه هاشمی قبل از پیروزی انقلاب در زندان شاه نیز طرح نقشه تقسیم زمینهای سالاریه و شرکت طاهر را اجرا و کار خود را انجام میداد، اظهارداشت: بعدها برخی از متوسطین و زیر متوسطین سعی در خدشه وارد کردن به آقای هاشمی را داشتند و این را مطرح میکردند که آن زمینها را تولیت میخواست به ما بدهد که آنها را نگرفتیم و هاشمی آنها را گرفت در حالی که چنین نیست.
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی بر همین اساس به زمانی اشاره کرد که این قسمتها کوه و تپه و بیابان بود و به فکر هاشمی رسیده بود که در آنجا شهرکی را درست کند که اکنون گرانترین منطقه قم شده است.
وی با بیان اینکه هاشمی تعداد بسیار زیادی از این زمینها را به نیروهای سپاه و رزمندگان داد، اضافهکرد: آقای هاشمی در آن زمان نیز این کارهای اقتصادی را انجام میداد و اگر کسی تصور کند هاشمی زمانی که مبارزه میکرد نگاه اقتصادیاش به ایجاد فرصتهای مالی و درآمدی کاملاً از بین رفته بود، اشتباه کرده و وی پس از پیروزی انقلاب نیز همین روند را ادامه داد.
حجتالاسلام نبوی در ادامه به تصویب طرح ضرورت اراضی شهری در مجلس اشاره کرد که بند "ج " آن زمینهای راکد مانده دارای مالک را در اختیار کسانی قرار میدهد که به آن نیاز داشته باشند و تصریحکرد: این طرح در شورای نگهبان رد شد اما تدوین اولیه آن توسط شهید بهشتی انجام شد و زیر نظر شورای سه نفرهای که امام (ره) انتخاب کرده بودند که متشکل از مرحوم ربانی شیرازی، مرحوم مشکینی و آقای منتظری بود تدوین که در مجلس به تصویب رسید و به صورت قانون درآمد.
وی با بیان اینکه تصویبکننده این طرح خود مشمول آن میشد، یادآورشد: برخی از زمینداران یزد و کرمان به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا زمینهای ما را به مردم میدهند و وی در جواب میگفت که زمینهای ما را هم به مردم میدهند.
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر اینکه هاشمی همیشه به همین شکل بوده و اگر کسی تصور کند اتفاقات عجیبی افتاده، درست نیست، اضافهکرد: هاشمی در همان زمان نیز در یک سری از زمینهها با امام(ره) بحث داشت و نامههای خاصی را به ایشان مینوشتند؛ برخی میگویند چرا این نامهها نوشته شده در حالی که هاشمی نظر خود را مطرح میکرد و امام(ره) نیز از آنها استقبال میکردند.
* طرح مسائلی همچون "جهاد اقتصادی " برای یک جمعبندی کلان است
وی در بخش دیگری از سخنان خود به زمینههای مؤثر در نامگذاری امسال با عنوان "جهاد اقتصادی " توسط مقام معظم رهبری اشاره کرد و اظهار داشت: منظور از جهاد اقتصادی این است که تلاش اقتصادی بیشتری صورت گیرد؛ بنده از گذشته این گلایه را در فضای رسمی سیاسی کشور داشتم که این مواردی که مقام معظم رهبری به عنوان سال مطرح میکنند، به یک نان به نرخ روز برای بسیاری از بخشها تبدیل میشود.
حجتالاسلام نبوی با تأکید بر اینکه مقام معظم رهبری در سال جدید به این موضوع تأکید کردند که هدف از نامگذاری نصب پلاکارد نیست، یادآورشد: هر چند این اقدام امسال نیز صورت گرفت و در حال حاضر در مراکز ادارهها، پلاکارد مربوط به جهاد اقتصادی موجود است چرا که روابط عمومی هر ادارهای میخواهد بگوید در این زمینه کار کرده است.
وی با بیان اینکه طرح مسائلی همچون جهاد اقتصادی برای یک جمعبندی کلان است، افزود: وقتی مقام معظم رهبری جمعبندی کلانی دارند بر اساس آن یک عنوان را برای سال انتخاب میکنند از این رو مطرح شدن یک موضوع برای سال اگر بتواند در جامعه مبناسازی کند و مسیر اولیه را بگشاید، هدفهای بعدی تأمین خواهد شد اما در صورتی که نتواند مبناسازی کند، به بخش زیادی از ارزش و اعتبار این نامگذاری خدشه وارد میشود.
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی بر همین اساس به گلایههای مقام معظم رهبری به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به عدم پیگیری موازین مطرح شده و اجرای اقدامات تبلیغاتی که برخلاف آن موازین بودهاند اشاره کرد.
وی در عین حال به نامگذاری سال پیامبر اعظم از سوی رهبر انقلاب اشاره و تصریح کرد: آن سال دارای ظرافت بسیار بالایی بود و بنده مقالهای در خصوص اینکه گفتمان پیامبر اعظم باید کلان راهبرد فرهنگی جهان اسلام باشد، عنوان کردم که موضوع پیامبر اکرم، جهان اسلام را کاملاً به یکدیگر گره میزند.
حجتالاسلام نبوی با بیان اینکه سال امام علی(ع) از لحاظ اقدامات فرهنگی وضعیت بهتری داشت، گفت: در آن سال مجموعه اشعاری توسط دانشنامه امام علی(ع) تدوین شد و آقای ریشهری اقداماتی را انجام دادند اما سال امام علی (ع) در جامعه علوی بازتاب مناسب و نتیجه جدی در پی نداشت.
وی بر همین اساس به تشکیل کمیسیونی در مجلس در سال امام علی(ع) اشاره کرد که بودجه چند ده میلیاردی برای این قضیه به تصویب رسید و نهادهای مختلف برای گرفتن قسمتی از آن بودجه هجوم میآوردند.
* "جهاد اقتصادی " اجازه سوءاستفاده تبلیغاتی را از بین میبرد
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی با بیان اینکه موضوع جهاد اقتصادی اجازه استفاده تبلیغاتی را نمیدهد، اظهار داشت: مقام معظم رهبری در طول دوره رهبری خود و پیش از آن، همه مطالبی را که میخواستند بیان کنند تا عنوان این مجموعه جهاد اقتصادی شود را فرمودهاند اما هیچ یک به صورت سیاستهای برنامهای و راهبردی جامعه ما شکل نگرفت.
وی با تأکید بر اینکه مقام معظم رهبری همواره میفرمایند "هر گاه با روحیه بسیجی کار قرب الیالله صورت گیرد، برداشت، نتیجه، برکت و خدمت آن به جامعه در بالاترین حدممکن قرار میگیرد و نتایج خیرهکنندهای خواهد داشت. "
حجتالاسلام نبوی با بیان اینکه در حال حاضر بیش از دو دهه از دوران آتشبس و پذیرش قطعنامه 598 میگذرد، اضافهکرد: در آن زمان دو سال وقت لازم بود تا دولت و نظام در برنامهریزی راه خود را پیدا کنند چراکه مسائل جنگ بسیار طاقتفرسا بود.
وی بر همین اساس به این موضوع اشاره کرد که در سال 68 گفته میشد ایران 50 درصد کسری بودجه دارد و افزود: در آن زمان دو تئوری مطرح میشد که یکی از آنها متعلق به میرحسین موسوی است و بر آن پافشاری میکرد؛ آقای هاشمی نیز در آن زمان رئیسجمهور بود و در نماز جمعه پاسخ نظرات موسوی را میداد.
*تفاوت شخصیتی موسوی برای نسل امروز بسیار عبرتآموز است
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی به تئوری موسوی در سال 68 برای کسری بودجه اشار کرد و ادامه داد: موسوی معتقد بود که ایران باید با تکیه بر خود حرکتی را با روحیه انقلابی، حزبالهی و بسیجی آغاز کند در حالی که وقتی موسوی امروز را با موسوی سال 68 مقایسه میکنیم، به تفاوتی اساسی در وجود این شخصیت پی میبریم و این نکته برای نسل امروز بسیار جالب و عبرتآموز است.
وی تصریح کرد: کارشناسان اقتصادی و اساتید دانشگاه که در بخش اقتصادی دولت سازندگی فعالیت میکردند تئوری موسوی را قبول نداشتند و بر این باور بودند که باید نقدینگی را به صورت اعتباری تأمین کرد که به زبان عامیانه به معنای چاپ پول بود.
حجتالاسلام نبوی با بیان اینکه وقتی پول چاپ شود، پایه پولی بالا رفته و جامعه دچار تورم میشود، اظهارداشت: کارشناسان دولت سازندگی معتقد بودند این مسئله اجتناب ناپذیر است از این رو قویترین مواضع این نظریه از سوی آقای روغنی زنجانی بود که در این مسئله ایستادگی کرده و آن را انجام داد.
وی بر همین اساس چاپ پول و فروش نفت را دو منبع درآمد برای کشور در آن زمان عنوان کرد و یادآورشد: کارشناسان دولت سازندگی بر این باور بودند که با چاپ پول حقوق کارمندان داده شده و هیچگاه پول کم نخواهد آمد؛ از سوی دیگر با فروش نفت دلارهایی را که میخواهیم مورد استفاده قرار دهیم بخشی از آن را از بازار تهیه میکنیم؛ از این رو دلارهایی با حجم بالا وارد بازار کردند.
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی اضافهکرد: دولت افرادی را که دلار آزاد خرید و فروش میکرد، مورد تعقیب قرار میداد اما خود به صورت میلیاردی دلار آزاد در یکی از مناطق برای بخشهای مالی در دنیا عرضه میکرد.
وی با بیان اینکه همه حرکتها از بحثهای ذاتی و خودجوش دور شد، اظهارداشت: نکتهای که در این زمینه وجود داشت این بود که امام(ره) در اسفند سال 67 و چند ماه پس از پذیرش قطعنامه نامهای را به سران سه قوه و مسئولان کشور به عنوان پیام صادر کردند که جزء آخرین پیامهای ایشان به شمار میرود.
حجتالاسلام نبوی در خصوص آن نامه امام(ره) به سران قوا، یادآورشد: امام خمینی(ره) در آن نامه نوشتند که "با تکیه بر نیروهای انقلابی، مؤمن و بسیجی جامعه را بسازید "؛ تعبیر امام (ره) این است که اگر مسئولان کشور به این مجاهدان و بسیجیان و کسانی که برای حفظ اسلام و کشور جهاد کردند و خون دادند بیمهری و بیتوجهی کرده و آنها را در برنامه سازندگی نادیده بگیرند در آتش دوزخ الهی خواهند سوخت که این تعبیر مستقیم امام راحل است.
* روحیه انقلابی و بسیجی از گردونه کل برنامهریزی کشور در دولت هاشمی حذف شد
وی بر همین اساس به بیمهریها و حذف شدن روحیه انقلابی و بسیجی از گردونه کل برنامهریزی و سازندگی کشور در دولت هاشمی اشاره کرد که رقابتی بسیار مذموم و منفی نیز شکل گرفت تا جایی که آقای هاشمی از این رقابت دفاع و آن را تئوریزه کرد.
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی به اظهارات هاشمی در آن زمان اشاره کرد که "بسیجی نباید وارد مقوله سازندگی شود بلکه باید انسانی مرتب و برخوردار از امکانات و ظرافتهای خوبی باشد و برای دفاع از این مسئله این موضوع را بیان میکرد که پیامبر اکرم(ص) در اواخر عمر شریف خود 9همسر داشته که با هم زندگی میکردند و دارای همه امکانات بودند از این رو آدم ناتوان و بیپول چنین کاری را نمیتواند انجام دهد لذا هاشمی برای همه امکانات تهیه کرد. "
وی بر همین اساس تعبیر قرآن کریم راخلاف این نظریه هاشمی دانست و افزود: خداوند در قرآن کریم میفرمایند« اگر میتوانید با نداری بسازید و اگر نمیتوانید بگویید من برایتان فراهم کنم و دیگر به بدنه حیات پیامبری کاری نداشته باشید.»
حجتالاسلام نبوی در ادامه تولید بیشتر، درآمد معقول و کنارگذاشتن تمایلات واهی را قدم اول در موضوع جهادی اقتصادی دانست و اظهارداشت: باید در زمینههایی که دچار کمبود هستیم راهی برای تأمین آنها فراهم کنیم.
وی بر همین اساس به بیمعنا شدن مسئله تحریم در جمهوری اسلامی ایران اشاره و اضافهکرد: امروزه فرآیندهای آمادهسازی و زنجیره تولید بر روی اینترنت به قدری فاش شده که موضوع تحریم معنای خود را در جهان از دست داده است.
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی به تدبیر خوب دولت احمدینژاد در خصوص تحریم بنزین اشاره کرد و افزود: کشور در بخش قوانین و ظرفیتهای اقتصادی نیاز به یک بررسی و پالایش اساسی دارد چراکه این قوانین برای زمینخواران شرایط بدی را فراهم نکرده است.
حجتالاسلام نبوی بر همین اساس به یکی از مناطق اطراف کرج اشاره کرد که میان فردی که قصد اسجاد یک شهرک را داشت و اهالی منطقه دعوایی خونین شکل گرفته بود و افزود: اهالی منطقه برای اینکه این مسئله به سرانجامی برسد از بنده کمک خواستند که بنده با مسئولان شورای منطقه و زمینخواران جلسهای را برگزار کردیم.
وی با بیان اینکه متأسفانه برخی از این زمینخواران دارای سابقه خوبی هم بودند، افزود: یکی از این افراد که سرانجام گفت که با زبان زور و تهدید به کارشناسان میگفتیم آنچه را که ما میگوییم بنویسد و آنها نیز میدانستند که نباید خلاف آن را بنویسند؛ از این رو وقتی قانون به راحتی اجازه زمینخواری را میدهد چگونه میتوان جلوی آن را گرفت؟
رئیس مؤسسه تمدن و توسعه اسلامی با تأکید بر اینکه اگر دولت به طور دقیق وارد شود میتواند راهگشا باشد، اظهارداشت: افرادی که در کارگروههای مختلف مرکز بررسیهای ریاستجمهوری بودند مکرر با آنها این جزئیات را مطرح کردیم.
وی در پایان این بخش از سخنان خود خاطرنشان کرد: سال 84 آقای ذاکر اصفهانی در مرکز بررسیهای ریاستجمهوری جلساتی را تشکیل داد که بنده در آن جلسات این موضوع را مطرح کردم که دولت عدالتخواه اگر با ابزارهای مالی و پولی بخواهد به دنبال عدالت باشد ممکن است شرایط بحران تورمی در جامعه ایجاد شود که به راحتی قابل علاج نیست اما متأسفانه سال 85 دولت نهم این کار را آغاز کرد و سال 86 آن تورم عجیب اتفاق افتاد و قیمت زمین و مسکن بالا رفت.
ادامه دارد...
گفتوگو از سیده فاطمه موسوی
دسته بندی : تفاوت شخصیتی میر حسین موسوی از سال 1368 تا تا سال
نقدی بر مصاحبه آقای سید حسن(مصطفوی)خمینی با یک ماهنامه

پس از رحلت سید احمد خمینی(ره)، امین و همراه همیشگی امام(ره) در تاریخ 25 اسفند 1373، بنا بر وصیت ایشان، تولیت حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی و همچنین مسئولیت موسسه حفظ و نشر آثار رهبر کبیر انقلاب بر عهده حجتالاسلام سید حسن خمینی قرار گرفت. مسئولیتی که به دلیل حراست از یادگار امام خمینی(ره)، یعنی اندیشه و آثار ایشان نزد مردم ایران اسلامی که امام خمینی(ره) را بت شکن خویش میشمرند، از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار است.
آقای سید حسن خمینی به تازگی در ماهنامه مهرنامه ویژه فروردین 1390 مطالبی را در مورد توجه به اندیشه امام طرح کرده اند که این مطالب در روزنامه آرمان، تاریخ 24 فروردین مجددا تکرار شد.
طرح بحث مکتب امام خمینی از سوی وی و تشبیه این مکتب به مکتب امام صادق (علیه السلام) اگر چه در وهله اول قیاس مع الفارق است اما با توجه به جغرافیای بحث او، این نکته را متبادر می کند که به جای اجتهاد در اندیشه امام خمینی بیشتر به دنبال کم رنگ ساختن مرجعیت امام(ره) در ساحت مبانی و اصول اندیشه است.
نکته اول اینکه، اصول و اندیشه امام خمینی(ره) در درون گفتمان امام صادق (علیه السلام) قابل طرح است و نه یک مکتب مجزا در کنار مکتب امام صادق(علیه السلام). مباحث امام خمینی همه درون مکتبی هستند و روش برخورد علمی، آن است که از اصول و مبانی اندیشه امام سخن بگوییم و اجتهاد امام خمینی را به عنوان بهترین و کاملترین اجتهاد از مکتب امام صادق(علیه السلام) که توانسته کمر استعمار و استکبار را بشکند و استقلال و آزادی را به مردم ایران و جهان ارمغان دهد، بپذیریم.
نکته دوم اینکه، طرح مکتب امام خمینی به طرح مکتب آیت الله خویی، آیت الله بروجردی و... منتج شده و در وهله اول آشفتگی و هرج و مرج در مبانی را دامن می زند.
وی در حالی از مباحثی مثل استفاده از متد مذاق شارع در اجتهاد سخن می گوید و آن را در مکتب امام خمینی تجویز می کند که چنین مباحثی در اندیشه امام خمینی بیشتر دستاویز افراد طیفی خاص و مجله ای سکولار مانند مهرنامه قرار گرفته تا کسانی که پیش از این تمایل داشتند امام را به موزه تاریخ بفرستند، از این میان امام مورد نظر خود را به تصویر بکشند.
طرح مباحثی اینچنین به راحتی امکان اظهار نظر در اندیشه امام را از خود آقای سید حسن خمینی نیز سلب میکند چرا که چه کسی قرار است در مکتب امام مجتهد تربیت کند و چه کسی قرار است به این مجتهدین اجازه اجتهاد در اصول اندیشه امام را صادر کند و از همه مهمتر اگر بخواهیم بر طبق متد مذاق شارع به تشریح مکتب امام بپردازیم، صلاحیت این افراد را چه کسی یا چه کسانی باید تایید کنند و...
وی در قسمتی از این مصاحبه می گوید: «اعتراض من به برخی از برداشت های سال های اخیر، از همین منظر است که مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" شدهاند، به وجهههای نفی سکولاریسم در اندیشه امام میپردازند، ولی به وجهههای حق مردم اشاره نمیکنند.»
این صحبت وی به حدی از دوپهلو و متضاد بودن رنج میبرد که موضع گیری گذشته او را در مقابل مستند شاخص یادآوری میشود، آیا توجه صداوسیما در مستند شاخص به حفظ جمهوریت نظام و تلاش برای توجه به رأی مردم در برابر عده ای قانون شکن دفاع از حق مردم نیست؟
این که وی در ماهنامهای مثل مهرنامه صراحتا بیان کند که "امام سکولار نیست"، جای تشکر دارد. در حالی که خود در بخشی دیگر می گوید: «ما نباید امروز بگوییم، انتظار امام از جامعه امروز ما چیست، پاسخ های امام مربوط به روزگار خودشان است، اما مکتب امام برای امروز هم پاسخ دارد.» در گذشته شخصی را به دلیل طرح همین مباحث از موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی اخراج کرده اند و چنان سخن می گویند گویی امام نه انسانی معاصر بلکه فردی متعلق به زمان های گذشته است که اگر چنین نیز باشد، مبانی اصول اندیشه امام خمینی ثابت و متعلق به تمامی زمان هاست.
البته طرح همین سخن نیز یک قدم عقب نشینی نسبت به دیدگاه های هم طیفهای ایشان است که خواهان نقد و طرد اندیشه امام بودند و همین مسأله جای تامل دارد.
با این حال، بررسی کارنامه یک سال گذشته حجتالاسلام سید حسن خمینی نشان میدهد که وی به بازخوانی و اندیشه امام خمینی و توجه به مبانی و اصول اندیشه ایشان و در عین حال اجتهاد در اصول عملکرد خود به عنوان مسئول موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی بیش از هر شخصی نیازمند است تا دیگر در مورد اندیشه امام(ره) در قالب "نومن ببعض و نکفر ببعض" عمل نکنند.
حضور پررنگ در نقش یک حامی
قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 88، رویکرد سیاسی آقای سید حسن خمینی به گونهای بود که رسانههای اصلاح طلب از وی به عنوان یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری مورد توافق مجمع روحانیون مبارز یاد میکردند. هفتهنامه شهروند امروز (به سردبیری محمد قوچانی) 21 مهر 1387، شماره 67 در آستانه ثبت نام برای انتخابات دهم در گزارشی از "استدلال سید حسن خمینی برای نامزد نشدن در انتخابات ریاست جمهوری" سخن گفت و گمانه زنیها را برای پر رنگ شدن نقش وی در حمایت از کاندیدای اصلاح طلب و جلب توجه مردم تقویت کرد.
با آغاز فعالیتهای انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری و تاکید بیش از حد بر نخست وزیر امام(ره) بودن موسوی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی نه تنها هیچ عکس العملی نشان نداد و بلکه با سکوت، ادامه این رویکرد را تأیید و تقویت کرد.
در این زمینه، پایگاه اطلاع رسانی جماران در گزارشی از دیدار موسوی و حجتالاسلام سید حسن خمینی پیش از ظهر 5 فروردین 1388 در محل جماران با همراهی جمعی از اعضای دفتر موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی از جمله آیتالله موسوی بجنوردی، سید یاسر خمینی، دکتر بروجردی داماد حضرت امام، مسیح بروجردی، مرتضی اشراقی، محمد مقدم، و حمید انصاری خبر داد.
بعد از انتخابات و تحرکاتی که به بهانه تقلب و با هدف فتنه خیزی در کشور صورت گرفت، حمایت و همراهی سید حسن خمینی با جریانی که قائل به تقلب در انتخابات بود، شکل علنیتری گرفت.
شرکت نکردن در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری
پس از گذشت چند روز از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و شورش خیابانی فتنه گران، مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در تاریخ 12 مرداد ماه برگزار شد. قبل از شروع این مراسم، آقای سید حسن خمینی به خارج از کشور سفر کرد، این غیبت را شاید بتوان اولین اقدام رسمی وی در تقابل با رئیسجمهور تلقی کرد. البته این رویه در هفته دولت همان سال نیز تکرار شد و هنگامی که هیأت دولت بنا به رسم معمول در حرم بنیانگذار انقلاب برای بیعت با آرمان های امام و شهدا حاضر شدند، او برخلاف رویه سالهای گذشته به استقبال نرفت.
سکوت در برابر هتک حرمت امام و اعتراض به صدا و سیما
شب 16 آذر و همزمان با روز دانشجو در سال 88، اخبار صدا و سیما، تصاویری از هتک حرمت به عکسهای امام خمینی در دانشگاه تهران از سوی عدهای از فریبخوردگان را منتشر کرد، تصاویر این توهین بی شرمانه در رسانههای داخلی و خارجی به صورت گستردهای بازتاب داشت. موسسه تنظیم و نشر آثار امام در موضع گیری عجیب خود، صدا و سیما را به خاطر پخش این تصاویر مورد اعتراض شدید قرار داد.
به دنبال بیانیه موسسه تنظیم و نشر آثار امام در اعتراض به عملکرد صدا و سیما، سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران در جمع طلاب و روحانیون حوزه علمیه قم با یادآوری اینکه "در روز قدس و 16 آذر اندک منحرفین شعار میدادند استقلال آزادی جمهوری ایرانی" گفت: «به موسسه نشر آثار امام میگویم جا نداشت بیانیه میدادید و این کار ضد امام را محکوم میکردید؟ آقایان بیانیه میدهند و میگویند اهانت به امام در این مراسم نبوده و این را فقط و فقط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش کرده. من میگوییم هفت شبکه دارند پخش میکنند. شبکه العبریه که نام اولیهاش العربیه بوده و اکنون برای صهیونیستها تلاش میکند، این فیلم را پخش کرده است. از موسسه نشر آثار حضرت امام که توسط حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی مدیریت میشود، سئوال میکنم که این بیانیه در این شرایط به چه معنا است؛ شما به جای اینکه تقدیر کنید انتقاد میکنید؟»
رفت و آمدهای سوال برانگیز
در سال ۱۳۸۸ بعد از شرکت در نماز عید فطر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی، سید حسن خمینی در همان روز و چند ساعت پس از نماز عید به دیدار خانواده علیرضا بهشتی مشاور میرحسین موسوی رفت. (روزنامه اعتماد،5شنبه،2 مهر صفحه2( وی فردای آن روز نیز به بهانه همدردی با خانواده بازداشت شدگان با چند تن از آنها دیدار کرد.
برخی از سایتهای اصولگرا در تاریخ اول خرداد 1389 اقدام به انتشار تصاویری از مراسم عروسی پسر محسن میردامادی که در تاریخ 30 اردیبهشت 89 برگزار شده بود، کردند که این عکسها از حضور سید حسن خمینی در کنار موسوی، کروبی، محمدخاتمی و موسوی خوئینیها در این مراسم خبر میداد.
سکوت در برابر توهین به یادگار امام
در تاسوعا و عاشورای سال 88 برای اولین بار به یادگار و میراث اصلی امام خمینی(ره) یعنی اصل ولایت فقیه در خیابانهای پایتخت توهین و شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" با هلهله، آشوب و برهم زدن مجالس عزای حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) سر داده شد.
پیش از این نیز در روز قدس جمعی از فتنهگران شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" و" نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سر داده بودند که مجموعه این رفتارها موجب خشم و خروش عمومی مردم ایران و خلق حماسه تاریخی 9 دی علیه سران فتنه شد.
سکوت و اعتراض نکردن مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به عنوان حافظ و پاسدار امانت، میراث و یادگار آن حضرت یعنی اصل ولایت فقیه، جمهوری اسلامی و استکبار ستیزی، برای مردم و امت حزب الله تأمل برانگیز بود. مردمی که آقای سید حسن خمینی را در عیادت از ناصر حجازی و یا علی کروبی دیدهاند، انتظار داشتند تا وی به عنوان پاسدار آثار امام در برابر توهین به اصلیترین میراث آن حضرت، حداقل بیانیهای صادر کند.
اعتراض به مستند شاخص
در ایام دهه فجر سال 88، صداوسیما با پخش مستندی بهنام شاخص سعی در تبیین ابعاد بیشتری از زندگی و سیره حضرت امام کرد. در این برنامه، اعتراض شدید امام به گروههای سکولار و لیبرال اوایل انقلاب، بهویژه اعتراض به قانون گریزی ابوالحسن بنی صدر با بیان این جمله که "نمی شود از شما پذیرفت که قانون را قبول نداریم، غلط می کنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد. اگر می خواهید از صحنه بیرونتان نکنند، پیرو قانون باشید." پخش شد.
آقای سید حسن خمینی که پیرامون توهینهای روزهای قدس، دانشجو و عاشورا به آرمان امام سکوت کرده بود، با نوشتن نامهای به رئیس صدا و سیما نسبت به پخش مستند شاخص، اعلام نارضایتی خود را چنین بیان کرد:
«چنانکه از منابع موثق شنیدهام، برنامهای تحت عنوان شاخص در تلویزیون پخش میشود و به گونهای غیر صادقانه و تحریفآمیز، شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی(س) را مخدوش نموده است. جامعه جوان امروز ما به وسیله آنچه در این برنامه پخش میشود، شخصیت واقعی امام را نمیشناسد و تنها با شخصیت دست ساخته صداوسیما آشنا میشود که متاسفانه فرسنگها با حقیقت امام که به فرموده رهبری انقلاب، همه هویت جمهوری اسلامی است، فاصله دارد.»
ضرغامی در نامهای به مطالب سید حسن خمینی در مورد مستند شاخص چنین پاسخ داد:
«نمیخواهم رنجنامه بنویسم که یکبار برای همیشه پدر رنج کشیده شما از طرف همه ما بچههای انقلاب، آن را به یادگار گذاشته است. سخن این است همانگونه که به حکم وظیفه فرزندی امام، اعتراض جدی به اقدامات صداوسیما دارید؛ ای کاش همین گونه هم نسبت به حوادث هشت ماه گذشته و جفایی که دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام کردند و بغض و کینه سالیان خود را در کوچه و خیابان فریاد زدند، بیانیه میدادید و آن اقدامات شرمآور را نیز محکوم میکردید.»
پس از این اعتراض، بسیاری از مردم و رسانههای اصولگرا به دلیل دور شدن سید حسن خمینی از مسیر امام و فاصله گرفتن از مردم، وی را با عنوان سید حسن مصطفوی خطاب کرده و با این روش ضمن ارج نهادن به میراث معنوی امام، اتصال به اندیشه و راه امام را به جای انتساب نسبی ملاک قرار دادند.
سخنرانی ناتمام در مراسم سالگرد ارتحال امام(ره)
جمعه 14 خرداد 1389، حاشیههای برگزاری مراسم بیست و یکمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) بر متن غلبه کرد و تا مدتها خوراک تحلیل رسانهها و سیاستمداران قرار گرفت. حاشیههایی که از فصل جدیدی در تعامل مردم با خواص و مسئولان سخن میگفت.
در این مراسم، مطابق معمول گذشته بعد از سخنان رئیس جمهور، تولیت حرم امام خمینی و مسئول موسسه حفظ و نشر آثار رهبر کبیر انقلاب برای ایراد سخنرانی و دعوت از رهبر انقلاب اسلامی جهت بیان فرمایشاتشان پشت تریبون رفت که جمعیت حاضر در مرقد مطهر امام(ره) با شعارهای خود مانند "نواده روحالله، سید حسن نصرالله"، مواضع و رویکرد سیاسی آقای سید حسن خمینی در قالب مسائلی که رهبر انقلاب اسلامی از آن با عنوان فتنه تعبیر فرمودند، اعلام کردند. مردم با فریاد شعارهای یکپارچه، فرصت سخنرانی را از وی گرفتند تا او صدای مردم را بهتر بشنود.
رویکرد آقای سید حسن، در قبال فتنه سال 88 روشن است، آنچه جای تامل دارد مرزبندی و شفاف سازی نکردن میان تحرکات فتنه خیز سال گذشته با دشمنان قسم خورده این انقلاب است. مسأله ای که مردم را واداشت تا در مراسم سالگرد ارتحال امام، نشان دهند آرمان و اندیشه ایشان از هر پیوند و نسبی برایشان مهمتر است.
سخنرانی رئیس جمهور در همین مراسم سالگرد ارتحال امام نیز با شعارها و خشم مردم علیه فتنهگران آغاز شد. احمدینژاد در قسمتی از سخنان خود با اشاره به حوادث بعد از انتخابات گفت "عدهای رأی مردم را لگدمال کردند" که مجاوران حرم مطهر یکپارچه شعار" مرگ بر موسوی" سردادند.
محمدعلی انصاری دبیر ستاد بزرگداشت امام(ره)، هنگام سخنرانی رئیسجمهور در اقدامی نامتعارف، دو بار برای تذکر پایان وقت به بالای سن رفت، بار دوم که انصاری در فاصله نزدیکتری به احمدینژاد ایستاد، رئیس جمهور خطاب به او گفت: ایستادن شما اینجا کار زشتی است، بفرمایید.
با اعلام مجری برنامه جهت سخنرانی و خیر مقدم سید حسن خمینی به عنوان تولیت حرم امام راحل، مردم یکپارچه و بدون توقف شعار "مرگ بر موسوی" سر دادند.
مردم با سر دادن شعارهای؛ "این همه لشگر آمده به عشق رهبر آمده"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، "نواده روحالله سید حسن نصرالله"، "وصیت حاج احمد پیروی از ولایت"، "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند"، "مرگ بر موسوی" و " بصیرت، بصیرت" اعتراض و عصبانیت خود را به عملکرد آقای سید حسن در قبال فتنه سال گذشته و نشنیدن صدای مردم ایران اسلامی با نشنیدن سخنان وی نشان دادند، صدای شعارهای مردم به قدری زیاد بود که شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هنگام سردادن شعارها، چندینبار مجبور به قطع صدای مراسم شد.
سید حسن خمینی در سخنان خود که با شعارهای مردم مرتبا قطع میشد، سه بار به این نکته اشاره کرد که "هنوز از رحلت امام 20 سال نگذشته است" وی سعی کرد با اعلام ختم سه صلوات برای شادی روح امام و خدمتگزاران نظام،جو حاکم را آرام کند اما شعارها همچنان ادامه داشت و در نهایت وی از زائران در خواست ختم یک فاتحه برای شادی روح امام کرده و جایگاه را ترک نمود.
برخی از رسانههای اصلاحطلب جمعیت شعار دهندگان را بخش اندکی از افراد حاضر در قسمتهای جلوی مراسم عنوان کرده که با نقشه از قبل طراحی شده و به صورت منظم دست به این اقدام زدند، به عنوان مثال طبق روایت خبرگزاری کار ایران، ایلنا: "این جمعیت اندک حتی برخی از افراد درون حلقه دوم که جایگاه استقرار مسئولین رده میانی نظام و نمایندگان مجلس شورای اسلامی است را نیز با خود همراه کردند" سوال این است که طبق گزارش ایلنا، اگر تعداد افراد شعار دهنده اندک بوده است چگونه آنها توانستند نظم کل جلسه را برهم زده و حتی افراد ردیفهای میانی را با خود همراه سازند و چگونه توسط سایر مردم که جمعیت بیشتری را شامل میشدند، دعوت به آرامش و سکوت نشدند؟
در این میان، گمانه زنیهای بسیاری مطرح شد؛ از جمله اینکه قرار بوده هنگام سخنرانی سید حسن خمینی، هاشمی رفسنجانی وارد حرم مطهر شود و همزمان با ورود وی، سید حسن به تمجید از وی و یادآوری مظلومیتهای یک سال گذشته هاشمی بپردازد اما با ناتمام ماندن سخنرانی وی، هاشمی رفسنجانی وقتی وارد حرم شد که سید حسن مجبور به ترک تریبون شده و این دو در کنار یکدیگر نشستند.
رهبر معظم انقلاب، قبل از آغاز سخنرانی خویش با بوسیدن پیشانی سید حسن خمینی، وی را مورد تفقد قرار داد ولی در سخنان خود با اشاره به موضوع خط امام بر جمله معروف امام که "ملاک حال فعلی افراد است" تاکید کردند.
خبرگزاریها به انعکاس مطلبی در خصوص درگیری سید حسن خمینی و محمد علی انصاری با وزیر کشور به عنوان نماینده دولت در ستاد برگزاری مراسم ارتحال امام خمینی(ره) پرداختند که منجر به پاره شدن بخیههای صورت نجار پس از عمل سینوس و بستری شدن وی در بیمارستان شد.
این خبر توسط سایت جماران و محمد علی انصاری تکذیب و مسئله چنین مطرح شد که سید حسن وقتی وزیر را می بیند، به وی می گوید آقای نجار "من سید حسن خمینی هستم" چرا که بسیاری از مردم از جمله نجار به دلیل عملکرد سید حسن در قبال فتنه سال گذشته، وی را سید حسن مصطفوی خطاب میکنند.
واکنشهای بسیاری از سوی مردم، علما و تحلیلگران سیاسی به سخنرانی ناتمام سید حسن خمینی صورت گرفت، ناظران سیاسی این واکنش مردم را از سر خیرخواهی، علاقه مردم، تلاش برای بازگرداندن وی از همراهی با فتنهگران و حرکت در مسیر ولایت تعبیر کرده و معتقدند این نشانه بصیرت و شعور سیاسی مردم ایران است که یادگار حقیقی و معنوی امام راحل یعنی اندیشه و آرمان ایشان را بر ملاکهای نسبی ترجیح میدهند.
بعد از مسائل مربوط به سالگرد ارتحال امام (ره)، رفتار بیت امام در مورد حضور دولتمردان برای تجدید عهد با امام خمینی در حرم مطهر ایشان همچنان ادامه دارد، به طوریکه در دهه فجر امسال نیز مانند سال گذشته هنگام حضور هیأت دولت برای تجدید عهد با امام در حرم مطهر، هیچ کدام از فرزندان سید احمد خمینی حاضر نشده و این مراسم با حضور "علی اشراقی" یکی از نوادگان امام و "حجت الاسلام و المسلمین محمد علی انصاری" برگزار شد.
امانتداری سید احمد خمینی
سید احمد خمینی به عنوان امانتداری صدیق، محبوب مردم ایران بود زیرا هیچگاه میل و سلیقه شخصی خود را بر نظر امام خمینی(ره) مقدم ندانست.
«ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام رهبری حضرت آیت الله خامنهای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت گوش کنیم، اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست!» (۱۹/۱۰/۶۹(
«قاطعتر پشت سر رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همانطور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنهای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت الله خامنهای است در خط آمریکاست! من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کردهام که کوچکترین قدمی را علیه رهبری و برخلاف رهبری و حتی برخلاف میل رهبری برندارم و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینهها بر آمریکا پیروز می شویم.» (۱۲/۱۱/۶۹(
«به حسن و برادرانش این توصیه را مینمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آنست و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را میخواهند. هرگز گرفتار تحلیلهای گوناگون نشوند که دشمن در کمین است!»(۷۱/۶/۳۰(بخشهایی از وصیت نامه سید احمد خمینی موسوم به رنجنامه)
دسته بندی : نقدی بر مصاحبه آقای سید حسن(مصطفوی)خمینی با یک ماه
رسائی مطرح کرد:احتمال ارائه طرح تغییر «وزارت اطلاعات» به «سازمان اطلاعات» در مجل

سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با اعلام خبر بررسی تغییر و تحول در وزارت اطلاعات در نشست امروز این فراکسیون، تأکید کرد: تغییر و تحولات سلیقهای در رأس وزارت اطلاعات می تواند تبعات سنگینی برای نظام داشته باشد.
حجتالاسلام حمید رسایی درباره نشست امروز هیئت رئیسه و اعضای شاخص فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس برای بررسی موضوع تغییر و تحول در وزارت اطلاعات به فارس گفت: تغییر و تحول در راس وزارت اطلاعات با توجه به اهمیت این وزارتخانه و تأثیر آن بر همه امور داخلی و خارجی در این مقطع حساس بسیار با اهمیت است.
وی خاطر نشان کرد که فراکسیون متبوعش بر همین اساس موضوع تغییر وزیر اطلاعات را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده که تغییر وزیر اطلاعات در این مقطع، می تواند تبعات بسیار سنگینی برای کل نظام داشته باشد و از این رو اعضای شاخص فراکسیون رایزنی هایی برای ثبات وضع موجود انجام دادهاند.
نماینده تهران و سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس گفت: رئیس جمهوری باید در اداره امور کشور با درایت و حوصله عمل و از هر گونه اقدام شتاب زده به خصوص در خصوص وزارتخانه مهم و تاثیرگذار اطلاعات خودداری کند.
وی متذکر شد: احمدی نژاد با توجه به حکم حکومتی رهبر انقلاب در خصوص عدم تغییر آقای مصلحی قطعا به آن عمل خواهد کرد و امیدواریم ایشان خاطره تلخ معاون اولی مشایی را بار دیگر در اذهان زنده نکند.
حجتالاسلام رسایی تصریح کرد که اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس معتقدند "حجتالاسلام مصلحی در طول مدت تصدی مسئولیت وزارت توانست اقدامات بسیار خوبی را در حوزههای امنیتی و اطلاعاتی انجام دهد که برخی از آنها در دورههای گذشته سابقه نداشته است ".
رسایی افزود: وزارت اطلاعات در حکم چشم نظام است و چشم نباید فقط در اختیار یک عضو باشد، بلکه باید در اختیار تمام بدن باشد.
وی خاطر نشان کرد: با توجه به آسیبهایی که از برخی تغییر و تحولات به وجود آمده، فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم، موضوع ایجاد سازمان اطلاعات را در راستای ایجاد ثبات بیشتر و کاهش تغییر و تحولات سلیقهای در وزارت اطلاعات در دستور کار قرار داد تا سازوکاری فراهم شود که تغییر و تحولات در این وزارتخانه با یک منطق امنیتی و اطلاعاتی همراه باشد.
حجتالاسلام رسایی که ابراز امیدواری کرد نیازی به اتخاذ چنین تصمیمی نباشد، در عین حال متذکر شد: چنانچه لازم باشد، اعضای شاخص فراکسیون انقلاب اسلامی بحث ایجاد سازمان اطلاعات را در قالب طرح قانونی در مجلس پیگیری می کنند.
سخنگوی فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس جزئیات این طرح را در اختیار خبرگزاری فارس قرار نداد و به ذکر این نکته بسنده کرد که این طرح در قالب یک ماده واحده و چند تبصره آماده شده است.
دسته بندی : رسائی مطرح کرد:احتمال ارائه طرح تغییر «وزارت
واکنش صفارهرندی به ماجرای برکناری وزیر اطلاعات

محمد حسین صفار هرندی که به نظر می رسد در پروندهای همسو با جریانات مشابه وزیر اطلاعات، رحل اقامت خود را از دولت برداشت و هم اینکه در سمت مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران مشغول فعالیت است در مورد این پرونده جنجالی گفت: در نظام اعتقادی ما، ولی فقیه به عنوان نایب امام عصر(عج) شناخته می شود و مطابق قانون اساسی نیز بالاترین جایگاه را در نظام دارد و بنا براین در مقولات مختلف، نظر ایشان همواره فصل الخطاب است.
وی با بیان اینکه این مسئله یک حقیقت شناخته شده و خدشه ناپذیر است، افزود: گمان من این است که همه کسانیکه در چارچوب نظام فعالیت می کنند با این گزاره هیچ مشکلی ندارند و اتفاقات بعضا ناخوشایندی که رخ می دهد ناشی از برداشت ها و برآوردهای نادرستی است که یا در مقدمات یک قضیه صورت می گیرد و یا در مسائل بعدی و پیرامونی آن.
این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه انتشار خبر کنار رفتن حجت الاسلام مصلحی یک اقدام خبری شتابزده بود، خاطرنشان کرد: انتشار این خبر محصول عملکرد شتابزده و مسئله دار عناصری است که ما باید همیشه نگران حضور آنها در جایگاه های حساس نظام باشیم.
وی افزود: من جریانی را میبینم که در اطلاع رسانی های خود از دولت بر یک عملکرد غلط پافشاری می کنند.
صفارهرندی با اشاره به چهره های پشت پرده این اطلاع رسانی های غلط و همچنین ماجرای تکذیب دستور رهبری که صبح امروز توسط یکی از این اشخاص در وبلاگش منتشر شد، تصریح کرد: اگر بخواهیم خیلی حسن ظن به خرج بدهیم باید بگوییم که این افراد ناآگاه و بی اطلاع هستند.
صفار هرندی با بیان اینکه حجت الاسلام مصلحی از صبح امروز در دفترشان حضور یافته اند، گفت: به نظر من صراحت کلام رهبری در عدم برکناری حجت الاسلام مصلحی چه در گذشته و چه در مورد اخیر به هیچ وجه قابل حمل به توجیهاتی نظیر "مولوی و ارشادی " نیست زیرا بنده اطلاع دارم که نامه معظم له به رئیس جمهور رسیده است.
وی همچنین در بخش دیگری از صحبت های خود با خبرنگار جهان با تأکید بر اینکه در سطوح بالای نظام و تصمیمات کلان باید هر اقدامی، سنجیده و مطابق با اصول باشد، تصریح کرد: برای ما ملاک سنجش و تراز تعیین کننده درستی امور، ولایت فقیه است.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم افزود: اگر به جای اینکه از این معیار حقیقی استفاده شود؛ ملاک و معیار را چیز دیگری قرار بدهیم و حجت ما تراز دیگری باشد در آن صورت به نظر من همه چیز همانند ماجرای اخیر حالت آشفتگی به خود می گیرد.
صفار هرندی با اشاره تلویحی به وجود یک تراز و شاقول کج و معوج در این میان به صحبت هایش ادامه داد و گفت: وقتی همه چیز به معیار قرار دادن این تراز کج وابسته می شود، هرکس که با جریان انحرافی مخالفت کند بیرون پرتاب می گردد در حالیکه درست این است که آن شاقول کج و تراز خراب دور انداخته شود.
این فعال سیاسی اصولگرا ادامه داد: همین مسئله مورد انتقاد دلسوزان نظام است و بسیاری از آنچه مراجع، نیروهای انقلابی و حزب اللهی ها مطرح می کنند، در همین راستاست.
وی تصریح کرد: امیدواریم در آینده توجه بیشتری به معیارهای اصلی نظام بشود و این ناروایی جای خود را به روایی بدهد.
صفار هرندی در پایان صحبت های خود گفت: این اتفاقات (ماجرای وزیر اطلاعات) دستمایه درسهای بزرگی برای آینده است و امیدواریم عناصری که شایستگی تصدی جایگاه های نزدیک به رئیس جمهور را ندارند، از کنار ایشان رانده شوند.
دسته بندی : واکنش صفارهرندی به ماجرای برکناری وزیر اطلاعات
کارگردان "ظهور بسیار نزدیک است" دستگیر شد

به نقل از برنا، چندی پیش فیلمی با عنوان مستند "ظهور بسیار نزدیک است" در کنار تشکیل سایتی به همین نام، به شکلی گسترده و وسیع میان مردم راه یافت و عدهای مباحث التقاطی موجود در آن پیرامون ظهور منجی صاحب زمان حضرت مهدی (عج) را باور کرده و فریب این گروه منحرف را خوردند.
با داغ شدن این بحث در میان مردم برنامه روشنگر "به سوی ظهور" همچون همیشه به رصد این موضوعات پرداخته و با دعوت از حجتالاسلام کلباسی مدیر مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم در بخش استودیوی رادیویی این برنامه به نقد و بررسی لوح فشرده "ظهور بسیار نزدیک است" پرداخت.
انتشار خبر پخش این برنامه در خبرگزاری برنا و تهیه گزارشها و مصاحبههایی از سوی دیگر رسانهها توجه مراکز قانونی و قضایی را به این مسئله معطوف کرد که این امر به دستگیری علی اصغر سیجانی سازنده این مستند انجامید.
منابع آگاه به برنا خبر دادند علی اصغر سیجانی روز گذشته دستگیر شده است.
دسته بندی : کارگردان "ظهور بسیار نزدیک است" دستگیر
علت استعفای وزیر اطلاعات چه بود؟

به گزارش جهان، پس از آنکه سایتهای متعلق به دولت از پذیرش استعفای حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات توسط احمدینژاد خبر دادند، وی به دلیل مخالفت مقام معظم رهبری با کنارهگیریاش در وزارت اطلاعات ماندنی شد.
عصر امروز، سایت ریاست جمهوری، خبرگزاری ایرنا و شبکه ایران متعلق به دولت با انتشار متنی خبر داده بودند که وزیر اطلاعات استعفا کرده و رییس جمهور استعفای او را قبول کرده و همزمان وی را به سمت مشاور رییس جمهور در امور اطلاعاتی منصوب کرده است.
امروز همچنین، اسفندیار رحیم مشایی در گفتگویی با پایگاه اطلاع رسانی دولت به اظهار نظر در مورد اطلاعاتی هم پرداخته بود و گفته بود: ضعف های اطلاعاتی و ارتباطی جبران شوند.
در همین رابطه الف نوشت:انتشار خبر استعفای وزیر اطلاعات لحظاتی پس از انتشار از سوی اغلب خبرگزاری ها و سایت های خبری به جز خبرگزاری های وابسته به دولت برداشته شد.
پی گیری های خبرنگار نشان می دهد برداشتن این خبر با نظر دفتر مقام معظم رهبری بوده است که البته خبرگزاری رسمی دولت برخلاف دیگر رسانه ها آن را اجرا نکرد.
هم چنین یک منبع مطلع به خبرنگار الف گفت وزیر اطلاعات به دلیل برداشتن یکی از معاونین خود که نماینده مشایی و جریان انحرافی دولت در وزارت خانه بوده است با فشار دفتر رئیس جمهور مجبور به استعفا شده بود. پیش از این نیز رئیس جمهور تصمیم داشت وزیر اطلاعات را برکنار کند که آن دفعه نیز با مخالفت رهبر انقلاب مواجه شده بود.
دسته بندی : علت استعفای وزیر اطلاعات چه بود؟
حسین شریعتمداری در یاداشت روز کیهان،آل سعود در یک قدمی سقوط

،حسین شریعتمداری در یاداشت روز کیهان نوشت؛
لشگرکشی آل سعود به بحرین و قتل عام وحشیانه مردم مظلوم و غیرمسلح این سرزمین شیعه نشین -که به ناحق و در جریان خیانت شاه معدوم از ایران جدا شده است- اگر چه رخدادی تلخ و فاجعه آمیز است اما تمامی شواهد و قرائن موجود بی آن که گزافه و اغراقی در میان باشد، حکایت از آن دارند که آل سعود به پایان حیات نفرت انگیز خود رسیده است و خاورمیانه اسلامی در آینده ای بسیار نزدیک از این جرثومه فساد و تباهی و متحد تابلودار اسرائیل پاکسازی می شود.
براساس همین شواهد که در این یادداشت به نمونه هایی از آن اشاره می شود، بعید به نظر می رسد خاندان آل سعود از روز بد حادثه ای که پیش روی دارند، جان سالم به در برند و در مجازات این خاندان تحت قیمومیت آمریکا، تنها به فروپاشی حاکمیت آنها بسنده شود، بخوانید؛
۱-«مارتین ایندایک» سفیر سابق آمریکا در اسرائیل و مدیر بخش خارجی موسسه «بروکینگز» طی یادداشتی در روزنامه واشنگتن پست - ۷ آوریل / ۱۸ فروردین- به فهرستی از نقاط آسیب پادشاهی آل سعود اشاره کرده و به گونه ای تلویحی، ادامه حاکمیت این خاندان در شبه جزیره عربستان را ناممکن ارزیابی می کند. «ایندایک» که نظرات وی در میان دولتمردان آمریکا از اعتبار بالایی برخوردار است، تنها راه پیش پای آمریکا برای حفظ حاکمیت آل سعود را تبدیل «پادشاهی مطلقه» به «مشروطه سلطنتی» می داند ولی بلافاصله می افزاید «با توجه به امواج بلند سونامی اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا، بعید به نظر می رسد که فرصتی برای این تغییر ساختار در حکومت آل سعود باقی مانده باشد». مارتین ایندایک توضیح می دهد حکومت کنونی عربستان، بر گرفته از مدل حکومت های استبدادی قرن ۱۵ میلادی است که نمی تواند در قرن ۲۱ شانس دوام داشته باشد و در مواجهه با خیزش های امروز خاورمیانه، به طور کامل از بین خواهد رفت.
سفیر سابق آمریکا در اسرائیل در ادامه تحلیل -بخوانید گزارش- خود از شرایط شکننده و روبه زوال آل سعود می نویسد؛ «بسته کمک های مالی به ارزش یکصد میلیارد دلار و تعهد ایجاد ۶۰ هزار فرصت شغلی که ملک عبدالله وعده داده است، نمی تواند از خروش مردم و مخصوصاً جوانان عربستان علیه آل سعود جلوگیری کند» و می افزاید «مردم این مبلغ را فقط بخشی از مطالبات خود می دانند که تاکنون از آنان دریغ شده است» و می نویسد «جاذبه استقلال و آزادی سیاسی که از آن سوی مرزها و امروز از ایران پمپاژ می شود و از طریق اینترنت و تلویزیون های کابلی در میان شهروندان عربستان منتشر می شود، چیزی نیست که ملک عبدالله بتواند با پرداخت رشوه مالی و اختناق پلیسی مانع گسترش آن شود».
۲- دیپلمات های سعودی در محافل سیاسی و رسانه ای آمریکا و کشورهای اروپایی به «دیپلمات های شرمسار»- ASHAMED DIPLOMATS- شهرت دارند چرا که به شدت از روبرو شدن با خبرنگاران و مصاحبه با آنان پرهیز می کنند. رسانه های غربی بر این باورند که آنچه دیپلمات های سعودی را از روبرو شدن با خبرنگاران پرهیز می دهد، نگرانی آنها از پرسش های احتمالی درباره ساختار حکومتی آل سعود است. ساختاری که هیچ توضیح قابل قبولی برای آن وجود ندارد. حاکمیت یک خاندان دست نشانده انگلیس و تحت قیمومیت کنونی آمریکا بر مردم عربستان، بی آن که در آن از انتخابات و دخالت مردم در تعیین سرنوشت خویش کمترین اثر و نشانه ای باشد. پرهیز دیپلمات های سعودی از روبرو شدن با خبرنگاران تا آنجاست که وزیر خارجه عربستان نیز در جریان دیدار با همتایان خود از حضور در کنفرانس مشترک خبری که یک رسم تعریف شده دیپلماتیک است خودداری می کند.
از سوی دیگر اکثر دانشجویان عربستان که در خارج از کشور خویش به تحصیل اشتغال دارند نیز به دانشجویان خجالتی و کم حرف معروفند و بسیاری از آنها در هیچیک از مباحث سیاسی که در میان دانشجویان متداول و معمول است شرکت نمی کنند. برخی از این دانشجویان انکار نمی کنند که با حکومت قرون وسطایی آل سعود موافق نیستند و آنها را دایناسورهای فرار کرده از پارک ژوراسیک می دانند! ولی از بیم بازخواست دستگاه امنیتی عربستان ترجیح می دهند مخالفت خود را ابراز نکنند. یکی از همین دانشجویان به هفته نامه آمریکایی «نیویورکر» می گوید؛ تا چند ماه قبل، از این که یک شهروند عربستان سعودی هستم، احساس ناخوشایند و آزاردهنده ای داشتم و در برخی از مواقع خود را یکی از ایرانیان عرب زبان معرفی می کردم اما امروزه با شکل گیری قیام مردمی علیه آل سعود، دیگر آن احساس را ندارم و مخصوصا در کنار برادران فلسطینی خود، احساس شرمندگی و حقارت نمی کنم.
۳- چهارشنبه هفته گذشته- ۲۴ فروردین ماه- روزنامه سعودی «عکاظ» به نقل از سایت «ایلاف» که وابسته به وهابیون دربار سعودی است، نوشت؛ آیا هیچکس مقاله های ضد ایرانی ما را می خواند یا این مطالب را که همه روزه در رسانه های کشورمان منتشر می کنیم برای خودمان می نویسیم تا خشم خود را از حضور پرقدرت ایران در همه جای خاورمیانه و حتی شمال آفریقا کاهش دهیم؟! ایران فقط با گروه های شیعه در کشورهای عربی ارتباط ندارد، بلکه با جنبش سنی مذهب حماس در فلسطین نیز مرتبط است و شاید تعجب کنید اگر گفته شود در میان مردم لیبی هم حضور دارد. ایران اکنون نیروگاه هسته ای دارد، زیردریایی می سازد، موشک دوربرد و پیشرفته تولید می کند و همه جا در میان مردم ما حضور دارد. ایران اکنون به شبحی تبدیل شده که در باغ های ما گردش می کند ولی ما او را نمی بینیم و نمی دانیم کجاست؟
۴- همان روز- چهارشنبه- سمر مقرون، یکی از نویسندگان معروف عربستان در روزنامه سعودی «الجزیره» نوشت «این روزها هرکس به من می رسد، مرا به خاطر مقالاتی که علیه ایران می نویسم، سرزنش می کند و به من تهمت ضد شیعی می زند و به شدت از انقلاب بحرین حمایت می کند. این افراد با این که شهروند عربستانی هستند خیلی بیشتر از شهروندان ایرانی از نظام اسلامی ایران حمایت می کنند و ما را نویسندگان جیره خوار می نامند. این افراد در رسانه های عربستان نمی توانند به نفع ایران شعار بدهند ولی در محافل خود و از طریق سایت های اینترنتی، به صراحت از ایران و حتی از نظامیان ایران دفاع می کنند. چنین افکاری نشان دهنده یک طرز تفکر خطرناک و جدی در میان جامعه ماست و باید آن را خطرناکترین دشمن خود بدانیم».
۵- در یکی از اسناد منتشر شده ویکی لیکس به ملاقات سری «مئیر داگان» - رئیس وقت سازمان موساد- با «نیکلاس برنز» معاون وقت وزارت خارجه آمریکا در سال ۲۰۰۷ میلادی اشاره شده است. این ملاقات همزمان با فروش ۶۳ میلیارد دلار تسلیحات نظامی از سوی آمریکا به عربستان سعودی صورت گرفته و موضوع آن رایزنی با اسرائیل و ارزیابی پی آمدهای فروش تسلیحات یاد شده به عربستان است. در این ملاقات، مئیر داگان به وزارت خارجه آمریکا اطمینان می دهد که از فروش تسلیحات نظامی به عربستان نگران نیست و در توضیح نظر خود می گوید؛ آل سعود، متحد منطقه ای ما هستند ضمن آن که توان و مهارت های لازم برای استفاده از سلاح های مدرن را ندارند و این تسلیحات در اختیار مستشاران و نظامیان آمریکایی باقی می ماند. رئیس وقت موساد در این ملاقات به نکته ای اشاره می کند که با توجه به تهدید اخیر عربستان علیه جمهوری اسلامی ایران و حضور بزدلانه و جنایتکارانه ارتش این کشور در بحرین، نکته ای شنیدنی است. داگان می گوید؛ توان ارتش عربستان فقط در حد و اندازه مقابله با یک قبیله بدون سلاح عرب است و اساساً قدرت تقابل با یک ارتش منظم و حتی یک قبیله عرب مسلح را ندارد.
گفتنی است که دو سال قبل، ارتش آل سعود با تجهیزات کامل زمینی و هوایی برای کمک به علی عبدالله صالح در سرکوب انقلابیون جنوب یمن- الحوثی ها- وارد یمن شد ولی در فاصله ای بسیار کوتاه، شکست سخت و سنگینی را تحمل کرده و با برجای نهادن بسیاری از ادوات نظامی خود- حداقل ۷ تانک و دو فروند بالگرد و انبوهی از تجهیزات و تسلیحات فردی نظامیان سعودی - مجبور به عقب نشینی شد.
۶- با توجه به نکات فوق که فقط اندکی از بسیارهاست و از پایه های لرزان رژیم آل سعود حکایت می کند و با در نظر گرفتن امواج بلند سونامی اسلامی که منطقه را فرا گرفته و هر روز بر دامنه و بلندای آن افزوده می شود، به آسانی می توان نتیجه گرفت که پادشاهان آل سعود با لشگرکشی به بحرین و قتل عام مردم بی دفاع آن دست به خودکشی زده اند و سقوط حتمی خود را جلو انداخته اند. چرا؟!
الف: مگر مردم مسلمان عربستان با مردم مصر، تونس، اردن، یمن، لیبی و... چه تفاوت عمده ای دارند؟ و مگر نه این که طی چند ماه اخیر بارها نارضایتی خود از رژیم آل سعود را فریاد زده و سرکوب ها نیز به اعتراف حامیان و دولتمردان آل سعود در کاهش خشم و نفرت مردم نسبت به دیکتاتورهای حاکم بر سرزمین وحی کمترین تاثیری نداشته است؟ بنابراین عربستان نیز مانند سایر کشورهای اسلامی تحت سلطه دیکتاتورهای دست نشانده آبستن حادثه است و به قول «مارتین ایندایک» از سونامی اسلامی در امان نیست. گفتنی است برخی از منابع غربی به کوچ تعداد قابل توجهی از اعضای خاندان آل سعود به آمریکا و کشورهای اروپایی طی چند ماه اخیر خبر داده اند. به گزارش این منابع، شاهزاده های سعودی از شرکت بلاک واتر «BLACK WATER »که یک ارتش خصوصی و مشهور آمریکایی است برای حفاظت از خود، مزدور استخدام کرده اند.
ب:نظامیان سعودی در بحرین به هنگام حضور در صحنه برای سرکوب و قتل عام مردم از ماسک استفاده می کنند و به شدت از این که شناخته شوند بیم دارند. و در همان حال، نشانه های قابل توجهی از سرپیچی و تمرد نظامیان سعودی برای اعزام به بحرین گزارش شده است. به نوشته گزارشگر «وال استریت ژورنال»، نظامیان سعودی با توجه به تحولات اخیر خاورمیانه، سقوط رژیم آل سعود را نزدیک می دانند و از اینکه قربانی بلندپروازی های خاندان آل سعود شوند وحشت دارند. گزارشگر وال استریت ژورنال می نویسد؛ وحشت فرماندهان و سربازان سعودی از پشت ماسک ها نیز به آسانی قابل دیدن است.
ج: تقریبا تمامی شاهزادگان سعودی و فرماندهان و صاحب منصبان رژیم آل سعود در ایالات مختلف آمریکا و کشورهای اروپایی صاحب قصرهای افسانه ای هستند و چند ماه از سال را در این کشورها به سر می برند، بنابراین شناسایی و انتقام از آنها به آسانی امکان پذیر است و شنیده ها حکایت از آن دارد که جوانان بحرینی در انتقام خویش از این جرثومه های فساد و تباهی مصمم هستند و سوگند یاد کرده اند که گریبان آنها را حتی بعد از سقوط رژیم آل سعود نیز رها نکنند. چرا که اعدام انقلابی آنها را در هر نقطه دنیا یک تکلیف الهی می دانند و الحق که چنین است.
د: آل خلیفه، اساساً از ساکنان بحرین نیستند و از قبایل بادیه نشینی بوده اند که بعد از خیانت شاه معدوم و جدایی استان بحرین از ایران، به این منطقه کوچانده شده اند و از سوی دیگر عمده ترین منابع و ذخایر نفتی عربستان در منطقه شیعه نشین قطیف قرار گرفته است که پیوندهای دیرینه با مردم بحرین دارند و طی چند هفته گذشته بارها در اعتراض به حاکمیت آل سعود و به حمایت از مردم مظلوم بحرین دست به تظاهرات زده اند. مردم قطیف با استناد به سوابق تاریخی خود و مختصات جغرافیایی منطقه خواستار جدایی از عربستان و تشکیل یک کشور مستقل هستند. رژیم آل سعود طی چند سال گذشته برای بر هم زدن ترکیب جمعیتی قطیف و بحرین اقدام به کوچاندن برخی از قبایل عرب به این دو منطقه کرده است که امروزه مردم بحرین و قطیف آنان را به چشم بیگانه می نگرند و اعلام کرده اند که در حکومت آینده، آنها را خارجیان پاسپورت دار تلقی می کنند نه از اتباع شناسنامه دار در بحرین و قطیف.
۷- و بالاخره همه شواهد و قرائن حکایت از آن دارند که رژیم قرون وسطایی آل سعود فقط چند گام کوتاه با سقوط فاصله دارد و بدیهی است اعضای خاندان آل سعود، صاحب منصبان دربار سعودی و نظامیان اعزامی به بحرین در صورتی که پس از پایان ماجرا- که بسیار نزدیک است- زنده بمانند، در هیچ نقطه دنیا از انتقام ملت های مسلمان در امان نیستند.
دسته بندی : حسین شریعتمداری در یاداشت روز کیهان،آل سعود در یک
حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات ماندنی شد
پس از آنکه سایتهای متعلق به دولت از پذیرش استعفای حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات توسط احمدینژاد خبر دادند، وی به دلیل مخالفت مقام معظم رهبری با کنارهگیریاش در وزارت اطلاعات ماندنی شد.
بر این اساس، حجتالاسلام والمسلمین مصلحی همچنان در سمت وزارت اطلاعات به کار خود ادامه خواهد داد.
دسته بندی : حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات
استعفای وزیر اطلاعات از سوی رئیس جمهور پذیرفته شد
رییس جمهور با قبول استعفای وزیر اطلاعات، در حکمی وی را به عنوان «مشاور رییسجمهور در امور اطلاعاتی» منصوب کرد.
متن حکم دکتر احمدی نژاد و نامه قبول استعفای حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجتالاسلام والمسلمین حیدر مصلحی
سلام علیکم
با تشکر از زحمات و خدمات جنابعالی در تصدی وزارت اطلاعات به موجب این حکم شما را به سمت «مشاور رییسجمهور در امور اطلاعاتی» برمیگزینم.
امیدوارم با توکل بر خدا و در ظل توجهات حضرت ولی عصر(عج) موفق و سربلند باشید.
محمود احمدینژاد
رییس جمهور همچنین در نامه ای با قدر دانی از خدمات وزیر اطلاعات با استعفای وی موافقت کرد.
متن نامه دکتر احمدی نژاد به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی
سلام علیکم
با تقدیر و تشکر از زحمات جنابعالی در مدت تصدی مسئولیت وزارت اطلاعات به استناد اصل یکصد و سی و پنجم قانون اساسی جمهوی اسلامی با استعفای شما موافقت میگردد.
امیدوارم بتوانید در سنگرهای دیگری در خدمت نظام و انقلاب اسلامی باشید.
محمود احمدینژاد
دسته بندی : استعفای وزیر اطلاعات از سوی رئیس جمهور پذیرفته شد
کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین:این ما هستیم که به جنبش سبز محتاجیم!"

به نقل از صراط این کارگردان که ساخته اخیرش مورد توجه فتنه گران قرار گرفت در پایان جلسه پیش اکران جدایی نادر از سیمین و در جلسه پرسش و پاسخ در جواب سوال یکی از حاضرین پیرامون اتفاقات حول این فیلم گفت: اینجا پاریسه! ایران نیست، حرفت را راحت بزن، هر چی تو دلته بپرس!
و فرد سوال کننده این بار راحت پرسید: نظرتان را میخواستم بپرسم راجع به حمایتی که جنبش سبز از فیلم شما کرد و فکر میکنید جنبش سبز در این زمان نیاز داشت که از فیلم شما حمایت کند؟
اصغر فرهادی که از سوال این مخاطب خوشحال شده بود، در پاسخ گفت: من فقط خیلی خوشحالم که جنبش سبز وجود دارد، همین برای من کافیست.
وی که فرصت را برای مطرح شدن دوباره و ایجاد حاشیه ای جدید مناسب دیده بود در ادامه افزود: خواهش میکنم عظمت! جنبش سبز را در سطح فیلم هایی مثل فیلم های من پایین نیاورید. حتی اگر لطف میکنید و فکر میکنید که این فیلم عالی و فیلم خیلی خوبی است، جنبش سبز خیلی بزرگتر از آن است که درقالب چنین چیزهایی بگنجد!
فرهادی البته مشخص نکرد که جنبش سبز تا چه حد بزرگ است؟! اما وی پس از اعتراف به پائین بودن سطح فیلمش در پایان دستاویز خودش برای مطرح شدن را اینگونه بیان کرد:
"این جنبش سبز نیست که به ما نیاز دارد، این ما هستیم که به جنبش سبز محتاجیم!"
دسته بندی : کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین:این ما هستیم که
معنای مقصد خلقت بودن حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

حضرت حق در حدیث قدسی میفرمایند:
«یا اَحْمَد! لَوْلاکَ لَمَا خَلَقْتُ الأفْلاکَ، وَ لَوْلا عَلِیٌّ لَما خَلَقْتُکَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُکُما»؛[1] یعنی ای احمد! اگر ارادهای در خلقت تو نبود، افلاک را خلق نمیکردم، و اگر ارادهای در خلقت علی نبود، تو را خلق نمیکردم، و اگر اراده در خلقت فاطمه نبود، هیچکدام از شما دو نفر را خلق نمیکردم.
اگر با دقّت این حدیث را دنبال کنیم به معارف خوبی دست خواهیم یافت، ولی اگر سرسری از آن بگذریم نه تنها معرفتی بهدست نمیآوریم بلکه ممکن است به نتایج غلطی برسیم که موجب گمراهی ما شود.
ظاهر حدیث ممکن است این مفهوم را در ذهن بیاورد که پیامبر خدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و علی«علیهالسلام» اصل نیستند، بلکه فاطمه«سلاماللهعلیها» اصل است، در حالیکه فاطمه«سلاماللهعلیها» میگوید همهچیزم پیامبر است، همانطور که امیرالمؤمنین«علیهالسلام» میفرمایند: من بندهای از بندگان محمد هستم، پس در این که پیامبر«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» اصل و مقدّمة خلقت است بحثی نیست و این روایت نمیخواهد این موضوع را نفی کند، بلکه نکته دیگری را میخواهد به معارف ما اضافه نماید.
یک مثال عرض میکنم تا موضوع روشن شود: ما اگر یک حسینیه بسازیم تا در آن روضهخوانی کنیم، همه کارهای اولیه – اعم از بنّا و آجر و سیمان- مقدّمه میشوند برای اینکه رضهخوانی به وقوع بپیوندد، از طرفی روضهخوانی، نه چای دادن است و نه منبر و بلندگو، بلکه طرح مصائب و حرکات و سخنان امام حسین«علیهالسلام» است، پس اعتبار همة آن مقدّمات به تحقّق آن هدف است. یا مثلاً متوجّهاید مقدّمات وجود انسان روی زمین همگی عاملی بوده که انسانها فعلاً در روی زمین در حال زندگی باشند، ابتدا باید زمین باشد ، آب و هوا و امثال آن باشد تا بدن ما روی زمین و به کمک آن مقدمات رشد و نموّ کند و به این حالت کنونی درآید، حال که زمینه بهوجودآمدن بدن ما فراهم شد، خود آنها مقدّمه میشود برای هدفی دیگر، همان هدفی که قرآن در رابطه با آن میفرماید:«ما خَلَقْتُ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ اِلّا لِیَعْبُدُون»؛ یعنی ما جن و انس را خلق نکردیم مگر برای بندگی، پس همه انسانها خلق شدهاند برای بندگی. حضرت فاطمه«سلاماللهعلیها» هم مثل همة انسانها برای بندگی خلق شده است، چون هدف خلقت، بندگی است، از طرفی هدف رسالت و ارسال پیامبران برای کمک به مردم است تا به بهترین نحو بندگی کنند، و به همین جهت هم خود پیامبر«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» به دینش ایمان دارد و به آن عمل مینماید تا بندگی خود را پایدار نگهدارد. لذا قرآن در مورد پیامبرخدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرماید: «آمَنَ الرَّسول بِما اُنْزِلَ اِلَیْه مِنْ رَبِّه...» یعنی؛ پیامبر«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» هم مثل بقیه به دین خودش ایمان دارد. از طرفی پیامبر«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» این دین را آورده است تا مردم بندگی کنند، خودش هم به کمک این دین بندگی میکند، پس هدف رسالت رسول، بندگی است و خداوند رسول خود را نیافرید مگر برای بندگی.
هدف ولایت امیرالمؤمنین«علیهالسلام» نیز عین هدف رسالت برای تحقق بندگی است، یعنی ولیّ خدا به امامت منصوب میشود تا ادامهدهندة راه رسالت باشد و مواظب است پیام رسول خدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» مورد تحریف قرار نگیرد و دین پیامبر را در راستای همان هدف پیامبر خدا«صلّیاللهعلیهو آلهسلّم» تفسیر کند و این در حالی است که خودشان به کمک دین پیامبر«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و راهنماییهایی که خداوند بر قلب آنها الهام میفرماید، هر چه بهتر بندگی خدا را پیشه کردهاند.
پس عنایت فرمودید که هدف رسالت و هدف امامت این است که انسانها به کمک دینی که رسولخدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میآورد و بهکمک راهنماییهایی که امام معصوم مینماید، به بندگی خدا نایل شوند. از آن طرف طبق آیه قرآن هدف خلقت جن و انس هم بندگی است. با توجه به اینکه هدف خلقتِ جن و انس بندگی است و هدف وجود پیامبر و امام هم رساندن انسانهاست به بندگی، پس حالا که روایت میفرماید: هدف خلقت افلاک و پیامبر«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و علی«علیهالسلام»، فاطمه«سلاماللهعلیها» است، به این اعتبار است که فاطمه«سلاماللهعلیها» مظهر کامل و بالفعل بندگی است.
درست است که همة انسانها برای بندگی خلق شدهاند و درست است که پیامبر و امامان برای عملی شدن بندگی همه انسانها خلق و مأمور شدهاند، ولی میدانید که اکثر انسانها نتوانستند آن هدف را به نحو کامل در زندگی خود ظاهر کنند و لذا هدف خلقتِ خود و هدف خلقت و مأموریت پیامبر و امام را در خود محقق نکردند. با توجّه به این نکات است که خداوند میفرمایند: هدف خلقت پیامبر و امام، فاطمه«سلاماللهعلیها» است، چون آن حضرت هدف خلقت افلاک و نبوت نبی و ولایت ولیّ را، که بندگی باشد به نحو کامل در خود ظاهر کرده است.
خداوند خواست همگی بندگی خدا را بپذیرند و در عمل بنده خدا شوند، امّا نشدند، امّا فاطمه«سلاماللهعلیها» آنچه خدا خواست بشود، شد.
ممکن است بپرسید آیا طبق این بحث، این روایت میخواهد بگوید پیامبر خدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و علی«علیهالسلام» مظهر بندگی نبودند؟ در جواب باید گفت: در مورد شخصیت پیامبر خدا«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» و علی«علیهالسلام» دوبعد مطرح است، یک بُعد همان بُعد رسالت و امامت آن بزرگان است، و یک بُعد، بُعد بندگی آنهاست، از نظر بندگی همه این ذوات مقدسه کاملاند و همگی مقصد و هدف خلقت میباشند، ولی از جهت رسالت و امامت موضوع دیگری مطرح است که آن عبارت است از هدف رسالت و امامت، این روایت میخواهد بفرماید: هدف رسالت و امامت ظهور بندگی است و فاطمه«سلاماللهعلیها» مظهر کامل آن هدفی است که رسول به اعتبار رسالت و امام به اعتبار امامت، به عهده دارند و توجه به شخصیت حضرت زهرا«علیهاالسلام» در روایات، بیانگر این نکته است که ما میتوانیم اهداف صحیح بندگی را در حرکات و سکنات صدیقة کبری«سلاماللهعلیها» پیدا کنیم.
دسته بندی : معنای مقصد خلقت بودن حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علی
واکنش مدیر شبکه سه سیما به بی ادبی ها در برنامه ضد هنری"هفت"
علی اصغر پورمحمدی درباره برخی خبرهای مطرح شده و این که احتمال دارد با موارد اتفاق افتاده نظیر طرح مسائل غیرضروری و عدم رعایت ادب در برنامه زنده «هفت» که جمعه شبها روی آنتن شبکه سه میرود؛ پخش این برنامه از حالت زنده خارج شده و تولیدی شود؟، پاسخ داد: در حال حاضر این امکان وجود ندارد و ما ترجیح میدهیم برنامه «هفت» به صورت زنده روی آنتن برود.
وی ادامه داد: البته این مسئله در صورتی اتفاق میافتد که برنامه سازان و مهمانان برنامه، ادب را رعایت کنند و انشاءالله که رعایت میکنند، در غیر این صورت مجبور میشویم که برنامه «هفت» را از حالت زنده خارج و به برنامهای تولیدی تبدیل کنیم که قطعا جذابیت یک برنامه زنده را نخواهد داشت.
مدیر شبکه سه سیما گفت: تلاش ما این است که برنامه سینمایی «هفت» به صورت زنده روی آنتن برود.
مباحث مطرح شده در برنامه شب گذشته «هفت» در رسانهها انتقادهایی علیه این برنامه به همراه داشت.
دسته بندی : واکنش مدیر شبکه سه سیما به بی ادبی ها در برنامه ضد
ناگفتههایی از"غرقی"تنها خبرنگار ایرانی حاضر در کنفرانس برلین پس از 10 سال
پخش تصاویر غیرمتعارف رقصیدن یک زن و لخت شدن یک مرد از سیمای جمهوری اسلامی ایران در فروردین سال 79، بهیکباره افکار عمومی در داخل کشور را به سمت برگزاری کنفرانسی سهروزه با عنوان "ایران پس از انتخابات " در کشور آلمان جلب کرد.
انجام راهپیماییهای عظیم مردمی و موضعگیریهای شدید مراجع و شخصیتهای مختلف کشور نیز موجب ایجاد حس انزجار از دولت آلمان و نیز شرکت کنندگان ایرانی این کنفرانس شد به حدی که دولت اصلاحات در پی این ماجرا بخش قابل توجهی از پایگاه مردمی خود را از دست داد.
امروز با گذشت حدود 10 سال از ماجراهای این کنفرانس و واکنشها و حواشی پس از آن، مرتضی غرقی خبرنگار اسبق واحد مرکزی خبر در آلمان به عنوان تنها نماینده جمهوری اسلامی ایران که فیلم این کنفرانس را تهیه و به تهران فرستاد، در گفتوگو با خبرگزاری فارس به بیان خاطرات و ناگفتههایی از این ماجرا که در افکار عمومی ایران به نام "کنفرانس برلین " شناخته میشود، پرداخت.
بخش دوم گفتوگوی تفصیلی خبرگزاری فارس با خبرنگار سابق واحد مرکزی خبر در برلین و نیویورک که شامل بررسی اوضاع خبرنگار تلویزیون ایران در کشور آمریکا است نیز در فرصتی دیگر خدمت خوانندگان عزیز ارائه خواهد شد.
* هدف آلمانها از برگزاری کنفرانس برلین
من به عنوان خبرنگار در کشورهای خارجی اولین کاری که میکنم ارتباط با بخش مطبوعاتی وابسته به وزارت خارجه آن کشور است تا بتوانم از طریق آنها با سوژههای مختلف مرتبط باشم. به همین خاطر وقتی به عنوان خبرنگار واحد مرکزی خبر در برلین بودم، ارتباط خوبی با مسئول بخش مطبوعات خاورمیانه وزارت خارجه آلمان داشتم.
در همین ارتباط بود که یک روز عصر، مسئول بخش مطبوعات خاورمیانه وزارت خارجه آلمان تلفن کرد و از من خواست تا برای کاری به دفتر او بروم. در آن زمان ما تازه دفتر خود را از بن به برلین منتقل کرده بودیم.
من معمولا در مقاطع مختلف نشستهایی با او داشتم و سعی میکردم که ارتباط خودم را با دفتر او حفظ کنم. او در آن دیدار به من گفت که قرار است نشستی با عنوان "ایران پس از انتخابات " در برلین برگزار شود.
هدف از برگزاری این نشست این بود که اینگونه القا کنند که مردم در ایران بعد از انتخابات سال 76 با توجه به آغاز دوره اصلاحات از حکومت مذهبی بیزار شده و یک رفرمی را برای تغییر حکومت به سوی سکولاریسم آغاز کردهاند.
* به آلمانها گفتم این مهمانان نماینده ملت ایران نیستند
در آن زمان وزارتخانه آلمان تحت کنترل حزب سبز بود چرا که این حزب توانسته بود بخشی از قدرت در حاکمیت را به دست بگیرد.
من از او خواستم تا لیست مهمانان را به من نشان بدهد. وقتی چینش میهمانها را دیدم فهمیدم که مسیر سیاسی که آنها در پیش گرفتند با توجه به نوع سیاستهای حزب سبز چیست. مهمانهایی که برای کنفرانس برلین دعوت شده بودند عموما از چهرههای ملی، ملی-مذهبی و اصلاحطلبان تندرو بودند.
به همین خاطر به او گفتم این مهمانان شما همه حرف ملت ایران را نمیزنند و شما اگر میخواهید تحلیل درستی از اوضاع داخلی ایران داشته باشید، باید از نمایندگان احزاب و جناحهای دیگر نیز دعوت کنید و یک سری اسم به او دادم. اما آن شخص گفت لیستی که از طرف وزارت خارجه تهیه شده، بسته شده و دیگر نمیشود کسی را دعوت کرد.
البته من هم قصد نداشتم به آلمانها اطلاعات بدهم فقط میخواستم به آنها بفهمانم این مسیری که در پیش گرفتهاید غلط است و واقعیت ایران با این نگاه شما تطابق ندارد و در واقع همین دید غلط بود که باعث شد تا آلمانها و در کل غربیها در دوره اصلاحات به اشتباه بیفتند و راهی را در پیش بگیرند که درست نبود.
* به فیلمبردار گفتم مراقب باش از پشت با چاقو ما را نزنند
به هر حال کنفرانس برلین در 17 فروردین 79 برگزار شد و همان روز اول همه حاضرین در سالن من را بهدید خصمانه نگاه میکردند چرا که من خبرنگار جمهوری اسلامی بودم. اکثریت حاضرین را هم چریکهای فدایی خلق، تودهایها، منافقین و گروههای ملی-مذهبی و کسانی که از ایران فرار کرده و علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت میکردند، تشکیل میدادند.
دقایقی به شروع کنفرانس مانده بود. من در یکی از اتاقهای همان سالن رفتم و به فیلمبردار گفتم دوربین را در سالن مستقر کند. حدود 20 دقیقه طول کشید تا حاضرین در سالن همایش که ظرفیتی در حدود 800 نفر داشت، مستقر شدند. چراغهای سالن خاموش شد و تنها روی سن روشن بود.
در همین حین بود که من رفتم و زیر سهپایه دوربین کنار فیلمبردار خود نشستم. در حالی که تعداد زیادی از فیلمبرداران و خبرنگاران خارجی هم آنجا حضور داشتند. اوضاع سالن آنقدر آشفته بود که من به فیلمبردار گفتم: مواظب باش کسی از پشت ما را با چاقو نزند یا اتفاقی از این دست نیفتد! چرا که به دلیل آشفتگی زیاد، پلیس هیچ حاکمیتی در سالن نداشت و فضا بسیار متشنج بود.
* شعار مرگ بر جمهوری اسلامی و مقامات نظام در کنفرانس برلین
دقایقی بعد آقای دولتآبادی که میان اصلاحطلبان آدم تندی نیست، پشت تریبون رفت. به محض اینکه خواست صحبتش را آغاز کند، حاضران در سالن شروع به شعار "مرگ بر جمهوری اسلامی " کرده و علیه مقامات نظام و حتی رییس جمهور (خاتمی) شعار میدادند.
دولتآبادی ابتدا سعی کرد آنها را آرام کند. به آنها گفت پیش من صحبت از مرگ نکنید؛ صحبت از زندگی کنید. صحبت از مرگ نکنید؛ صحبت از آرامش کنید. صحبت از مرگ نکنید؛ صحبت از همزیستی مسالمت آمیز بکنید و از این حرفها. اما به هر حال حاضران در سالن نگذاشتند او صحبت کند.
بعد اکبر گنجی آمد. گنجی در کنفرانس برلین زیاد علیه جمهوری اسلامی منفی صحبت نکرد. بلکه صحبتهای او بیشتر جناحی بود. در حین سخنرانی گنجی هم دوباره همان شعارها سر داده شد. عدهای از کردهای حاضر در همایش به گنجی گفتند که: تو خودت مزدوری و در کردستان آدم کشتی بنابر این حق صحبت ندارید. گنجی گفت: همانهایی که این شعارها را در برلین میدهند در تهران هم نمیگذارند ما صحبت کنیم. شما خشونت طلبید و . . . .
به هر حال گنجی هم نتوانست صحبت خود را ادامه دهد و جلسه به هم ریخت. همزمان یک آقا که از چریکهای فدایی خلق بود و طرف چپ من قرار داشت، بلند شد و لباسهای خود را درآورد.
لخت مادرزاد به میان جمعیت رفت و یک زخم بزرگی که روی بدنش بود که معلوم نبود این زخم براثر چه بوده را نشان داد و گفت که جمهوری اسلامی من را شکنجه کرده است. همزمان در طرف دیگر سالن یک گروه که متعلق به حزب کارگران کمونیست بودند، زن رقاصهای را آوردند که شروع به رقصیدن کرد و همزمان در کنار آن ویولون هم میزدند. این در حالی بود که سخنران هم برای خودش سخنرانی میکرد. اینها همان صحنههایی است که از تلویزیون پخش شد.
* حوالی ظهر روز اول بود که کنفرانس بههم خورد
این قضایا ادامه داشت تا اینکه خانم کدیور (همسر آقای مهاجرانی) با بچهای در بغل در حالی که چادر به سر داشت وارد شد. جمعیت با دیدن او شروع به فحش دادن کردند و یکدفعه به سمت سن حمله کردند که در این لحظه پلیس از حمله آنها جلوگیری کرد اما اوضاع آنقدر آشفته شد که پلیس هم کنترل اوضاع را از دست داد و حوالی ظهر بود که کنفرانس به هم خورد و قرار شد ادامه آن فردا برگزار شود.
فردای آن روز مقررات خاصی برقرار کردند و کسانی را که روز گذشته در بههم زدن همایش نقش داشتند، از ورود به سالن همایش منع کردند. اما در روز دوم هم همان مسائل تکرار شد و کنفرانس چند بار به تشنج کشید ولی در یک مقطع آرام شد.
آقای یوسفی اشکوری پشت تریبون در حال سخنرانی بود که یک خانم از بالای سالن راه افتاد رفت بالای سن کنار سخنران ایستاد و لباسهای خود را یکی یکی درآورد و بعد از آن یک مانوری روی سن داد و دوباره به انتهای سالن برگشت و یوسفی اشکوری همچنان داشت سخنرانی میکرد و مردم هم آن خانم را تشویق میکردند.
* گنجی سخنان جنجالی خود را همان شب در مصاحبه با روزنامه آلمانی گفت
همانطور که گفتم اکبر گنجی در کنفرانس برلین زیاد علیه جمهوری اسلامی منفی صحبت نکرد اما همان شب بود که در مصاحبه با یکی از روزنامههای آلمان گفته بود که باید دیدگاه امام خمینی(ره) به موزه برود و دیگر کاربرد ندارد.
من یکدفعه دیدم در تهران جنجال شده و روزنامه کیهان روی این موضوع خیلی مانور کرده. از تهران با من تماس گرفتند و خواستند که فیلم کنفرانس را برایشان بفرستم. از سفارت و جاهای دیگر هم به من زنگ زدند تا بدانند در کنفرانس برلین چه گذشته. چون تنها من از جمهوری اسلامی در این کنفرانس حضور داشتم.
فیلم را بعد از گرفتن کپی، برای تهران فرستادم.
* پوشش کامل کنفرانس برلین توسط بیبیسی با 4 دوربین و 12 خبرنگار
برگزارکنندگان کنفرانس برلین برای پوشش کامل این مراسم، حدود 20 شبکه خبری مهم دنیا را دعوت کرده بودند و یادم هست که فقط شبکه BBC با 4 دوربین و 10 یا 12 خبرنگار در این کنفرانس حضور داشت.
من با نماینده BBC در آلمان که یک ایرانی بود، دوست بودم و او به من گفت که BBC به شدت سعی میکند تا این کنفرانس را پوشش کامل خبری بدهد.
* آلمان با راهپیماییهای عظیم مردم علیه کنفرانس برلین به اشتباه خود پی برد
یک هفته بعد پس از آنکه تصاویر کنفرانس برلین از تلویزیون پخش شد، همان مسئول مطبوعات خاورمیانه وزارت خارجه آلمان به من تلفن کرد و گفت: شما فیلم کنفرانس را برای تهران فرستادید؟ من گفتم: نه. چون دوست نداشتم ارتباطم با او بههم بخورد. او گفت: اما گفتهاند که شما این کار را کردهاید. من گفتم: خیلیها خیلی چیزها میگویند مگر فقط من آنجا بودم. شاید رسانههای دیگر فرستاده باشند. مجددا از من پرسید: به ما گفتهاند که شما این فیلم را فرستادی. من گفتم: اولا من نباید به شما توضیح بدهم. من یک خبرنگار هستم و کار حرفهایام این است که اگر هر اتفاقی در مورد ایران اینجا بیفتد باید از آن فیلم بگیرم و به تهران بفرستم. این وظیفه من است. ولی در عین حال من این کار را نکردم و او هم قبول کرد.
سه روز بعد مجدداً با من تماس گرفت و خواست به دفتر او بروم. این دفعه به من گفت: ما مشورت شما را گوش نکردیم. حق با شما بود. اینها نماینده ملت ایران نبودند. در واقع آلمانها بعد از آنکه راهپیماییهای عظیم مردم ایران علیه کنفرانس برلین را دیده بودند، به این نتیجه رسیدند.
من هم به او گفتم: مردم ایران نظام مذهبی خودشان را دوست دارند و اگر شما میخواهید واقعاً ملت ما را بشناسید باید راهپیمایی 22 بهمن را ببینید که در آن هرساله میلیونها نفر مهر تأییدی بر نظام مذهبی خود میزنند.
خلاصه برای او منبر رفتم و گفتم مسیر اتحادیه اروپا در قبال ایران غیرعقلانی است و مردم ما از همکاری با غرب خاطرات خوبی ندارند و . . . .
* منافقین پشت پرده صحنهگردان اصلی کنفرانس برلین بودند
در حقیقت گردانندگان اصلی ماجراهای کنفرانس برلین منافقین بودند اما خودشان به صحنه نیامدند و چریکهای فدایی خلق و حزب کارگران کمونیست را جلو انداختند.
قرار بود چندماه بعد آقای خاتمی به آلمان بیاید و منافقین میخواستند برای برهم زدن مراسم سفر آقای خاتمی خودشان را خرج کنند. بنابراین به قول معروف در آب نمک خوابیده بودند.
دولت آلمان باتجربهای که از کنفرانس برلین داشت چند روز قبل از سفر آقای خاتمی، به هیچیک از ایرانیهای ساکن اروپا که میخواستند برای راهپیمایی به آلمان بیایند و اکثراً منافق یا سلطنتطلب بودند ویزا نداد و همزمان تمام رهبران منافقین را در آلمان دستگیر کرد. چراکه آنها تبلیغات زیادی در برلین کرده بودند. بنابراین تمام نقشههای آنها خنثی شد.
* ماجراهای کنفرانس برلین وقیحتر از آن چیزی بود که از سیما پخش شد
در کنفرانس برلین (اگر اشتباه نکنم) وقتی که آقای کردوانی مشغول سخنرانی بود، پشت تریبون گفت: من میخواهم یک سری حرفها بزنم. بعد با دست به سمت من اشاره کرد و گفت: البته نماینده جام جم هم اینجاست و نمیدانم میخواهد این حرفها را منعکس کند یا نه.
این را که گفت تمام جمعیت به سمت من برگشتند و شعارها و فحاشیها شروع شد و میگفتند مزدورها و آشغالها هم به کنفرانس آمدند و باز هم اوضاع به هم ریخت و کنفرانس بینتیجه ماند.
ماجراهای کنفرانس برلین آنقدر منفی بودکه اگر فیلم آن را بدون مونتاژ هم پخش میکردند تاثیر خود را داشت. در حقیقت با مونتاژ فیلم از شدت وخامت آن کم شد. در حالی که فیلم بسیار وقیحتر بود و شعار مرگ بر جمهوری اسلامی یک لحظه در سالن قطع نمیشد و متأسفانه تمام مدعوین و سخنرانان هم میدانستند این کنفرانس با چه هدفی برگزار میشود.
* از دفتر خاتمی به من گفتند دیگر حق نداری به کنفرانسهای رییسجمهور بیایی
وقتی به تهران آمدم منفور جناح اصلاحطلب شدم. در حالی که من خبرنگار بودم. آدم جناحی نیستم و برای کشورم کار میکنم و به عنوان خبرنگار تنها وظیفهام را انجام میدهم اما در تهران و در کنفرانس خبری آقای خاتمی که من خبرنگار حوزه ریاست جمهوری بودم، مسئول روابط عمومی ریاست جمهوری آمد و گفت که مدیر بالاترش یعنی برادر آقای خاتمی گفته که: دیگر فلانی را در کنفرانسهای ریاست جمهوری راه ندهید چرا که او کنفرانس برلین را پوشش داده است.
من به او گفتم: چه ربطی دارد؟ من وظیفه حرفهایام را انجام دادم و برای اینکار باید تشویق شوم. اینکه پخش این فیلم چه تاثیری در جامعه داشته به من مربوط نیست. اما گفتند به هر حال این تصمیمی است که گرفته شده. من هم از یک طرف حوصله درگیری نداشتم از طرف دیگر نمیخواستم عامل ایجاد یک تشنج جدید در کشور باشم. حتی این موضوع را روی تلکس خبری هم قرار ندادم چون میدانستم در جامعه ایجاد تنش خواهد کرد.
اینها نشان میدهد کسانی که دم از اصلاحات میزدند، به هیچ وجه تحمل حرف حق را ندارند. بارها در سفر آقای خاتمی در کنفرانس خبری که من سؤال میکردم از پشت به من میزدند و میگفتند: این چه حرفی است که میزنی؟ میخواهی ادای خبرنگارای غربی را درآوری و من سکوت میکردم.
* از توهین دوستان در داخل تا تهدید منافقین در خارج بهدلیل پوشش کنفرانس
در خارج از کشور هم بعد از ماجرای برلین بود که تلفنها از داخل و خارج شروع شد. داخلیها برخی که عمدتا دولتی هم بودند البته نه از مقامات عالی، به من زنگ می زدند و بعضا توهینآمیز میگفتند: تو خجالت نمیکشی؟ تو خودت روشنفکری چرا علیه اصلاحات کار کردی؟ در حالی که من خبرنگار بودم و کاری به مسائل سیاسی نداشتم. این وظیفهام بود که کنفرانس را گزارش کنم من حتی قضاوت نکردم و فیلم را به صورت خام فرستادم.
از طرفی برخی تلفنها عمدتا از سوی حزب کارگران کمونیست و منافقین به صورت تهدیدآمیز زده میشد و در آن من، فرزند و همسرم را به روشهای مختلف تهدید میکردند. دفتر ما در برلین دفتر اروپای مرکزی بود و من میبایست اتفاقات کشورهای اطراف را هم پوشش میدادم. وقتی میرفتم خانمم از ترس تلفن را میکشید. چون تلفنهای تهدیدآمیز بسیار زیاد بود و من نمیدانستم چهکار کنم. بنابراین گفتم: هیچ پاسخی ندهید!
از آن به بعد یک مهری بر ما زدند که فلانی کنفرانس برلینی است و متاسفانه برخوردهای خوبی با من نشد.
* غربیها تمام توان خود را برای زدن ولایت، سپاه و بسیج متمرکز کردند
غربیها در قبال ایران به صورت عمده روی سه محور ولایت فقیه، سپاه و بسیج خیلی حساس هستند و تمام تمرکزشان را برای زدن این سه محور به کار میگیرند اما در کنفرانس برلین محور حملات، ولایت فقیه است.
من معتقدم در هر کشور باید یک محور و یک فصلالخطاب وجود داشته باشد در کشورهای غربی هم مثلاً در آلمان دادگاه قانون اساسی و در آمریکا دادستان کل این وظیفه را بهعهده دارد. از طرف دیگر در بسیاری از اتفاقات کشور در مقاطع مختلف نیز این شخص رهبری بود که مقتدرانه ایستاد.
مثلاً بعداز دادگاه میکونوس که غربیها سفرای خود را از ایران بردند تنها کسی که مقابل آنها مقتدرانه ایستاد رهبری بود و یا در ماجرای حمله آمریکا به افغانستان که رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد کشورهای دیگر یا با ما هستند یا با تروریستها، شاهد بودیم که کشورهای اروپایی و حتی روسیه همگی مقابل آمریکا جا زدند و در داخل ایران نیز برخی مقامات ترسیده بودند اما تنها کسی که ایستاد و به آمریکاییها گفت ما نه با شما هستیم و نه با تروریستها و خودمان هستیم، رهبر معظم انقلاب بود که بعد همین غربیها از ایران خط گرفتند و دیدیم که فرانسه و روسیه علیه آمریکا موضعگیری کردند و همین باعث شکست هیمنه آمریکا شد.
در ماجرای 18 تیر و یا همین حوادث اخیر نیز مردم به امر ولی فقیه به صحن آمدند و کسانی که با ولایت فقیه مشکل دارند، باید بگویند چه جایگزینی برای آن خواهند داشت. من معتقدم امروز هیچکس در ایران لایقتر، شجاعتر، باسوادتر، متقیتر و پرنفوذتر از رهبری نیست.
همین ایشان است که دعواهای بین جناحها را جمع میکنند و حتی یهودیان، مسیحیان و زرتشتیها هم اگر واقعا به امنیت ملی ایران و منافع ملی اعتقاد دارند، باید از ولایت فقیه حمایت کنند اما متاسفانه در کنفرانس برلین شاهد بودیم که این کنفرانس با محوریت زدن ولایت فقیه برگزار شد.
گفتوگو از: مهدی بختیاری
دسته بندی :
اجازه ازدواج مجدد مردان با 9 شرط
نایبرئیس اول کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: در بخش الحاقیه لایحه حمایت از خانواده علاوه بر موارد ذکر شده در قانون مدنی موردی اضافه شد تا زوجه در صورت «عسر و حرج ناشی از ازدواج مجدد مرد» بتواند از دادگاه تقاضای طلاق کند.
فرهاد تجری در گفتوگو با فارس اظهار کرد: در لایحه حمایت از خانواده، ماده مربوط به تعیین سقف مهریه حذف شد و ازدواج مجدد مرد در صورت بارداری زوجه، توافق طرفین و شرط ضمن عقد ضروری است.
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: ماده 23 لایحه حمایت از خانواده به مرد اجازه ازدواج مجدد را با 9 شرط میدهد که شامل رضایت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین زن از شوهر پس از صدور حکم الزام به تمکین وی، ابتلای زن به جنون یا امراض صعبالعلاج و محکومیت قطعی زن در جرائم عمدی به مجازات حبس بیش از یک سال یا جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت به بازداشت بیش از یک سال تبدیل میشود، است.
وی ادامه داد: ابتلای زن به هرگونه اعتیاد مضر که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند، سوء رفتار یا سوءمعاشرت زن به حدی که ادامه زندگی را برای فرد غیرقابل تحمل میکند، ترک زندگی خانوادگی از طرف زن به مدت بیش از 6 ماه، عقیم بودن زن و غایب شدن زن به مدت بیش از یک سال، مواردی است که بر اساس آن مرد اجازه ازدواج مجدد را خواهد داشت.
دسته بندی : اجازه ازدواج مجدد مردان با 9 شرط
نظر آیةالله بهجت در مورد شخصیت مختار
یکی از پرسش هایی که در زمان حیات آیت الله العظمی بهجت از ایشان صورت گرفت پرسشی در مورد شخصیت مختار بن ابوعبید ثقفی بود.
به گزارش بولتن، شرح پرسش و پاسخ آیت الله بهجت را به نقل از کتاب ورق های آسمانی در زیر می خوانیم:
سؤال:
"نظر حضرتعالی درباره شخصیت مختار ثقفی که مورد تردید واقع شده است، چیست؟ علاقمندیم که دیدگاه شما را در این مورد بدانیم".
پاسخ:
«مختار اهل نماز بود. او از اولیای خدا بود. نماز را با حال عجیبی می خواند. در شأن مختار همین کفایت میکند که قاتل دشمنان اهل بیت(ع) و قتله سیدالشهداء(ع) بود.
نقل است که میگفت: "فلانی را کشتم، فلانی را کشتم ..." تا اینکه وقتی آخرین نفر را کشت گفت: "الان راحت شدم".
دوره نهضت او شاید 9 ماه بوده اما نوشتهاند:هنگامی که آخرین نفر که «محمد اشعث» یا «شمر» بود را به قتل رساند گفت: "الان اگر بمیرم دیگر باکی نیست". یعنی وقتی به نهایت مقصودش رسید گفت: "دیگر اگر بمیرم، غصهای ندارم".».
منبع: کتاب ورق های آسمانی/ محسن کمره ای زاده
دسته بندی : نظر آیةالله بهجت در مورد شخصیت مختار
8 میلیاردرسرشناس ایرانی

شناختن میلیاردرهای ایرانی زیاد سخت نیست. به مدد افزایش قیمت مسکن ظرف چندسال گذشته هرکس بالاتر از خیابان انقلاب تهران،خانه داشته باشد باید او را جزو میلیاردرها به حساب آورد اما دراین میان هستند کسانی که نه فقط آزروی خانه ای که دارند،که از روی سهام و کارخانه و تولیدشان می شود فهمید که چقدر دارایی دارند.
به گزارش تجارت نیوز، البته بازهم اثبات این که آدم ها در بورس چقدر سهم دارند یا ارزش داراییهای منقول وغیرمنقول آنها چقدر است بسیار سخت تر از آن است که فکرش را می کنیم چه آن که در ایران نه نظام مالیاتی شفاف است ونه آدم ها علاقه ای به خود اظهاری دارند.
با این وجود میتوان به برخی دارایی های قابل اثبات اشاره کرد که یا در ترازنامه شرکتها مشهود است یا آن قدر بزرگ ومشهوراست که امکان تکذیب آن وجود ندارد.
غول گردشگری ایران
کمتر کسی است که درمسافرت به کیش، بزرگی هتل داریوش را ندیده باشد. یا برای دیدن دلفینهای سیرک باز، به پارک دلفینها سرنزده باشد.
اینها کار دستی های شخصی به نام حسین ثابت هستند. حسین ثابت بکتاش متولد ۱۳۱۳ در مشهد است. خیلی جوان مانده! از عناوین او: کارآفرین ثروتمند ایرانی، دلال فرش، و صاحب گروه هتلهای ثابت را گفتهاند. ثابت تا پنج سال قبل در جزایر قناری ۵ هتل (۵ هزار تخت) داشته است و در ایران نیز هتل بزرگ داریوش را به سبک تخت جمشید در کیش ساخته است.
وی، غیر از این هتل، چهار هتل دیگر نیز در کیش دارد (هتلهای هلیا، لاله، تماشا، و پانیذ) شرکت تجارت بینالمللی ثابت و مجموعه پارک دلفین های کیش (دلفیناریوم و باغ پرندگان با مساحت بیش از ۶۵ هکتار) متعلق به اوست.
او کلنگ سرمایه گذاری هتل ۷ ستاره کوروش که سیستم های آن با انرژی خورشیدی کار میکند (به عنوان نخستین هتل سبز ایران) و ۵۰۰ اتاق خواهد داشت را نیز در جزیره کیش بر زمین زده است و قرار است قبل از پایان امسال در کیش افتتاح شود. سوئیتهای هتل داریوش او در زمان های عادی سال هر شب ۴۰۰ هزار تومان و در ایام عید نوروز و.. تا ۷۰۰ – ۸۰۰ هزار تومان هر شب اجاره داده میشود.
ثابت پیش از این تصمیم داشت تنها هتلدار کیش شود و اقدام به خرید ۶ هتل آماده کرد با قیمت های تقریبی هر هتل ۸ -۹ میلیارد تومان به بالا اما برخی هتل داران زیر بار این کار نرفته و وی نتوانست به این آرزوی خود برسد.
حسین ثابت چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کرده و هماکنون نیز بزرگترین شرکت هتل داری اسپانیا را صاحب است و خود او نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی میکند.
ایجاد کورس های اسبدوانی با تاسیس شرکت اسب ایران که ناتمام ماند از دیگر فعالیتهای اوست. او همچنین ۲۵درصد سهام گروه هتلهای لاله را در اختیار دارد. ثابت همچنین اقدام به خرید هتلهای لاله تهران،یزد و سرعین از شرکت توسعه گردشگری ایران، متعلق به میراث فرهنگی و گردشگری و ثابت،کرد ولی به علت عدم پرداخت به موقع اولین مرحله تعهداتش، شرکت توسعه گردشگری ایران ضمانت نامه پنج میلیاردی او را ضبط و مزایده خاتمه یافت.
در سر در دفتر آلمان آقای ثابت نوشته شده است: « حق الناس را دست نزن. مصمم باش. عاشق تصمیمت باش. آن وقت است که محال پا به فرار میگذارد »
او در یک اظهار نظر گفته است: «برخی میگویند خوب است آدم فقیر باشد اما سالم باشد. اما من اعتقاد دارم آدم باید هم سالم باشد و هم ثروتمند. »
اگرچه خیلیها فکر میکنند دولتیها با سرمایه داران رابطه خوبی ندارند، اما اینطور نیست. احمدینژاد به وسیله یکی از نزدیکترین مردانش یعنی رحیم مشایی با آنها در ارتباط است. در خرداد ۸۷ در حالی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از فروش هتلهای لاله تهران، یزد و سرعین با قیمتی معادل یک هزار و ۲۰۰ میلیارد ریال خبر داد آقای رحیم مشایی در مورد خریدار این خرید بزرگ گفته بود: خریدار این هتلها یکی از سهامداران این مجموعه است که دارای سوابق درخشان و موثری در صنعت گردشگری و هتل داری در داخل و خارج از کشور است. این خریدار همان ثابت بود.
غول فولادی
تابستان سال ۸۷ است. خبر خرید بلوک ۳.۵۰ درصدی فولاد خوزستان به وسیله یک شخص حقیقی موجب هیجان بازار شده است. شاید این هیجان بیشتر به خاطر آن باشد که کسی در ایران جرات کرده سرمایه خود را رو کند!
این خبر وقتی منتشر شد که بیشتر فعالان بازار شاهد رقابت تنگاتنگ متقاضیان خرید طی ۹ روز بودند. یک شخص حقیقی که تاکنون فعالیتی در بازار سهام نداشته توانست گوی سبقت را از حقوقیهای بازار برباید و ۵.۳۰ درصد بلوک فولاد خوزستان را از آن خود کند.
محمد جابریان مدیرعامل مجتمع فولاد آرین سهند خریدار بلوک فولاد خوزستان بود که حتی افزایش ۸۷ درصدی قیمت عرضه نسبت به قیمت پایه نیز او را از دور رقابت خارج نکرد و سرانجام با اضافه کردن یک ریال سهامدار عمده فولاد خوزستان شد. او به همراه شش برادرش حدود سه دهه است که در بازار فولاد فعالیت میکنند. ارزش سهامی که تنها در این معامله خرید ۱۳۶۰ میلیارد تومان بود که حتما تمام ثروت این مرد نبوده است. او که بعدها در همن خرید با دولت و سازمان خصوصی سازی به مشکل برخورد چند روز بعد از خریدش به هفته نامه شهروند امروز در مورد شفافیت در بازار ایران و ترس ثروتمندان از شفافیت ثروتشان گفته بود: «در بازار ایران متاسفانه یک عدهای شایعاتی را پراکنده کردند مبنی بر اینکه سرمایهگذاری در ایران خطرناک است در صورتی که اصلاً این طور نیست. سرمایهگذاران نباید از سرمایهگذاری در ایران و روکردن میزان سرمایه خود بترسند چرا که به نظر من سرمایهگذاری در ایران بسیار امن است. نباید از سرمایهگذاری در ایران بترسند، بهتر است برای مملکت خودمان سرمایهگذاری کنیم تا خارج از مرزهای ایران. »جابریان که بچه کف بازاراست،درحال حاضر یک کارخانه فولاد دارد ودربازار آهن تهران یکی از سرشناسترینهاست. یک نفر جدی یا شوخی گفته بود حاضر است سرقفلی موبایل جابریان را ۱۰۰میلیون تومان بخرد. فکرش رابکنید او با این خط موبایل چه میکند.
غول بازار پول
شاید شما نامی از شرکت استراتوس نشنیده باشید که یکی ازبزرگترین شرکتهای عمرانی ایران است اما به طور قطع با نام بانک اقتصاد نوین آشنایی دارید. رئیس هیات مدیره این بانک خصوصی مردی است که درمورد ثروتش افسانه سرایی میشود اما او به طور قطع یکی از میلیاردرهای سرشناس ایران است. سال گذشته در یکی از نشست های هیات نمایندگان اتاق تهران،زمانی که فرهاد فزونی یکی از اعضای هیأت نمایندگان این اتاق با حرارت به انتشار نامش در فهرست ۳۰میلیاردر اعتراض میکرد و در حالی که از شدت عصبانیت رنگ رخسارش سرخ شده بود و میگفت چرا نام او و بعضیها در کنار بعضیها دیگر آمده، محمد صدر هاشمینژاد با آرامش روی بلندگوی مقابلش خم شد، با آن کت تک مارک دارش، اول لطیفهای تعریف کرد و کلی خندید و بعد گفت«ظاهرا دوستان از اینکه نامشان کنار من آمده ناراحت هستند!؟» تقریبا تنها کسی بود که گزارش میلیاردرها را تکذیب نکرد. او با ذکاوت اعضای هیات نمایندگان را خطاب قرار داد و گفت«بیش از این گزارش مواظب جریانی باشید که چندین قرن است در ایران ریشه دارد و مدام چنگ میزند، ربطی هم به ان دولت و دولتهای قبل ندارد»حالا که به گزارش میلیاردرها واکنش منفی نشان نداده است، همان رزومه را در اینجا هم نقل میکنیم.
از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأتمدیره بانک اقتصاد نوین، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمیداند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمانسازی و بازرگانی از بزرگان به شمار میرود. البته چنانکه در جلسه هیات نمایندگان گفت، ما در اینجا او را گودزیلا، دراکولا، اختاپوس یا مافیا خطاب قرار ندادیم!
غول صادرات
شاید نام یک یا دو نفر از این فهرست برای شما تازگی داشته باشد، اما همه اینطور نیستند، از جمله اسدالله عسگر اولادی، پیر مرد دیگر در برابر اتهام غرور انگیز(به قول مسعود دانشمند)مولتی میلیاردر ایران ظاهرا سر شده است.
از آن دسته افرادی هم بود که در برابر گزارش سی میلیاردر هیچ واکنشی نشان نداد و ترجیح داد در مورد موضوعات مهمتری هم چون صادرات اظهارنظر کند. هرچه هست او رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین است و وضعیت واردات ما از چین هم معلوم است و از همین جا خیلی چیزها معلوم میشود.... در گزارش میلیاردرها نوشته شده بود: همین ماه گذشته، جوابیه معترضانهای را به یکی از روزنامههای کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام بردهاند. عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی معتبر و مستند پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بینالمللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیاننشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه میدهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم! این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!از اعضای به نام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. تابستان سال گذشته هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانکها را نخریده، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است. علاوه بر اینها، چندین سال قبل، مجله معروف آمریکایی فوربس که یک نشریه معتبر اقتصادی و مالی است و همواره وضع مالی شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند جهان را دنبال و در باره آنها گزارش تهیه میکند به ثروت اسدالله عسگراولادی اشاره کرده بود و داراییهای او را به تخمین یکی از بانکداران ایرانی به چهارصد میلیون دلار برآورد کرده بود. والبته فراموش نباید کرد که در یکی از همایشهای صادراتی،یک نفر گفت آقای عسگراولادی ۱۳۰میلیون صادرات دارد که او تکذیب کرد وگفت:به ۱۰۰میلیون دلار نمیرسد.
غول تکنولوژی
امکان ندارد موبایل داشته باشید و نام « علاءالدین» را نشنیده باشید. صاحب هر برند موبایلی که میخواهید باشید، باید موبایلتان در ایران به فروش برسد، در ایران هم باید در پایتخت عرضه شود و در پایتخت هم باید اول در پاساژ علاءالدین باشید. صاحبش مردی است به همین نام. از پاساژ سرخ رنگ حافظ-جمهوری صحبت میکنیم، همان که در کنار ساختمان سازمان بورس واقع شده است. سرمایه حاجی علاءالدین مشخص نیست، ما هم اینجا چیزی نمیگوییم، اما بزرگ بازار گوشی موبایل، که امروزه دست هر ایرانی یکی هست، کم کسی نیست. جالب است بدانید، این مرد همیشه در اتاقی کوچکی مینشیند که در طبقه همکف پاساژ قرار گرفته است. ظاهر مغازه چیز خاصی ندارد و رنگ و رو رفته هم هست، اما از پلههای آهنی باریک انتهای مغازه که بالا بروید، حاجی، بزرگ بازار موبایل جمهوری، آنجا نشسته. سرمایه دار بازار موبایل جمهوری در دفتری با سقفى کوتاه، عرضى کم و طولى حدود ۲ تا ۲.۵ متر مینشیند.
این هم طنز روزگار است. ثروت آقای علاء الدین به سرقفلی فروشگاههایی است که واگذارکرده ومی کند. مجتمع علاء الدین صدها وشاید هزاران کسب وکار پر رونق را درخود جا داده بنابراین عجیب نیست اگر گردش مالی روزانه این مجتمع تجاری را میلیاردی بدانیم وفکرش را بکنید آقای علاء الدین به اشکال مختلف دراین گردش پربرکت سهم دارد.
غول بازار مبل
محله و خانه قدیمیاش در مهرآباد جنوبی، ۲۰ متری زاهدی (شمشیری فعلی) و دقیقاً روبه روی مسجد امام جعفر صادق (ع) بود اما حالا دیگر آنجا نیست و در شمال شهر تهران باید سراغش را گرفت. خودش وبرادرانش که اکنون صاحبان و مالکان اصلی یافت آباد هستند. البته میگویند بخش کوچکی از اموال و داراییهای علی انصاری، بخش زیادی از زمینهای یافت آباد است که الان بازار مبل ایران در آن بنا شده است. علی انصاری، اگرچه رئیس گروه سرمایهگذاری تات است و رئیس اتحادیه مبل سازان تهران، اما برای چهره شدن، ورود به عرصه فوتبال را انتخاب کرد. علی انصاری با وجود داشتن سمت نایب رئیسی در فدراسیون دوچرخه سواری، تا همین چند ماه پیش چهره چندان معروف و شناخته شدهای نبود. اما حالا رئیس فدراسیون دوچرخه سواری است. اما با حضور در هیات مدیره باشگاه استقلال تبدیل به چهره خبر ساز شد و حالا او با حسین هدایتی مالک باشگاه استیل آذین، مقایسه میکنند که ثروت چشمگیری دارد و برخی میگویند حتی از هدایتی هم ثروتمندتر است. به قدرت فوتبال ایران دقت کنید. انصاری برای آنکه در بدو ورودش به هیات مدیره استقلال خودی نشان دهد پیشنهاد داد تا بازار مبل ایران به عنوان اسپانسر دو باشگاه استقلال و پرسپولیس انتخاب شود. در کل انصاری شخصی محافظه کار و محتاط است اما مشکلات مالی استقلال تاحدودی به دست انصاری حل و فصل شد. گفته میشود بضاعت مالی علی انصاری چیزی از حسین هدایتی کم ندارد که البته کمی تا قسمتی اغراق است، اما به هر حال این طور هم نیست که ثروت انصاری را بتوان با ماشین حساب معمولی برآورد کرد. این تاجر مبل، ثروت متحرکی است که آشتیانی ابتدا ان را به دوچرخه سواری کشاند و به کمکش آنجا را آباد کرد وحتی باعث قهرمانی استقلال شد.
غول ورزش
او که در سنین جوانی پدرش را از دست میدهد با تلاش و زحمت خرج خانواده را در میآورد. محمدرضا هدایتی ۴۵ ساله و متولد تهران از محله دولاب است. مالک صنایع استیل آذین، مالک کارخانههای فولادسازی و ورق، دارنده بزرگترین شرکت پرورش میگوی ایران، برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در حاشیه خلیج فارس، مالک زمینهای کشاورزی، سهامدار بازار مبل ایران، رئیس شرکتهای تجاری در ایران و خاورمیانه و چندین و چند فعالیت تجاری دیگر عناوینی است که به حسین هدایتی نسبت میدهند. آغاز راه پولدار شدن او، درست از میانه این سن و سال بود.خودش میگوید: ۲۲ سال است در کارخانه داری، کشاورزی و ساختمان سازی فعالیت میکنم. به عنوان مثال، بزرگترین مجموعه پرورش میگو را در ایران دارم. کارخانجات فولاد دارم. بخش عمده کارم متعلق به مرحوم پدرم بوده که مربوط به قبل از انقلاب است. به حول و قوه الهی و فضل خداوند، آدم خوش روزی هستم. در قرآن میفرماید گروهی از شما را خوش روزی قرار دادیم و فکر میکنم من آدم خوش روزی هستم. در این کشور یک بچه مسلمانم که وجوهات خود را میپردازم و یک ریال هم بدهی بیمهای و مالیاتی ندارم. در این میان همه هدایتی را با استیل آذین میشناسند، یعنی همان نامی که روی یک باشگاه دسته اولی گذاشته شد تا با هزینه ۶ میلیاردی این مرد و همراهی دوست و بچه محلش، علی پروین، به لیگ برتر بیاید که این اتفاق نیفتاد. استیل آذین اولین و تنها تولیدکننده تزئینات ساختمانی است و به قول خود هدایتی با وجودی که کارکنان آن دو شیفت کار میکنند، باز هم مشتریان برای دریافت کالا باید یک ماه در نوبت باشند! استیل آذین یکی از ۴۰ شرکتی است که سال گذشته به خاطر حضور مثبت در ورزش، از سازمان تربیت بدنی لوح تقدیر گرفت. یکی از بچه محلهای حسین هدایتی میگوید او دهها کارخانه بزرگ در آسیا و خاورمیانه دارد، در یکی از حسابهایش در ایران بیش از ۱۰۰ میلیارد پول دارد و بیش از ۵۰۰ میلیارد هم در بانک دبی پس انداز کرده که البته راست و دروغش پای خودش. عابر بانک پرسپولیسیها (لقب هدایتی) حاضر است ۲۰ میلیارد تومان برای تصاحب این تیم و پر طرفدار بدهد، اما هنوز بحث خصوصی سازی در ورزش ما آنچنان جدی نشده که کسی به پیشنهاد اغوا کننده حسین هدایتی توجه کند.
غول نوکیا
روزنامه اعتماد ملی از او با عنوان پدرخوانده نوکیا در ایران یاد کرده بود، در تابستان داغ سال ۸۸ و همزمان با حاشیههای انتخابات، گزارشی در روزنامه اعتماد ملی از وارد کننده نوکیا در ایران منتشر شد، گزارشی که خیلی زود در سطح اینترنت پخش شد و سر و صدا به پا کرد، بسیاری از وارد کننده نوکیا در ایران با عنوان «الف. الف» یاد میکنند. همان الف الفی که در روزنامه کیهان هم چند باری به وی حمله شده بود. اما او کیست؟ احمد ابریشم چی، متولد سال ۱۳۱۷ قم از کسانی است که در واردات تلفن همراه و وسایل جانبی و دستگاههای مخابراتی یکی از چهرههای شاخص در ایران به شمار میرود. همه نام او را در کنار ایراتل، نوکیا میشناسند. آقای نوکیا فقط در زمینه واردات و تجارت فعالیت نمیکند، ابریشمچی در امور خیریه هم فعالیتهایی داشته است. از آن جمله میتوان به پذیرایی از مهمانان در تمام طول سال در ویلاها و مهمانسراها در شمال و مشهد، اشاره کرد. همان چیزی که یکبار مورد نقد و حمله شدید روزنامه کیهان نسبت به او شد. موضوع این بود که کیهان معتقد بود میهمانان خاصی به ویلاهای او سر میزنند، از جمله برخی مقامات. در هفته اول اسفندماه سال ۸۵، و در جریان فرار شهرام جزایری، حسین شریعتمداری در یادداشتی به بررسی احتمال دست داشتن برخی از افراد در فرار شهرام جزایری میپردازد که به دلایلی از سوی برخی از افراد حمایت میشدند. در این یادداشت نامی از این افراد برده نمیشود و تنها به اشارتی از محلها و مکانها اکتفا میشود. ماجرای جزایری و حامیان او مسکوت میماند تا فروردین سال گذشته. در ۲۲ فروردین سال ۸۸ حسین شریعتمداری در شماره ۱۹۳۳۲ در ستون «یادداشت روز» سرمقالهای به امضای خود تحت عنوان «آنجا چه خبر است؟» نگاشت که تامل برانگیز بود و به موارد مورد ابهام در پرونده جزایری اشاره داشت. نامبرده در بندهفتم این یادداشت نوشته: کاش برخی از مسئولان محترم دستگاه قضایی به جای آنکه گذران اوقات فراغت خود – که متاسفانه خیلی هم زیاد هست! – به نقاط خوش آب و هوای کشور رفته و در خانههای اشرافی کلان سرمایهداران جا خوش کنند، بخشی از وقت خود – بخوانید وقت متعلق به ملت- را نیز صرف رسیدگی به امور قضایی بر زمین مانده مردم و بررسی هویت برخی از مدیران این دستگاه میکردند ـ البته به عنوان وظیفه خویش نه منت به مردم. مثلا چرا تعطیلات نوروزی را در باغ رویایی! و چند ده هکتاری آقای «الف» – در منطقه خوش آب و هوای شمال سپری کرده و در ویلاهای آنچنانی و اشرافی این کلان سرمایهدار لم دادهاند؟ که خدای نخواسته مجبور باشند بهای این «لم دادن»ها را از کیسه ملت هزینه کنند؟!موضوع وقتی پیچیده میشود که بدانید الف. الف دایی پ. ف نویسنده کتاب شوالیههای ناتوی فرهنگی و از نویسندگان تند روزنامه کیهان نیز هست، خود پیام فضلی نژاد در یکی از صفحات شخصیاش در فیس بوک عکسی را از حضورش در ویلایی «دایی» منتشر کرد که در اینترنت به سرعت منتشر شد.
ماجرا از این قرار بود که یک نفر ویلای دایی پیام فضلی را شناخت، آن ویلا، ویلای احمدابریشمچی بود. با توجه به اینکه این مدیر در یکی از شهرهای شمالی کشور، املاک زیادی دارد، برخی از منابع معتقد بودند احتمالا منظور شریعتمداری از «الف. الف» همان مدیر شرکت ایراتل است. آیا این گمانه درست است؟ احمد ابریشمچی بنیانگذار یک صندوق قرض الحسنه نیز به حساب میآید. البته همه اینها یک طرف، وجهه ابریشمچی در واردات تلفن همراه به کشور طرف دیگر. شاید تمام این موقعیت از همان وجهه ابریشمچی به عنوان تاجری موفق در واردات تلفن همراه برآمده باشد.
دسته بندی : 8 میلیاردرسرشناس ایرانی
سایت کلمه:میر حسین منافق است!!
سایت کلمه در مقاله ای ضمن بررسی معنای لغوی نفاق ، این صفت مذموم را اظهار کردن مطلبی بر خلاف اعتقاد دانست. این سایت با توضییح بیشتر معنای نفاق نوشت: به هر حال منافق به معنای دورو است، کسی که ظاهرش با باطنش فرق دارد و کسی که به چیزی که اعتقاد ندارد ، وانمود می کند که اعتقاد دارد.
سایت موسوی در ادامه این نوشته مفید ابراز داشت: او خود را دیندار یا متخلق به اخلاق نیکو یا پایبند به قانون و حقوق انسان ها نشان می دهد تا در قلب انسان ها جا پیدا کند و بدین وسیله به قدرت برسد یا قدرت خود را مستحکم سازد یا به مال و ثروت و امور دیگر دنیوی برسد.
در ادامه این مطلب آمده است: نفاق بر دروغ استوار است و منافق دائما در سخن و عمل خود دروغ می گوید.
به گزارش صراط نیوز ، این نوشته با بیان حدیثی از پیامبر گرامی اسلام آورده است: منافق کسی است که هر گاه وعده دهد خلف وعده کند، و هرگاه سخن بگوید دروغ گوید، و هرگاه امانتی به او سپارند خیانت ورزد.
مقاله یاد شده در ادامه بابیان یکی دیگر از صفات منافقان آورده است: ازویژگی های منافق آن است که دیگران را از اعمالی نهی می کند که خود آن ها را ترک نمی کند و دیگران را به اعمالی ترغیب می کند که خود انجام نمی دهد.
این مقاله در پایان بدون مشخص کردن مصادیق نفاق و منافق در اوضاع و احوال فعلی جامعه با اشاره به یکی دیگر از صفات منافقان آورده است: از آنجا که منافق دین را برای خود دین و حق را برای خود حق و اخلاق را برای خود اخلاق نمی خواهد و تنها از آنها به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، موضع ثابت و روشن و یکنواختی ندارد.
گفتنی است با توجه به تعریف نفاق و معرفی مشخصات منافقین در سایت میر حسین موسوی، معلوم نیست آیا اقدامات میر حسین در دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم و در قضایای بعد از آن را می توان از مصادیق نفاق و شخص وی را جز منافقین به حساب آورد یا خیر؟
همچنین معلوم نیست که به نظر سایت میر حسین موسوی،بی توجهی به راهکارهای پیش بینی شده در قانون اساسی برای پیگیری تخلفات احتمالی انتخاباتی و توسل به اقدامات غیر قانونی ، می تواند جز مصادیق نفاق و اقدامات منافقانه به حساب بیاید؟
افزون بر این ،کلمه درباره اقداماتی نظیر به خیابان کشاندن مردم برای وارد کردن فشار به نظام اسلامی بر پایه یک ادعای ثابت نشده که بدون تردید مصداق دروغ است ، پروژه کشته سازی و شرکت در مراسم ختم زندگان! ، اعلام وفاداری به آرمانهای امام راحل از سویی و پیوند خوردن با دشمنان آن پیر سفرکرده ، خیانت در اعتماد کسانیکه که بر اساس سوابق مثبت قبلی میر حسین به وی رای دادند، بی اعتنایی به رای و نظر مردمی که در سراسر کشور به فرد دیگری رای دادند و تلاش برای ایجاد دیکتاتوری اقلیت و پخش خبر دروغ دستگیری میر حسین و شیخ مهدی و انتقال آنها به زندان حشمتیه و رابطه این اقدامات با نفاق و منافقین توضییحی نداده است.
دسته بندی : سایت کلمه:میر حسین منافق است!!
نظر آیت الله مصباح یزدی در مورد مستند "ظهور بسیار نزدیک است"

حجت الاسلام روانبخش پیرامون نظر علامه مصباح یزدی در قبال مستند "ظهور بسیار نزدیک است" گفت: اتفاقا چند روز پیش وقتی که این مستند را تماشا کردم، رفتم خدمت علامه مصباح یزدی و گفتم: حاج آقا اگه یادتان باشد حدود 15 سال پیش طبق اتفاقاتی که در برخی کشورها افتاده بود ، خدمت حضرتعالی رسیدم و سئوال کردم که آیا می شود این اتفاقات را از علائم ظهور تلقی کرد؟ حضرتعالی هم در جواب من فرمودید: "زیاد به این مسائل نپردازید که در جلسه ای بنشینید و ببینید چه چیزی از علائم ظهور است و چه چیزی از علائم ظهور نیست. ممکن است که این حرفها و جلسات برای آدم شیرین باشد امّا آنچه که وظیفه شماست این است که خودتان را برای ظهور آماده کنید به طوری آماده شوید که انگار همین فردا آقا امام زمان(عج) ظهور خواهند کرد. حالا بحث کنیم درباره این مسائل امّا خودمان آماده نشویم هیچ فائده ای ندارد. ببینید وظیفه ما در قبال حضرت چیست؟
حجت الاسلام روانبخش افزود: بعد از ذکر و یادآوری این مطلب، خدمت علامه مصباح عرض کردم، اکنون با توجه به اتفاقاتی که در منطقه افتاده است، نظر حضرتعالی در این باره چیست؟ علامه مصباح فرمودند: الان هم نظر من همین است که خودتان را برای ظهور آماده کنید که گویا همین فردا آقا ظهور خواهند کرد.
دبیر سیاسی هفته نامه پرتو در ادامه تصریح کرد که خدمت حضرت علامه مصباح عرض کردم : حاج آقا برای سخنرانی که به استانهای مختلف می رویم خیلی ها درباره این مستند " ظهور بسیار نزدیک است" سئوال می کنند و نظرمان را در این باره می خواهند چه جواب دهیم؟
علامه مصباح در پاسخ فرمودند: " امّا راجع به این بحثها توصیه نمی کنم که به این مسائل بپردازید نه در نفی آن و نه در اثبات آن، به هیچ وجه وارد این مسائل نشوید." البته ایشان درباره برخی مصادیق این مستند فرمودند: " اعتقادی که من به مقام معظم رهبری دارم خیلی بالاتر از آن سید خراسانی است که در روایات آمده است لزومی ندارد ما برویم دنبال آن روایات تا تاییدی بر معظم له بگیریم. به مراتب بسیار بالاتر از آن سید خراسانی که در روایات آمده است، ما به مقام معظم رهبری اعتقاد داریم."
حجت الاسلام روانبخش ابراز داشتند: علامه مصباح در جای دیگر فرمودند" مگر می شود که آقا امام زمان(عج) نائب خودشان را تنها بگذارند و یاری نکنند. "
به گفته عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، ایشان همچنین درباره انگیزه عوامل سازنده این فیلم فرمودند: " فکر نکنم که تولیدکنندگان قصد خاصی داشته باشند. ممکن است قصدشان هم خیر باشد امّا پرداختن به این مسائل درست نیست."
نکته بعدی که ایشان فرمودند این بود که" یکی از بزرگان نقل می کرد که آقا امام زمان(عج) به یکی از بزرگوارانی که خدمتشان رسیده بودند، گلایه کردند و فرمودند: کسانیکه سراغ ما هم می آیند برای ما نمی آیند برای خودشان می آیند و بیشتر برای رفع مشکل خودشان خدمت ما می آیند. حتی مساله ظهور را از این جهت دوست دارند که وضعیت خودشان خوب شود و به رفاه برسند امّا آنها نگران من نیستند که من چه چیزی را می خواهم."
دسته بندی : نظر آیت الله مصباح یزدی در مورد مستند "ظهور
وظیفه ما در قبال مشاهده مظلومیت مردم بحرین چیست؟(گفتاری ازازحجت الاسلام پناهیان)

وظیفه ما در قبال مشاهده مظلومیت مردم بحرین چیست؟
" مظلومیت مردم بحرین و عموماً مظلومیت مسلمانان در برخورد با دست نشاندههای استکبار و حکام ستمگر منطقه، امر واضحی است که بر کسی پوشیده نیست. ولی آنچه که مهم است و سؤالی که برای بسیاری از جوانان ایجاد شده است اینست که؛ " وظیفه ما در قبال این ظلمها چیست و ما نسبت به این مظلومیتها و در دفاع از این مردم ستمدیده چه باید بکنیم؟ "
" طبیعی است که اگر کسی در مواجهه با این ظلم فاحشی که در مقابل دیدگان ما صورت میگیرد، خونش بهجوش و خروش در نیاید او دیگر از انسانیت خارج شده است. کدام انسان غیرتمند، متعهد و با وجدانی است که بتواند به چنین وضعیتی رضایت بدهد. اما کاری که ما میتوانیم انجام بدهیم و انجام نمیدهیم چیست؟
* پیامرسانی و روشنگری از طریق فضای اینترنت باید به یک نهضت فراگیر تبدیل شود
" کارهای زیادی هست که نمیتوانیم انجام بدهیم. اما کاری که ما میتوانیم انجام بدهیم و باید بهعنوان یک نهضت فراگیر در آید این است که: "امروز شاهراهی به نام اینترنت در مقابل ما گشوده است که از طریق آن میتوانیم با اطلاع رسانی و روشنگری، پیامهای مفید و مناسبی را به سمع و نظر مردم مظلوم منطقه اعم از مصر، تونس، لیبی، بحرین و حتی مظلومین اروپایی و آمریکایی برسانیم. "
" این راه در مقابل تک تک ما باز است. همانطور که حضرت امام در دوران تبعید و دوری از وطن، از طریق بیانیهها و اطلاعیههای مختلف راه را به مردم ایران نشان میداد و موجب قوت قلب و بالابردن بصیرت مردم میشد، امروز هر یک از ما میتوانیم از این طریق به مردم مظلوم و مسلمان منطقه کمک کنیم.
" شما خیلی راحت میتوانید از طریق فضای اینترنت به مردم مصر و تونس و جاهای دیگر بگوید که چگونه میشود که یک انقلاب به ثمر میرسد و چه عواملی سبب میشود یک انقلاب دزدیده شود یا به نتیجه لازم نرسد. شما میتوانید به آنها بگویید که تنها به کمک "عنصر ولایت " است که میتوان تمامی دسیسههای دشمنان را خنثی کرد. شما میتوانید حقایق بسیار زیادی را به مردم خاورمیانه و حتی اروپا و آمریکا منتقل نمایید. وجدان بشریت در همه جا وجود دارد و فطرتهای بیدار هنوز در همه جا هستند.
وظیفه همه ما روشنگری است
" وظیفه تک تک ما اینست که پیام بفرستیم برای مردم بحرین و سایر کشورها و آنها را تهییج کنیم و با ذکر وعدههای الهی به آنها دلگرمی بدهیم که: " مقاومت کنید، هیچ قطری خونی بیاثر نخواهد بود. " و این را خدا فرموده است: " وَ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ " (سوره محمد/4) کسانی که در راه خدا به قتل میرسند اثر اعمال آنها تباه نخواهد شد.
" من تصور میکنم وظیفه ما اینست که بخشی از وقتمان را در هر روز به این امر مهم اختصاص دهیم. از درس و خواب و خوراک و کارمان بزنیم و به کار پیام رسانی بپردازیم و از این طریق به آنها انرژی بدهیم. من حتی دیدهام کسانی را که از طریق اینترنت شیعه شدهاند. چند سال قبل از این چند جوان اردنی را در مراسم حج دیدم که در آن فضای خفقان، از طریق اینترنت به جمع شیعیان پیوسته بودند.
" تمام انسانهای باوجدان عالم باید بیدار شوند و نسبت به این مظلومیتها عکس العمل نشان دهند. دانشگاهیان و دانشمندان و اهل رسانه در عالم نسبت به این ظلم فاحش مسئولند و باید روشنگری کنند.
بحرین عالیترین فرصت برای فراهم کردن مقدمات ظهور
" اگر مظلومیت فلسفهای داشته باشد "بیان حق " است، وگرنه خداوند متعال به هیچ وجه راضی نمیشود مؤمنین و خوبان، مظلوم واقع بشوند. اگر اباعبداله الحسین (ع) مظلوم واقع میشود برای این است که حقانیت یک امری به اثبات برسد.
" مظلومیت مردم بحرین و سایر کشورها، بهتر و گویاتر از هر چیز دیگری حق را بیان میکند. حرفهایی که تا قبل از این در جهان نمیشد مطرح کرد و اگر مطرح میکردیم به تندروی محکوم میشدیم و مورد تمسخر قرار میگرفتیم، امروز با مشاهده این مظلومیتِ آشکار به خوبی قابل درک است.
" میتوان گفت این عالیترین فرصتی است که میشود حقانیت حرکت اسلامی را در جهان ثابت کرد، این عالیترین فرصت است که در کنار مظلومیتها میتوان مقدمات ظهور حضرت (عج) را فراهم کرد. همین قصه بحرین کافی است برای اینکه جریان استقلال ایالتهای امریکا و فروپاشی این امپراطوری پوشالی تحقیق پیدا کند.
قدرت ظالمان، پوشالی است و باطل اساساً نابودشدنی است
" هیمنه دولتهای اروپایی و هیمنه دولت آل سعود بسیار ضعیفتر و سستر از آنست که تصور میکنید. اینها خانههایشان خانههای عنکبوتی است. "وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوت "(سوره عنکبوت/41) چه کسی هیمنه اسرائیل را در هم شکست؟ تنها چند هزار جوان مؤمن لبنانی این کار را کردند. همه شما شاهد این ماجرا بودید. تا چند سال پیش از آن چه کسی میتوانست تصور کند دولت اسرائیل شکست پذیر است؟
" قدرت هیئت حاکمه پوشالی امریکا دروغ است. تصور میکنید اینها چه قدرتی دارند؟ اسلحهاش را میبینی باور نکن، تجهیزات و رسانههایش را میبینی باور نکن، فیلمها و تبلیغات مسمومش را میبینی باور نکن. این نص صریح آیه قرآن است: "جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً " حق آمد و باطل را نابود کرد که باطل خود بىآبرو و لایق محو و نابودى ابدى است(سوره اسراء/81) زَهَقَ یعنی درجا نابود شد، یعنی وقتی حق بیاید باطل در جا نابود میشود.
" ما مفهوم این آیه شریف قرآن را بعد از ظهور آقا امام زمان (عج) بهخوبی درک خواهیم کرد. ولی یک مرد دلیر بزرگ این آیه را باورداشت و آن حضرت امام (ره) بود.
اگر سکوت کنیم و فعالیتی نکنیم، مانند دانشگاهها غربی ننگآلوده شده و در جنایات آل سعود سهیم خواهیم بود
" امام صادق (ع) در روایت شریفی فرمودند؛ "آنهایی که فکر میکنند، مهدی (عج) میآید و با حالتی معجزهگونه همه امور و شرایط و مقدمات برای او فراهم میشوم و دنیا را میگیرد اشتباه میکنند "(قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع: إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّ الْمَهْدِیَّ لَوْ قَامَ، لَاسْتَقَامَتْ لَهُ الْأُمُورُ عَفْواً وَ لَا یُهَرِیقُ مِحْجَمَةَ دَمٍ. فَقَالَ ع: کَلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوِ اسْتَقَامَتْ لِأَحَدٍ عَفْواً لَاسْتَقَامَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ ص حِینَ أُدْمِیَتْ رَبَاعِیَتُهُ وَ شُجَّ فِی وَجْهِهِ/غیبت نعمانی/284) البته ایشان جنگ خواهد کرد این طبیعی است ولی این جنگ یک مقدماتی دارد. مقدماتش فقط این نیست که در یک نقطهای "جمهوری اسلامی " تشکیل شود، بلکه این جمهوری اسلامی باید زمینه بین اللملی ایجاد کند. یعنی فضا را باید بهخوبی فراهم کرد و مردم دنیا باید بیدار شوند. درست است که ما سرچشمه این انقلابها هستیم ولی این سرچشمه را باید خروشانتر کنیم.
" دانشگاههای کشورهای غربی با سکوت خود در قبال این مسائل، برای خودشان ننگ میخرند و اگر ما هم فعالیت و حرکتی نکنیم به این ننگ آلوده خواهیم شد. واقعا باید جهان بشریت را نجات داد و بیدار کرد.
" مردم اروپا که در مقابل ظلمهای دولت مردانشان ساکت هستند به همان مقدار مقصرند که سربازان سفاک آل سعود مقصر هستند. اینها در خط مقدم به جنایت مشغولند و حتی نوامیس مؤمنان را مورد تهدید قرار میدهند و آنها نیز با سکوت خود، به نوعی در این جنایات سهیم هستند.
" این راهی است که شروع شده و هیچ امکان بازگشتی هم ندارد، هیچ کس نمیتواند عقب نشینی بکند، در آستانه ظهور تک تک انسانها مسئولند. اگر روز قیامت خداوند از ما سؤال کند؛ "پیدا کردن یک مخاطب در هر نقطه عالم برای تو چقدر زحمت داشت، که در کنار خانوادی خودت در آسایش کامل، آرمیده بودی و آن مؤمنین در ترس و شکنجه ومحرومیتهای فراوان منتظر کمک تو بودند، و تو کاری نکردی و به زندگی خودت پرداختی؟ " آیا پاسخی خواهیم داشت؟!
" سفارش امیرالمومنین(ع) به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در لحظات آخر حیات مقدسشان این بود: "کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً " (نهج البلاغه) "سفارشتان میکنم؛ خصم ظالم باشید و کمک مظلوم "
" ما امروز قومی هستیم که فراغت و فرصت داریم و میتوانیم مظلومان عالم را دفاع کنیم. اگر به شما اجازه میدادند بروید در خیابانهای بحرین از مردم بحرین بدون اسلحه دفاع کنید، بیشک بسیاری از شما میرفتید، ولی به شما عرض کنم "این روشنگری اثرش بیشتر از این است که کنار مردم بحرین حضور فیزیکی داشته باشید و بخواهید از جان آنها دفاع بکنید. "
دسته بندی : وظیفه ما در قبال مشاهده مظلومیت مردم بحرین چیست؟(گ
مقایسه دو دیوار نوشته در دو مهدکودک در ایران و اروپا!؟

دیوار یک مهد کودک در اروپا که یکی از شعرهای حافظ روی آن درج شده است.

دیوار یک مهد کودک در یکی از خیابانهای تهران
دسته بندی : مقایسه دو دیوار نوشته در دو مهدکودک در ایران و ارو
از شیخ بی سواد اصلاحات چه خبر؟

در حالی که سایت های جریان فتنه در اخبار متعددی از تحت فشار بودن مهدی کروبی خبر می دهند،اخبار دریافتی بیانگر آن است که وی همچنان برنامه های سابق خود را براساس روال از قبل طراحی شده انجام می دهد.
به گزارش«ندای انقلاب»،شنیده شده مهدی کروبی در هفته بین 2 تا 3 بار به استخر رفته و سایر وسایل تفریحی وی نیز مثل سابق در اختیار وی می باشد و رفت و آمد خانوادگی نیز بر عکس ادعاهای مطروحه کاملا آزاد و راحت در حال انجام شدن است و فرزندان وی و اقوامش با آرامش به منزل نامبرده رفت و آمد می کنند.
نکته دیگر این که وی تنها برنامه ای را که در اختیار ندارد،تماشای شبکه های ماهواره ای بوده که نسبت به این مساله گلایه دارد.کروبی فقط در خانه هم اکنون شاهد شبکه های سیمای جمهوری اسلامی است!
دسته بندی : از شیخ بی سواد اصلاحات چه خبر؟
منصور ارضی:من شبانه روز (مشائی)لعنش می کنم!؟

برای چندمین بار در جلسه اخیر هئیت دولت که با حضور مقامات اجرایی کشور در محل سابق مجلس شورای اسلامی برگزار شد دکتر احمدی نژاد رییس جمهور به دفاع تمام قد از مشایی رییس دفتر و رحیمی معاون اول رییس جمهور پرداخت.
در این جلسه رییس جمهور با یادآوری خدمات معاون اول خود گفت: رحیمی در ارائه خدمت شب را از روز نمی شناسد و آنقدر در پیگیری امور دقت دارد و وقت می گذارد که همکاران خسته می شوند ولی ایشان خستگی نمی شناسد. بارها ساعت های انتهایی شب با من تماس می گیرد و می پرسد آیا موردی برای پیگیری مانده است؟! روحیه ایشان برای خدمت این گونه است.
رییس جمهور در ادامه به فعالیت های مهندس مشایی اشاره کرد و گفت وقتی این همه هجمه و تخریب را علیه مشایی می بینم به حال او غبطه می خورم. مشایی انسان زلالی است و برای خدمت از آبروی خودش مایه گذاشته است.
امّا در نقطه مقابل نظر رئیس جمهور، صبح امروز حاج منصور ارضی در مراسم زیارت عاشورای خود که در چهارمین روز از ایام حزن انگیز فاطمیه در حسینیه صنف لباس فروش تهران برگزار شد؛ در توضیح دعای «عالیه المضامین» و در خصوص تبیین «محبت عبادت» مطالبی بدین شرح گفت:
* پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: «آیا می خواهید به شما از یهودیان امتم خبر دهم؟ آنهایی که اهل عبادت ظاهری هستند ولی دین را تغییر می دهند.» (و بدعت ایجاد می کنند و تفسیرهای به رأی می کنند.)
* روزی خواهد آمد که همین ها بگویند «دین ما مربوط به کوروش و داریوش است!» این ملعون همین کار را خواهد کرد و دارد می کند. بدتر از این هم خواهد شد. من شبانه روز لعنش می کنم.
* پیامبر عزیز خدا (ص) در ادامه حدیث فوق می فرمایند: " همین یهودیان امت دین را تغییر می دهند و بعد هم فرزندان من (حسن و حسین) را می کشند. بعد مهدی موعود (عج) خواهد آمد و با شمشیر دوستانش فرزندان اینها (یهودیان امت) را می کشد. "
* این که ما به بعضی ها می گوییم «یهودی صفت» ، بر اساس این حدیث شریف و معتبر است. حرف ما سند دارد ولی چون اینها نمی فهمند، موضع می گیرند.
* وی در خصوص مستند «ظهور نزدیک است» گفت: متأسفانه می آیند این مستند را می سازند که ریشه یهودیت دارد و جوانها را ناامید می کنند. تا جایی که با این مستندات و حرفها و کارهایشان باعث منکر شدن ظهور و وجود مبارک حضرت می شوند.
گفتنی است این اظهارت حاج منصور ارضی در حالی مطرح می شود که گزارشها حکایت دارد دفتر رییس جمهور در پی انتقادات حاج منصور ارضی علیه مشایی به مراجع قضایی شکایت کرده است.
حاج منصور نیز چندی پیش خطاب به دولت تاکید کرده بود که حمایت نیروهای متدین از شما تا وقتی است که در مسیر ولایت باشید.
دسته بندی : منصور ارضی:من شبانه روز (مشائی)لعنش می کنم!؟
در مورد نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور درباره مشائی ونقش ابوترابی فرد در اف
مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور بار دیگر افشای نامه خصوصی مقام معظم رهبری به رئیسجمهور در خصوص برکناری رحیممشایی را غیرقانونی خواند.
علی اکبر جوانفکر در یادداشتی با عنوان «توهم» در سایت شخصی خود، با اشاره به برداشت یکی از سایتها از یکی از گفتوگوهای نوروزی وی، نوشت: برخی از مدعیان اصولگرایی، با توسل به اقداماتی مجعول، صرفا مکنونات قلبی و تراوشات ذهن بیمار خود را بروز میدهند و صد البته از این رهگذر، موفق به عملی کردن نیات ناصواب خود در تخریب ارتباط قلبی یا کاستن از ارادت عمیق و ریشه دار منسوبان دولت خدمتگزار به آن مراد عزیز و فرزانه نخواهند شد.
وی در بخش دیگری از این یادداشت نوشته است: اینجانب ضمن تاکید بر پایبندی کامل به ارزشها و اصول انقلاب که اصلاح طلبی متعهدانه نیز از خصوصیات آن است ، مراتب رویگردانی خود را از جریان به اصطلاح اصولگرایی مورد نظر یا اصلاح طلبی مورد حمایت آنها اعلام می دارم و بدون نفی تحزب ، تاکید می کنم که به هیچ حزب و جریان سیاسی دیگری نیز تعلق خاطر یا وابستگی ندارم.
بنده با ایمان راسخ به راه روشنی که در پیش گرفته ام ، همواره و به صورتی کاملا شفاف و گویا، مواضع و نظرات شخصی خود را در قبال مسائل و تحولات روز کشور مطرح کرده ام و مسوولیت اظهارات خویش را که در وبلاگ اینجانب منتشر شده است ، می پذیرم. در ارتباط با نامه رهبر فرزانه انقلاب به رئیس جمهور محترم نیز به صراحت تاکید کرده ام که اقدام غیرقانونی جناب آقای ابوترابی نایب رئیس محترم مجلس شورای اسلامی در علنی کردن این نامه و بیان سخنان خلاف واقع در این زمینه محکوم است و صد البته لازم است برای جلوگیری از تحریف تاریخ ، ابعاد این مساله هرچه بیشتر روشن شود و عوامل پشت پرده این ماجرا به افکار عمومی معرفی گردند.
در ادامه یادداشت جوانفکر میخوانید: آقای ابوترابی سی ام تیرماه سال ۱۳۸۸، یعنی سه روز پس از نامه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور چنین گفت: حذف رحیم مشایی از سمتهای کلیدی و معاونتهای رییس جمهور تصمیم استراتژیک نظام است. نظر مقام معظم رهبری نیز مبنی بر کنار گذاشتن آقای رحیم مشایی از سمتهای معاونت ریاست جمهور کتبا به رییسجمهور ابلاغ گردیده است.
رهبر فرزانه انقلاب چهار روز بعد در دیدار با شرکت کنندگان در مسابقات بین المللی قران کریم فرمودند: به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ انسان نباید کسى را به خاطر یک امر، از همهى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب می شود، نفى بکند. با انصاف باید بود و با انصاف باید عمل کرد و با انصاف باید حرف زد... اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بىانصافى و بىعدالتى کنید؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بىعدالتىها و بىانصافىها را همه کنار بگذارند. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایرهى تکلیف آنطرفتر نباید گذاشت؛ زیادهروى نباید کرد.
سووال این است که آقای ابوترابی برای نسبت خلاف واقع به نظام و رهبر فرزانه انقلاب، چه پاسخی به افکار عمومی ارائه کرده است؟ آیا ایشان حاضر است مسوولیت هجوم سنگین و توقف ناپذیر تبلیغاتی و سیاسی دو جریان به اصطلاح اصولگرا و اصلاح طلب علیه رئیس جمهور و دولت مردمی ایشان را به خاطر آن خطای غیرقابل جبران بپذیرد؟ علنی کردن این نامه خصوصی، فرصت اخذ بهترین تصمیم ممکن برای اجرایی کردن نظر رهبر معظم انقلاب ، متناسب با مصالح و منافع نظام را از رئیس جمهور محترم سلب کرد اما در عین حال آقای احمدی نژاد با اجرای قانونمند آن نشان داد که هیچ اولویتی بالاتر از عمل به تکلیف شرعی و قانونی برای او وجود ندارد. چگونه است که افرادی در داخل کشور ، چشم بر این همه تعهد و تدین رئیس جمهور بسته اند و همچنان به تلاش بی ثمر خود برای به چالش کشیدن او و همکارانش استمرار می بخشند؟!
مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در پایان این یادداشت نوشته است: یکبار دیگر خود و سایرین را به تامل در رهنمودهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب در ۲۹ شهریور ماه سال ۱۳۸۸ فرا می خوانم: من به هیچوجه با تبدیل فضاى جامعه به فضاى سوءظن و بدگمانى موافق نیستم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم... این چیز خوبى نیست؛ دل ما و فضاى زندگى ما را ظلمانى میکند. تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات و خیالات ، اشاعه گناه است.
دسته بندی : در مورد نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور درباره
نامه خواندنی مردم بشاگرد به رهبر انقلاب +عکس
ما مردم روستای درجگ از توابع شهرستان بشاگرد منتظر حکم و دستور مولا و مقتدایمان، نائب برحق امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستیم که از همین روستا بلند شده و بیاییم تهران و دست نامحرمان را از سرزمین امام زمان عج الله تعالی فرجه کوتاه کنیم و از آئین مقدسمان دفاع کنیم.
به گزاش تریبون مستضعفین، حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و قانونشکنی، تخریب، آدمکشی و اهانت به ارزشهای انقلاب اسلامی توسط اندک اصحاب فتنه در طول ماههای پس از انتخابات به ویژه اقدام وقیحانهی هتک حرمت در عاشورای حسینی، به نقطهی عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی مبدل گشت و فرصتی دوباره برای بروز همدلی و همراهی آحاد ملت حول محور ولایت فقیه بوجود آورد که هیچگاه از تاریخ این کشور پاک نخواهد شد؛ تا جایی که حماسه کم نظیر حضور مردم در نه دی در کنار طومارها، بیانیهها و نامههای حمایت گروهها و اشخاص مختلف از گوشه گوشهی ایران اسلامی به مقام معظم رهبری و اعلام حمایت و تبعیت از فرامین ایشان برای همیشه به نمادی از بصیرت و ولایتمندی مردم ایران تبدیل شد.
در این میان نامهی اهالی روستای محروم و دورافتادهی درجگ از توابع شهرستان بشاگرد به رهبری نمونهای بیبدیل از بصیرت و ارادت مردم به رهبر معظم انقلاب و همراهی آنان با آرمان های انقلاب و امام خمینی (ره) است.
در این نامه با مردم روستای درجگ بشاگرد پرچم سرخ حسینی و ولایت رهبر معظم انقلاب را سرمایههای بزرگ حیات کشور دانستهاند و عنوان شده است:هتک حرمت و اهانتهایی که به این دو ارزش مقدس شده و میبینیم که علناً در خیابانهای پایتخت این سرزمین مقدس به ارزشها با به آتش کشیدن تصویر مبارک مولایمان و همچنین پرچم سیاه محرم اباعبدالله الحسین علیه السلام بیحرمتی میشود برایمان غیر قابل تحمل است که بنشینیم و این صحنهها را نظارهگر باشیم.
در پایان این نامه آمده است: منتظر حکم و دستور مولا و مقتدایمان، نائب بر حق امام زمان عجلالله تعالی فرجه هستیم که از همین روستا بلند شده و بیاییم تهران و دست نامحرمان را از سرزمن امام زمان عج الله تعالی فرجه کوتاه کنیم و از آئین مقدسمان دفاع کنیم.

دسته بندی : نامه خواندنی مردم بشاگرد به رهبر انقلاب +عکس
تحریم سفر 32 مقام ایرانی به اروپا با ادعای واهی نقض حقوق بشر
اتحادیه اروپا در اقدامی خلاف قانون سفر 32 مسئول ایرانی را با ادعای نقض حقوق بشر در ایران به کشورهای این اتحادیه ممنوع کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه، این تصمیم در نشست وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ اتخاذ شد.
اتحادیه اروپا در حالی مقامات ایران را به نقض حقوق بشر متهم می کند که فرانسه از روز گذشته قانون منع حجاب برای زنان را که از ابتدایی ترین حقوق هر انسانی است به اجرا گذشته است.
دسته بندی : تحریم سفر 32 مقام ایرانی به اروپا با ادعای واهی نق
برای نماز اول وقت نقشه بکشید
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آیت الله العظمی حضرت آیت الله خامنهای به انتشار گفتاری از آیتالله محمدعلی جاودان مدرس حوزه و استاد اخلاق با عنوان «برای نماز اول وقت نقشه بکشید» اقدام کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آیت الله العظمی حضرت آیت الله خامنهای، این پایگاه به انتشار گفتاری از آیتالله محمدعلی جاودان مدرس حوزه و استاد اخلاق اقدام کرد.
بنابراین گزارش، تابستان سال 1387 بود که به اتفاق حاجآقای پناهیان به دیدار آیتالله محمدعلی جاودان رفتیم تا با ایشان درباره موضوع معنویت و الزامات آن گفتوگو کنیم.
یکی از توصیههای ایشان یا بهتر است بگویم اولین توصیهی ایشان به جوانان، خواندن نماز اول وقت و صحیح بود. سخنان روز گذشته رهبر انقلاب اسلامی درباره توجه به نماز، بهانهی خوبی است تا دوباره سری به صحبتهای این استاد اخلاق بزنیم:
دستور اولی که میخواهم برای کسانی که قصد شروع دارند، بگویم- مطلبی است که هزاران بار استادان و بزرگانی نظیر مرحوم آیتالله حقشناس به جوانان توصیه میکردند- نماز اول وقت است. نماز اول وقت بخوانید. اگر توانستید، به جماعت بخوانید و اگر هم نشد، همان اول وقت بخوانید.
* برای نماز اول وقت نقشه بکشید
شاید جوان بهخصوص در این زمانهایی که شبها کوتاه است و اذان صبح خیلی زود اتفاق میافتد و وقت ادای نماز کم است، شکست بخورد؛ عیبی ندارد. برای فردا شب نقشه بکشد. برای پس فردا شب. برای هزار شب دیگر. باید برنامه بریزیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم، اما باید در نظر بگیریم که یکی از نمازهایمان نماز صبح است که خیلی هم اول وقت خواندنش مهم است.
بنابراین برای آن هم باید نقشه داشته باشیم، تا حتماً در طرحمان آن را هم به اول وقت برسانیم. اما مشکلش خیلی بیشتر از ظهر و عصر و مغرب و عشاء است.
مثلاً ممکن است که دانشجویی وقت نماز ظهر و عصرش در کلاس مشغول باشد. ما نمیگوییم که کلاس را بشکند و بیرون بیاید، اما هر وقت که کلاس تمام شد، بلافاصله برود نمازش را بخواند. دیگر نرود مثلاً یک ناهاری با خیال راحت بخورد و یک ساعتی هم استراحت، نه. نمازمان را میخوانیم. دست کم وضو میگیریم و نماز ظهر را میخوانیم تا از اول وقتش خیلی دیر نشود. بعد هم اگر گرسنه بودیم، ناهار میخوریم و نماز عصرمان را بلافاصله میخوانیم. این نماز اول وقت را برایش بکوشیم.
* شیطان از چه کسی هراس دارد؟
اگر روایت این باب را دیده باشیم، میفرماید که شیطان از کسی که نمازش را اول وقت میخواند و بر آن مراقبت میکند، همیشه ترسان است. «لایَزالُ الشّیطانُ زائِلاً مِن بَنی آدم». این نکته را هم به نماز اول وقت اضافه کنیم که نماز صحیح بخوانید.
بنابراین برای اینکه نماز صحیح باشد، من ناگزیرم که رکوع صحیح بیاموزم، غسل صحیح بیاموزم، یک حمد و سورهی صحیح بیاموزم و مسائل دیگر نماز را بیاموزم که اگر کلش را جمع کنی، ممکن است در سه چهار ساعت بشود به همهاش پرداخت.
تقلید صحیح؛ یعنی میپرسم و عمل میکنم. چند مسأله در باب وضو باید بخوانم؛ مثلاً به اندازهی دو صفحه رساله، برای غسل باید دو صفحه رساله بخوانم، برای نمازم هفت، هشت صفحه باید بخوانم تا مسائل اصلی را یاد بگیرم. چون جوانم، زودتر یاد میگیرم. بعد هم دو بار، سه بار یا بیشتر پیش معلم میخوانم تا تصحیح شود.
من به یک نماز صحیح احتیاج دارم و بعد از آن به یک نماز اول وقت. جوان مادامی که نمازش را صحیح میخواند، نمازش را دقت میکند، مواظبت میکند و اول وقت میخواند، شیطان ترسان است. نه این که جوان از شیطان ترسان باشد؛ شیطان از آن جوان ترسیده است. اگر انسان اینگونه نباشد، آنوقت شیطان طبق روایات، انسان را به جاهایی میبرد که دیگر برگشت ندارد.
اگر میخواهید همیشه سالم و محفوظ بمانید، نماز اول وقت بخوانید. نماز اول وقت ایجادکنندهی ترس از خداست. بعضی جوانها دو دقیقه نماز میخوانند؛ نه دو دقیقه و نه نیم ساعت. ما که یک ذره بیشتر کِش میدهیم -که آن هم از روی عادت است و قیمت ندارد- میشود پنج دقیقه. «سبحان ربی العظیم و بحمده» را صحیح بگو؛ یک بار بگو، اما صحیح و با آرامش بدن. صحیح خواندن نماز مثل این است که انسان به دیوار مستحکمی تکیه کرده باشد. این امر را اگر شما بهدست بیاورید، حتی با نیروی خیلی زیاد هم این زمین نمیخورد. شاید تکان بخورد، اما زمین نمیخورد. ممکن است حوادث مهمی هم برایش پیش بیاید، اما آن حوادث با نماز اول وقت و صحیح، او را به زمین نمیزند.
دسته بندی : برای نماز اول وقت نقشه بکشید
نامه امام علی (ع)به مالک اشتر
متن نامه
به نام خداوند بخشاینده مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر المؤمنین، به مالک بن حارث اشترنخعی در پیمانی که با او مینهد، هنگامی که او را فرمانروایی مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد.
او را به ترس از خدا و برگزیدن طاعت او بر دیگر کارها و پیروی از هر چه درکتاب خود بدان فرمان داده، از واجبات و سنتهایی که کس به سعادت نرسد مگر به پیروی از آنها، و به شقاوت نیفتد، مگر به انکار آنها و ضایع گذاشتن آنها. و باید که خدای سبحان را یاری نماید به دل و دست و زبان خود، که خدای جل اسمه، یاریکردن هر کس را که یاریش کند و عزیز داشتن هر کس را که عزیزش دارد بر عهده گرفتهاست. و او را فرمان میدهد که زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و ازسرکشی هایش باز دارد، زیرا نفس همواره به بدی فرمان دهد، مگر آنکه خداوند رحمت آورد.
ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستادهام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشم مینگرند که تو درکارهای والیان پیش از خود مینگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها میگویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت.
باید بهترین اندوختهها در نزد تو، اندوخته کار نیک باشد. پس زمام هواهای نفس خویش فروگیر و بر نفس خود، در آنچه برای او روا نیست، بخل بورز که بخل ورزیدن بر نفس، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش میشمارد.مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمتشماری، زیراآنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.
از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایی عارضشان خواهد شد و به عمد یا خطا، لغزشهایی کنند، پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، همانگونه که دوست داری که خداوند نیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد. زیرا تو برتر از آنها هستی و آنکه تو را بر آن سرزمین ولایت داده، برتر از توست و خداوند برتر از کسی است که تو را ولایت داده است. ساختن کارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است.
ای مالک، خود را برای جنگ با خدا بسیج مکن که تو را در برابر خشم او توانینیست و از عفو و بخشایش او هرگز بینیاز نخواهی بود.هرگاه کسی را بخشودی، ازکرده خود پشیمان مشو و هرگاه کسی را عقوبت نمودی، از کرده خود شادمان مباش.
هرگز به خشمی، که از آنت امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیرساختهاند و باید فرمان من اطاعتشود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین میدهد و تندی و سرافرازی را فرو میکاهد و خردی را که از تو گریختهاست به تو باز میگرداند.
بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامهای را پست و بیمقدار سازد. هر چه خدا بر تو فریضه کرده است، ادا کن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هر کس را که دوستش میداری، انصاف را رعایتنمای که اگر نه چنین کنی، ستم کردهای و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند. هیچ چیز چون ستمکاری، نعمتخدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعای ستمدیدگان را میشنود و در کمین ستمکاران است.
باید که محبوبترین کارها در نزد تو، کارهایی باشد که با میانهروی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم تودههای مردم، خشنودی نزدیکان را زیر پای بسپرد و حال آنکه، خشم نزدیکان اگر تودههای مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد.
خواص و نزدیکان کسانی هستند که به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گراناند و چون حادثهای پیش آید کمتر از هر کس به یاریش برخیزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی میطلبند و اگر عطایی یابند، کمتر از همه سپاس میگویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش میپذیرند. در برابر سختیهای روزگار، شکیباییشان بس اندک است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد.
و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنان در نزد تو، کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیبهایی است و والی از هر کس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیبهای مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است، داوری کند. تا توانیعیبهای دیگران را بپوشان، تا خداوند عیبهای تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کینهای را بگشای و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشتهاند، به تغافل زن و گفته سخنچین را تصدیق مکن. زیرا سخن چین، خیانتکار است، هر چند، خود را چون نیکخواهان وانماید.
با بخیلان رای مزن که تو را از جود و بخشش باز دارند و نه با حریصان، زیراحرص و طمع را در چشم تو میآرایند که بخل و ترس و آزمندی، خصلتهاییگوناگون هستند که سوء ظن به خدا همه را دربر دارد.بدترین وزیران تو، وزیری استکه وزیر بدکاران پیش از تو بوده است و شریک گناهان ایشان.مبادا که اینان همراز وهمدم تو شوند، زیرا یاور گناهکاران و مددکار ستم پیشگان بودهاند.در حالی که، تومیتوانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از کسانی که در رای و اندیشه و کاردانیهمانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از کسانی کهستمگری را در ستمش و بزهکاری را در بزهش یاری نکرده باشند.رنج اینان بر توکمتر است و یاریشان بهتر و مهربانیشان بیشتر و دوستیشان با غیر تو کمتر است.
اینان را در خلوت و جلوت به دوستی برگزین.و باید که برگزیدهترین وزیران توکسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهاییکه خداوند بر دوستانش نمیپسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنانو کارها تو را ناخوش آید.به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنانبخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشدهای، شادمانتندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشیوادارد.
و نباید که نیکوکار و بدکار در نزد تو برابر باشند، زیرا این کار سبب شود کهنیکوکاران را به نیکوکاری رغبتی نماند، ولی بدکاران را به بدکاری رغبتبیفزاید.باهر یک چنان رفتار کن که او خود را بدان ملزم ساخته است.و بدان، بهترین چیزی کهحسن ظن والی را نسبتبه رعیتش سبب میشود، نیکی کردن والی است در حق رعیت و کاستن است از بار رنج آنان و به اکراه وادار نکردنشان به انجام دادن کارهاییکه بدان ملزم نیستند.و تو باید در این باره چنان باشی که حسن ظن رعیتبرای توفراهم آید.زیرا حسن ظن آنان، رنجبسیاری را از تو دور میسازد.به حسن ظن تو، کسی سزاوارتر است که در حق او بیشتر احسان کرده باشی و به بدگمانی، آنسزاوارتر که در حق او بدی کرده باشی.
سنت نیکویی را که بزرگان این امتبه آن عمل کردهاند و رعیتبر آن سنتبهنظام آمده و حالش نیکو شده است، مشکن و سنتی میاور که به سنتهای نیکویگذشته زیان رساند، آنگاه پاداش نیک بهره کسانی شود که آن سنتهای نیکو نهادهاند وگناه بر تو ماند که آنها را شکستهای.تا کار کشورت به سامان آید و نظامهای نیکویی، که پیش از تو مردم برپای داشته بودند برقرار بماند، با دانشمندان و حکیمان، فراوان، گفتگو کن در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح میآورد و آن نظم و آیین که مردمپیش از تو بر پای داشتهاند.
بدان، که رعیت را صنفهایی است که کارشان جز به یکدیگر اصلاح نشود و ازیکدیگر بینیاز نباشند.صنفی از ایشان لشکرهای خدایاند و صنفی، دبیران خاصیا عام و صنفی قاضیان عدالت گسترند و صنفی، کارگزاراناند که باید در کار خودانصاف و مدارا را به کار دارند و صنفی جزیه دهندگان و خراجگزارانند، چه ذمی وچه مسلمان و صنفی بازرگاناناند و صنعتگران و صنفی فرودین که حاجتمندان ومستمندان باشند.هر یک را خداوند سهمی معین کرده و میزان آن را در کتاب خود وسنت پیامبرش(صلی الله علیه و آله)بیان فرموده و دستوری داده که در نزد مانگهداری میشود.
اما لشکرها، به فرمان خدا دژهای استوار رعیتاند و زینت والیان.دین به آنهاعزت یابد و راهها به آنها امن گردد و کار رعیت جز به آنها استقامت نپذیرد.و کارلشکر سامان نیابد، جز به خراجی که خداوند برای ایشان مقرر داشته تا در جهاد بادشمنانشان نیرو گیرند و به آن در به سامان آوردن کارهای خویش اعتماد کنند و نیازهایشان را برآورد.این دو صنف، برپای نمانند مگر به صنف سوم که قاضیان وکارگزاران و دبیراناند، اینان عقدها و معاهدهها را میبندند و منافع حکومت را گردمیآورند و در هر کار، چه خصوصی و چه عمومی، به آنها متکی توان بود. و اینها کهبرشمردم، استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران که گردهم میآیند و تا سودیحاصل کنند، بازارها را برپای میدارند و به کارهایی که دیگران در انجام دادن آنهاناتواناند امور رعیت را سامان میدهند.آنگاه، صنف فرودین، یعنی نیازمندان ومسکیناناند و سزاوار است که والی آنان را به بخشش خود بنوازد و یاریشان کند.درنزد خداوند، برای هر یک از این اصناف، گشایشی است.و هر یک را بر والی حقیاست، آن قدر که حال او نیکو دارد و کارش را به صلاح آورد.و والی از عهده آنچهخدا بر او مقرر داشته، بر نیاید مگر، به کوشش و یاری خواستن از خدای و ملزمساختن خویش به اجرای حق و شکیبایی ورزیدن در کارها، خواه بر او دشوار آید یاآسان نماید.
آنگاه از لشکریان خود آن را که در نظرت نیکخواهترین آنها به خدا و پیامبر اوو امام توست، به کار برگمار.اینان باید پاکدامنترین و شکیباترین افراد سپاه باشند، دیر خشمناک شوند و چون از آنها پوزش خواهند، آرامش یابند.به ناتوانان، مهربانو بر زورمندان، سختگیر باشند. درشتیشان به ستم بر نینگیرد و نرمیشان برجایننشاند.آنگاه به مردم صاحب حسب و خوشنام بپیوند، از خاندانهای صالح کهسابقهای نیکو دارند و نیز پیوند خود با سلحشوران و دلیران و سخاوتمندانو جوانمردان استوار نمای، زیرا اینان مجموعههای کرماند و شاخههای احسان وخوبی.آنگاه به کارهایشان آنچنان بپرداز که پدر و مادر به کار فرزند خویشمیپردازند.اگر کاری کردهای که سبب نیرومندی آنها شده است، نباید در نظرت بزرگآید و نیز نباید لطف و احسان تو در حق آنان هر چند خرد باشد، در نظرت اندکجلوه کند.زیرا لطف و احسان تو سبب میشود که نصیحتخود از تو دریغ ندارند وبه تو حسن ظن یابند.نباید بدین بهانه، که به کارهای بزرگ میپردازی، از کارهای کوچکشان غافل مانی، زیرا الطاف کوچک را جایی است که از آن بهرهمند میشوندو توجه به کارهای بزرگ را هم جایی است که از آن بینیاز نخواهند بود.
باید برگزیدهترین سران سپاه تو، در نزد تو، کسی باشد که در بخشش به افراد سپاهقصور نورزد و به آنان یاری رساند و از مال خویش چندان بهرهمندشان سازد کههزینه خود و خانوادهشان را، که بر جای نهادهاند، کفایت کند، تا یکدل و یک رای رویبه جهاد دشمن آورند، زیرا مهربانی تو به آنها دلهایشان را به تو مهربان سازد.و بایدکه بهترین مایه شادمانی والیان برپایداشتن عدالت در بلاد باشد و پدید آمدندوستی در میان افراد رعیت.و این دوستی پدید نیاید، مگر به سلامت دلهاشان.ونیکخواهیشان درست نبود، مگر آنگاه که برای کارهای خود بر گرد والیان خود باشندو بار دولت ایشان را بر دوش خویش سنگین نشمارند و از دیر کشیدنفرمانرواییشان ملول نشوند.پس امیدهایشان را نیک برآور و پیوسته به نیکیشانبستای و رنجهایی را که تحمل کردهاند، همواره بر زبان آر، زیرا یاد کردن از کارهاینیکشان، دلیران را برمیانگیزد و از کارماندگان را به کار ترغیب میکند.ان شاء الله. وهمواره در نظر دار که هر یک در چه کاری تحمل رنجی کردهاند، تا رنجی را که یکیتحمل کرده به حساب دیگری نگذاری و کمتر از رنج و محنتی که تحمل کرده، پاداشش مده.شرف و بزرگی کسی تو را واندارد که رنج اندکش را بزرگ شمری وفرودستی کسی تو را واندارد که رنجبزرگش را خرد به حساب آوری.
چون کاری بر تو دشوار گردد و شبهه آمیز شود در آن کار به خدا و رسولشرجوع کن.زیرا خدای تعالی به قومی که دوستدار هدایتشان بود، گفته است:«ایکسانی که ایمان آوردهاید از خدا اطاعت کنید و از رسول و الوالامر خویش فرمانبرید و چون در امری اختلاف کردید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید به خدا وپیامبر رجوع کنید.»
رجوع به خدا، گرفتن محکمات کتاب اوست و رجوع به رسول، گرفتن سنتجامع اوست، سنتی که مسلمانان را گرد میآورد و پراکنده نمیسازد.و برای داوریدر میان مردم، یکی از افراد رعیت را بگزین که در نزد تو برتر از دیگران بود.از آنکسان، که کارها بر او دشوار نمیآید و از عهده کار قضا برمیآید.مردی که مدعیان باستیزه و لجاج، رای خود را بر او تحمیل نتوانند کرد و اگر مرتکب خطایی شد، بر آناصرار نورزد و چون حقیقت را شناخت در گرایش به آن درنگ ننماید و نفسش بهآزمندی متمایل نگردد و به اندک فهم، بیآنکه به عمق حقیقت رسد، بسنده نکند.
قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه بهدلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد.
چربزبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکیاز دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردیچون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی بهخرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنانمنزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امانماند.
در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دستبدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل میکنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار دادهاند.
در کار کارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی باآنها.و بیمشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگرانمشورت نخواستن، گونهای از ستم و خیانت است.کارگزاران شایسته را در میانگروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلامسابقهای دیرین دارند.اینان به اخلاق شایستهترند و آبرویشان محفوظتر است و ازطمعکاری بیشتر رویگرداناند و در عواقب کارها بیشتر مینگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و ازدست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز میدارد.و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت توخللی پدید آورند.پس در کارهایشان تفقدکن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار.
زیرا مراقبت نهانی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مدارا در حق رعیتوامیدارد.و بنگر تا یاران کارگزارانت تو را به خیانت نیالایند.هر گاه یکی از ایشاندستبه خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدانگواهی دادند، همین خبرها تو را بس بود.باید به سبب خیانتی که کرده تنش را به تنبیه بیازاری و از کاری که کرده است، بازخواست نمایی.سپس، خوار و ذلیلشسازی و مهر خیانتبر او زنی و ننگ تهمت را بر گردنش آویزی.
در کار خراج نیکو نظر کن، به گونهای که به صلاح خراجگزاران باشد.زیرا صلاحکار خراج و خراجگزاران، صلاح کار دیگران است و دیگران حالشان نیکو نشود، مگربه نیکوشدن حال خراجگزاران، زیرا همه مردم روزی خوار خراج و خراجگزارانند.
ولی باید بیش از تحصیل خراج در اندیشه زمین باشی، زیرا خراج حاصل نشود، مگربه آبادانی زمین و هر که خراج طلبد و زمین را آباد نسازد، شهرها و مردم را هلاک کردهاست و کارش استقامت نیابد، مگر اندکی.هرگاه از سنگینی خراج یا آفت محصول یابریدن آب یا نیامدن باران یا دگرگون شدن زمین، چون در آب فرو رفتن آن یا بیآبی، شکایت نزد تو آوردند، از هزینه و رنجشان بکاه، آنقدر که امید میداری که کارشان راسامان دهد.و کاستن از خراج بر تو گران نیاید، زیرا اندوختهای شود برای آبادانی بلادتو و زیور حکومت تو باشد، که ستایش آنها را به خود جلب کردهای و سببشادمانی دل تو گردد، که عدالت را در میانشان گستردهای و به افزودن ارزاقشان و بهآنچه در نزد ایشان اندوختهای از آسایش خاطرشان و اعتمادشان به دادگری خود ومدارا در حق ایشان، برای خود تکیهگاهی استوار ساختهای.چه بسا کارها پیش آیدکه اگر رفع مشکل را بر عهده آنها گذاری، به خوشدلی به انجامش رسانند.زیرا چونبلاد آباد گردد، هر چه بر عهده مردمش نهی، انجام دهند که ویرانی زمین را تنگدستیمردم آن سبب شود و مردم زمانی تنگدست گردند که همت والیان، همه گردآوردن مال بود و به ماندن خود بر سر کار اطمینان نداشته باشند و از آنچه مایه عبرت است، سود برنگیرند.
سپس، به دبیرانت نظر کن و بهترین آنان را بر کارهای خود بگمار و نامههایی راکه در آن تدبیرها و اسرار حکومتت آمده است، از جمع دبیران، به کسی اختصاص دهکه به اخلاق از دیگران شایستهتر باشد.از آن گروه که اکرام تو سرمستش نسازدیا چنان دلیرش نکند که در مخالفتبا تو، بر سر جمع سخن گوید و غفلتش سببنشود که نامههای عاملانت را به تو نرساند یا در نوشتن پاسخ درست تو به آنها درنگروا دارد، یا در آنچه برای تو میستاند یا از سوی تو میدهد، سهلانگاری کند، یاپیمانی را که به سود تو بسته، سست گرداند و از فسخ پیمانی که به زیان توست، ناتوان باشد.دبیر باید به پایگاه و مقام خویش در کارها آگاه باشد زیرا کسی که مقدارخویش را نداند، به طریق اولی، مقدار دیگران را نتواند شناخت.مباد که در گزینشآنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تکیه کنی.زیرا مردان با ظاهر آرایی و نیکوخدمتی، خویشتن را در چشم والیان عزیز گردانند.ولی، در پس این ظاهر آراسته وخدمت نیکو، نه نشانی از نیکخواهی است و نه امانت.
دبیرانت را به کارهایی که برای حکام پیش از تو بر عهده داشتهاند، بیازمای و از آنمیان، بهترین آنها را که در میان مردم اثری نیکوتر نهادهاند و به امانت چهرهایشناختهاند، اختیار کن.که اگر چنین کنی این کار دلیل نیکخواهی تو برای خداونداست و هم به آن کس که کار خود را بر عهده تو نهاده.بر سر هر کاری از کارهای خوداز میان ایشان، رئیسی برگمار.کسی که بزرگی کار مقهورش نسازد و بسیاری آنهاسبب پراکندگی خاطرش نشود.اگر در دبیران تو عیبی یافته شود و تو از آن غفلتکرده باشی، تو را به آن بازخواست کنند.
اینک سفارش مرا در حق بازرگانان و پیشهوران بپذیر و درباره آنها به کارگزارانتنیکو سفارش کن.خواه آنها که بر یک جای مقیماند و خواه آنها که با سرمایه خویشاین سو و آن سو سفر کنند و با دسترنجخود زندگی نمایند.زیرا این گروه، خود مایههای منافعاند و اسباب رفاه و آسودگی و به دست آورندگان آن از راههای دشوارو دور و خشکی و دریا و دشتها و کوهساران و جایهایی که مردم در آن جایها گردنیایند و جرئت رفتن به آن جایها ننمایند.اینان مردمی مسالمتجویاند که نه ازفتنهگریهایشان بیمی است و نه از شر و فسادشان وحشتی.در کارشان نظر کن، خواهدر حضرت تو باشند یا در شهرهای تو.با اینهمه بدان که بسیاری از ایشان را روشیناشایسته است و حریصاند و بخیل.احتکار میکنند و به میل خود برای کالای خودبها میگذارند، با این کار به مردم زیان میرسانند و برای والیان هم مایه ننگ و عیبهستند.
پس از احتکار منع کن که رسول الله(صلی الله علیه و آله)از آن منع کرده است وباید خرید و فروش به آسانی صورت گیرد و بر موازین عدل، به گونهای که در بها، نه فروشنده زیان بیند و نه بر خریدار اجحاف شود.پس از آنکه احتکار را ممنوعداشتی، اگر کسی باز هم دستبه احتکار کالا زد، کیفرش ده و عقوبتش کن تا سببعبرت دیگران گردد ولی کار به اسراف نکشد.
خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین:کسانی که بیچارگاناند از مساکین ونیازمندان و بینوایان و زمینگیران.در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمیهستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند.خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و ازتو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش.برای اینان دربیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هرشهری، به آنان اختصاص ده.زیرا برای دورترینشان همان حقی است کهنزدیکترینشان از آن برخوردارند.و از تو خواستهاند که حق همه را، اعم از دور ونزدیک، نیکو رعایت کنی.سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا اینبهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس متخود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهرهدژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجستنمای.اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بیمقدارند و مورد تحقیر رجالحکومت.کسانی از امینان خود را که خدای ترس و فروتن باشند، برای نگریستن درکارهایشان برگمار تا نیازهایشان را به تو گزارش کنند.
با مردم چنان باش، که در روز حساب که خدا را دیدار میکنی، عذرت پذیرفتهآید که گروه ناتوانان و بینوایان به عدالت تو نیازمندتر از دیگراناند و چنان باش کهبرای یک یک آنان در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.
تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچارهاند و دستسؤال پیشکس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گرانآید.و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیکهستند، آسان میسازد.آنان خود را به شکیبایی وامیدارند و به وعده راستخداوند، درباره خود اطمینان دارند.
برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنانپردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضرتوانند شد و، برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمایتا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بیهراسو بیلکنت زبان سخن خویش بگوید.که من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که میگفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدونلکنت زبان حق خود را از قوی دستبستاند.پس تحمل نمای، درشتگویی یا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداونددرهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید.اگرچیزی میبخشی، چنان بخش که گویی تو را گوارا افتاده است و اگر منع میکنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزشخواهی همراه بود. سپس کارهایی است که باید خود به انجام دادنشان پردازی. از آن جمله، پاسخدادن استبه کارگزاران در جایی که دبیرانت درمانده شوند.دیگر برآوردن نیازهایمردم است در روزی که بر تو عرضه میشوند، ولی دستیارانت در ادای آنها درنگ وگرانی میکنند.کار هر روز را در همان روز به انجام رسان، زیرا هر روز را کاری استخاص خود.
بهترین وقتها و بیشترین ساعات عمرت را برای آنچه میان تو و خداست، قرارده اگر چه در همه وقتها، کار تو برای خداست، هرگاه نیتت صادق باشد و رعیت را درآن آسایش رسد.
باید در اقامه فرایضی، که خاص خداوند است، نیتخویش خالص گردانی و دراوقاتی باشد که بدان اختصاص دارد.پس در بخشی از شبانهروز، تن خود را درطاعتخدای بگمار و اعمالی را که سبب نزدیکی تو به خدای میشود به انجامرسان و بکوش تا اعمالتبیهیچ عیب و نقصی گزارده آید، هر چند، سبب فرسودنجسم تو گردد.چون با مردم نماز میگزاری، چنان مکن که آنان را رنجیده سازی یانمازت را ضایع گردانی، زیرا برخی از نمازگزاران بیمارند و برخی نیازمند.ازرسول الله(صلی الله علیه و آله)هنگامی که مرا به یمن میفرستاد، پرسیدم کهچگونه با مردم نمازگزارم؟فرمود:به قدر توان ناتوانترین آنها و بر مؤمنان مهربانباش.
به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان ازرعیتخود، گونهای نامهربانی استبه آنها و سبب میشود که از امور ملک آگاهیاندکی داشته باشند.اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها ورنجهای آنان آگاه شود.آن وقت، بسا بزرگا، که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، کهبزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند.زیراوالی انسان است و نمیتواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد. و حق را هم نشانههایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تویکی از این دو تن هستی:یا مردی هستی در اجرای حق گشادهدست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرماییو در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری.یا مردی هستی کههیچ خواهشی را و نیازی را برنمیآوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزینخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجیپدید نیاورد، زیرا آنچه از تو میخواهند یا شکایت از ستمی است یا درخواست عدالت در معاملتی.
و بدان، که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتریجوییو گردنکشی است و در معاملتبا مردم رعایت انصاف نکنند.ریشه ایشان را با قطعموجبات آن صفات قطع کن.به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را بهاقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهایمجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیانبرسانند و بخواهند بار زحمتخود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارایی، نصیبایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوندپاداش شکیبایی تو را خواهد داد.هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکانتو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار، هر چند، تحمل آن بر تو سنگین آید کهعاقبتی نیک و پسندیده است.
اگر رعیتبر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نه وبا این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پرودهای و بارعیت مدارا نمودهای. عذری که میآوری سبب میشود که تو به مقصود خود رسیو آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آننهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهیانتشود و تو را از غم و رنجبرهاند وکشورت را امنیتبخشد.ولی، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیکبرحذر باش.زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد.پسدوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنتپیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که دادهای، نیک، رعایت نمای.
در برابر پیمانی که بستهای و امانی که دادهای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک ازواجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان وهمرای هستند، بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست.حتی مشرکان هم وفای بهعهد را در میان خود لازم میشمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان شکنی رادریافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفتهای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن وخصمت را به پیمان مفریب.زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی، دلیری کنند.
خداوند پیمان و زینهار خود را به سبب رحمت و محبتی، که بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را چون حریمی ساخته که در سایهسار استوار آن زندگی کنند و بهجوار آن پناه آورند.پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب را و نهحیلهگری را.پیمانی مبند که در آن تاویل را راه تواند بود و پس از بستن و استوارکردن پیمان برای بر هم زدنش به عبارتهای دو پهلو که در آنها ایهامی باشد، تکیهمنمای.و مبادا که سختی اجرای پیمانی که بر گردن گرفتهای و باید عهد خدا را در آنرعایت کنی، تو را به شکستن و فسخ آن وادارد، بیآنکه در آن حقی داشته باشی.
زیرا پایداری تو در برابر کار دشواری که امید به گشایش آن بستهای و عاقبتخوششرا چشم میداری، از غدری که از سرانجامش بیمناک هستی بسی بهتر است.و نیز بهاز آن است که خداوندت بازخواست کند و راه طلب بخشایش در دنیا و آخرت بر توبسته شود.
بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردمپردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند.پسمباد که حکومتخود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونینه تنها حکومت را ناتوان و سستسازد، بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگرانمیسپارد.اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص میشود.اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یاتازیانهات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تومانع آید که خونبهای مقتول را به خانوادهاش بپردازی.
از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب اعجابتشده و نیز از دلبستگی بهستایش و چربزبانیهای دیگران، پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطاناستبرای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد.زنهار از اینکه بهاحسان خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه برای آنها کردهای، بزرگش شماری یا وعدهدهی و خلاف آن کنی.زیرا منت نهادن احسان را باطل کند و بزرگ شمردن کار، نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگیختن خشم خدا و مردم شود.
خدای تعالی می فرماید:خداوند سختبه خشم میآید که چیزی بگویید و به جاینیاورید.
از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجامدادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشتهاش ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشناست، حذر نمای.پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجامرسان.
و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی استیا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهاند.زیرابزودی آن را از تو میستانند و به دیگری میدهند.زودا که حجاب از برابر دیدگانتبرداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو میستانند.به هنگام خشمخویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دستبه روی کس بر مدار وسخن زشتبر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن ازدشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت بهدستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همتیاد بازگشتبهسوی پروردگارت شود.
بر تو واجب آمد که همواره به یاد داشته باشی، آنچه که بر والیان پیش از تو رفتهاست، از حکومت عادلانهای که داشتهاند یا سنت نیکویی که نهادهاند یا چیزی ازپیامبر، (صلی الله علیه و آله)که آوردهاند یا فریضهای که در کتاب خداست و آن رابرپای داشتهاند.پس اقتدا کنی به آنچه ما بدان عمل میکردهایم و بکوشی تا از هر چهدر این عهدنامه بر عهده تو نهادهام و حجتخود در آن بر تو استوار کردهام، پیرویکنی، تا هنگامی که نفستبه هوا و هوس شتاب آرد، بهانهای نداشته باشی.و جزخدای کس نیست که از بدی نگهدارد و به نیکی توفیق دهد.
از وصایا و عهود رسول الله(صلی الله علیه و آله)با من ترغیب به نماز بود ودادن زکات و مهربانی با غلامانتان.و من این عهدنامه را که برای تو نوشتهام بهوصیت او پایان میدهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
از خدای میطلبم که به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هرمطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی که خشنودیش در آن است، از داشتن عذریآشکار در برابر او و آفریدگانش و آوازه نیک در میان بندگانش و نشانههای نیک دربلادش و کمال نعمت او و فراوانی کرمش.و اینکه کار من و تو را به سعادت وشهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم. و السلام علی رسول اللهصلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین
دسته بندی : نامه امام علی (ع)به مالک اشتر
توصیههای رهبر انقلاب درباره تحصیل بانوان
علمآموزی و تحصیل معارف اسلامی، یکی از توصیههای همیشگی مقام معظم رهبری به بانوان است. بانو مجتهده زهره صفاتی، استاد و مدرس حوزه درباره اهمیت این موضوع و نیز مقام علمی و معنوی حاجیه خانم همایونی گقتارهای شنیدنی دارد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، اخیراً همایشی تحت عنوان «امینه امین» در شهر اصفهان برگزار شد و در آن همایش بهطور خاص از شخصیت سرکار حاجیه خانم همایونی از شاگردان بانو مجتهده امین تقدیر شد. رهبر معظم انقلاب در پیام خود به این همایش، تأکید داشتند که وجود چنین شخصیتهایی نشاندهندهی آمادگی و استعداد زنان ایرانی برای پیمودن مدارج عالیه علم و معرفت دینی است.
حضور بانوان در عرصه تحصیل معارف دینی چقدر ضروری است و ضرورتش را بر اساس چه مبنایی تعریف میفرمایید.
ضرورت یادگیری معارف دینی و تحصیل بانوان در این عرصه که چندین بار از سوی رهبر انقلاب حفظهالله مورد تأکید قرار گرفته است، پایههای آن در آموزههای دینی نهفته است و ضرورت این یادگیری ظاهراً از صدر اسلام وجود داشته است؛ یعنی وقتی پیامبر خدا(ص) مبعوث به رسالت شدند، مخاطب ایشان در بخشهایی از آموزهةای دینی خانمها بودند. بنابراین خانمها هم باید در زمینه معارف دین و فهم قرآن کریم و دستورات دینی آشنا باشند.
من براساس توصیههای رهبری، برخی تحقیقات را در بحث «طهارت» انجام دادم و در ملاقاتهای بعدی گزارش دادم که ایشان خیلی استقبال کردند. حتی توصیه کردند که این تحقیقات به دست مراجع معظم تقلید هم داده شود.
پرسش و پاسخهای اسماء بنت عمیس با پیامبر(ص) که در تاریخ ثبت شده است بیانگر این است که پیامبر زمینه را برای خانمها فراهم کرده بودند تا آنها به محضر ایشان بیایند و به شکل مستقیم سؤالات خود را مطرح کنند. همچنین برخی احکام و دستورات دینی از طریق برخی همسران پیامبر(ص) به بانوان منتقل میشد که همه اینها بیانگر توجه پیامبر گرامی اسلام به موضوع یادگیری بانوان در زمینه علوم و معارف اسلامی است.
فارغ از این مسائل، بزرگترین شخصیتی که در دامن خاندان نبوت پرورش یافت، وجود صدیقه طاهره(س) بود که این وجود مقدس در حقیقت پیونددهندهی بین نبوت و امامت بودند و در حقیقت ظرف فهم معارف دین و قرآن کریم از طریق ایشان به همه جهان اسلام منتقل شد که البته ما کمتر به این پرداختیم. دخترانی هم که فاطمه زهرا(س) تربیت میکند، یعنی حضرت زینب(س) و حضرت امکلثوم(س)، به خصوص حضرت زینب درخشش ویژهای در همین زمینه داشتند.
آیا این روند در مقاطع بعدی تاریخی نیز ادامه یافته است؟
در طول تاریخ هم بانوان برجسته و مهمی بودند که اینها هرکدام در عصر خودشان درخشش ویژه داشتند. به عنوان مثال هر دو دختر شیخ طوسی محدث بودند و فهم نسبت به قرآن و روایات داشتند و از طرف پدرشان اجازه روایت داشتند. در عصر مرحوم مجلسین، دختران این دو بزرگوار هم اجازه روایت داشتند و هم صاحبنظر در فقه بودند که یکی از اینها همسر ملاصالح مازندرانی است و معروف است که در استنباط برخی از احکام فقهی با ایشان مشورت میکردند. همه اینها حکایت از این دارد که بانوان از صدر اسلام تا عصر حاضر که باید بگویم عصر بیداری اسلامی است، در عرصه علم و معارف اسلامی نقش داشتهاند.
نقش انقلاب اسلامی ایران در بروز و شکوفایی استعداد بانوان در این عرصه چگونه بود؟
با پیروزی انقلاب اسلامی، زمینه برای فراگیری بانوان در عرصههای مختلف از جمله علوم دینی ایجاد شد و انقلاب به معنای دقیق کلمه در این بخشها صورت گرفت. امام راحل(ره) فرمودند که ما باید مدرسهای را برای خانمها تأسیس کنیم که در شأن خانمها و در شأن این انقلاب باشد. بعد از ایشان نیز رهبر معظم انقلاب همان مسیر را ادامه دادند و فضا را به گونهای فراهم کردند تا زنان خودشان را بشناسند و بتوانند ادای وظیفه کنند. ایشان حتی مطالباتی دارند که خانمها باید در مسیر معارف دین، فهم کتاب و سنت، قدمهای ارزندهای بردارند.
تحصیل بانوان در زمینه معارف دینی چه آثار و برکاتی خواهد داشت؟
در مرحله اول برای خود این افراد و خانوادهها مفید است؛ زیرا خانوادههای این افراد سمت و سوی دینی و قرآنی و جهتگیری الهی پیدا میکنند. در وهله بعد، به جامعه نوپای و در حال رشد، بالندگی و پویایی ما کمک میکند. تدوین چشمانداز بیست ساله و دستور حضرت آقا به ترسیم نقشه جامع علمی کشور، بیانگر تأکید ایشان بر بالندگی و پویایی علمی در همه عرصهها است و تحصیل بانوان در عرصه علوم اسلامی نیز در همین راستا تعریف میشود. من با جرأت اعلام میکنم که هرچه رونق تحصیل بانوان در زمینه علوم و معارف اسلامی بالاتر رود، مشکلات اخلاقی، رفتاری و خانوادگی ما در سطح جامعه کمتر خواهد شد.
رهبر انقلاب در سفر سال گذشته به قم، در فرازی از سخنانشان در دیدار طلاب تأکید داشتند که حضور دانشمندان اسلامی زن در عرصههای مختلف دارای اثرات عظیم در دنیا و آبرو برای انقلاب خواهد بود. شما اثرات بینالمللی تحصیلات معارف دینی بانوان را چگونه میبینید؟
بُعد بینالمللی آن نیز بسیار مؤثر خواهد بود. البته مشروط به اینکه بتوانیم درست تبلیغ کنیم. معمولاً در سفرهایی که بانوان حوزوی برای شرکت در سمینارهای علمی به خارج کشور میروند، با استقبال مواجه میشوند و خانمهای ایرانی در چنین جلساتی تحولآفرینی میکنند و به اصطلاح نبض جلسه را در دست میگیرند. اما هنوز بر روی این مسأله سرمایهگذاری نشده است و رسانهها نیز فعالیت قابل توجهی در این زمینه نداشتهاند. در حالی که وقتی بانوان حوزوی در نشستهای بینالمللی شرکت میکنند یا مردم و اندیشمندان کشورهای مختلف به نحوی از جریان تحصیل بانوان در حوزههای ایران مطلع میشوند، نگاه آنها بهطور کامل تغییر میکند و واقعاً آبرویی برای اسلام و انقلاب به خصوص تشیع میشوند؛ چون در اهل سنت به این شکل به خانمها اجازه نمیدهند که بتوانند در این عرصهها صاحبنظر باشند.
رهبر انقلاب در دیدار با طلاب قم: بانوان باید خوب درس بخوانند. البته هدف نهائى درسخواندن بانوان، تنها مجتهد شدن یا فیلسوف شدن نیست، آشنائى با معارف اسلامى و قرآنى است که میتواند براى خود آنها و براى دیگران مورد استفاده قرار بگیرد.
اگر امکان دارد، توضیحاتی درباره مقام علمی و معنوی بانو مجتهده امین بیان کنید.
سرکار خانم بانو مجتهده امین اصفهانی در دورهای زندگی میکردند که به تعبیر خانم همایونی، بسیاری از افراد اهل اطلاع نبودند، اما ایشان در آن مقطع با آن فراز و نشیبهایی که در طول زندگی ایشان وجود داشت، به تحصیل علوم و معارف اسلامی به خصوص فلسفه و عرفان همت میگمارند و این خیلی قابل اهمیت است. صفای باطن بانو مجتهده امین یک فصل مفصلی است که از نظر سیر و سلوک و معنویت در سطح بالایی قرار داشتند و خودشان میفرمودند که من انوار اهل بیت(ع) را در طفولیت مشاهده میکردم و میدیدم. به بقیه هم توصیه میکردند که دیدن انوار اهل بیت(ع) آغاز راه است. خانم همایونی میگفتند که آن اواخر، یکبار خدمت ایشان رفتم و دیدم که گریه میکنند و خیلی اشک میریزند. از علت گریه پرسیدم، گفتند: «من به نفس مطمئنه رسیدم، ولی نمیدانم چرا نگَهم داشتهاند. من به اون چیزی که میخواستم در طول زندگی برسم، رسیدم. میترسم این از دستم بازگرفته شود.» شما افق را نگاه کنید. اینها حرفهای عادی نیست.اولین کتابی که بانو امین نوشتند، «اربعین هاشمیه» بود و به تعبیر خانم همایونی آوازه این کتاب به نجف میرسد که یک خانمی، چنین کتابی با آن استحکام و ابعاد نوشته است. خلاصه کتاب نیز در نجف منتشر میشود و به تدریج در محافل علمی و در محافل مردمی مطرح میگردد.
با توجه به آشنایی شما با حاجیه خانم همایونی، شخصیت علمی و اخلاقی ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟
خانم همایونی از دوستان صمیمی بنده است. درواقع از بین شاگردان بانو امین، آن شاگردی که توانست هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ علمی، دیدگاههای خانم امین را منتقل کند، خانم همایونی هستند. واقعاً صفای باطن دارد. در همین سالهای اخیر به اتفاق چند نفر خدمتشان رسیدیم. ایشان میگفت: «من هرچه وسیله در خانه داشتم، به بیرون دادم. چون دیگر معلوم نیست چقدر عمر میکنم و نمیخواهم وابسته باشم. حتی اثاث منزلم را هم دادم.» میگفت: «منتظرم از نظر نفسانی اون رشد کافی را پیدا کنم و بِرَم»؛ دیدم که همان خواسته استادش را دنبال میکند.
همچنین ایشان درصدد این است که یک خدمتی برای خانمها در جهان اسلام اتفاق بیفتد و حقوق زنها و محرومیتهایی که بانوان در عرصههای مختلف با آن مواجهند، برداشته شود. یکی دیگر از دغدغههای ایشان، حضور بیحد و حصر خانمها در بیرون است که به شدت با این موضوع مخالفند و میگویند ساختار وجودی خانمها برای کار دیگری ساخته شده و علیرغم اینکه در حوزههای دینی ورود پیدا کنند و صاحبنظر باشند، لکن این نکته اساسی را نباید فراموش کنند که بحث خانه و خانواده و خانوادهمحوری از اساسیترین اموری است که خداوند برعهده زن گذاشته است. و معتقدند که حضور بیحد و حصر خانمها در بیرون، به این موضوع ضربه میزند.
در مجموع ایشان شخصیت مخلصی است که صداقت در چهره، در زبان و در قلب ایشان احساس میشود. در پیام تجلیل رهبر انقلاب نیز به جایگاه ایشان اشاره شد.
مطالبات رهبر انقلاب از حوزههای بانوان طلبه چیست؟
با مرور دیدگاههای ایشان و نیز با توجه به ملاقاتهایی که بنده با ایشان داشتم، ایشان تمایل دارند که خانمها در عرصههای مختلف علوم دینی با جدیت وارد شده و صاحبنظر شوند. بهطور خاص در حوزه مباحث زنان معتقدند که خانمها خودشان در این عرصه وارد شوند و مسائل را حل کنند.
من براساس توصیههای ایشان، برخی تحقیقات را در بحث طهارت انجام دادم و در ملاقاتهای بعدی گزارش دادم که ایشان خیلی استقبال کردند. حتی توصیه کردند که این تحقیقات به زبان عربی نوشته شود و به دست مراجع معظم تقلید هم داده شود که حسب فرمایش ایشان این اقدامات را نیز انجام دادم. همچنین در جای دیگری به بنده فرمودند که سعی کنید که مباحث از استدلال کافی بهرهمند باشد. ایشان دید باز و بسیار روشنی در حوزه مسایل زنان دارند. إنشاءالله انتظارات ایشان با همت مسئولان و همینطور نگاه مثبت بدنه حوزه نسبت به رشد بانوان طلبه در عرصههای مختلف علوم دینی محقق خواهد شد.
دسته بندی : توصیههای رهبر انقلاب درباره تحصیل بانوان
تحلیل محسن رضایی در مورد اخراجیها 3
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه من چون خودم یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری بودم، اخلاقا درست نیست درباره فیلم نظر بدهم، گفت: «اخراجیها3» تقدیر شایستهای از جانبازان کرده است.
«محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شب گذشته پس از تماشای فیلم سینمایی «اخراجیها3» در سینما آفریقا در گفتوگو با فارس، درخصوص این فیلم گفت: به دلیل اینکه من خودم یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری بودم، اخلاقا درست نیست درباره فیلم نظر بدهم؛ ولی به نظرم «اخراجیها3» تقدیر بسیار خوبی از جانبازان کرد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا مصادیقی از دوران کاندیداتوری خودتان را در این فیلم دیدید یا خیر، افزود: بحث را نباید شخصی کرد. این فیلم دارای پیامهایی بود که نباید آن را شخصی کرد.
رضایی در پایان درباره لزوم ساخت فیلمهای سیاسی، بیان داشت: مردم در همه ابعاد نیاز به سوژههای مختلف دارند که یکی از آنها هم موضوعات سیاسی است.
به گزارش فارس، جمعی از معلولان کشور شب گذشته به صورت خودجوش در اعتراض به انتشار نسخه قاچاق «اخراجیها3»، به همراه محسن رضایی، مسعود دهنمکی، محمدرضا شریفینیا، سیدجواد هاشمی، امین حیایی و حسام نوابصفوی در سینما آفریقا به تماشای این فیلم نشستند.
سومین قسمت از سهگانه اخراجیها با بیانی طنز به موضوع انتخابات ریاست جمهوری سال 88 پرداخته است.
دسته بندی : تحلیل محسن رضایی در مورد اخراجیها 3
در گفتاری خواندنی ازحجتالاسلام پناهیان
دومینوی منتهی به ظهور و راهکار زدن شبکه بینالمللی ظالمان با استفاده از آیه "قل انما اعظکم بوحدة..."
برای منتظران قیام آقا امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف هیچ مطلبی زیباتر از این نیست که در مورد زمان، شرایط و چگونگی قیام حضرت سخن گفته شود. هرجایی در عالم حرکتی رخ میدهد، منتظران حضرت، این حرکت را در ارتباط با قیام مورد محاسبه قرار می دهند که انشاءالله این اتفاقهای عالم، بد و خوب و تلخ و شیرین همه این مقدمات عاجل باشد و طبیعی هم هست، امتی که 1400 سال منتظر بوده، خیلی مراقب اوضاع عالم هست تا ببیند چه زمانی مولای او، که منجی عالم است، ظهور خواهد کرد.
اما برای نزدیک بودن ظهور، دو نوع دلیل وجود دارد که یکی از این دو نوع، حوادثِ در آستانه ظهور هستند، حوادثی که در عالم رخ می دهند و در روایات هم این حوادث ذکر شده است، ما با آن حوادث در این جلسه زیاد کاری نداریم و آن حوادث زیاد تکلیفی برای انسان روشن نمیکند، حوادثی هستند که باید رخ دهند و یا بعضا مبهم هستند و یا ممکن است حتی این حوادث رخ ندهد و ظهور رخ دهد، کما اینکه این مطلب در روایات تصریح شده است، ما به حوادث کاری نداریم، سیلها و زلزلهها باید اینگونه باشند، تعداد کسانی که به مرگ طبیعی و غیرطبیعی میمیرند، باید این تعداد باشند، یا برخی از مردم منطقه علیه حکام خودشان خروش میکنند و برخی از حکام در این شرایط میمیرند، این ها مسایلی است که در حوادث ظهور ذکر شده و نمیخواهیم الان به این بحث بپردازیم، احتیاط خیلی بالایی هم وجود دارد که انسان بتواند، حوادث را تطبیق بدهد، یعنی آنچه که در روایات در باب ظهور آمده است، بتواند تطبیق بدهد که این اتفاقی که در این منطقه افتاده، مصداق همان نکتهای است که ائمه بزرگوار علیهالسلام در روایات، بیان فرمودند، به هر حال بحث پرطرفدار و دقیقی لازم دارد که باید در جای خودش به آن پرداخت.
حجتالاسلام والمسلمین علیضرا پناهیان در نوروز سال جاری، سخنرانی مبسوطی در شلمچه ایراد کرد که به بیان قواعد ظهور اختصاص داشت. وی در این گفتار خواندنی به تبیین مقوله "انتظار اجتماعی" و ارتباط آن با آیه شریفه "قل انما اعظکم بوحدة ان تقوموا لله..." میپردازد و تأکید میکند که
نوع دیگر دلایل نزدیک بودن ظهور حوادث در آستانه ظهور نیستند، قواعد ظهور هستند؛ یعنی چه؟ بالاخره روزی این ظهور رخ خواهد داد و عدالت، حکومت و نور حضرت عالم را فرا خواهد گرفت، آیا این ظهور بیقاعده و بیضابطه رخ میدهد یا قواعدی در عالم وجود دارد که این سلسله قواعد باید پشت سرهم مرتب چیده شوند تا ظهور رخ دهد باید به این قواعد خیلی توجه کرد و این قواعد، تکلیفزا هستند مثلا در حوادث آمده است که اگر فلان پادشاه مرد، ظهور نزدیک میشود این برای ما تکلیفزا نیست باید صبر کنیم تا آن پادشاه فوت کند، حوادث، زیاد تکلیفزا نیستند ولی قواعد تکلیفزا هستند، مثلا اگر در روایات به عنوان یک قاعده فرموده باشند که حق از باطل باید کاملا جدا شود، تفکیک حق و باطل و شفاف شدن مرزها یکی از مقدمات ظهور است و این را می توان به عنوان یک قاعده پذیرفت و برای آن روشنگری کرد، قیام به حق کند و مرزها را شفاف کند ومثلا اگر آمده باشد در قواعد ظهور که ظهور زمانی رخ خواهد داد که خلأ تئوریک در دنیا پدید آمده باشد، دیگر کسی مدعی نباشد که میتواند جهان را اداره کند، تئوری تجربه نشده ای وجود نداشته باشد، ظهور آن زمان رخ خواهد داد، دیگر آدم تکلیفش را با تئوری های دست ساز بشر می تواند روشن کند و در جهت بطلان آن ها و بیان بطلان آن ها عملا و نظرا با زبان و بیان خودش، فعالیت کند. بالاخره قواعد ظهور خیلی مهم تر هستند. در حوادث ممکن است بداع حاصل شود ولی در قواعد بعید است که بدعت حاصل شود بالاخره عالم طبق یک سری سلسله قواعد و سنن الهی اداره می شود سنت های الهی هم تبدیل و تغییری پیدا نمی کنند ما باید ببنیم که طبق چه قاعده ای ظهور رخ خواهد داد و برویم ببینیم که اگر در فرایند فراهم کردن آن قاعدهها و محقق کردن آن ها میتوانیم نقشی داشته باشیم، نقش خودمان را ایفا کنیم.
با این مقدمه وارد بحث خودمان شویم، و آن بحث این است که انقلاب اسلامی ایران و قیام نورانی مردم شریف ما که یکی از نقطه های عطف آن در همین مکانی است که شما امروز حضور دارید و مشرف شده اید به این مکان عزیز یعنی شلمچه نورانی و نازنینی که شاید بتوان گفت بیشترین شهدای دفاع مقدس در همین مکان به شهادت رسیدند، در جریان استمرار این قیام نورانی بود که چنین مکانی، با خون شهدا عزت پیدا کرد؛ حال، این قیام انقلاب اسلامی ایران چگونه مقدمه ظهور حضرت است و می تواند باشد، کما اینکه در روایات فرموده اند، یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه. می تواند زمینه ساز قیام حضرت بشود.

من قواعد را بسیار مختصر توضیح می دهم با استفاده از یک آیه قرآن و آن آیه ای است که امام خمینی در صدر اولین اطلاعیه انقلابی خود آوردند، آیه عجیبی هم هست، این آیه را در اولین سخنرانی امام و در صحیفه امام می توانید مشاهده کنید، اطلاعیه حضرت امام 15 سال قبل از 15 خرداد صادر شده است، بعد توضیح حضرت امام درباره این آیه شریفه نیمی از این اطلاعیه را به خود اختصاص می دهد و آیه شریفه این است که: "قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی"، "پیامبر من بگو: من یک موعظه و تنها یک موعظه برای شما دارم و آن این است که برای خدا قیام کنید"، همه الحمدالله اهل فضل هستید و امام جمعه محترم شهر خرمشهر و اساتید محترم حضور دارند، "إنّما" در اینجا از ادات حصر است، فقط می خواهم یک موعظه کنم، که عجیب بودنش برای این است که تمام رسالت انبیا و تمام پیام های الهی جمع می شود، در این یک کلمه که به خاطر خدا قیام کنید، "مثنی و فرادی"، دو نفری و یا یکی یکی. شما قیام کنید و به بقیه کاری نداشته باشید.
حالا مجبورم از یک اصطلاحی یاد کنم که هر چه فکر میکردم که در راه چه تعبیری را میتوانم به جای این اصطلاح به کار بگیرم، به ذهنم نرسید. بازی دومینو را شما دیدید، البته بازی نیست یک وضعیت است، مثلا یک سلسله آجر کنار هم چیده باشند و به صورت ایستاده که اولین آجر را که میاندازند، به دومین آجر و سومی به چهارمی می خورد و همین طور تا آخر ادامه پیدا می کند و یک وضعیت تسلسلی پیش می آید، این بازی را گاهی بهصورت طرحها و نقشههای مختلف میکشند. ما شاهد یک حرکت پیچیده و جذاب هستیم، بر اساس طراحیای که شده است، می خواهم عرض کنم که قیام برای خدا شبیه بازی دومینو میماند که وقتی اولین حرکت شد بقیه، دیگر نه در دست ما هست و نه در دست دشمنان ما که بخواهند مانع آن شوند و نه ما می توانیم فوایدش را محاسبه کنیم. به همین دلیل خداوند متعال در این آیه می فرماید شما کاری به بقیه نداشته باشید، شما قیام لله کنید، انگار خدا میخواهد بفهماند که بقیه اش با من، بقیه با سنت های من. تو به خاطر پروردگار عالم قیام به حق بکن، به بقیه کاری نداشته باش. حتی یک نفره در راه خدا قیام کن، تمام اوضاع عالم درست خواهد شد. موضع دیگری برای اصلاح وضعیتی، در گوشه و کنار عالم نیاز نیست، والا خداوند متعال که نقص را تحمل نمی کند، خرابی را که تحمل نمی کند، خدایا ما قیام کردیم یک گوشه ای از اوضاع درست شد بقیه اوضاع چطور، نصایح دیگری بفرمایید برای اینکه بقیه اوضاع عالم درست شود و خداوند بزرگ می فرماید من فقط به یک چیز موعظه می کنم و یک کار بیشتر نیاز نیست که شما انجام دهید. خدایا ما اگر یک کاری انجام دهیم و آن قیام در راه تو، بقیه کارها چه؟ معنای این آیه این است که بقیه کارها خودش درست می شود، مثل بازی دومینو.
در جای دیگری خداوند متعال می فرماید والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا، تو در راه ما جهاد و تلاش کن ما خودمان هدایت می کنیم و راه ها را برایت باز میکنیم، حالا این دومینو در اوضاع منطقه به کجا رسیده و چگونه به ظهور منتهی خواهد شد، قابل تأمل است.
بگذارید یک خاطره ای از حضرت آیت الله بهاء الدینی این عارف بی نظیر و کم نظیر و شخصیت والا مقام که رضوان خدا بر او باد، برای شما نقل کنم. خاطره ای که ایشان مکررا بیان فرموده اند و در برخی از کتب هم این خاطره نوشته شده. بعد از اینکه حضرت امام به ایران تشریف فرما می شوند و انقلاب به پیروزی میرسد و امام در قم مستقر می شوند، ایشان خدمت امام می رسد و معروف است که آیتالله بهاءالدینی چشم برزخی داشتند و می توانستند، تحولات را پیش بینی کنند. وقتی آقای بهاء الدینی با آن نگاه خودشان پیچیدگی های اوضاع را می بینند و خطراتی که در پیش است و دقت هایی که باید صورت بگیرد، به امام این مطلب را عرضه می دارند، که می دانید چه خطراتی در پیش است؟ خطر نه اینکه انسان متضرر می شود و یا اوضاع خراب می شود، خطر یعنی امر خطیری که آدم باید مراقبت زیادی داشته باشد. امام به ایشان یک جواب دادند که خیال انسان را از این انقلاب راحت میکند، فرمودند آقای بهاء الدینی کار، دست من نیست، فرد دیگری دارد، اداره می کند.
این همان بازی دومینو است، تو قیام کن، بقیه راه ها خودش باز می شود. وقتی که جوان های ما متحول شده و به جبهه ها آمده بودند، واقعا بدون مبالغه امام در مورد آن ها می فرمودند "این ها یک شبه، راه صد ساله را طی کردند"، می فرمودند خدا جوان های ما را متحول کرده است و جوان ها هم مغرور نشوند و فکر نکنند که کاری کرده اند. خدا اراده کرده است که جوان ها را متحول کند و هرکسی کوچکترین عنایتی به پروردگار عالم در قلب خودش ببیند و به حضرت حق توجه کند، حضرت حق دست او را می گیرد و یک شبه راه صد ساله را خواهد برد و به چه جاهایی این جوانان رسیدند. الان شما اوضاع منطقه را نگاه کنید، به سهولت فرمایش حضرت امام را می بینید، انگار خدا مردم منطقه را متحول کرده و ظلم ستیزی را در دل ها انداخته است. خدا در دل ها شورشی به پا کرده است که اوضاع عالم این گونه به هم بریزد. مردم مقابل ظلم و ستم بایستند.
شما قیام لله که کنید، اخلاقتان هم اصلاح می شود، روحیاتتان نیز تلطیف خواهد شد. در همین مکان مقدسی که شما حضور دارید، من از شهدایی که در همین منطقه دقیقا به شهادت رسیدند، می توانم خاطراتی را برای شما نقل کنم. این منطقه، منطقه عجیبی است، بنده که کور باطن هستم و شما اهل دیده و نظر قلبی هستید، حتما بال و پر زدن فرشتگان را در این عبادت گاه بزرگ احساس می کنید، در دو زمان در این منطقه جنگ سختی در گرفت، یکی قبل از عملیات بیت المقدس، در منطقه شلمچه اوج درگیری رزمندگان با دشمن بود که محاصره خرمشهر را رزمندگان در همین نقطه شلمچه قطعی و محاصره را تکمیل کردند تا بتوانند به خرمشهر حمله کنند و دیگر دشمن راه فراری نداشت. سخت ترین عملیات دشمن در همین منطقه بود، تصادفا من در آن جا به عنوان یک شاهد بی ارزش حضور داشتم، اینجا وقتی بچه ها می جنگیدند، آن قدر به دشمن نزدیک بودند که حالتی شده بود هر کس سر از خاکریز در می آورد، یکی با تیر می زد، یعنی با کلاش در پشت خاکریزها با یکدیگر درگیر می شدند، ماشین نمی توانست در این قسمت بیاید و اگر می آمد، قطعا هدف قرار می گرفت، گلوله می خورد و ما هم ماشین های آنطرف را می زدیم و دشمن هم نمی توانست عقب نشینی کند، ما هم آمده بودیم تا جایی که می توانستیم جلو آمده بودیم تا بتوانیم محاصره را تنگ تر کنیم و خرمشهر را آزاد کنیم، کشته های دشمن در مقابل ما روی زمین افتاده بودند و محیطِ بسیار متعفن و آلوده ای را درست کرده بود. بچه ها دچار بیماری های متعددی می شدند. جالب است که آمده بودند در بین رزمنده ها که ببینند کسی دچار بیماری شده است یا نه، تا بفرستند عقب و قسمت بعدی عملیات را که آزاد سازی خرمشهر است، نباشند، بچه ها گریه می کردند و دیدم که می گفتند نگویید که من مریض هستم و بگذارید که من قسمت بعدی عملیات را باشم و قسمت بعدی عملیات را که آزاد سازی خرمشهر بود با جسم نحیف آمدند و وقتی خرمشهر آزاد شد و آمدند تا نیروها را ببرند، خدایا تو شاهد هستی که این بچه ها ضجه می زدند و می گفتند: ما را از جبهه نبرید، می گفتند:خرمشهر آزاد شد، برگردید، مرخصی می دهیم تا به مداوای خودتان بپردازید ولی قبول نمی کردند، این تحولات در افراد چگونه رخ می دهد.
بار دوم که در شلمچه عملیات سختی شد، عملیات کربلای 5 بود که همانطور که شما در این جاده می آمدید و می دید که سطح اطراف آن یک مقدار پایین تر بود، دشمن گرای جاده هایی را که روی آب بود، وسط آب بود و بقیه قسمت ها را که پر از آب بود و موانع ایذایی که داخل آب گذاشته بودند، داشت و رزمندگان زمانی که عملیات را شروع کردند، دشمن تکلیفش این بود که یک جاده را تحت بمباران قرار دهد و از انواع سلاح ها استفاده می کرد و به سرعت از این گردان یک دسته باقی می ماند، در شلمچه یک وضعی بود، اینکه در بین تمام مناطق عملیاتی، اینجا نام ویژه ای پیدا کرده است، به خاطر این است که این جا محل عروج پروانه هایی است به سوی آسمان و رضوان الهی که واقعا به این تعداد و این کیفیت، بی نظیر بودند.
یکی از همین شهدای شلمچه، قبل از اینکه بیاییم منطقه با گردان مرخصی رفته بودیم ، یک فردی آمد که رانندگی می کرد و ما را به مدرسه ای برد تا سخنرانی کنیم و بچه ها را به جبهه دعوت کنیم، خیلی شوخ بود، وقتی از مدرسه برمی گشتیم، به من گفت فلانی من شما را آوردم تا سخنرانی کنید و دیگران را دعوت به جبهه کنید، ولی ما خودمان به جبهه نرفتیم، گفتم: خُب چرا نمی آیید، گفت: فلانی، من از مرگ می ترسم. اهل جبهه بود ولی با صداقت این حرف را زد، یک رفیق دیگر هم داشت، او هم گفت که من هم دقیقا همین طوری هستم، شما که صحبت می کردید ما به هم می گفتیم که به جنگ نمی رویم، گفتم ترس از مرگ چیزی نیست، بیا یک مقدار با هم صحبت کنیم شاید حل شد، یک مقدار صحبت کردیم ولی آن ها مثل اینکه حرف ها را بهتر از خود ما گرفتند، گفتند می آییم، هر دو در عملیات کربلای 5 که عملیات بعد از حضور این ها در جبهه بود، به شهادت رسیدند، غرضم از این خاطره، خاطره بعدی است. شب قبل از عملیات که می خواستیم از کرخه حرکت کنیم، این آقا آمد در چادر ما، در چادر زیلویی بود که آن را هم برداشته بودیم، گفت: فلانی من یک مشکلی دارم می خواهم سوال کنم، مشکلش را سوال کرد و رفت و با خوشحالی هم رفت، بعد از عملیات یک نفر آمد به من گفت که فلانی، در چادر چه از شما سوال کرد، گفتم: سوال ساده ای کرد، چطور؟ گفت: قبل از اینکه بیاید و این سوال را از شما بپرسد، به من گفت من یک گیری دارم اگر این گیر را برطرف کنم، من این عملیات رفتنی هستم و بعد که از عملیات بیرون آمد، گفت گیرم برطرف شد.
ببینید در طول یک ماه این سفر معنوی از آن نقطه ای که صادقانه می گوید من از مرگ می ترسم و از خودم بَدم می آید که جبهه نرفتم، یک ماه نکشید که گفت، من یک مشکلی دارم که اگر برطرف شود، من خواهم رفت.
به او گفتم سوالی که از من کرد این بود، آقا من برخی از وقت ها بلند می شوم برای نماز شب و احیاناً برخی رفقای دیگر بلند نشده اند، مقداری این غرور مرا می گیرد و از این حالت بدم می آید، یا بیدار می شوم من را می بینند، یک ذره خوشم می آید، خُب من خیلی ناراحت می شوم من می خواهم نماز شب بخوانم، و از این حالت بدم می آید و ناراحتم از آن. ببینید که روحش چقدر لطیف شده است و از چه چیزهایی ناراحت می شود، چقدر خالصانه و مخلصانه و عمیق عوض شده است.
این حرف بر زبان ما جاری شد و حرفی بود که برای او بود، به او عرض کردم تو رفتی جلوی در خانه خدا، استغفار کنی و الهی العفو بگویی، می خواهی از گناهانی که در طول روز انجام داده ای، حرف بزنی، این حالت بد می آید در قلبت و می گویی که خدایا من از این حالت استغفار می کنم، مثل مادری که بچه مریضش را که تشنج کرده به دکتر برده و یک دفعه در نزد خود دکتر اوضاعش متشنج می شود، می گوید آقای دکتر بچه من همین وضع را دارد، این را درمان کن. گفتم نزد خداوند متعال اگر به حال بدی دچار شدی، به خدا نشان بده تا مداوا کند، این مایه تضرع تو می شود. با کمال سادگی رفت. این حالت های معنوی را می خواستم ترسیم کنم، اینکه امام می فرمود: این ها یک شبه راه صد ساله را طی کردند.
قیام برای خدا بکن، اوضاع معنویات درست می شود، اگر در جامعه ما جوانی، بی دین وجود دارد برای این است که مدیران فرهنگی جامعه، انقلابیگری را توصیه نکردند و ترویج ندادند. مردم، اگر می خواهند سرگرم شوند باید با دیدن فیلم انقلابی سرگرم شوند، انقلابی باشید تا پاک و نورانی شوید، مادرها و پدرهای محترم اگر میخواهید بچههایتان پاک، درس خوان، موفق، باصفا و متدین زندگی کنند، باید انقلابی زندگی کنند و راه دیگری ندارد.
اگر می خواهی دخترت محجبه شود، باید انقلابی شود، انقلابی نباشد و بدحجاب هم باشد، با هزار نصیحت هم درست نمی شود، انقلابی نباشد و بی نماز هم باشد، با هزار نصیحت هم درست نمی شود ولی اگر انقلابی باشد به اوج می رسد، آموزش و پرورش در کجای مباحث درسیاش تعبیه کرده است که این دانش آموزان را انقلابی تربیت کند، آموزش و پرورش مگر برای درس خواندن نیست، شهید چمران، همیشه نمرات عالی می گرفت. در یکی از مناجات های خود نوشته است، خدایا تو دیدی که من همیشه سعی می کردم تا نمره 20 بگیرم، تلاش و جهاد علمی من برای این بوده است که هیچ وقت تحمل نمی کردم یک مومن و مسلمان، از نظر علمی زیردست یک کافر باشد، ببینید به انگیزه انقلابیگری درس می خواند، اخلاق خانواده را می خواهید درست کنید که زن و مرد کمتر از هم طلاق بگیرند و بیشتر با هم مهربان باشند و بچه هایشان با صفاتر زندگی کنند، از طریق انقلابیگری است، قل انما اعظکم بواحده، خدا یک موعظه می کند، تو انقلابی باش و تو قیام برای خدا انجام بده، این روح تو اصلاح خواهد شد.
جهاد اقتصادی هم که نام شریف این سال قرار گرفته است، همین است، باید انقلابی گری کنیم تا در عرصه اقتصاد مشکلات را حل کنیم.
شما قیام برای خدا کن، از نظر معنوی وضع بسیار عالی پیدا خواهید کرد، هرکس از نظر معنوی وضعیتش درست شود، برگردد و در دل خودش نگاه کند ببیند با ظالمانِ سفاک و گرگی که در عالم در حال پاره کردن مردم مظلوم و مسلمان هستند، با آن ها چه رابطهای پیدا کرده است. آدمی که از نظر معنوی روحیه عالی معنوی ندارد، باید برگردد تا ببیند چه نسبتی با آن گرگ های دَدمنش دارد، اگر به خودش نگاه کند، می بیند که یک تناسبی بین او و آنها وجود دارد، باید از آنها فاصله بگیرد، ظلم ستیز شود، عمیقا مرگ بر آمریکا و اسراییل بگوید، عمیقا مرگ بر ظالم بگوید، در این حالت نمازش هم بهتر می شود و دیگر حاضر نیستی حتی یک لقمه حرام هم بخورد. چرا امروز باید مرگ بر آمریکا و اروپا بگوییم؟ چون به خاطر یک مقدار نفت چه بلاهایی که بر سر مردم نمی آورند. در لیبی ببینید که چه جنایت هایی می کنند، خُب یک دلیلش، حرام خوردن است و فرقی هم نمی کند، او زورش می رسد که لیبی را بمباران کند، تو زورت می رسد پشت دخل مغازه مال حرام بخوری. این دو را در یک جا می گذارند حتما نباید من و تو موشک داشته باشیم، تا به مظلومی بزنیم، تو هم جیب یکی را خالی کرده ای، حال اگر علیه ظلم قیام کنی، خودت دیگر ظلم نخواهی کرد، این، آن دومینوی عجیب قرآن است که می گوید قل انما اعظکم بوحدة.
اما در بُعد فردی و اجتماعی، ابتدا مسئله اجتماعی را بررسی می کنیم، ببینید چه اتفاقی می افتد.
شما به عنوان منتظر، می خواهید برای فرج حضرت دعا کنید. انتظار یک مقوله فردی نیست، اگر کسی بگوید "آقا امام زمان، من کاری به عالم ندارم، به قیام و قعود شما هم کاری ندارم، به غیبت و ظهور شما هم کاری ندارم، من شما را دوست دارم و با شما مناجات می کنم،" ملائکه یک کشیده به صورتش می زنند و او را به جهنم میاندازند. این چه حرف مزخرفی است که می زنی؟ امام زمان، وجود و رنجی که تحمل می کند، به خاطر نجات بشریت است، حالا تو می گویی "من به بشریت کاری ندارم، فقط به تو علاقه دارم"، این گونه آدم ها خودشان را استهزاء می کنند، مناجات با مهدی فاطمه(س) را استهزاء می کنند، "متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النصر" کی ما تو را می بینیم درحالی که عالم را گرفته ای، ما ظهور تو را می خواهیم، ما از غربت بیرون آمدن تو را می خواهیم، یعنی چه که به عالم کاری نداریم؟ اصلا مقوله انتظار، یک مقوله اجتماعی و برای آدم های انقلابی است، برای آدم هایی است که به فکر بشریت هستند، شما می گویید چون من آدم امام زمانی شدم، امام زمان علیه السلام می خواهد برای مردم عالم کاری کند، من هم برای کسانی لااقل یک کاری بکنم و حرکتت را شروع می کنی. می خواهی دو تا فقیر را سرپرستی کنی و مستمندان را تحت رسیدگی خود قرار دهی، خودت هم پول نداری و می خواهی واسطه شوی تا برایشان پول جور کنی، دو تا حرکت باید از خود برای حضرت نشان بدهد. تو حرکتت را آغاز می کنی و می رسی به ریشه فقر و وقتی می رسی به ریشه فقر باید علیه ظالمانی که مسبب فقر هستند، فریاد بزنی، وقتی این کار را کردی با چه وضعی مواجه می شوی.
خلاصه می کنم، الان اوضاع دنیا این گونه است که با یک ظالم که در می افتی، شبکه بین المللی دنیا دنبالت می آیند، دیگر ظالم منطقه ای را نمی توان از بین برد، ما آمدیم که ظالم منطقه ای خودمان را که شاه ملعون بود، از بین بردیم، 32 سال است که با شبکه بین المللی ظالمان، درگیر شدیم، حالا یا باید شبکه بین المللی ظالمان را از بین ببریم، یا باید برگردیم تحت ستم و چون ما تحت ستم برنمی گردیم، پس باید آن ها از بین بروند.
این اوضاعی که در عالم می بینید، همه دنباله همان بازی دومینویی است که تو علیه ظالم منطقه ای قیام کن، شبکه بین المللی ظالمان به حرکت در می آیند و به ولوله می افتند که در مقابل شما بایستند. شما تا قیام کردید و در قیام خود استواری کردید، نتیجه اش این شد که مردم منطقه یکی یکی برایشان بیداری حاصل شد و وقتی بیداری حاصل شود، شبکه بین المللی ظلم باید چه کند، آیا می شود یکی از این کشورها بدون کشور دیگر، به پیروزی برسد؟ همه باید با هم به پیروزی برسند والا نمی شود این اوضاع را ادامه داد، حالا غربی ها هر غلطی که می خواهند بکنند، می دانند که تمام جنایت هایی که در منطقه می کنند، برایشان هزینه دارد، اما چاره ای ندارند. می دانند آن ها را به شکست نزدیک می کند، اروپایی های نامردی که حمله می کنند به کشورها و آن ها را غارت می کنند، می دانند که دارند، جنایت می کنند، ولی شما باور کنید که آن ها راه دیگری ندارند، در حال نابودی هستند، از درون درحال متلاشی شدن هستند، جای پای دیگری در منطقه ندارند.
آقا تو یک نفره بلند شو و قیام بکن ببین نتیجه اش چه می شود. بقیه اوضاع عالم درست خواهد شد، ما خوشبختیم که ظالمان دنیا با هم پیوسته اند، همه همدیگر را کمک می کنند و هوای یکدیگر را دارند، همه بقایشان را وابسته به بقای دیگر می دانند، اینجوری به چه نتیجه ای خواهیم رسید، به این نتیجه می رسیم که با زدن هر کدام از این ظالم ها، با سست کردن بنیان هرکدام از این ظالم ها، پایهی حاکمیتی کل ظلم در جهان زده می شود.
در چنین شرایطی، چاره ای نخواهد بود که مهدی فاطمه ظهور کند، آقای ما بیاید و عالم را نجات دهند و مقدمات فرج این است و این قاعده برای ظهور است و در قاعده که بداع حاصل نمی شود، در حادثه بداع حاصل می شود. باید جهان به اینجا برسد و خوش به حال شما مردم که توانستید مقدمه ساز شوید، اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله شهدایی که در همین منطقه به شهادت رسیدند در عملیات کریلای 5 من یک روضه ای در دو کوهه برایشان خواندم و همان روضه را برای شما می خوانم.
شهدا ما برای غربت شما گریه نمی کنیم، اگر چه شما غریب بودید، اگر چه شما در اوج عصمت و پاکی یکی یکی در این خاک گلوله می خوردید و زمین می افتادید و ملائکه مناجات های شما را می شنیدند و به حال شما غبطه می خوردند. شما مظلوم بودید ولی مظلومانی عزتمند. در دو کوهه وقتی این روضه را برایشان خواندم نمی دانید، چه کردند، به آن ها گفتم بچه ها عکس هایتان را آماده کردید، رسم بود که بچه ها به جبهه که می آمدند، عکسی را به صورت دسته جمعی می انداختند و یادگاری در خانه می گذاشتند، می گفتند وقتی شهید شدیم این عکس را داشته باشید. یک لطفی بود که در حق خانواده و بچه محل ها می کردند. الان شما که آمدید جبهه را زیارت کنید، برخی هایتان زایران کربلای اباعبدالله الحسین هستید، خوش به حالتان هیچ کدام عکس و وصیت نامه نگذاشتید، اما هرکسی از رزمنده ها می آمد، دستش را از دنیا شسته بود و خداحافظی هایش را کرده بود، گفتم بچه ها شما عکس هایتان را انداختید و آماده عملیات هستید، دیدار نزدیک است و همه شما می دانید که هر کدام از شما که شهید شود، مردم دور خانه شما می ریزند و به شما و به پدر و مادرتان احترام می گذارند، به بچه هایتان اگر بچه ای دارید به اهل و عیال شما، گل گردنشان می اندازند، عکستان را روی حجله قرار می دهند، اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله، کربلا هر شهیدی که روی زمین می افتاد، می دانستند که سرشان روی نیزه می رود و بچه هایشان را به اسارت می برند، ای زایران کربلا، که از شلمچه کربلا می روید، بدانید که امام حسین جور دیگری شما را تحویل می گیرد، می گوید به به این ها بوی سربازان خود من را می دهند، کجا بودید در شلمچه بودید، گرد و غبار پاک قدوم شهدای کربلا روی سر و صورت شما نشسته است و وارد کربلا می شوید، بیشتر شما را می پذیرند ولی هر وقت آنجا رفتید شهادت دهید، می دانید در کربلا چه روضه ای باید بخوانید تاهمه شهدای کربلا با شما گریه کنند، وقتی بین الحرمین رفتید، بگویید امان از دل زینب، چه خون شد دل زینب؛ تمام شهدای کربلا با شما هم نوا خواهند شد، شهدای کربلا هنوز هم برای زینب گریه می کنند، بگویید که ما از شلمچه ای می آییم که شهدای زیادی داده ولی خواهر هیچ کدام را به اسارت نبردند، دختر بچه های هیچ شهیدی را تازیانه نزدند، ما شرمنده شما هستیم ای حسین، خدایا هرچه سریع تر این شلمچه را شاهد حضور مهدی (عج) قرار بده...
دسته بندی :
حمله حامیان فتنه به بنرهای اخراجی ها3
فارس:«اخراجیها 3» به همت بسیج دانشجویی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران از ساعت 11 تا 13 روز دوشنبه در تالار الغدیر این دانشکده اکران شد.
این اولین اکران فیلم «اخراجیها 3» در یکی از دانشگاههای کشور است که با استقبال پرشور دانشجویان دانشگاه تهران مواجه شد، به طوری که مسئولان برگزاری این فیلم مجبور شدند تا 500 بلیت بفروشند، در حالی که ظرفیت سالن الغدیر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران تنها 400 نفر است و در نتیجه برخی از دانشجویان به صورت ایستاده به تماشای این فیلم پرداختند.
از نکات حاشیهای این بود که طی روزهای گذشته عده انگشتشماری از حامیان فتنه در دانشگاه تهران، پوسترهای تبلیغاتی پخش این فیلم را از بردهای دانشگاه کنده و پاره میکردند و حتی بنرهای پخش این فیلم را نیز دزدیدند.
با وجود این کارشکنیها اکران این فیلم در دانشگاه تهران با استقبال پرشور دانشجویان مواجه شد و در بخشهایی از این فیلم که علیه سران فتنه مطالبی عنوان میشد دانشجویان به تشویق میپرداختند.
دسته بندی : حمله حامیان فتنه به بنرهای اخراجی ها3
شرطبندی 500 میلیونی یک آقازاده لندننشین
یک آقازاده فراری که در آشوبهای پس از انتخابات 88 نقش مستقیم داشته است با (ح-م) بر سر مساله هسته ایران به مبلغ 500 میلیون تومان شرط بندی کرده است.
شبکه ایران نوشت: رئیس جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در پنجمین جشن روز ملی فناوری هستهای به باور اشتباه دشمنان درباره ملت ایران اشاره کرد و گفت: دشمنان ملت ایران باور داشتند که می توانند جلوی ملت ایران را بگیرند؛ ما از بعضی تحلیل های درون گروهی آنان اطلاع داریم که باور داشتند اگر فشار بیاورند ملت ایران عقب نشینی می کند.
دکتر احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه البته بعضی هم از داخل پالس هایی به دشمن می دادند، افزود: موردی داشتیم که می رفت، مستمر مذاکره می کرد و می گفت « چرا فشار را زیاد نمی کنید؟ چرا قطعنامه هایتان ضعیف است ؟ تند کنید و فشار بیاورید» و این را دشمنان واقعاً باور داشتند.
در همین راستا، هفته نامه 9 دی در شماره اخیر خود خبری درباره شرط بندی 500 میلیونی یک آقازاده درباره کوتاه آمدن ایران از حق هسته ای خود در برابر فشارهای غربی منتشر کرده است.
بر پایه این خبر، برخی گزارش ها از شرط بندی 500 میلیونی یک آقازاده آشوبگر که ساکن لندن بر سر مساله هستهای کشورمان حکایت دارد. بر اساس این گزارش اسنادی بدست آمده که آقازاده آشوبگر با (ح-م) به شرط بندی بر سر مساله هستهای ایران پرداختهاند.
در این شرط بندی که به دست خط این آقازاده فراری نوشته شده و هر دو پای آن را امضاء کردهاند، در رابطه با مسائل هستهای مطالبی درج شده است.
در آن نوشته آمده است که اگر مسئولین جمهوری اسلامی ایران در جریان هستهای پافشاری کرده و کوتاه نیامدند و حرف شورای حکام را نپذیرفتند، هر چند پرونده به شورای امنیت برود، تعهد می کنم که مبلغ 500 میلیون تومان به (ح-م) ظرف مدت یک ماه بپردازم وگرنه (ح-م) باید این مبلغ را به من بدهد. (ح-م) باید یک سند گرو بگذارد تا قرارداد نافذ شود.
دسته بندی : شرطبندی 500 میلیونی یک آقازاده لندننشین
تجلیل از افتضاح رأی دادن اینترنتی به "جدایی نادر..." و همصدایی با صدای امریکا د
مجری برنامه "هفت" جمعه شب نیز پدیده این برنامه بود و سخنانش درباره ناعادلانه و دولتی بودن اکران اخراجی ها، حمایت مطلق از "جدایی نادر از سیمین"، گاف گزارش از سایت imdb و مانند آن از مواردی بود که به سادگی روی آنتن صداوسیما رفت.
به گزارش رجانیوز، اگرچه پیشتر شاهد حمایتهای بی شائبه مسئولان دولتی از آخرین اثر فرهادی همراه با اعطای سیمرغ و ارائه تضمینهای لازم برای اثر بعدی وی بودیم، اما جیرانی در برنامه جمعه شب "هفت" علاوه بر حمایتهای تازه ای که از فیلم "حمایت شده" جدایی نادر از سیمین صورت داد، ادعاهای عجیبی نیز درباره ناعادلانه بودن اکران اخراجی ها مطرح کرد.
جلیلی ممنوع التصویر شد
هفت بهعنوان مهمترین برنامه سینمایی تلویزیون، قرار بود از حضور یک مهمان استفاده کند و یاد و خاطره مرتضی آوینی را گرامی بدارد اما نتوانست از وحید جلیلی برای گرامیداشت این شهید استفاده کند.
با پیگیری های خبرنگار ما، روشن شد که مهمان دعوت شده برای این برنامه وحید جلیلی بوده که علیرغم هماهنگی اولیه با وی، در آخرین گفتوگو، عوامل برنامه به وی اعلام کردند که ممنوع التصویر است و نمی تواند دراین برنامه حضور یابد.
آخرین حضور سردبیر ماهنامه فرهنگی "راه" در تلویزیون مربوط به برنامه دیروز امروز فردا است که با انتقادهای صریحی از صداوسیما همراه بود و احتمال دارد وی بدلیل سخنانش در این برنامه ممنوع التصویر شده باشد.
اما فراستی که پس از غیبت دو ماهه اش، مجددا در این برنامه حضور یافته بود، در آغاز برنامه یاد شهید سید مرتضی آوینی را گرامی داشت.
** همصدایی با صدای امریکا
جیرانی در این برنامه ضمن بیان اینکه "همه امکانات دست ده نمکی است" اصرار کرد که از نظر تعداد سینما، عدالت رعایت نشده و اخراجی ها بیش از حد سالن در اختیار داشته است.
پیشتر صدای آمریکا نیز در گزارشی چنین ادعایی را طرح کرده و نوشته بود: «دولتی شدن اکران فیلم ها با مخالفت جدی خانه سینما روبرو شد، اما معاونت سینمایی وزارت ارشاد که از پشتیبانان اصلی فیلم اخراجی ها بود، بی توجه به این مخالفت ها به سیاستهای اول انقلاب بازگشته و اکران فیلم ها را بار دیگر در دست گرفت تا خود مشخص کند کدام فیلم در کدام سالن سینما و در چه زمانی نمایش داده شود.»
این در حالی است که تاکنون معاون سینمایی حمایتی از فیلم ده نمکی نداشته و حتی سجاد پور بهعنوان نفر دوم معاونت سینمایی در تقبیح این فیلم، آن را همراه با لودگی توصیف کرده بود. اما در مقابل مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی با ذوق زدگی مثال زدنی در مراسم اختتامیه، چند بار با فرهادی در برلین تماس گرفت و خشنودی خود و حاضران در اختتامیه را از اعطای سیمرغ به وی بیان داشت. وی همچنین پس از بازگشت فرهادی از برلین، نیمه شب به استقبال وی رفته و بنا بر برخی شنیده ها، تضمینهای مالی لازم برای حمایت از فیلم وی را ارائه داد.
در عین حال، ده نمکی نه تنها از حمایتهای دولتی بهره مند نبوده بلکه با بودجه شخصی حاصل از فروش فیلمهای قبلی، بهعنوان تهیه کننده و کارگردان اقدام به ساخت اخراجی ها3 کرده است.
جیرانی در اظهارات جمعه شب خود چند بار گفت که به سه فیلم بهشدت کم فروش عید یعنی "یکی از ما دو نفر"، "زن ها شگفت انگیزند" و "سه درجه تب" ظلم شده است و نیز روی کمتر بودن سالن های اصغر فرهادی و سه فیلم دیگر دست گذاشت.
این سخنان جیرانی در حالی مطرح می شود که دو فیلم اخراجی ها و جدایی نادر از سیمین، به ترتیب 29 و 31 سالن در تهران در اختیار دارند و با این حال، اخراجی ها تا تاریخ بیستم فروردین، 300 میلیون تومان در تهران بیشتر فروخته است.
همچنین جیرانی با پخش میان برنامه ای که به نظر می رسید برای تولید آن زحمت زیادی کشیده!، نشان داد اخراجی ها به صورتی ناعادلانه در شهرستانها، سالن های بیشتری در اختیار داشته است که ده نمکی در پاسخ گفت این مسئله که چه تعداد سالن داشته باشیم، در اختیار ما نیست.
تاکید بیش از حد جیرانی روی این مسئله درحالی صورت می گیرد که وی به خوبی میداند سینمادارها براساس سابقه فروش اخراجیهای 1 و 2، برای در اختیار گرفتن اخراجی ها3 رقابت داشته اند اما در عین حال، سهمیه ای نزدیک و تقریبا مساوی در تهران به این فیلم داده شده. همچنین سینماهای خاک خورده شهرستانها بیش از همه به نمایش این فیلم تمایل نشان داده اند و پخش کننده نیز براساس قواعد بازار عمل می کند.
نکته جالب این است که وقتی فیلمهای مسعودکیمیایی با فروش متوسط، به راحتی 25 سالن را در اختیار میگیرد، جیرانی هیچگاه چنین اعتراضی نمی کند.
گاف هفت در تحلیل imdb
همچنین در میان برنامه دیگری که هفت پخش کرد، اعلام شد: "در سایت آی ام دی بی، فیلم جدایی نادر از سیمین که هم اکنون بر روی پرده است، در میان بهترین آثار سینمایی تارخ جهان به چشم می خورد. این فیلم در رتبه 254 بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان و بالاتر از فیلم آواتار قرار گرفته است."
این مسئله در حالی رسما در یک برنامه تلویزیونی اعلام شد که در روزهای گذشته، کاربران جهانی آی ام دی بی، کاربران ایرانی این سایت را به دلیل هجوم برای رای به فیلم اخیر اصغر فرهادی مورد تمسخر قرار داده و حتی توهین کردند.
در روزهای گذشته، سایت بالاترین که لینک دانلود اخراجی ها را منتشر کرده بود، لینک آی ام دی بی را برای رأی دادن به فیلم فرهادی در اختیار کاربرانش قرار داد. هجوم کاربران این سایت موجب شد در روزهای اول، فیلم فرهادی تنها با سه هزار رای، در رده صدفیلم اول تاریخ سینما و حتی بالاتر از آثاری مانند "پدرخوانده"! قرار بگیرد. این درحالی بود که فیلم های برجسته با چند صدهزار رأی در ردهای پایینتر قرار داشتند.
اما با اطلاع یافتن مسئولان آی ام دی بی از وضعیت غیرعادی این فیلم، به زودی این فیلم در رده بندی بهشدت تنزل کرد. در این میان تعداد بسیار زیادی از کاربران جهانی آی ام دی بی، با اهانت به کاربران بالاترین، ایرانی ها را بربرهای مدرن نامیدند.
اما جیرانی با انعکاس این افتضاح کاربران بالاترین بهعنوان یک افتخار، نشان داد در ادامه خط اپوزیسیون نظام در برجسته کردن دوگانه اخراجی ها- جدایی نادر... از هر دستاویزی استفاده می کند تا فیلم مورد علاقه اش را تبلیغ کند.
حضور مجدد فراستی و امتناع ده نمکی از پذیرش نقدها
همچنین در این برنامه، نقد فیلم اخراجی ها با حضور مجدد مسعود فراستی به روی آنتن رفت و عمده مواردی که مسعود فراستی به عنوان منتقد برنامه، پیرامون فیلم مطرح کرد، از سوی کارگردان "اخراجیها ۳" مورد پذیرش قرار نگرفت.
در این برنامه، دهنمکی با اشاره به برنامه طنزی که در ایام نوروز با برنامه هفت و مجری و منتقد آن به شوخی پرداخته بود، از فراستی خواست اصطلاحات همیشگی خود نظیر "فیلم در نیامده" را کنار بگذارد و با ادبیات جدیدی بحث را شروع کند.
فراستی در این برنامه ضمن دفاع از "اخراجیها ۱و2" گفت:«اخراجی ها3 اثری شلوغ است که سعی کرده در مدت زمان فیلم، حرفهای زیادی را مطرح کند و قصه های فرعی موجب شده قصه اصلی پوشانده شود.»
ده نمکی در پاسخ گفت: «اخراجی ها یک سه گانه است و قسمت سوم، جمع بندی قسمتهای قبل است و باید بسیاری از حرفها طرح می شد. اما در عین حال فیلم قصه و ساختار دارد.»
اگرچه فراستی در این برنامه نیز بهدرستی به وظیفه اش در نقد تکنیکی فیلمها عمل کرد، اما مسئله رویکردی است که باید ابعاد آن را فراتر از جیرانی، برنامه هفت و صداوسیما دانست.
حمایت صداوسیما و معاونت سینمایی از "جدایی نادر از سیمین"
حمایت جیرانی از اصغر فرهادی را نباید منحصر به او دانست، بلکه ظاهرا صداوسیما نیز مانند معاونت سینمایی سیاست حمایت از فیلم فرهادی را در پیش گرفته است. چرا که این اتفاق مربوط به برنامه هفت یا شبکه سه نیست بلکه گفتوگوی ضبط شده حاتمی کیا با "راز" نیز وقتی به آخرین اثر فرهادی کشیده بود، با انتقادات شدید حاتمی کیا به وی همراه شد.
براساس پیگیری های خبرنگار ما از منابع موثق در شبکه چهار، پس از آنکه نسخه نهایی برنامه توسط عوامل آن به مدیریت شبکه تحویل می شود، بخش های مهمی از انتقادات تند و تیز حاتمی کیا به "جدایی نادر از سیمین" از این نسخه حذف می شود که بهعنوان مثال نام این فیلم از این گفتوگو بریده شده است.
حمایتهای معاونت سینمایی از آخرین اثر فرهادی وقتی در کنار حمایتهای تلویزیون قرار می گیرد، می توان برنامه سینمایی هفت را یکی از خروجی های یک جریان از فرهادی دانست.
دسته بندی : تجلیل از افتضاح رأی دادن اینترنتی به "جدایی
اظهارات منتشر نشده پادشاه بحرین در مورد ایران
پادشاه بحرین در اجلاس وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس، به صراحت اعلام کرد که ایران هیچ نقشی در تحولات بحرین ندارد، اما این اظهارات به مذاق برخی کشورها خوش نیامد و این موضوع را مسکوت گذاشتند.
به گزارش فارس به نقل از منابع آگاه، «عیسی بن حمد آل خلیفه» پادشاه بحرین در اجلاس وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس که در خصوص تحولات منطقه و به خصوص بحرین برگزار شد، به صراحت اعلام کرده بود که ایران هیچ نقشی در تحولات بحرین ندارد، اما این اظهارات به مذاق برخی کشورها خوش نیامده و این موضوع را مسکوت گذاشتند.
وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس روز یکشنبه 14 فروردین ماه در پایان نشست اضطراری یک روزه خود در ریاض برای بررسی تحولات کشورهای عربی درگیر ناآرامی در منطقه، با ادعای اینکه جمهوری اسلامی ایران در امور داخلی کشورهای منطقه دخالت میکند، از مقامات ایران خواستند تا در امور داخلی کشورهای منطقه دخالت نکند.
علاوه بر این در جلسهای که در خصوص اتفاقات بحرین بین «شیخ سلمان بن حمد آل خلیفه» ولیعهد این کشور و شیوخ و پادشاه کویت برای بررسی و یافتن راه حلی به منظور برون رفت از این بن بست برگزار شده بود نیز ولیعهد اعلام کرد که ایران هیچ دخالتی در امور داخلی این کشور ندارد، اما با فشارهای رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا که به منطقه سفر کرده، این اظهارات مسکوت گذاشته شد تا آنها پروژه دخالت ایران در امور کشورهای منطقه را دنبال کنند.
دسته بندی : اظهارات منتشر نشده پادشاه بحرین در مورد ایران
دستگیری مشهدیهای معترض به کشتار بحرین
در حالی که اعتراض جمعه شب جمعی از دانشجویان، طلاب و سایر اقشار مردم مشهد در اعتراض به لشکرکشی آل سعود به بحرین در نزدیکی کنسولگری عربستان در مشهد در تدابیر شدید امنیتی برگزار شد نیروی انتظامی بیش از 50نفر از آن ها را دستگیر کرد.
به گزارش الف، این تجمع در مقابل مسجد امام سجاد (ع) در حالی برگزار شد که ماموران موتور سوار یگان ویژه با موتور روشن تجمع کنندگان را در محاصره خود داشتند.
این تجمع پس از حدود یک ساعت به آرامی و با ذکر صلوات پایان یافت و تجمع کنندگان در مسیر مخالف جهت کنسولگری عربستان (انتهای بولوار سجاد) در حالی که شعارهایی همچون «ا... اکبر» و «لااله الاا...» سر می دادند در حال حرکت بودند.
در حالی که رئیس پلیس خراسان رضوی و نیز فرمانده نیروهای یگان ویژه پاسداران استان در محل حاضر بودند، موتور سواران یگان ویژه به سمت تجمع کنندگان که در حال حرکت به سمت انتهای بولوار سجاد بودند یورش بردند تا آن ها را متفرق کنند.
در همین حین پلیس با استفاده از گاز فلفل و نیز شوک الکتریکی چند نفر را مجروح و بیش از 50نفر از آن ها را دستگیر کرد.
به گفته یک منبع مطلع برخی از این افراد جهت تشکیل پرونده به دادسرای انقلاب معرفی شده اند.
کنسولگری عربستان در مشهد در پی مقابله با دو تجمع اعتراض آمیز قبلی در مقابل کنسولگری عربستان در این شهر در صدور ویزای عمره وقفه ایجاد کرده است. به گفته منابع آگاه این نهاد سعودی در اعتراض به استاندار خراسان رضوی تهدید کرده بود که در صورت ادامه این تجمع ها مقابل کنسولگری عربستان در مشهد صدور ویزای عمره به طور کامل تا اطلاع ثانوی قطع می شود.
دسته بندی : دستگیری مشهدیهای معترض به کشتار بحرین
پوسترانتخاباتی رهبر معظم انقلاب
دسته بندی : پوسترانتخاباتی رهبر معظم انقلاب
توهین نوه امام به امام امت(ره)درحمایت ازسران فتنه!

زهرا اشراقی، اخیرا به دفاع از سران جریان آشوب پرداخت. وی بدون اشاره به همراهی میرحسین موسوی و مهدی کروبی با دشمنان انقلاب اسلامی و اقدامات متعدد آنان علیه اندیشهها و آرمان های امام راحل، در صفحه فیس بوکش به توهین آشکار به امام خمینی(ره) پرداخت و نوشت: "اگر موسوی، کروبی و حامیان آنان ضد انقلاب هستند پس امام هم … ." موضع جدید زهرا اشراقی را سایت رسمی مهدی کروبی هم منتشر کرده است.
گرچه اشراقی جمله توهین آمیز خود را تکمیل نکرده اما مفهوم آن قدر آشکار است که بسیاری از رسانه های حامی جریان آشوب آن را در خروجی خود قرار داده اند.
همسر محمد رضا خاتمی در دی ماه سال گذشته هم ابراهیم یزدی، دبیرکل حزب مطرود حضرت امام خمینی(ره) را "پدر معنوی" خود خواند تا در کمتر از شش ماه دو موضع گیری جنجالی علیه اندیشه های امام راحل کرده باشد.
وی خرداد ماه سال 89 و در آستانه بیست و یکمین سالگرد رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی هم در اظهاراتی تامل برانگیز گفته بود: امام از دهه پنجاه تا شصت، 180 درجه تغییر کرده و اینکه افرادی میخواهند افکار امام دهه 60 را به دهه 80 منتقل کنند، کاملا متناقض با افکار امام است و هیچ کدام افکار امام نیست.
زهرا اشراقی در جریان تجلیل از ابراهیم یزدی، در صفحه فیس بوک خود عکسی از وی را بر روی تخت بیمارستان منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: "دکتر یزدی...از نوجوانی به او ارادت داشتم".
همچنین در قسمت نظرات این عکس فردی از زهرا اشراقی درخواست کرده بود تا خاطرهای از وی بیان کند که زهرا اشراقی در جواب گفته بود " من دکتر یزدی را از 13 سالگی میشناسم و همیشه بهشون میگم که چقدر دوستشون دارم و الان خاطره خاصی ندارم جز اینکه یک پدر معنوی برایم بودن ".
وی در شرایطی دبیرکل گروهک غیرقانونی نهضت آزادی را "پدر معنوی" خود خواند که امام راحل در سال 67 در پاسخ نامه سید علی اکبر محتشمی پور که آن زمان وزارت کشور را عهده دار بود رسما عدم رسمیت نهضت آزادی را برای همیشه اعلام کردند.
امام خطر "نهضت به اصطلاح آزادی" را از "حتی منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان" بیشتر و بالاتر دانستند.
دسته بندی : توهین نوه امام به امام امت(ره)درحمایت ازسران فتنه!
اظهارات مداح معروف پیرامون سی دی ظهور بسیار نزدیک است

حاج سعید حدادیان در اولین مراسم زیارت عاشورا در سال 90 در مهدیه امام حسن مجتبی(علیه السلام) با اشاره به انقلابهای مردمی در منطقه گفت: جوانهایی که می خواهند قدر انقلاب اسلامی را بهتر بدانند به انقلابهای منطقه نگاه کرده و ببینند این انقلابها احیانا و خدای ناکرده از چه نقاطی دچار انحراف می شوند. وی با بیان این موضوع افزود :خدا خیلی به ما عنایت داشته و انقلاب ما در دهه چهارم خود هنوز برمبانی اولیه شکل گرفته توسط امام (ره) باقی است.
این مداح اهل بیت ادامه داد:انقلاب مشکلات و توطئه های زیادی را پشت سر گذاشته و فائق شدن به همه این مسایل کار ما نبود، بلکه حاصل وجود نور خدا در مملکت است.
وی در ادامه با اشاره به مسئله ظهور گفت : برای ظهور حضرت نمی توان وقت تعیین کرد. حدادیان با بیان روایتی افزود:مطابق با این روایت اگر کسی بداند امام زمان(عج) کی ظهور خواهد کرد و این مسئله رابر سر زبانها بیاندازد این خود سبب تاخیر در ظهور حضرت خواهد شد. وی با اشاره به مضرات مباحث تعیین وقت برای ظهور، این سخنان را در صورت عدم تحقق ، سبب سست شدن اعتقادات عده ایی و بریدن آنها از دین و مذهب و مسئله مهدویت عنوان کرد.
این مدرس دانشگاه با بیان روایت دیگری در باب نزدیک بودن ظهور از نبی مکرم اسلام گفت: پیغمبر(ص) با اشاره به دو انگشت خود فرمودند فاصله بعثت من تاقیامت مانند پیش بودن این انگشت از انگشت کناری من است، یعنی این فاصله به اندازه یک بندانگشت است، حال آنکه تا قبل از قیامت باید مسئله ظهور و مسایل مرتبط با آن نیز اتفاق بیفتد.
وی با رد وجود خوف گمراهی و نشناختن حضرت هنگام ظهور افزود: هنگام ظهور حضرت مانند خورشید و اضح و آشکار بوده و حتی اهل تسنن نیز ایشان را می پذیرند. حدادیان با هشدار به بعضی افراد که با ذکر نام مبارک امام زمان(عج) دچار انقلاب روحی می شوند گفت:این افراد از این که با آمدن حضرت با ایشان مخالفت کنند بترسند.حدادیان با بیان ماجرای یهود مدینه که با آمدن و سکنی گزیدن حول مدینه منتظر ظهور پیامبر خاتم بودند خاطر نشان کرد: یهود می گفتند قرار است پیامبر آخر الزمان از نسل ابراهیم ظهور کند و وقتی او آمد ما زودتر از همه به او ایمان می آوریم و در حکومت او صاحب مقام و منصب خواهیم شد ولی وقتی پیامبر ظهور کردند با برآورده نشدن انتظارات یهود، آنها با پیامبر(ص) عناد ورزیدند.
حدادیان در پایان با اشاره به نوروز و محترم بودن آن به عنوان یک سنت ملی گفت: نباید این آداب و رسوم جز دین به حساب بیاید. وی با رد برخوردهای دفعی و جذبی افراطی در این باره افزود: نباید مسئله قومیت وجهه دینی پیدا کند که در اینصورت سبب ایجاد تفرقه بین فرق مختلف اسلامی که دارای آداب و سنن متفاوتی هستند ، خواهد شد.
دسته بندی : اظهارات مداح معروف پیرامون سی دی ظهور بسیار نزدیک
زندگی تحصیلی مهدی هاشمی رفسنجانی از زبان خودش جهت تنویر افکار ملت عزیز!!؟

مهدی هاشمی در نامه ای به الف از تبرئه خود در تحقیقات سرپیتر نورث خبر داد.
در همین حال، در پی پیگیری های الف، متن کوتاهی از دانشگاه آکسفورد منتشر شد. در این بیانیه کوتاه آمده است:
سر پیتر نورث اتهامات وارده در مورد نحوه پذیرش دانشجوی دکترای مورد نظر را بررسی کرده و مبنایی نیافته که آکسفورد بر اساس آن اقدام قانونی علیه این دانشجو انجام دهد.
الف طی روزهای گذشته با وجود دریافت اطلاعات جدید از جزییات پرونده، به دلیل عدم دریافت پاسخ از متهمین، از جمله توصیه کنندگان علمی در ایران که متهم به عدم رعایت اخلاق علمی شده بودند یا افرادی در بریتانیا که متهم به دریافت امتیازاتی در قبال کمک به مهدی شده بودند، و ... انتشار اخبار را به دریافت پاسخ دقیقتر این افراد و کامل شدن خبر موکول کرده بود. الف همچنان تحولات این پرونده را پیگیری می کند و در صورت وقوع تحولی جدید، خوانندگان را مطلع خواهد کرد.
به گزارش "الف"، متن نامه هاشمی به شرح زیر است:
به لطف خداوند منان، نتیجه تحقیقات دانشگاه اکسفورد به سرپرستی سیر پیتر نورت (یکی از مبرز ترین وکلای انگلستان ) در خصوص اتهاماتی که به پذیرش من در این دانشگاه وارد شده بود اعلام شدو بی اساس بودن این اتهامات ثابت گردید . همچانکه توقع میرفت ثابت شد که ورود من به این دانشگاه مطابق مقرارات صورت گرفته و هیچ خطایی صورت نگرفته است
از آنجایی که گروه هایی متعدد ازآغاز انقلاب اسلامی ملت ایران، سعی بر این داشته اند، تا ناکامی ها و کاستیهای خود را با مایه گذاشتن، و آلوده کردن نام خانواده هاشمی جبران کنند، تکلیف بر ان دیدم، که جهت تنویر افکار ملت عزیز ، چه دوستان، و چه آنهایی که متاسفانه تبلیغات یکطرفه را باور کرده اند، اطلاع رسانی کنم، البته این حق مسلم، ملت ایران است که قضاوت نهایی را انجام دهند؛
اینجانب مهدی هاشمی بهرمانی، حدودا، ۱۸ ماه پیش از کشور خارج شده تا به وظایفی که به عهده من گذشته شده بود رسیدگی کنم، و تحصیلات خود را در خارج از کشور در مقطع دکترا ادامه دهم. از آنجایی که بازپرسی شعبه های خارج از کشور به عهده اینجانب گذشته شده بود، ضمن بازرسی از شعبه دانشگاه آزاد در شهر اکسفورد ، تصمیم گرفتم در دانشگاه اکسفورد مشغول به تحصیل شوم،
از آنجایی که گروهی از هموطنان ممکن است به پروسه پذیرش دانشگاه ها در خارج از کشورآشنایی کافی نداشته باشند، این پروسه طولانی و ۹ ماهه، شامل ، بررسی مدارک دانشگاهی لیسانس و فوق لیسانس، دریافت پروپوزال و چندین مصاحبه با اساتید مربوطه میباشد.
بار دیگر یکی از کسانی که فلسفه وجودی خود را در توهمات و بهتان به دیگران میبینند، اتهاماتی را متوجه بنده و دانشگاه اکسفورد نمود مبنی بر پرداخت پول در ازای گرفتن پذیرش از این دانشگاه. مسولین این دانشگاه با من تماس گرفته و به موافقت من، تحقیقات این دانشگاه آغاز شد. این تحقیقات ۲-۳ ماه به طول انجامید، و درست چندین هفته قاب از انتشار رسمی نتایج این تحقیقات، فرد ...که از نتیجه این تحقیقات آگاه شده بود، سعی کرد با مطبوعاتی کردن این موضوع ، و طرح موضوعاتی من جمله ویزا و یا محل اقامت بنده که نه در حیطه دانش ویا سوابق وی بود، برای خود کسب ابرو کند.
از آنجایی که یکی از موضوعا تی که طرح شده است، سابقه علمی و کاری بنده است، این فرصت را مغتنم شمرده و در این زمینه توضیحاتی میدهم،
تحصیلات دبیرستانی خود را در دبیرستان نیکان، و جزو شاگرد ان برجسته به پایان بردم،
از طرف این دبیرستان برای شرکت در المپیاد جهانی ریاضی انتخاب شدم، که به علت حضور در جبهه موفق به شرکت در این مسابقات نشدم، دوست و همکلاسی عزیزی که به جای من شرکت کرد، موفق به افتخار آفرینی برای ایران و کسب مدل نقره شد.
در کنکور سراسری شرکت کرده و با اخذ رتبه ۲۹ وارد دانشگاه تهران شدم،
پس از گرفتن مهندسی مخابرات از دانشگاه فنی تهران، برای ادامه تحصیل به استرالیا رفتم،
در استرالیا و پس از مطالعه زبان انگلیسی، وارد دانشگاه دولتی کانبرا شدم،
در پی حمله گروهی از منافقین به اینجانب و منزلم در استرالیا، این کشور را ترک کرده و به ایران بازگشتم،
در ایران وارد کار اجرایی در وزارت نفت شده، اما پس از چندین سال تحصیلاتم را در دانشگاه صنعتی شریف در مقطع کارشناسی ارشد ادامه داده و موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس مهندسی انرژی از این دانشگاه شدم،
در کنکور دانشگاه آزاد برای مقطع دکتری قبول شده، اما به علت خروج از ایران موفق به اتمام این مقطع نشدم،
هنگامی که با ورود به وزارت نفت سازمان مهندسی و تاسیسات دریای را پای نهادم، ایران، جایگاه شایسته یی که در خور نام پر افتخار کشورمان باشد نداشت، امروزه به لطف خداوند و توانایی کارشناسان ایرانی، ایران یکی از کشورهای مطرح در این صنعت میباشد، و ارز قابل توجهی از محل صادرات این نوع خدمات عاید مملکت میشد.
پس از آن در مقام اولین مدیر عامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت، کارهای تحقیقاتی بسیاری را که از مجموع کارهای تحقیقاتی چند وزارت خانه بیشتر بود، بین صنعت و دانشگاه های ایران سرپرستی کردیم.
در زمینه انتشارات ، یک کتاب تاریخ معاصر ایران (خاطرات آیات الله هاشمی رفسنجانی) را تدوین کرده، و در تدوین ۷-۸ کتاب نظرات داشته ام،
برای ۴ سال ریاست مرکز تحقیقات علمی دانشگاه آزاد را بعهده داشتم،
سوابق فوق همگی (با مدارک) متقن در پیرش بنده نقش داشته است، و دانشگاه اکسفورد اعتبار چندین صد ساله خود را دستخوش تردید نمیکرد.
دسته بندی : زندگی تحصیلی مهدی هاشمی رفسنجانی از زبان خودش جهت
واکنش دکتراحمدی نژاد به شعیب بن صالح خواندن او در سی دی"ظهور نزدیک است"
حجت الاسلام آقا تهرانی درباره نگاه رئیس جمهور به سی دی ظهور گفت: ایشان گفتند چرا این حرفها را می زنید و چه کسی گفته است من همان فرد (شعیب بن صالح) هستم.
دسته بندی : واکنش دکتراحمدی نژاد به شعیب بن صالح خواندن او در
نامه تاریخی شهید آوینی به وزیر ارشاد وقت
شبکه ایران: «سیدمرتضی آوینی» فقط یک نام نیست؛ یک فرد نیست؛ یک هنرمند نیست. سیدمرتضی آوینی یک آرمان است؛ یک رویکرد است؛ یک جبهه مستقل فرهنگی است.
سید شهیدان اهل قلم با یادگاریهای خود، از روایت فتح تا دست نوشتههایش، خط اصیل انقلاب فرهنگی را پیش روی ما گذاشته است؛ خطی که از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی به دنبال منحرف کردن آن بودند و هم اکنون نیز آن را پیگیری میکنند.
به مناسبت 20 فروردین، سالروز شهادت سیدرتضی آوینی، نامه اعتراضی او در سال 70 خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت یعنی سیدمحمد خاتمی را بازخوانی میکنیم تا مشخص شود چه کسانی تلاش داشتند تا بعد از رحلت امام (ره) زمینه را برای انحراف فرهنگی انقلاب فراهم کنند.
در نماه آقا مرتضی آمده است:
«وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است.*
قبل از هر چیز آنچه که تحسین ما را برانگیخت صراحت لهجه و صداقتی بود که در گفتار ایشان وجود داشت. در روزگارانی که همه به مصلحت اندیشی و حزم و احتیاط و ملاحظه کاری گراییدهاند، این صراحت بسیار پربُهاست و به اعتقاد ما، اگر دیگران نیز بتوانند با پرهیز از ریا و عُجب و دورویی و سیاست بازی، با همین صراحت نظرات خود را ابراز دارند، فضایی سالم برای تضارب آرا و دستیابی به حق ایجاد خواهد شد. تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله بازی و نقاب سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشیهای ریاکارانه ما را از ابراز اعتقادات خویش منع نکند.
وزیرارشاد اسلامی در این سخنان آن همه صداقت دارد که در جایی میگوید: «ما معتقد نیستیم که هر چه در جمهوری اسلامی میشود خوب است. گاهی اشتباه میکنیم. اول فکر میکنیم خوب است، بعد میبینیم بد است و با آن برخورد میکنیم.»
... واین صداقت شرط پذیرش حق است. مناظره و مباحثه فکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خود راحقّ مطلق نینگارند. مقدماتی که وزیر محترم ارشاد برای سخنان خویش چیده است نیز بسیار داهیانه و تحسین برانگیز است و ما به خود اجازه میدهیم که بر قسمتهایی از سخنان ایشان تأکید ورزیم و در حاشیه آنها به بحث بپردازیم. ایشان در همان آغاز در جهت «شناخت عالمانه واقعیتها» میگوید: «انقلاب ما با آنچه در دنیا میگذرد در بنیاد فکری و اهداف در تضاد است و اصولاً هر انقلابی با وضع موجود به مخالفت بر میخیزد.»
و اما در عـین حال، ایشان از غـــرب و یا به قول ایشان «جهان رقیب ما» غفلت نکردهاند و گفتهاند:
«ما نباید از یاد ببریم که جهان رقیب ما از یک نظام نظری و سیاسی جا افتاده و پرسابقه برخوردار است. دنیای امروز – غرب فکری – دارای اندیشه است، قرن هاست که شکل گرفته است، مبانی آن فرموله شده است، از جهات مختلف توسط صدها دانشمند بیان شده است، تجربیات مختلفی را پشت سر گذاشته است، خود را با واقعیت محک زده است و اصلاح کرده است و نحلههای فکری مختلف سمبل آن است. مسئله مهم این است که این نظام ارزشی، فکری و سیاسی با تمایلات اولیه بشر سازگار است؛ خود به خود طبع اولیه مدافع و خواستار این نظام است. مبانی نظام امروز بر آزادی است؛ بخصوص با شکست تفکر سوسیالیستی این آزادی بیشتر مورد خواست است. آزادی از دیدگاه آنها یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است.»
تمایلات پیش پا افتاده در غرب پاسخ داده میشوند
سازگاری نظام فکری، سیاسی و ارزشی غرب با تمایلات اولیه بشر حقیقی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و همان طور که حجت الاسلام خاتمی فرمودهاند، طبع اولیه بشر خود به خود خواستار این نظام است. به اعتقاد ما لفظ «بدویت» بیشتر مناسب این مقام است، تا آنجا که امروزه صورت مصطلح یافته. انسان هر چه بیشتر از بدویت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود، از تمایلات طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت و بنابراین، این «آزادی» به آن صورتی که در دنیای امروز تفسیر میشود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست. این آزادی، که در ادامه این گفتار وزیر ارشاد آن رامعنا کرده است، مطلوب انسانهای بدوی است و بدویت به این معنا در مقابل تمدن قرار ندارد. بشر امروز بدویت را مثابه متضادی برای مفهوم تمدن میشناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد. و اما بدویت – آن سان که مورد نظر ماست – نه در متضادّ تمدن بلکه متضاد تعالی روحانی است. تعالی روحانی غایت دین و وحی است و بنابراین، تمدن غرب از آن لحاظ که بشر را ازدین و دینداری دور کرده، او را بیش از پیش به سوی بدویت و جهالت ادوار جاهلیت رانده است.
اما این روزگار، از سویی دیگر، روزگار استحاله ظاهر و باطن تمدنهای متفاوت باستانی در باطن تمدن غرب است. در همه جای کره زمین حیات افراد بشر صورت واحدی دارد و ارتباطات بین المللی، خواه ناخواه، تفکر غرب را از طریق یک شبکه واحد در سراسر دنیا پراکنده است. تفکر غرب و ارزشهای آن برای مردم سراسر کره زمین به صورت امر متعارفی در آمده است و اصلاً فرصت و قدرت آنکه خود را از سیطره این امر متعارف خارج کنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند ندارند. در داخل کشور ما نیز بسیارند کسانی که مسیطَر این امر متعارف هستند و از همان نظر گاهی که عرف جامعه غربی و غرب زده است، به ما و اعمال و سیاستهای ما مینگرند؛ و متأسفانه نشریات و رسانههای ما بیشتر در دست اینهاست.
چه باید کرد؟ مسلّماً در شرایطی اینچنین که همه سیاستهای نظام اسلامی با عرف بدویت و جاهلیت جامعه غرب سنجیده میشود هرگز نمیتوان غایات الهی اسلام و صورت مطلوب آن را یکباره، بدون در نظر داشتن خواست همه اقشار جامعه، بر آن حاکمیت بخشید. این همان علتی است که در آغاز پیروزی انقلاب، آنان را که امیال خود را منافی با دین و دینداری مییافتند از کشور تاراند. نکتهای که آقای خاتمی ما را به آن تذکر دادهاند این است که این امیال در نظام ارزشی تفکر غرب، که اکنون بر سراسر دنیا سیطره یافته، چیزی خلاف عرف نیست.
روایتی از آزادی در جوامع غربی
در غرب نوشیدن مایع تندی که عقل را زائل میکند و اختیار را از کف انسان باز میگیرد عملی خلاف عرف نیست؛ قمار، زنا، همجنس بازی، جلوه فروشی، عُجب، کبر، تسلیم در برابر عادات، بندگی غیر، بندگی نفس... و حتی خود کشی امری خلاف عرف نیست. آنها حتی وسایلی ساختهاند که با آن میتوان در کمال سهولت و در عین احساس لذت از شرّ زندگی خلاص شد! در آنجا – و به تبع آن در جوامع غرب زده – نوشتن و خواندن کتابهایی که در آن انواع و اقسام این امور متعارف (!) انجام میشود مجاز و حتی ممدوح است، و اصلاً بشر دغدغهای جز این ندارد که اوقات فراغت خود را مستغرَق در لذات گوناگون سپری کند و در ساعات کار نیز فقط برای تأمین حوایج اوقات فراغت خویش مثل سگ جان بکند. در آنجا این پارادوکس که به نظر ما ابلهانه میآید امری کاملاً متعارف است. در غرب – و به تبع آن در جوامع غرب زده – ساختن فیلمهایی که در آن خلاف عرف عمل نمیشود کاملاً مجاز است، یعنی مثلاً یک زن شوهردار به مردی دیگر دل میبازد و این کار سه نوبت تکرار میشود و حتی در نوبت سوم نیز به کامیابی نمیانجامد.
دسته بندی : نامه تاریخی شهید آوینی به وزیر ارشاد وقت
ناگفتههای آیتالله یزدی از طرحجامعتین برای وحدت اصولگرایان
اخبار فعالیت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مورد انتخابات مجلس نهم از سال گذشته در برخی محافل مطرح شد و پس از مدتی نیز خبر پیوستن جامعه روحانیت مبارز تهران به این فرآیند و سپس انتشار منشور 12 بندی اصولگرایی از سوی جامعتین بر روی خروجیها قرار گرفت.
به گزارش رجانیوز، در حالی که تا پیش از این خبر دقیقی در مورد نحوه این فعالیتها منتشر نشده بود، آیت الله یزدی رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفتوگویی با هفتهنامه شما جزئیات و ناگفتههایی از فرآیند مورد نظر جامعتین برای وحدت اصولگرایان را بیان کرده است.
در بخش دیگری از این گفتوگو نیز به مسئله فتنه آینده، موضعگیریهای آقای هاشمی رفسنجانی، اختلاف وی با رئیسجمهور و تحرکات انحرافی یک حلقه درون دولت پرداخته شده است:
بحث اول موضوع وحدت اصولگرایان حول محور جامعتین است، مستحضر هستید در سال نود انتخابات مجلس نهم را خواهیم داشت و بحث های اولیه مرتبط با این موضوع از اواخر سال گذشته شروع شد. آقای دکتر احمدینژاد یک جلسه ای با عنوان سران اصولگرایان تشکیل دادند که به جلسه 30 نفره معروف شد و بعد از آن هم نتیجه جلسه این بود که یک کمیته سه نفره ای شکل گرفت که موضوعات وحدت را دنبال کنند.
شرایط کنونی کشور ما بحمد الله با رهبری های دقیق و مدبرانه مقام معظم رهبری با عبور از بسیاری از فراز و نشیب ها و به خصوص مشکلات سال گذشته و بالاخص مسائلی که معروف بود به فتنهی فتنهگران به گونه ای حل و فصل شد که کمترین زیان را برای نظام داشت و بیشتر چهره واقعی کسانی که علیه نظام حرکت می کنند برای جامعه مشخص شد. نمی خواهم ادعا کنم که مسئله فتنه پایان یافته است، معتقد هستم که دشمن همیشه در صدد هست که از هر فرصتی استفاده بکند و هیچگاه نباید ما و هر کسی که به اصطلاح طرفدار نظام است از حضور دشمن غفلت بکند. هرگز نباید دشمن را حقیر و بیچاره شمرد ولی توجه به اینکه دشمنی هست سبب می شود که پیشگیری هایی باشد و دقت بیشتری بشود. در نتیجه باید گفت که در شرا یط کنونی بیش از هر چیز به وحدت نیاز مند هستیم و مقصودم از این وحدت، وحدت همه اقشار جامعه و به خصوص قوای سه گانه و مسؤولان رده بالای نظام است. مقام معظم رهبری در سخنرانی اول سالشان هم به صراحت فرمودند اگر اختلاف سلیقه ای بین قوای سه گانه وجود دارد در عین حال که می بایست این اختلافات را حل و فصل بکنند باید با هم دلی وحدت را حفظ بکنند و طبعاً معنای وحدت این نیست که اشخاص تفکر، سلیقه یا نظرشان را کلاً کنار بگذار ند. معنایش این است که به مشترکات توجهات بیشتری بشود و سعی بشود که از اختلافات کمتر بحث بشود که دشمن نتواند استفاده بکند.
تجربه انتخابات قبل مجلس، تجربه نسبتاً موفقی بود. گرچه صد در صد موفق نبود. در سایه طرحی که تهیه شد و در آن طرح هم به مسئله وحدت تکیه شد و هم برای اختلافات موجود بین گروه ها هیئت داوری مشخص شد که به 6+5 معروف شد.
در آینده نزدیک ما انتخابات مجلس را داریم. بعد انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مثلاً خبرگان، انتخابات شورای شهر و... در همه این انتخاباتها باید هماهنگی های لازم برای وحدت انجام بگیرد.
جامعه مدرسین در حال حاضر چه نقشی را در این وحدت اصولگرایان دارد، چه فعالیتهایی تحت نظر جامعه مدرسین انجام می شود و چه بخشی از این فعالیتهای وحدت آمیز به انتخابات مجلس نهم بر می گردد؟
من در یک فرصتی به محضر آیت الله مهدوی کنی عرض کردم اگر حضرتعالی صلاح بدانید یک جلسه ای تشکیل شود، شرایط را بررسی کنیم و ببینیم چه باید کرد؟ ایشان هم اظهار لطف فرمودند و به هر حال منتهی شد به اینکه با جمعی از دوستان و همراهانشان از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران در طی سفری به قم تشریف آوردند و در جلسه رسمی جامعه مدرسین شرکت فرمودند. آن جلسه، جلسه بسیار خوبی بود. بحثهای آزاد خوبی از دوطرف شد و در پایان به این جمع بندی رسید که برای ایجاد و حفظ وحدت و نیز پیشگیری از برخی زیانها باید اقداماتی صورت گیرد. البته بدیهی بود که برای رسیدن به این هدف این امکان نبود که مرتب اعضای این دو جمع بزرگ بخواهند با هم مذاکره بکنند. قرار شد نمایندگانی از جامعه مدرسین و نمایندگانی از روحانیت مبارز تهران انتخاب شوند. البته برای هر دو طرف هم مشخص بود که اصولاً جایگاه، موقعیت، رفتار، روش و روال کار جامعه مدرسین یک تفاوتهایی با جایگاه، رفتار و روال کار روحانیت مبارز تهران دارد.
جامعه روحانیت مبارز تهران یک تشکل سیاسی است، همیشه هم در مسائل سیاسی کشور حرف خودش را می زده، آثار خودش را هم داشته و در تاریخ انقلاب موارد عدیده ای را دیدیم. جامعه مدرسین یک هویت و موقعیت دیگری دارد که مسائل سیاسی یکی از مسؤولیت هایش است و بیشتر یک نهاد علمی، حوزوی، سیاسی حساب می شود و در بخش مسائل سیاسی و موضع گیری ها می تواند همکاری داشته باشد. با حفظ موقعیت و در حقیقت جایگاه هر کدام از این دو نهاد اثرگذار در جامعه، قرار شد یک چنین کاری انجام گیرد و در مسائل لازم هماهنگی انجام شود.
خدمت حضرت آیت الله مهدوی کنی عرض کردم که انتخاب شما شرط اول برای انتخاب جامعه مدرسین است. به این معنا که دوستان ما حاضر نیستند با هرکسی همکاری داشته باشند و جلسه مشترک برگزار کنند. در بین اعضای شما تفکرات گوناگونی وجود دارد، برای همه هم روشن است و البته من به اختلاف نظرات درونی روحانیت مبارز تهران کاری ندارم که حتی در برخی موارد می شود گفت 180 با هم تقابل دارند که امر داخلی خودشان است و ربطی به ما ندارد. خوشبختانه ایشان افرادی را معرفی کردند که اعضای جامعه قبول داشتند، جامعه مدرسین هم نمایندگان خود را معرفی کرد، کار شروع شد و در اولین جلسه ای که در جامعه مدرسین تشکیل شد، در مرحله اول یک آیین نامه داخلی برای این جلسات تنظیم شد که دو هفته یک بار جلسه داشته باشند. یک جلسه تهران باشد و یک جلسه قم. حدود مسائل، شرایط خاص داخلی رسمیت جلسه و... جزئیات داخلی این جلسه مشترک تنظیم شد و کار شروع شد. بنا هم بر این بود که کار محرمانه باشد و رسانه ای نشود.
پس از تشکیل چند جلسه در قم و تهران بحث شد که ما اگر دنبال ایجاد وحدت هستیم در درجه اول وحدت اصولگرایان مورد توجه است و اصولگرایان را باید اول شناسایی کرد که اصولگرایی یعنی چه؟ چون این یک مفهوم گستره زیادی دارد. ممکن است افراد زیادی را شامل شود و افراد زیادی را هم شامل نشود. اول باید این دایره را مشخص کرد.
بحمد الله به یک سری اصول مسلمی که 12 اصل را به عنوان مبانی اصولگرایی تنظیم کردند، منتهی شد. در درجه اول یکی، دوتا شاخص و بعد هم مبانی. حدوداً 10، 12 اصل را هم به عنوان امور منفی تنظیم کردند. ولی قرار شد که مثبتات گفته بشود و منفیات در عمل بررسی شود. وقتی نتیجه چندین جلسه به اینجا منتهی شد، پیشنهاد شد یک جلسه ای تشکیل بدهیم و از تعدادی از سران اصولگرایان دعوت شود. این جلسه در دفتر دبیرخانه خبرگان در تهران برگزار شد. آیت الله مهدوی هم قبول داشتند که آنجا باشد. از مجلس، دولت و جامعتین افرادی بودند. پیشنهاد جلسه وسیعتری بود و به تازگی همان جلسه ای که آقای دکتر احمدینژاد تشکیل داده بودند و آن سه نفر را در حقیقت مامور کردند و از این جهت من شخصاً از آقای ولایتی خواهش کردم که شما در آن جلسه شرکت کنید حضور شما لازم است و همینطور آقای حداد عادل. آقای عسگراولادی هم که تشریف داشتند.
آن جلسه ما برگزار شد. جلسه بسیار خوبی بود. خیلی راحت همه مسائلشان را گفتند. آن اصول هم بررسی شد و گفتیم ما کسانی را اصولگرا می دانیم که این شاخصه ها و مبانی را قبول داشته باشند و وحدت اینها هدف ما است. اگر کسانی اینها را قبول نداشته باشند، ما آنها را اصولگرا نمی دانیم و از اینها حمایت هم نمی کنیم. چه جامعه مدرسین، چه جامعه روحانیت. این بحث آنجا شد، آقایان هم حتی اظهارنظرهایی را روی برخی عبارات و کلمات کردند و خوشبختانه همه این ها اصلاح شد و جلسه بسیار خوبی بود و افتتاح و شروع بحث جلسه با آیت الله مهدوی کنی بود. من هم در پایان جمع بندی کردم که آن جمع بندی الان موجود است و در حقیقت می شود گفت نتیجه جلسات جامعتین و آن جلسه در آن جمع بندی بهطور خلاصه و جامع گنجانده شد. بعد در کنار این جریان به دلیل علل مختلفی از جمله تعطیلات ومسائل دیگر، این جلسه جامعتین یک هفته قم، یک هفته تهران یک مقداری با فاصله برگزار شد و به تعطیلاتی برخورد کرد.
جلسه ای در این خلال هم تشکیل شد و از این سه بزرگواری که در جلسه آقای دکتر احمدینژاد انتخاب شده بودند، دعوت شد و با آنها صحبت شد که بالاخره شما می خواهید چه کار بکنید؟ باید کاری انجام بدهید و در هر صورت رئیس جمهور را نباید در این مسئله تنها بگذارید و آنها کار خودشان را بکنند، شما هم منتظر جامعتین بمانید. جامعتین که در قرار نیست از حالا در جزئیات وارد بشود. شما باید در اساس مسئله ها وارد بشوید و کاری بکنید. البته آنجا احساس کردیم که متأسفانه هر سه بزرگوار یک سری مسائلی داشتند که به شکل جدی پیگیری نمی کردند. با آنها صحبت شد که به نظر می رسد این کار برای شما یک وظیفه شرعی، سیاسی، اجتماعی باشد که موضوع را دنبال کنید و حتماً ملاقاتی با آقای احمدینژاد داشته باشید و بحث را به یک جایی برسانید. خوشبختانه بعداً هم اطلاع پیدا کردیم که ملاقاتهایی داشتند، صحبتهایی شده، امیدواریم نتایج خوبی هم داشته باشد.
من دیگر از ذکر بقیه اقداماتی که بعد از این جریان انجام گرفت، چه در تهران، چه در قم معذور هستم ولی جلسات جامعتین قرار است ادامه داشته باشد.
بهعنوان مسئول جامعه مدرسین عرض می کنم دید جامعه این است که باید آن سه بزرگوار موضوع را پیگیری کنند و باید اقداماتی که در نهاد ریاست جمهوری انجام میشود را تحت کنترل داشته باشند. اعم از اقدامهایی که در استانهای مختلف در عزل و نصب ها دارند و فعالیتهایی که به نظر می رسد پیش بینی هایی در مورد مسائل انتخابات مجلس است، باید تحت کنترل آن سه بزرگوار البته با نظارت عالیه خود رئیس جمهور محترم در بیاید. اما اینکه آقایان همین جور بنشینند ببینند چه خواهد شد این کار سخت خطرناکی است و من رسماً اعلام می کنم که اگر یک روزی لازم باشد جامعه مدرسین ممکن است تنها هم موضع بگیرد. ولی ما دنبال این هستیم که به موضوع گیری های اینگونه ناچار نشویم و کار با روال متعارف و آرامش در فضای افکار عمومی جامعه انجام بگیرد. از گوشه و کنار شنیده و دیده می شود یک سری کارها در حال انجام است که به نظر می رسد این سه بزرگوار اطلاع دارند. چون می دانم که مطلع هستند به نظرم باید اقدامات جدی تری انجام بدهند که منتهی به موضع گیری خاصی نشود.
جامعتین بر اساس روالی که تصویب کرده قضایا را دنبال می کند. ولی اگر یک روزی لازم باشد با هم می توانیم موضع گیری داشته باشیم، جدا هم می توانیم موضع گیری داشته باشیم. ما هیچ تعهدی نداریم و قولی به کسی ندادیم که اگر یک وقت احساس وظیفه شرعی کردیم، بخواهیم بنشینیم تماشا کنیم که دیگری چه جوری احساس وظیفه می کند. بهویژه که مقام معظم رهبری در دیدار با جامعه مدرسین مطالب خاصی را فرمودند از جمله همین مسئله که جامعه مدرسین باید در مسائل حساس کشور موضع گیری داشته باشد، بیان موضع کند، در بیان موضع شهامت داشته باشد، نباید انزوا پیدا بکند و نباید خودش را از مسائل دور نگه دارد. البته همان طور که اول بحثم عرض کردم آن جایگاه علم حوزوی جامعه مدرسین جای خودش را دارد ولی در مسائل سیاسی هم باید اعلام موضع بکند. امیدواریم آینده به گونه ای پیش برود که همان آقایان (سه نفری که انتخاب شدند) و هم شخص رئیس جمهور محترم با خواستن ایشان و دنبال کردن مسائل و با انعطاف نشان دادن در بعضی مسائل و خودداری کردن برخی کسانی که در آن مجموعه احیاناً خودسرانه یک کارهایی را انجام می دهند، کارها به صورتی پیش برود که به تشنج در متن افکار عمومی کشیده نشود و به وحدت برسد.
اشاره ای فرمودید که در گزارشهایی که کمیته سه نفره داشتند، نکاتی را مطرح کردند که تذکر داده شد سه نفر باید یک سری موارد را کنترل بکنند. اگر هر چه که به سمت انتخابات نزدیکتر بشویم و آن اتفاقات از آن طرف بیشتر بشود و تلاش ها به نتیجه مطلوب در جهت وحدت منتهی نشود، چه باید کرد؟
البته تا جایی که امکان دارد باید پیگیری کرد و دنبال کرد که به وحدت منتهی بشود انشاالله و منتهی می شود. ما ناامید نیستیم. برداشت ما این است که هم کسانی که شما اشاره می کنید ممکن است مانع رسیدن به وحدت باشند و دارند یک سری کارهایی را می کنند، انعطاف نشان بدهند و هم از این طرف انشا الله با تدبیر بیشتر به گونه ای پیش برویم که اگر مانند روال دوره گذشته نشود، شیبه آن می تواند بشود.
ما امیدوار هستیم مشکلی پیش نیاید، چون رئیس جمهور، دوستانش، هیئت سه نفره، جامعتین همه ولایتی هستند، اگر در جزئیات اختلاف دارند، در کلیات همه پشت سر ولایت هستند. طبعاً اگر روی بعضی مسائل ریز بخواهند اختلاف کنند، ما تعبیرمان این است که اینها حرفهای بچه گانه است و معمولاً شخصیتهای برجسته سیاسی نباید به خاطر یک سری مسائل ریز و جزیی بچه گانه منشأ اختلاف شوند. انشاالله هم نخواهند شد و کار به خوبی پیش می رود.
صاحب نظران و شخصیتهای سیاسی معتقد هستند که ما در آینده نزدیک با فتنه دیگری روبرو هستیم. فتنه 88 بعد از انتخابات ریاست جمهوری را پشت سر گذاشتیم که تبعاتی را در سال 89 داشت و امروز با فتنه دیگری روبرو خواهیم بود که بعضی معتقدند این فتنه از درون جریان اصولگرایی شکل خواهد گرفت. اولاً می خواهم بدانم که آیا جنابعالی هم این تحلیل را قبول دارید، اگر نه، جنابعالی فتنه آینده را چگونه می بینید؟
بچه های یک خانه اگر با هم دعوا بکنند، اگر بی پدر باشند این دعوا خانه را خراب می کند و الا اگر بچه های خانه باهم دعوا بکنند و پدر بالای سرشان باشد، این دعوا ها طبیعی است. حتی اگر در این دعوا، یک استکان و نعلبکی هم بشکند، پدر فوراً جبران می کند و خانه را آرام نگه می دارد و در بیرون هم نمی گذارد کسی بفهمد بچه ها دعوا کردند. اولاً ما پدر بزرگتری داریم و آن حضرت ولی عصر(عج) هستند که عنایات خاص ایشان همیشه شامل حالمان است. ثانیاً ولی امر ما پدر نظام و عمود خیمه نظام است، ولی امر و واجب الاطاعه است. من قاطع هستم که اگر فرمانی از ناحیه ولی امر صادر بشود و کسی مخالفت رسمی بکند بدون تردید مخالف شکست می خورد نه نظام. تجربه هم نشان داده حتی شخصیتهای برجسته ای که سابقه داشتند، احترام داشتند، موقعیت داشتند به دلیل اینکه فاصله گرفتند، به دلیل اینکه دور شدند، از جامعه کنار زده شدند.
من نمی خواهم سراغ سران فتنه بروم که معتقدم دیگر سران فتنه نباید بگوییم، باید بگوییم ضد انقلاب. مثلاً آقای کروبی چرا باید به این شکل در بیاید که نتواند هیچ کجا بیاید و نتواند هیچ چیزی بگوید، هیچ کجا هم قبولش نداشته باشند، همه جا هم مسخره اش بکنند. چرا؟ به خاطر اینکه از سرپرستی ولی امر خارج شد، از خط امام (ره) و انقلاب خارج شد. برابر نظام ایستاد و با ضد انقلاب پیوند زد.
برگردم به بحثم، اینکه "فتنه آینده، اختلاف داخلی اصولگرایان باشد" را قبول ندارم. من اکثر سران اصولگرایان را شخصاً می شناسم و با افکارشان هم آشنا هستم. حتی می دانم در چه چیزهایی غالباً با هم درگیر هستند. مثلاً در یک جلسه ای من به یکی از روسای سه قوه گفتم که شما رئیس قوه هستی، آن آقا هم رئیس قوه است. شما اینجور می گویید، او هم این جور می گوید. به نظر شما، من در برابر دو حرف متقابل چگونه باید جمع کنم؟ بالاخره این اختلافها چیزهایی است که ما می دانیم. ولی هیچ وقت این دوتا رو در رو نمی ایستند و شمشیر علیه هم نمی کشند، هیچ وقت یک مسئله فردی شخصی را به جای یک مسئله اجتماعی مقدم نمی دارند.
شما فتنه آینده را چطور می بینید؟
من این فتنه را بیشتر از خارج می بینم. منتها استفاده کردن از اشخاص داخلی معمولاً چیزی است که دشمن همیشه به عنوان سیاه نمایی چهره نظام و آینده دنبالش بوده و می خواهد استفاده کند. ولی خوشبختانه می بینید که در هر نوبتی اینها به شکل خاصی دفاع شده و تبیین شده که سیاه نمایی ها رد بشود.
من یک مثالی برایتان بزنم، مثلاً سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی در همین اجلاس آخر خبرگان را ببینید، سخنرانی مقام معظم رهبری را هم در همین اجلاس با حضور خبرگان نگاه کنید. هر دو هم علنی و رسمی بوده، محرمانه هم نبوده، اینها را در کنار هم بگذارید. یک نوع تقابلهایی می بینید. در عین حال آقای هاشمی می گوید اگر یک جایی امر آقا باشد، ولو خلاف عقیده من باشد، کنار می نشینم. می رود کنار و اجازه هم نمی دهد که دشمن بیاید از او استفاده کند. البته ما هم ضرر می کنیم که یک نیرویی کنار برود، ولی اینجور نیست که به اصطلاح بگوییم که یک فتنه آینده ای خواهد بود. از این جهت من در داخل چیزی را نمی بینم که به حالت فتنه در بیاید. ولی می دانم که شیطان بزرگ و شیاطین کوچک دیگر، هم غربیها و هم دیگرانی که با اینها روابط خاصی دارند، دنبال همین فتنه آینده راجع به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. شما ملاحظه کنید در این بیداری اسلامی که در منطقه به وجود آمده و در این کشور های چه اطراف ما و چه در اروپا و آفریقا رنگ و بوی اسلامیاش خیلی زیاد تر است ولی غربی ها حاضر نیستند یک ذره این رنگ و بو را منعکس بکنند. همیشه جوری منعکس می کنند که این انقلاب اصلاً ربطی به مسائل دینی و اعتقادی ندارد و گاهی اگر یک سرو صدای مختصری هم در ایران در یک گوشه ای می آید بلافاصله می خواهند به آن پیوندش بدهند و بگویند ایران هم چنین و چنان است مثل تونس و کجا و کجا. من آن فتنه آینده ای را که اشاره شد، از داخل نمی بینم ولی خارج بدون کمک از داخل نمی تواند کاری بکند.
یک سؤالی را می خواستم درباره آقایان هاشمی و احمدینژاد داشته باشم. یک اشاره ای خود حضرتعالی فرمودید به موضوع آقای هاشمی در ماجرای انتخابات هیئت رئیسه خبرگان در اواخر سال 89 و دیداری که با مقام معظم رهبری بعد از اجلاس داشتند. ایشان یک جمله خاصی را در مورد آقای هاشمی به کار بردند و می شود گفت به نوعی تقدیر از ایشان بود، خود حضرتعالی هم اشاره فرمودید که آقای هاشمی بارها اعلام کردند که جایی که اختلاف نظری بین صحبت من و رهبری باشد، من کنار می نشینم. این یک طرف موضوع است و نگاهی که جامعه و نیروهای حزب الله و نیروهای ولایی به آقای هاشمی دارند به این عنوان که ایشان خودش را طرفدار ولی فقیه می داند، پشت سر ولی فقیه می بیند و ولی فقیه هم این جمله را در مورد ایشان و عقل و منطق سیاسی ایشان به کار برده اند. در نقطه مقابل ایشان آقای دکتر احمدینژاد است که ایشان را هم بخش زیادی از جامعه نیروی ولایی می دانند، پشت سر ولی فقیه می دانند، اما بعضی از اطرافیان ایشان یک سری کارهایی را انجام می دهند که برای همه روشن است که مطابق میل ولی فقیه نیست و یک موضوعش هم در سال 88 کاملاً علنی و آشکار شد، موضوع آقای مشایی که همچنان هم ادامه دارد. به نظر شما جامعه حزب الله ما با این دو موضوع چطور باید برخورد بکند؟ یک مثالی را در مورد آقای هاشمی بزنم چون آقای احمدینژاد نقطه مقابلش را گفتم، آقای هاشمی که خودش را پیرو ولی فقیه می داند و مقام معظم رهبری هم به عقل و منطق سیاسی ایشان اشاره می کنند اخیراً پیام تسلیتی که برای فوت پدر آقای میرحسین موسوی داد خیلی شاید با فضای سیاسی جامعه ما متناسب نباشد.
کاملاً نامناسب بود. یعنی ضربه جدیدی خودشان به حیثیت خودشان زدند.
از یک طرف آقای هاشمی با این تفسیر رهبری و این پیام خودشان، از آن طرف آقای احمدینژاد و نگاه جامعه به ایشان و اطرافیانشان. امت حزب الله باید چه بکند؟
من از بالاتر عرض کنم. اصولاً دید رهبری نسبت به شخصیتهای کشوری این است که تا آنجایی که امکان دارد باید او را حفظ کنند، نگه دارند، حمایت بکنند، در راه نگاهش دارند، بدون جهت از بین نرود. ولی اگر شخص خودش نخواست و خودش، خودش را تضعیف کرد، دیگر خود کرده را تدبیر نیست. این یک قاعده کلی است.
مقام معظم رهبری به نظر من نسبت به شخصیت آقای هاشمی بسیار هزینه کردند، با اینکه خودش را هم ولایتی میداند ولی آن ولایتی که ما معنا می کنیم، در ایشان نمی بینیم. من چون با خود ایشان بارها صحبت کردم دارم اینجا عرض می کنم. به هر حال ایشان برای خودش شخصیتی قائل هست، استقلال در فکر و نظر و عقیده دارد، منتها به ما معمولاً اینطور تعبیر می کنند که اگر یک جایی رهبری صریحاً چیزی را بگویند و خلاف نظر من باشد من سکوت می کنم و مقابله نمی کنم. حالا در عمل چهکار کردند خوب اینجا مردم می توانند قضاوت کنند. اینکه مقام معظم رهبری بگویند توقع از آقای هاشمی همین بود که در چنین شرایطی بگوید من کاندیدا نیستم تا اختلافاتی نباشد این تأیید و حمایتی است. ولی یک سری کارها ضربه هایی است که خود ایشان به خودشان وارد می کنند. البته من تندروی را درست نمی دانم. تندروی نباید کرد. یعنی یک چیزی که نیست، نباید نسبت داد.
از طرفی برای همه روشن است که آقای هاشمی، آقای احمدینژاد را قبول ندارد و ایشان در مقامی که هست آقای احمدینژاد را قبول ندارد. منشأ آن هم همان بحث مناظره است که آقای احمدینژاد در زمان انتخابات داشتند و یک سری مسائل را راجع به آقای هاشمی گفتند. بعد هم ایشان توقع داشتند که دفاع کنند. هر وقت هم صحبت شد آقای احمدینژاد گفتند من واقعیت ها را گفتم، نمی خواستم بگویم ولی گفتم و نتیجتاً این اختلاف پیش آمده ولی ما به قدری که می توانستیم در جهت حل اختلاف تلاش کردیم. این موضوع را برای اولین بار می گویم. به عنوان کمیسیون تحقیق خبرگان جدا جدا پیش آقای هاشمی و آقای احمدینژاد رفتیم تا موضوع اختلاف این دو بزرگوار را تا حد امکان کم کنیم ولی به نتیجه درستی نرسیدیم به خاطر اینکه استدلالها، غالباً استدلاهای محکمی از دو طرف بودند.
اما مسئله درون نهاد ریاست جمهوری را بر اساس اینکه نظر شریف آقا این است که مسائل فرعی را اصلی نکنیم، ما آن مسئله فرعی را نمی خواهیم دنبال بکنیم. البته به جایش دنبال کردیم، با شخص رئیس جمهور چند بار مطرح کردیم، با دیگرانی که باید در جاهایی که باید مطرح کنیم مطرح کردیم و انشاالله امیدوار هستیم که در آینده هم به شکل خوبی پیش برود.
ما هدفمان این نیست که این موضوع را بخواهیم دنبال کنیم یا یک موضوع فرعی را بخواهیم اصلی کنیم. تکلیف امت حزب الله چیست؟
خوشبختانه امت حزب الله راحت می تواند تشخیص بدهد که از چه کسی باید حمایت کند و از چه کسی نباید حمایت کند. تکلیف مشخص است؛ مسلماً اسلام بر ایران تقدم دارد. مردم کشور ما به جمهوری اسلامی ایران رأی دادند و آن همه تاکیدهایی که رهبری و مؤسس نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی شخص امام رضوان الله تعالی علیه در تأسیس جمهوری اسلامی داشتند و روی اسلام تکیه کردند، بعد یک کسی بیاید بگوید فرهنگ ایرانی چنین است و فرهنگ ایرانی را بر اسلام مقدم بدانیم و در نظام جمهوری اسلامی از ایرانیت دم بزند، ممکن است چند نفر قبول کنند ولی ملت به معنای عامه مردم ما معلوم است که قبول نمی کنند، بلکه مخالفت هم می کنند.
بعضی جشنها، بعضی اقدامات، بعضی حرکت ها، از نظر ما مردود است و گاهی عمل هم می شود اینها مردود است و واقعاً حلم و حوصله مردم ما است که برخوردهای قاطع تری ندارند، والا معلوم است که مردود است. تکلیف حزب الله هم معلوم است که با الله باید باشد و با ولایت الله حرکت کند و باید وظایف خداییاش را انجام بدهد. خوشبختانه حزب الله غیر از خدا هیچ کس را مؤثر نمی داند.
دسته بندی : ناگفتههای آیتالله یزدی از طرحجامعتین برای وحدت
هشدار شدید لحن یکی از مراجع تقلید به ملک عبدالله حاکم کشور عربستان سعودی

حضرت آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی، از مراجع تقلید در پیامی به ملک عبدالله حاکم کشور عربستان خاطر نشان کرد: ما از شما میخواهیم که برای اعادهی اعتبار خود و برای دفاع از انسانیت، هرچه زودتر خاک بحرین را ترک نموده و از ملت مسلمان بحرین و تمام مسلمانان جهان معذرتخواهی کنید و سرنوشت آنان را به دست خودشان بسپارید و الّا بدانید که دیر یا زود قهر خداوندی ظالمان را نابود خواهد کرد.
متن پیام به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الدین النصیحة
آقای عبدالله بن عبد العزیز
السلام علیکم و رحمة الله
بر حسب سفارش خودتان که شما را به عنوان مَلِک نخوانند، شما را در این پیام نصیحتآمیز مخاطب قرار میدهم:
برادر! شما اگر چه در شمار شش میلیارد بشر، یکی از این شمار بیشتر نیستید و مثل همه، یک فرد حساب میشوید و احترام خاصی به عنوان یک نفر از اولیاء یا علماء یا مخترع و خادم به بشر ندارید و همانطور که خود گفتهاید، فقط آقای عبدالله هستید چنانکه دیگران هم عبدالله هستند - البته خودشناسی به عبداللهیت افتخار است- اما آنچه به شما اعتبار و شما را مورد احترام قرار داده و چشم شش میلیارد مردم را به شما و رفتار و اعمال و سیاستها و تصمیمات شما دوخته است و به جنابعالی موقعیت خاص بخشیده است، مدیریت سرزمین وحی و حرمین شریفین است که خود را عهدهدار آن میدانید.
مدینه منوره و مکه معظمه «اوّلَ بیتٍ وُضع للناس»، مقام ابراهیم، اماکن و مقامات و مواریث فرهنگی همه پشتوانههای اصیل تاریخی میباشند. میخواهم من هم مثل یک میلیارد و نیم مسلمان به شما بگویم که مسئولیتهای شخص شما در ارتباط با این عنوانِ با عظمت، عظیم و بسیار عظیم است. یک میلیارد و نیم جمعیت جهان از شما میخواهند همانطور که کعبه معظمه برای مردم است شما هم برای همه مردم جهان و برای همه مسلمانان باشید. همه بسوی کعبه نماز میخوانند و بسوی مسجد الحرام سجده، عبادت و نماز بجا میآورند.
آنجا تاریخ همه، عزت همه، دین همه و شخصیت همه میباشد. آنجا یک کشور عربی نیست، کشور همه است؛ بلکه کشور اسلام است. همه طوائف مسلمین آنجا را اَشرف بِقاع میدانند و از این جهت هم، همه مسلمانان آنجا را از خود میدانند. حکومت آنجا یکی از حکومتهای عربی یا شورای خلیج فارس نیست. همطراز قطر و امارات و بزرگتر و بزرگتر از آنها نیست؛ منطقه نفوذ بیگانه و آمریکا نیست؛ حرمین شریفین است؛ در شورای همکاری خلیج فارس ادغام نمیشود بلکه باید به کل عالم اسلام نگاه کند.
برای مسلمان آگاه و بیدار، رنجآور است که در حرمین، سیاستهای مذهبی خاص برقرار باشد و با عالم وسیع اسلام با آن سیاستهای کوتهنظرانه و متحجرانه برخورد کنند و جای تأسف که ببیند در اوضاع سیاسی کشورهای اسلامی، سیاستهای حکام حرمین، غربگونه و آمریکاپسند باشد.
جای تأسف است که ببیند مسلمانانی که در برابر سلطه آمریکا و دفع وابستگان به آنها قیام میکنند، مغضوب حکام حرمین میشوند و افرادی مثل علی عبدالله صالح بیش از سی سال بدون هیچ مشروعیتی بر یمن حکومت داشته باشند و با اینکه وابستگی او به آمریکا معلوم است، مورد پشتیبانی شما باشد تا این همه مردم را در آنجا به خاک و خون بکشد و نهضت همگانی آنها را که بازگشت به اسلام واستقلال اسلامی است در هم بکوبد.
برای همه مسلمانان سؤالبرانگیز است که حکام حرمین که باید به همه، به یک نظر نگاه کنند ولی در بحرین از استعباد و دیکتاتوری و فسق و فجور و خدمتگزاری آل خلیفه به اجانب حمایت کند و به آنجا نیروی نظامی بفرستند تا مسلمانان را که تظاهرات سالم دارند و استقلالخواه و اسلامطلب هستند، از صغیر و کبیر و زن و مرد، قتل عام نماید. هیچ مسلمانی از حاکمان حرمین این انتظار را ندارد.
مثل اینکه آقای عبدالله فراموش کرده که از کجا نیرو میفرستد و ظالم را در برابر مظلوم یاری میدهد!
ما از شما میخواهیم مقام و منزلت حرمین شریفین را حفظ کنید و این مقام را بهای این برنامههای زشت و در گرو آن نگذارید و موضع خود را حفظ کنید.
ما از شما میخواهیم به مسلمانان جهان توضیح دهید که آل خلیفه بر چه اساسی مشروعیت دارند و شما بر چه اساس و مشروعیتی نیرو میفرستید تا امر به معروف و نهی از منکر مسلمانان را سرکوب نمایند؟!
ما از شما میخواهیم که برای اعادهی اعتبار خود و برای دفاع از انسانیت، هرچه زودتر خاک بحرین را ترک نموده و از ملت مسلمان بحرین و تمام مسلمانان جهان معذرتخواهی کنید و سرنوشت آنان را به دست خودشان بسپارید و الّا بدانید که « ان ربّک لبالمرصاد» دیر یا زود قهر خداوندی ظالمان را نابود خواهد کرد که خداوند قادر متعال میفرماید: .« و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیّه سلطاناً«
اول جمادی الاولی ۱۴۳۲
لطف الله صافی
دسته بندی : هشدار شدید لحن یکی از مراجع تقلید به ملک عبدالله ح
نگاهی به زندگی عبدالله زبیر حاکم ظالم مکه؛منافقی که خون پیامبر را نوشید

عبد الله بن زبیر شخصیتی است که برای بسیاری از ما ناشناخته بود و در سریال تلویزیونی مختار نامه تا حدودی معرفی شد . و سؤالات زیادی را در اذهان برانگیخت تا جایی که بعضی از علمای اهل سنت دیدن این سریال را حرام اعلام کردند . و معرفی شخصیت منفی نواده خلیفه برای ایشان بس سنگین آمده است . در مورد شخصیت وی و شرح احوالش روایات زیادی در منابع شیعه و سنی با سند صحیح آمده است که به بررسی چند روایت از فریقین برای روشنتر شدن ابعاد شخصیت عبدالله بن زبیر می پردازیم . همچنین آمده است که عبد الله بن زبیر، عائشه را نیز که از میانه راه منصرف شده بود، متقاعد کرد که به راه ادامه دهد! و در صورتى که زبیر و عائشه این جنگ را ترک مىکردند، قطعا دیگر کسى براى مقابله با آن حضرت نمىآمد! چون زبیر و عائشه دو رکن اصلى شروع جنگ بر ضد حضرت بودند! و دیگر این همه کشته بر مسلمانان تحمیل نمىشد.
1- تولد عبدالله بن زبیر از متعه (با سند معتبر):
ابو جعفر طحاوى، دانشمند شهیر و نامدار اهل سنت در کتاب شرح معانى الآثار مىنویسد:
حدثنا صَالِحُ بن عبد الرحمن قال ثنا سَعِیدُ بن مَنْصُورٍ قال ثنا هِشَامٌ قال أخبرنا أبو بِشْرٍ عن سَعِیدِ بن جُبَیرٍ قال سَمِعْت عَبْدَ اللَّهِ بن الزُّبَیرِ یخْطُبُ و هو یعَرِّضُ بِابْنِ عَبَّاسٍ یعِیبُ علیه قَوْلَهُ فی الْمُتْعَةِ فقال بن عَبَّاسٍ یسْأَلُ أُمَّهُ إنْ کان صَادِقًا فَسَأَلَهَا فقالت صَدَقَ بن عَبَّاسٍ قد کان ذلک فقال بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما لو شِئْت لَسَمَّیت رِجَالًا من قُرَیشٍ وُلِدُوا فیها
از عبدالله بن زبیر شنیدم که سخنرانى مىکرد و به ابن عباس کنایه مىزد، و نظر او را در مورد متعه، بر او عیب مىگرفت .
ابن عباس گفت: اگر راست مىگوید از مادرش بپرسد!! او نیز از مادرش پرسید؛ مادرش (اسماء دختر ابوبکر) گفت: ابن عباس راست مىگوید، چنین است!
ابن عباس نیز گفت: اگر بخواهم، نام مردانى از قریش را مىبرم که همگى از متعه به دنیا آمدهاند.
(الطحاوی الحنفی، ابوجعفر أحمد بن محمد بن سلامة (متوفاى321هـ)، شرح معانی الآثار، ج3، ص24، تحقیق: محمد زهری النجار، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1399م) این روایت از نظر سندى اشکالى ندارد و طبق مبناى بزرگان علم رجال اهل سنت، معتبر است.
این نکته در مقابل وهابیون که متعه را دقیقا زنا و ناشى از بىغیرتى مىدانند، نکته جالب توجهى است که ازدواج زبیر با اسماء دختر خلیفه اول، از متعه بوده و عبدالله بن زبیر نیز ثمره همین ازدواج بوده است! و حتی طبق این مدارک او نخستین فرزندى است که بعد از اسلام از ازدواج موقت به دنیا آمد!
نادانى است که نادان دیگرى پیدا نکرده که با او همراهى کند! این را حسن بن على (علیهماالسلام)در مورد عمرو و عبد الله بن زبیر گفته است!
2- هشدار رسول خدا(ص) به عبدالله بن زبیر: "وای بر مردم از دست تو ":
حدثنا محمد بن المثنى انا موسى بن إسماعیل نا هنید بن القاسم قال سمعت عامر بن عبد الله بن الزبیر أن أباه حدثه أنه أتی النبی صلى الله علیه وسلم وهو یحتجم فلما فرغ قال یا عبد الله اذهب بهذا الدم فأهرقه حتى لا یراه أحد فلما برز عن النبی صلى الله علیه وسلم عمد إلى الدم فشربه فقال یا عبد الله ما صنعت قال جعلته فی أخفى مکان ظننت أنه یخفى على الناس قال لعلک شربته قال نعم قال ولم شربت الدم ویل للناس منک وویل لک من الناس
روزى عبد الله بن زبیر به نزد رسول خدا (ص) آمد در حالىکه آن حضرت مشغول حجامت بودند، وقتى که حجامت تمام شد، به عبد الله فرمودند برو و این خون را جایى بریز که کسى نبیند، وقتى که از نزد رسول خدا (ص) بیرون رفت، خون را نوشید!
پیغمبر (ص) به او فرمودند: اى عبد الله! چه کردى ؟ گفت: آن را در پنهانترین جا از مردم گذاشتم!
آن حضرت فرمودند: نکند آن را نوشیدهاى ؟ گفت: آری!
آن حضرت فرمودند: چرا خون را نوشیدی؟ واى بر مردم از دست تو! و واى بر تو از دست مردم!
(الشیبانی، أحمد بن عمرو بن الضحاک ابوبکر (متوفاى 287هـ)، الآحاد والمثانی، ج1، ص414، تحقیق: د. باسم فیصل أحمد الجوابرة، ناشر:دار الرایة - الریاض، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991م.)
جالب اینجاست که اهل سنت وی را از اصحاب عادل پیامبر می دانند که هیچ نیازی به بررسی در مورد شخصیت وی نیست و به همین جهت، رو شدن شخصیت وی برایشان سنگین است. سند روایت طبق مبانى اهل سنت معتبر است .
3- پیش بینی رسول خدا (ص) در مورد الحاد وی در حرم!
یکى از پیشگویىهاى رسول خدا (ص) که در کتب اهل سنت، با سند معتبر آمده است، پیشگویى کشتارى است که در مکه رخ مى دهد؛ ایشان فرمودهاند شخصى از قریش به نام عبد الله در مکه کشتار مىکند و خود او نیز در مکه کشته مىشود، گناهان او، برابر گناه جن و انس است، و عذاب او نیمى از عذابى است که بر کل جهنمیان وارد مىشود! که تمام خصوصیاتى که در مورد این شخص در روایات اهل سنت آمده است، تنها بر عبد الله بن زبیر تطبیق مىکند و حتى تعدادى از صحابه از جمله عثمان نیز این روایت را بر او تطبیق کردهاند:
احمد بن حنبل در مسند خویش چنین روایت مىکند که:
حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا إِسْمَاعِیلُ بن أَبَانَ الوَرَّاقُ ثنا یعْقُوبُ عن جَعْفَرِ بن أبی الْمُغِیرَةِ عَنِ بن أَبْزَى عن عُثْمَانَ بن عَفَّانَ قال قال له عبد اللَّهِ بن الزُّبَیرِ حین حُصِرَ ان عندی نَجَائِبَ قد أَعْدَدْتُهَا لک فَهَلْ لک ان تَحَوَّلَ إلى مَکةَ فَیأْتِیک من أَرَادَ أَنْ یأْتِیک قال لاَ إنی سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یقول یلْحِدُ بِمَکةَ کبْشٌ من قُرَیشٍ اسْمُهُ عبد اللَّهِ علیه مِثْلُ نِصْفِ أَوْزَارِ الناس.
وقتى که عثمان محاصره شده بود، عبد الله بن زبیر به او گفت: من چند اسب تندرو دارم که آنها را براى تو آماده کردهام! آیا نمىخواهى به مکه بروى و کسانى که مىخواهند با تو باشند، به نزد تو بیایند ؟
عثمان گفت: خیر! من از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: قوچى در مکه الحاد مىکند که اسم او عبد الله است و بر او نصف عذاب مردم است!
(الشیبانی، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص64 ش 461، ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر.)
گفتنی است که بسیاری از علمای اهل سنت تمام تلاش خود را در خدشه وارد کردن به این روایت کرده اند ولی ناکام مانده اند چرا که بر طبق اصول خود ایشان و اصول علوم الحدیث و رجال این روایت سندش معتبر است.
و در مورد اینکه منظور پیامبر از این عبد الله چه کسی میتواند باشد نزد اهل سنت اختلاف است که با دقت در روایت و بررسی تاریخ مشخص میشود تمام این خصوصیات در عبد الله بن زبیر بود و نه دیگران.
این نکته در مقابل وهابیون که متعه را دقیقا زنا و ناشى از بىغیرتى مىدانند، نکته جالب توجهى است که ازدواج زبیر، با اسماء دختر خلیفه اول، از متعه بوده و عبد الله بن زبیر نیز ثمره همین ازدواج بوده است! و حتی طبق این مدارک او نخستین فرزندى است که بعد از اسلام از ازدواج موقت به دنیا آمد!
4- پیشگویی سلمان فارسی در مورد وی:
مقدسترین خانه، در نزد مسلمانان، کعبه است، اما طبق روایات اهل سنت، این خانه، به دست عبد الله بن زبیر به آتش کشیده شده است!
ابن عساکر دمشقى در کتاب تاریخ مدینه دمشقى مىنویسد:
أخبرنا أبومحمد عبدان بن زرین بن المقرئ نا نصر بن إبراهیم المقدسی أنا عبد الوهاب بن الحسین الغزال أنا الحسین بن محمد بن عبید العسکری نا محمد بن عثمان بن أبی شیبة نا وکیع نا سفیان عن سلمة بن کهیل عن أبی صادق عن حنش الکنانی عن علیم الکندی عن سلمان الفارسی قال لیحرقن هذا البیت على یدی رجل من آل الزبیر .
سلمان فارسى گفت: قطعا این خانه (کعبه) به دست یکى از آل زبیر به آتش کشیده خواهد شد!
(ابن عساکر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله (متوفاى571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج28، ص221، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفکر - بیروت - 1995.) در نزد اهل سنت سلمان صحابی و جزو ثقات است و سند این روایت معتبر است.
5- حضرت علی(علیه السلام) او را ابن سوء میداند:
یکى از نکاتى که در روایات اهل سنت، راجع به عبد الله بن زبیر جلب توجه مىکند، این است که امیرمومنان على علیه الصلاة والسلام، او را "ابن سوء " مىدانند!
طبرى این روایت را با سند معتبر نقل مىکند که حضرت فرمودند:
ما حدثنیه أحمد بن زهیر قال حدثنا أبی أبو خیثمة قال حدثنا وهب بن جریر بن حازم قال سمعت أبی قال سمعت یونس بن یزید الأیلی عن الزهری فی قصة ذکرها من خبر علی وطلحة والزبیر وعائشة فی مسیرهم الذی نحن فی ذکره فی هذا الموضع قال ... لما وقف علی وأصحاب الجمل؛ خرج علی على فرسه فدعا الزبیر فتواقفا فقال له علی: ما جاء بک ؟ قال: جاء بی أنی لا أراک لهذا الأمر أهلاً ولا أولى به منا. فقال علی: لست أهلاً لها بعد عثمان ؟ قد کنا نعدک من بنی عبد المطلب حتى نشأ ابنک ابن السوء ففرق بیننا وبینک ...
وقتى على و اصحاب جمل ایستادند على سوار بر اسب شده و زبیر را خواست، وقتى هر دو به هم نزدیک شدند، على به او گفت: چه چیزى تو را به اینجا آورد ؟ گفت:
من به این علت به اینجا آمدم که تو را شایسته این کار نمىدانم و تو را از خود اولاى به خلافت نمىدانم!
حضرت فرمودند: آیا بعد از مرگ عثمان من شایستگى خلافت ندارم ؟ ما تو را از بنى عبد المطلب مىدانستیم، تا اینکه پسر تو، پسر ناشایست تو بزرگ شد، و بین ما و تو فاصله انداخت .
(الطبری، أبو جعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب (متوفاى310)، تاریخ الطبری، ج3، ص41، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت.
البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (متوفاى279هـ)، أنساب الأشراف، ج1، ص314، طبق برنامه الجامع الکبیر.
ابن أثیر الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفاى630هـ) الکامل فی التاریخ، ج3، ص128، تحقیق عبد الله القاضی، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة الثانیة، 1415هـ.)
6 - عامل حضور زبیر و عایشه در جنگ جمل :
یکى از مسببین اصلى شروع جنگ جمل، زبیر بن عوام بود؛ که قبل از شروع جنگ، با مناظرهاى که امیرمومنان على علیه السلام با او داشتند، از جنگ منصرف شد. اما عبد الله بن زبیر، پسرش حتی پدر خود را فریب داد! و او را مجبور کرد که به جنگ بیاید!
یعنى عبد الله بن زبیر، خود یکتنه، بار شروع جنگ جمل و حضور پدرش و عائشه را بر دوش مىکشد .
یکى از مسببین اصلى شروع جنگ جمل، زبیر بن عوام بود؛ که قبل از شروع جنگ، با مناظرهاى که امیرمومنان على علیه السلام با او داشتند، از جنگ منصرف شد. اما عبد الله بن زبیر، پسرش حتی پدر خود را فریب داد! و او را مجبور کرد که به جنگ بیاید!
7- نخستین کسی که در اسلام شهادت دروغ داد:
این روایت، در مسند احمد، سنن ترمذى و سنن ابن ماجه آمده است که رسول خدا (ص) فرمودند "شهادت دروغ، با شرک به خداوند با هم برابر هستند! ":حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا مَرْوَانُ الفزاری ثنا سُفْیانُ بن زِیادٍ عن فَاتِکِ بن فَضَالَةَ عن ایمن بن خُرَیمٍ قال قام رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم خَطِیباً فقال یا أَیهَا الناس عَدَلَتْ شَهَادَةُ الزُّورِ اشراکا بِاللَّهِ ثَلاَثاً ثُمَّ قال اجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
رسول خدا (ص) فرمودند: شهادت دروغ، با شرک به خدا برابر است! سپس به این آیه استدلال کردند که "اجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور " (مسند أحمد بن حنبل ج4، ص233 ش 18073، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر- سنن أبی داود ج3، ص305 ش 359، اسم المؤلف: سلیمان بن الأشعث أبو داود السجستانی الأزدی الوفاة: 275، دار النشر: دار الفکر - -، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید داود
عبد الله بن زبیر
السجستانی الأزدی الوفاة: 275، دار النشر: دار الفکر - -، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید سنن ابن ماجه ج2، ص794 ش 237، اسم المؤلف: محمد بن یزید أبو عبدالله القزوینی الوفاة: 275، دار النشر: دار الفکر - بیروت-، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی )
8- امام حسن علیه السلام او را نادان می داند:
سفیه لم یجد مسافها قاله الحسن بن علی رضی الله عنهما فى عمرو وفی عبد الله بن الزبیر
نادانى است که نادان دیگرى پیدا نکرده که با او همراهى کند! این را حسن بن على (علیهما السلام) در مورد عمرو و عبد الله بن زبیر گفته است!
(الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمرو بن أحمد جار الله (متوفاى538هـ)، المستقصى فی أمثال العرب، ج2، ص118، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الثانیة، 1987م .)
9- عبد الله بن زبیر، درود بر رسول خدا (ص) و صلوات را ترک کرد! با چهار متن)
یکى از کارهایى که در روایات، از آن مذمت فراوان شده است، ترک درود بر رسول خدا (ص) است! البانى وهابى، روایت ذیل روایت را نقل کرده و سند آن را صحیح مىداند که:
ما اجتمع قوم ثم تفرقوا عن غیر ذکر الله و صلاة على النبی صلى الله علیه و سلم إلا قاموا عن أنتن من جیفة.
هیچ قومى جمع نشدند و سپس بدون ذکر خدا و درود بر رسول خدا (ص) پراکنده شدند، مگر آنکه موقع بیرون رفتن، بوى آنها بدتر از بوى مردار است!
عمل الیوم واللیلة ج1، ص164 ش 58، اسم المؤلف: أحمد بن شعیب بن علی النسائی أبو عبد الرحمن الوفاة: 303، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1406، الطبعة: الثانیة، تحقیق: د. فاروق حمادة
با این همه مىبینیم که به اقرار علماى اهل سنت، عبد الله بن زبیر، به خاطر دشمنى با اهل بیت رسول خدا (ص) درود بر آن حضرت را ترک کرده است!
وی با خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دشمنی زیادی داشت و در تاریخ موارد اعمال پست این شخص در حق اهل بیت پیامبر وارد شده است مثل : دشنام دادن به امام علی علیه السلام توهین و تحقیر بنی هاشم وی با بی شرمی ایشان را در مکه زندانی کرد و می خواست به آتش بکشاندشان .
وی ابن عباس و محمد بن حنفیه را تبعید کرد و بسیار بخیل و مال اندوز بود .
در طول تاریخ افرادی این چنین پست و بی ارزش امامان معصوم ما را در تنگنا قرار می دادند و مردم را محروم از برکت وجودشان نگه میداشتند تا به هواهای نفسانی خود شهوات قدرت طلبیشان برسند .
دسته بندی : نگاهی به زندگی عبدالله زبیر حاکم ظالم مکه؛منافقی ک
چهره های سیاسی اصلاحات نوروز را کجا بودند؟

ایام نوروز برخی چهره های سیاسی ضمن مسافرت به شهرهای مختلف ،دیدارهای متعددی را نیز در برنامه های خود داشته اند.
در همین راستا شنیده می شود سید محمدخاتمی ابتدا به شهر مقدس مشهد سفر کرده و سپس بعد از آن راهی زادگاه خود اردکان شده است.وی در این سفر دیدارهایی را با برخی از اصلاح طلبان،معاونین ومشاوران خود داشته است.
همچنین شنیده شده آست الله هاشمی رفسنجانی ،بهزادنبوی و سید محمد علی ابطحی نیز ایام نوروز را در شمال بسر برده اند.
دسته بندی : چهره های سیاسی اصلاحات نوروز را کجا بودند؟
شرحی بر ظهور و افول یکی از جنجالیترین مجریان صداوسیما

به نقل از همشهری جوان، صدای آشنایی که آن روزها باید او را در تلویزیون میدیدیم. با یک مدل موی جدید در یک دکور جدید تا باز هم قربان صدقه خودش برود و مرتب علی را صدا بزند (علی زاهدی تهیه کننده ثابت برنامههای کوله پشتی) و اساماس بخواند و با مهمانهایش کل کل کند و آخر برنامه هم خداحافظ همین حالا بگوید. ولی دیگر یک سال میشد که نه ا ز کولهپشتی در تلویزیون خبری بود و نه از مجری خوشبرو رویش.
فرزاد حسنی به جرات یکی از جنجالیترین مجریان صداوسیما در دهه هشتاد بود و در برهوت مجریگری در سیما خوش درخشید، اما... همشهری جوان شرحی بر ظهور و افول این مجری در سیما به چاپ رسانده است.
شبهای تابستان 87 حولوحوش ساعت 9 اگر رادیو را روشن میکردید و سری به موج رادیو جوان میزدید، صدای آشنایی میشنیدید؛ یک صدای خیلی آشنا که قرآن تفسیر میکرد و بحث دینی می کرد.
صدای آشنایی که آن روزها باید او را در تلویزیون میدیدیم. با یک مدل موی جدید در یک دکور جدید تا باز هم قربان صدقه خودش برود و مرتب علی را صدا بزند (علی زاهدی تهیه کننده ثابت برنامههای کوله پشتی) و اساماس بخواند و با مهمانهایش کل کل کند و آخر برنامه هم خداحافظ همین حالا بگوید. ولی دیگر یک سال میشد که نه ا ز کولهپشتی در تلویزیون خبری بود و نه از مجری خوشبرو رویش.
اتفافی که تا پایان دهه 80 هم به جز درموارد استثنایی مثل شب یلدا ادامه پیدا کرد و خانه حسنی شد رادیو جوان و برنامههای رادیویی مثل سینما صدا.
چه از طرفداران فرزاد حسنی باشید و چه از مخالفانش، باید از این اتفاق ناراحت باشید. نه به خاطر یک مسأله خیلی ساده: چند سال وقت و زمان و انرژی برای ساختن ستارهای مثل او در تلویزیون، به همین راحتی از دست رفت. این بار سیستم ضد ستارهای تلویزیون هم جندان مقصر نبود؛ ستاره خودش خودکشی کرد.
این محبوبیت اتفاقی نبود. حسنی ویژگیهایی را برای اولین بار در اجرای تلویزیون وارد کرد. در برهوت صدا و سیما، هر موج جدیدی چه خوب و چه بد، سریع خودش را نشان میدهد و مخاطب خودش را پیدا میکند. موج مجریهای شیکپوش بچه مثبت نیم رخی گذشته بود و او برای اولین بار با سروشکلی خاص (صورت اصلاح کرده، شلوار جین تنگ، مدل موی خاص و...) در یک برنامه زنده از امام و دفاع مقدس دیگر مسائل ارزشی گفت بینندههای جوانی که تا قبل از آن عادت کرده بودند این حرف ها فقط از مجریهایی شبیه احمدزاده بشنوند، ناگهان با کسی روبهرو شدند که همان حرفها را میزد ولی شکل و قیافه دیگری داشت.
اما بیانصاف است که علت محبوبیت او را فقط به ظاهر متفاوتش نسبت بدهیم. زیرا این ظاهر متفاوت، یکی از ویژگیهای اصلی فرزاد حسنی در اجرا پنهان شده بود. تا قبل از او از برنامه من و گفتوگوی من و مهمان من خبری نبود. هویت مجریها، در داخل برنامهها تعریف میشد و از شخصیت حسینی و رفیعی و احمدزاده واقعی، چیزی دستگیرمان نمیشد. آنها مجری فلان برنامه بودند و تمام. ولی فرزاد حسنی آگاهانه یا ناآگاهانه، ویژگیهای شخصیاش را وارد اجرای تلویزیونی کرد و هویت مستقلی برای خودش درست کرد.
بینندگان دیگری با مجری کولهپشتی سروکار نداشتند با فرزاد حسنی سروکار داشتند که مجری کولهپشتی هم بود. همین تکیه بر ویژگی شخصی، هم طرفداران برنامهاش را اضافه کرد و هم مخالفانی که تعریفهای حسنی از خود و ارجاعات متعدد به خودش و اعتماد به نفس خاصش جلوی دوربین را بیش از حد میدانستند.
ولی همین گفتوگوی چالشی افراطی و تکیه بر ویژگیهای شخصی و اعتماد به نفسش، آخر به پاشنه آشیل او تبدیل شد و مرگ ستاره را رقم زد. کولاکی آمد و کولهپشتی برباد رفت و حالا باید صدای او را از رادیو جوان بشنویم و چهرههای سنگین و رنگین دیگری را جای او در تلویزیون ببینیم. ستاره خودکشی کرد، همین و تمام.
دسته بندی : شرحی بر ظهور و افول یکی از جنجالیترین مجریان صدا
مهر تایید هاشمی رفسنجانی بر فتنه!

از فتنه 88 تا کنون قریب به دو سال می گذرد فتنه ای که از سوی مقام معظم رهبری فتنه عمیق نامیده شد و کشور را دچارمشکلاتی کرد. این فتنه که به بهانه واهی تقلب در انتخابات و با هدف براندازی نظام و با پشتوانه غربی ها و به رهبری عناصر میدانی مثل میرحسین موسوی و مهدی کروبی صورت گرفت، خوشبختانه با تدبیر مقام معظم رهبری و هوشیاری و بصیرت ملت ایران در هم کوبیده شد و در 9 دی 88 در سایه حماسه بزرگ ده ها میلیونی دفن گردید. آن چه در این فتنه جای بحث و تامل داشت مواضع دو گانه هاشمی رفسنجانی بود که از یک سو به حمایت از فتنه گران بر می خاست و مواضع جانب دارانه به نفع آنان اتخاذ می کرد و از سوی دیگر در آستانه اجلاس خبرگان مواضع ملایمی بر ضد آن ها اتخاذ می کرد. ولی بی تردید آقای هاشمی تکیه گاه اصلی سران فتنه بود و متاسفانه همچنان بر این مواضع باقی مانده است.آن چه در مواضع وی تغییر می کند تاکتیک هاست نه استراتژی ها. مروری بر مواضع دوسال اخیر هاشمی برای اثبات این ادعا کافی است؛ وی در طول این مدت هیچ گاه حاضر به تبری از فتنه گران نشد و فتنه 88 را رسما محکوم نکرد. درست به همین دلیل بود که پست های کلیدی خود را یکی پس از دیگری واگذار کرده به آخرین سنگر نزدیک می شود. رای قابل توجه خبرگان به آیت الله مهدوی کنی و عدم انتخاب هاشمی از سوی خبرگان در این دوره پیام مهمی برای هاشمی بود تا مواضع گذشته خود رااصلاح کند ولی مع الاسف نه تنها این پیام را دریافت نکرد که با پیام تامل بر انگیزش که به مناسبت فوت میر اسماعیل موسوی پدر میرحسین صادر کرد، به جای تسلیت از خاین به ملت و خادم استکبار تجلیل و نشان داد که بر همان مواضع گذشته اش باقی است و ذره ای از مواضع غیر اصولی و تامل بر انگیزش عقب نشینی نکرده است. او در این پیام نه تنها حاضر به تبری از میرحسین و سران فتنه نشد، بلکه وی را فردی خدوم نیز نامیده است!بی تردید چنان چه انتخابات هیات رییسه خبرگان پس از این پیام انجام می شد 17 رای ممتنع نیز به رای موافق آیت الله مهدوی تبدیل می شد. از سوی دیگر پیام تایید آمیز هاشمی در کنار پیام یوسف صانعی و سید حسن مصطفوی و علی محمد دستغیب و برخی احزاب منحله مورد حمایت آمریکا حقایق زیادی را بر همگان روشن می کند که کمتر کسی می تواند چشم خود رابر آن ها ببندد.
دسته بندی : مهر تایید هاشمی رفسنجانی بر فتنه!
لکه ننگی دیگر برای اصلاح طلبان،حمایت اصلاح طلب فراری از کشیش افراطی امریکایی در
دلسوزی برای صلح این توجیهیست که به بهانه آن منور زده های در فکر هر از گاهی به خیال خود سوار بر قاطر اندیشه میشوند و بر اسلام و مبانی آن میتازند . در تازه ترین این تاخت و تازها اکبر گنجی که خیال میکند خورشید از مغز او طلوع کرده و عالم را روشن نموده است با نوشتن مقاله ای در سایت روز آنلاین به حمایت از عملکرد تری جنز کشیش افراطی امریکایی که با اهانت به قرآن کریم سعی در کسب شهرت برای خود داشت پرداخته .
این نویسنده فراری که گاه گاهی با نوشته هایش عرض خود میبرد و زحمت ما میدارد در شروع این مقاله خود به تعریف و تمجیدی سخت از تری جنز پرداخته گویی از برادری دفاع میکند که سالها به عشق هم زیسته اند او چنین می نگارد:
یک کشیش کتاب مقدس مسلمان ها (قرآن) را به آتش می کشد. او متعلق به قبیله ی توسعه نیافته ی افغانستان نیست. او شهروند یکی از توسعه یافته ترین جوامع بشری(آمریکا) است. آری جامعه ی چند فرهنگی آمریکا موطن اوست. دیانت او دیانت غیر متساهل اسلام نیست، دیانت او، دیانت اهل مدارای مسیح است.
کاش آقای گنجی کمی تاریخ میخواندند و جنایات کلیسا را در دوره رنسانس و بعد از آن میخواندند چه قدر این برادران شما اهل مدارا هستند آنها با مدارای کامل مردم را در عراق و افغانستان کشتند چه قدر ویتنام پر مدارایی بود یادتان که نرفته چه قدر سیاهان آمریکایی مورد مدارای دوستان شما قرار میگیرند چه قدر جامعه پیشرفته ی مورد علاقه شما متمدنانه به کشتار کودکان در اقصی نقاط دنیا میپردازد چه مدارای خوبی با زنان و کودکان غزه داشتند.
وی با طرح این سوال که این آتش زدن برای نشان دادن یا اثبات چه امری بوده است؟ خود پاسخ میدهد او می خواست به مسلمانان یاد بدهد که متن مقدسشان ناروادار است، "دیگری" و "متفاوت" ها را تحمل نمی کند، متنی که اهل تحمل نیست را نباید تحمل کرد.
سپس با لحنی دلسوزانه اینچنین می نویسد : طبیعی است که کشیش مسیحی آتش خشمی را برانگیخته است، آتشی که بی گناهان را سوزاند، در یکی از ناتوسعه یافته ترین جوامع آتش نارواداری در نیستان سازمان ملل افتاد، چند نفر کشته و سر دو تن از بدن جدا شد، آری، اینها هیچ گناهی جز کمک به مردم فقیر افغانستان نداشته اند
دسته بندی : لکه ننگی دیگر برای اصلاح طلبان،حمایت اصلاح طلب فرا
تا دست رفسنجانی در عروسک موسوی است فتنه ادامه دارد!

گفت و گویی مهم با مسعود شفیعی کیا:
« میرحسین موسوی » پس از دولتش با روی کارآمدن « هاشمی رفسنجانی » به گوشه ای خزید و ترجیح داد که به عنوان مهندسی سفارش شده پروژه های شهردار نمونه رفسنجانی ( کرباسچی ) را عهده دار شود و در فرهنگستان هنر عمر را سپری کند و در بحبوحه فشار سیاست های « تعدیل اقتصادی » بر مردم و در برابر ایجاد شکاف عمیق طبقاتی در کشور پس از انقلاب در دولت کارگزاران و مدعی اصلاحات که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در هنگامی که طبقه ای ممتاز از دل نظام سر بر می آوردند ، تمام دغدغه مهندس برپایی گالری نقاشی هایش بود و بس و از سخنرانی های پر التهاب وی خبری نبود!
سؤال اینجاست که کسی که در فتنه 88 اوضاع کشور را تیره و تار و خود را منجی کشور می دانست چرا در دوران دو دولت پیش سکوت اختیار کرد ؟ که پاسخ یا این است که وی معضلی در آن دوره نمی دید که باز چندین سؤال از وی در اذهان پیش می آید ، که نتیجه آن این است که خود یکی از کارگزاران آن دولت ها بوده است ، با توجه به سخن وی در مناظره انتخاباتی که گفت : « به دولت برادرم آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی افتخار می کنم. » می توان وی را ادامه پروژه دولت کارگزاران دانست چنانچه آقای رفسنجانی دولت خاتمی را نیز ادامه دولت خود خواند بنابر این موسوی دولت گذار جریان آقای رفسنجانی می باشد که حمایت گسترده خاندان وی و خاتمی از موسوی و استمرار حمایت از فتنه دلیل محکم این تبانی می باشد. و البته مدارک زیادی برای اثبات این نیز وجود دارد ولی این استدلال ساده وبدیهی می تواند کسانی را که منکر این امر هستند را متقاعد کند و اگر بگویند موسوی فرصت و جرأت مطرح کردن اعتراضی را نداشته ، مشکل چند برابر می شود چرا که کسی که جرأت وجسارت نداشته است در دولت افرادی چون رفسنجانی وخاتمی سخن بگوید اوَلاً چگونه می تواند خود را حقَ طلب بداند و ثانیاً با چه بیانی حمایت همه جانبه خاتمی و خاندان رفسنجانی را از وی را می توان توجیه کرد؟!
پس از اغتشاش 25 بهمن89 که با صدور رمز ار طرف آقای رفسنجانی صورت گرفت « چرا رفسنجانی باز رمز اغتشاش صادر کرد؟! » و با توجه به موجی که برای محکومیت موسوی و کروبی با به صحنه آمدن یاران آقای رفسنجانی به وجود آمد می شد فهمید که قرار است تمام پیکان اتهام به سوی آن دو گرفته شود تا فرصتی برای آقای رفسنجانی پیش بیاید که در آستانه انتخاب ریاست خبرگان وی را از جنایات آنان تبرئه کنند ولی حال با ناکارآمدی این ترفند و بازماندن وی از ریاست خبرگان درگذشت پدر موسوی فرصت خوبی است برای به صحنه آوردن وی و به اصطلاح « با هندوانه زیر بغل گذاشتن ها « از ظرفیت اغتشاش آفرینی وی بهره برد. تعبیر وی از میر حسین به عنوان « فرزندان خدوم و برومندشان به ویژه مهندس میر حسین موسوی » نشانه همین نوع موقعیت شناسی های وی می باشد و ادعای آقای رفسنجانی نسبت به موسوی در این پیام بر اینکه وی « خدمات شایسته ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی مان کردند . » نیز نشان از پروژه جدید بازآفرینی فتنه می باشد .
این تعابیر در صورتی است که آقای رفسنجانی در زمان دولت خود کمترین ذکر ویادی از موسوی و دولتش نمی کرد بلکه برخی از معضلات را نیز کارگزاران محترم وی به دولت متمرکز و بسته موسوی حواله می دادند ! حال چه شده است که آقای رفسنجانی در اولین روزهای سال 90 به یاد تمجید اینچنینی از وی به عنوان یکی از مجرمان سیاسی کشور و معضل آفرینان نظام افتاده ؟! پاسخ را باید در همان سخن رئیس جمهور در مناظره یافت که موسوی را نماینده اقای رفسنجانی دانست .
آری ! با توجه به خصوصیات شخصیتی موسوی ، وی کسی نیست که به تنهایی جسارت فتنه آفرینی داشته باشد و انفعال وی در مناظره 14 خرداد در مقابل منتخب مردم مؤید همین مطلب است بلکه وی چون عروسکی است که تا دست آقای رفسنجانی درون آن است به خیمه شب بازی برای دشمنان ادامه می دهد .
آقای رفسنجانی پس از فتنه 88 با دعوت از موسوی برای شرکت در جلسات هیأت امنای سابق دانشگاه آزاد وحتَی با دعوت وی به جلسات « مجمع تشخیص مصلحت نظام » که توسط دبیر آن مجمع ( رضایی ) صورت گرفت همواره به دنبال حفظ موسوی در درون نظام است تا که به وی در برابر اقدامات مجرمانه اش مصونیت ببخشد و از وی همواره به عنوان اهرمی در برابر نظام استفاده کند .
صدور بیانیه از طرف گروهی از طلاب منحرف که به اندازه انگشتان دست نمی رسند در حمایت از موسوی با همین ادبیات رفسنجانی در نامه اخیرش به موسوی نشانه سناریویی هماهنگ است تا که در آغاز سالی که همه مکلف « به جهاد اقتصادی « هستند و منطقه به دنبال رستن اسلامی خود است کشور را به آستانه التهاب مورد نظر دشمنان سوق دهند و مسیر شتابنده پیشرفت کشور را بامانع مواجه کرده و هزینه انتخابات آینده مجلس وریاست جمهوری را بالا ببرند که با این دلایل آشکار دیگر کسی نمی تواند از نقش مستقیم آقای رفسنجانی در این فتنه ها چشم خود را ببندد اگر چه که مردم در راهپیمایی های خود در 22 بهمن سال گذشته و تظاهرات اعتراضی خود پس از غائله 25 بهمن بارها با شعارهای خود از نقش آقای رفسنجانی وخاندان وی پرده برداشتند ولی گویا خواص و مسئولان قوه قضاییه هنوز متوجه این امر واضح نشده اند.
دسته بندی : تا دست رفسنجانی در عروسک موسوی است فتنه ادامه دارد
مشایی دانشجو میشود
رئیس دفتر رئیسجمهور دانشجوی دانشگاه تربیت مدرس تهران میشود.
به گزارش فارس، پس از آنکه موضوع تحصیل اسفندیار رحیممشایی در دانشگاه بینالمللی چابهار حاشیهساز شد و علیرغم درج نام رئیسدفتر رئیسجمهور در لیست دانشجویان این دانشگاه، رئیس دانشگاه به تکذیب خبر پرداخت، این بار خبر میرسد که اسفندیار رحیم مشایی قصد دارد در دانشگاه تربیت مدرس تهران به ادامه تحصیل بپردازد.
بر اساس این خبر، در لیست افراد مجاز به ثبتنام آزمون مجازی کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس، نام اسفندیار رحیممشایی نیز به چشم میخورد.
مشایی در صورت ثبتنام از این پس به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق بینالمللل دانشگاه تربیت مدرس ادامه تحصیل خواهد داد. لازم به ذکر است که امروز آخرین مهلت ثبتنام پذیرفتهشدگان است.
دسته بندی : مشایی دانشجو میشود
جزئیاتیاز پشتپرده راهاندازی یکتلویزیوناپوزیسیون
جزئیاتی از پشت پرده راه اندازی تلویزیون اپوزیسیونی "ایران ندا" فاش شد.
به گزارش نسیم، دو سال پیش وقتی ندا آقا سلطان به تازگی از شر شوهر سابق و ازدواج ناموفقش خلاص شده بود و با جراحی و زیبا کردن بینی اش برای شروع یک زندگی رویایی با نامزد جدیدش – که البته او هم بعدها آدم به درد بخوری از آب در نیامد - آماده میشد ، هیچ تصور نمی کرد هنگام عبور از کوچهء خسروی خیابان کارگر شمالی تهران ناگهان گرفتار تیر فردی بی رحم و بی مرام گردد و بطور اتفاقی تبدیل به یک شهید آزادیخواه شود . اما گردید و شد . نام و نشان ارنستو چه گوارای انقلابی چهل سال بعد از مرگش تبدیل به دکانی برای عده ای کاسب و شیاد و بنجل فروش و دستفروش دوره گرد شد ، ولی اسم ندا آقا سلطان – که عمرا” سیاسی نبود و هیچ علاقه ای هم به شهادت نداشت – از همان فردای مرگش ، برای خیلی ها در خارج از ایران تبدیل به دکانی دو نبش و وسیله ای برای کسب و کار و درآمد و شغلهای نان و آبدار شد
زندگی در خارج از ایران به مراتب مشکلتر از داخل کشور است . افراد فراوانی هستند که به خارج از کشور می آیند و با جعل سوابق سیاسی و محکومیت قضایی برای خود و یا اغراق در شرح ماجرای برخوردهای مختصری که احتمالا” حکومت با آنها کرده است ، به هر شکلی که شده ، مانند مرحوم مش قاسم در سریال دایی جان ناپلئون ، خودشان را در صف شجاعان جنگ کازرون جا می زنند و پناهندگی سیاسی می گیرند و مقیم اروپا و آمریکا میشوند . اما این تازه اول بدبختی آنهاست . زندگی در خارج از ایران خرج دارد . در نتیجه این مبارزین عزیز ، چندی که از ورودشان به ممالک غربی گذشت ، عملیات پول درآوردن و کاسبی کردن را شروع می کنند . برخی از آنها برای خدمت به رسانه های فارسی زبان متعلق به وزارت خارجه کشورهایی مانند آمریکا و هلند و آلمان ، نذر و نیاز و چله نشینی می کنند . برخی های دیگر همراه با رفقا و اهل و عیال خود یک سازمان یا کمیته و انجمن حقوق بشری و سیاسی ، یا لااقل یک عدد وبسایت راه می اندازد و سپس با این عنوان که مدیر و نویسندهء آن کمیته یا سازمان و یا وبسایت هستند و برای رشد سیاسی و بهبود حقوق بشر در ایران و براندازی حکومت جمهوری اسلامی در سایت گویا و روز آنلاین یا سایت خودشان و یا در فیس بوک و سایت بالاترین مطلب می نویسند ، از موئسسات وابسته به سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا ، فرانسه ، هلند ، نروژ ، آلمان و غیره درخواست کمک مالی و بودجه می کنند . برخی های دیگر هم که از استخدام در رادیو فردا ، تلوزیون فارسی صدای آمریکا ، رادیو زمانه ، تلوزیون فارسی بی بی سی ، رادیو فرانسه ، سایت روز آنلاین ، سایت جرس و غیره ناامید شده اند ، برای درآوردن یک لقمه نان ، دست به کارهایی ابتکاری و در عین حال عجیب و غریب می زنند . کار این گرسنگان و شارلاتانهای بدبخت به جایی رسیده بود که یکی از آنها – به نام بابک داد – از شدت فلاکت و بی پولی ، اعلام کرده بود که دولت آمریکا باید اموال مصادره شده مملکت ایران در آمریکا را بفروشد و پولش را به ایشان و سایر شیادهایی که خودشان را روزنامه نگاران تبعیدی و آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر می نامند ، بدهد!
یکی از اولین دکانهایی که با نام ندا آقا سلطان باز شد ” بنیاد خیریه ندا ” در لندن بود . این بنیاد البته صرفا” در یک وبسایت خلاصه میشد و هدف خودش را روشنگری ، دفاع از حقوق بشر و حمایت از جنبش آزادیخواهانه مردم ایران و از همه جالبتر ، جمع آوری پول برای کمک به ” فعالین حقوق بشری ، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی تبعیدی ” اعلام کرد و نوشت ” بعد از این خیزشی که در ایران اتفاق افتاده است ، حکومت خیلی ها را به جرم شرکت در اعتراض های اخیر از محل کارشان اخراج کرده است ، کودکان و زنان زیادی در ایران گرسنه مانده اند و هیچ درآمدی برای تامین حداقل مایحتاج زندگی شان را ندارند ، میلیونها (!) جوان تحت شکنجه هستند و خانواده هایشان گرسنه مانده اند ، هزاران (!) روزنامه نگار و فعال حقوق بشر از طریق کوههای مرزی ایران و ترکیه از کشور فرار کرده اند و اکنون در خارج از کشور شبها گرسنه می خوابند ، وزارت اطلاعات حکومت ایران روزانه به هزاران تن از فعالین حقوق زنان و بخصوص اعضای کمپین یک میلیون امضا تجاوز می کند ( یا حضرت عباس! ) ، ای انسانهای آزاد .. ای وجدانهای بیدار جهان ، برای نجات ملت ایران و برای کمک به این مبارزان ، به ما کمک مالی کنید! .. ” . و خوشمزه تر اینکه بنیاد ندا تاکید کرده بود ” برای کمک مالی به ملت ایران فقط و فقط به ما اعتماد کنید .. ما با دیگران تفاوت داریم چرا که ما در پوشش یک بنیاد غیر انتفاعی کار می کنیم و در لندن مستقر هستیم و حکومت ایران کاری به کار ما ندارد . بنیاد ندا تصاویری بسیار دلخراش از حوادث دو سال گذشته در ایران را هم از در و دیوار وبسایتش آویزان کرده بود تا دل هر بیننده ای را بیشتر به رحم آورد . اینکه در طول مدتی که بنیاد ندا دایر بود چه حجم پولی به حسابش ریخته شد ، نمی دانم . اما چندی که از کار بنیاد ندا گذشت ، بنیانگزارانش کیسه های پول را برداشتند و الفرار .. یعنی اینکه ناگهان غیبشان زد . سایتشان را هم از روی اینترنت حذف کردند و بطور کامل ناپدید شدند . البته آثار سایت و مطالب سابقشان را هنوز هم می توان با استفاده از ذخیره گوگل (گوگل کش) پیدا کرد و خواند ، کما اینکه لینکی که در بالا گذاشته ام نیز یکی از همانهاست . اما اگر الان آدرس بنیاد ندا را تایپ کنید با وبسایتی حذف شده روبرو میشود که دامین و نشانی اینترنتی اش هم برای فروش ارائه شده است . بعد از آن ، از بنیاد ندا خبری نشد تا اینکه بنیاد ایران ندا ظهور کرد
بعد از ماجرای بنیاد ندا ، جمعی دیگر از هموطنان ما که مقیم خارج از کشور هستند و هشت شان گروی نه شان بود و شدیدا” دچار مضیقه و کمبود و مشکل مالی شده بودند ، تصمیم گرفتند با استفاده از اسم و رسم ندا آقا سلطان برای خود کسب و کاری مختصر راه بیندازند . این بزرگواران عقل هایشان را روی هم گذاشتند و قرار شد که تلوزیونی را برپا کنند تحت عنوان تلوزیون ندا یا ایران ندا . اینکه آیا بنیاد ایران ندا ادامه کار همان بنیاد ندای قبلی هست یا خیر ، را نمی دانم ، اما می دانم که هر دو بنیاد در لندن براه افتاده اند و هر دو هم ادعا کرده اند که موسسه ای خیریه خواهند بود . با این تفاوت که اولی ادعا می کرد در لندن به ثبت رسیده بود و دومی ادعا می کند در کالیفرنیای آمریکا ثبت شده است . حالا اینکه چرا موسسین دومی در لندن تشکیل جلسه داده اند و کارشان را هم در لندن شروع کرده اند ولی ترجیح داده اند بنیادشان را در آمریکا به ثبت برسانند ، این را هم نمی دانم . هر چه هم در عالم اینترنت گشتم که کوچکترین رد و اثر و نشانه ای از قانونی بودن کار بنیاد ایران ندا و مشخصات ثبت شده اش در سازمان ثبت ایالت کالیفرنیای آمریکا را پیدا کنم ، موفق نشدم . اما بنیانگزاران تلوزیون و بنیاد ایران ندا شناخته شده هستند و جالب اینکه خودشان را هم ” نمایندگان فعالان سیاسی و حقوق بشری، روزنامه نگاران شهروندی، چهرههای شناخته شده پهنه همگانی جامعه ایران ، هنرمندان و فیلمسازان و وبلاگنویسان ایران “ می نامند. مشخصاتی که بنیانگزاران بنیاد و تلوزیون ایران ندا از نحوه کارشان – و در واقع از امیدها و آرزوهایی که برای تلویزیونشان داشتند – ارائه کرده اند ، نشان میدهد که آنها بجای بنیادی خیریه ، یک شرکت سهامی خاص برای درآمد مالی و سرمایه گزاری و افزایش سود و خرید و فروش سهام راه انداخته اند و از جمله نوشته اند “ ایرانندا متعهد است که تنها بخشی از درآمدهای خود را صرف هزینههای جاری کند و باقی را برای پایداری بنیاد سرمایهگذاری کند. ایران ندا به فعالیتهای بازاریابی، ارائهی خدماتِ رسانه ای، پساندازِ درازمدت و فعالیتهای عمومی رایج بنیادها می پردازد تا بتدریج توانِ مالیِ خود را افزایش دهد … هر گونه افزایش توان مالی صرف گسترش کار و تضمین پایداری آن و بالابردن کیفیت تولیدات خواهد شد و در دستمزدهای مدیران ارشد ایرانندا تاثیری نخواهد داشت” . من تصور می کنم عوامل اصلی بنیاد و تلویزیون ایران ندا سه نفر به نامهای مهدی جامی ، نیک آهنگ کوثر و معصومه ( مصی ، مسیح) علی نژاد بوده اند و سایر اسامی اعضای این بنیاد را تزیینی می دانم . بخصوص اینکه دو سه آدم بدبخت و موجه ساده دل را هم پیدا کرده بودند و به عنوان نخودی اسمشان را در لیست اعضای شرکت سهامی تلویزیون ایران ندا گذاشتند تا به توسط نام آنها برای دکان جدیدشان اعتباری کسب کنند و مشتری های بیشتری را جلب نمایند . البته نقشه ها و کسب و کار این بنیاد و تلویزیون ایران ندا نگرفت و همه برنامه ها و آرزوهایشان – لااقل تا این لحظه – روی همان کاغذی که در لندن زیرش را امضا کرده بودند باقی ماند و حسرت ” دستمزدهای مدیران ارشد ” بنیاد و تلویزیون ایران ندا در دل هموطنان گرسنه و بدبختی که قرار بود در بنیاد اینترنتی خودشان مدیران ارشد بشوند ، باقی ماند . مهدی جامی قبل از اعلام شروع به کار تلوزیون ایران ندا – که هیچوقت هم شروع به کار نکرد – در مصاحبه ای با رادیو دویچه وله گفته بود ” در بین ایرانیان خارج از کشور مسأله مالی وجود ندارد . مسأله اصلی این بوده که برای هر سرمایه گذاری شما نیاز به اعتمادسازی دارید . یعنی همانطور که اگر در بازار اعتماد وجود نداشته باشد، سرمایهگذاری نمیشود، برای یک ساختار مدنی مثل بنیاد یا شرکت هم اگر اعتمادسازی نشده باشد، طبعاً نمیتواند جلب کمک کند، وگرنه پول وجود دارد . مطمئن باشید در میان ایرانیان خارج از کشور پول بسیار زیاد است. در واقع آن ساختار مدنی مناسب وجود نداشته برای این که از این پولها برای یک کار رسانهای مناسب استفاده کند و ما امیدواریم که آن ساختار مدنی الان شکل گرفته باشد و ممکن است ما اولیناش باشیم . ” ( اینجا) البته مهدی جامی اولین کسی نبود که تصور می کرد با یک چنین طرح و برنامه هایی می تواند به گنج بزند و این ” پول های بسیار زیاد” را تبدیل به حقوق مدیران ارشد کند . پیش از او ، شیادهای حقوق بشری و کاسبان و روزنامه نگاران جعلی و تبعیدی ، با راه انداختن ده ها و بلکه صدها و حتی هزاران سازمان سیاسی ، حقوق بشری ، کمیته ، انجمن ، وبسایت و نشریهء آنلاین و حزب و گروه و دسته و رادیو تلوزیون ماهواره ای ، شروع به استخراج از این معدن طلا کرده بودند . در واقع مهدی جامی و نیک آهنگ کوثر و مسیح علی نژاد خیلی دیر بازار خیرات و مبرات شب جمعه را کشف کردند . نکتهء رقت انگیزی که این افراد در اساسنامه بنیاد و تلویزیون ایران ندا نوشته بودند ، پیشنهاد فروش خودشان بود . من دیده بودم کسی از فرط گرسنگی و بدبختی بدنش و اجازه استفاده از اندام جنسی اش را بفروشد ( کما اینکه ، به قرار مسموع ، دختر هجده سالهء یکی از بنیانگزاران همین بنیاد و تلویزیون ایران ندا در فیلمهای جنسی و پورنوی مستهجن خارجی بازی می کند و به خود فروشی مشغول است) اما ندیده بودم کسی علنا” برای فروش قلم و اندیشهء خودش هم نرخ تعیین کند . مهدی جامی ، نیک آهنگ کوثر و مسیح علی نژاد ، بعد از اظهار مقداری تعارفات معمول و رایج پیش از معامله ، از قبیل گفتن “حامیان مالی ، فارغ از میزان کمکهاشان، نمی توانند سیاست ها و ارزشهای اعلام شده ایران ندا را تغییر دهند ” ، تعارف را به کناری گذاشته و صراحتا” و بطور علنی نوشته اند ” کمک مالی بر اساس قوانین جاری کشوری که اهدا کننده در آن زندگی می کند دریافت می شود .. حمایت کنندگان حق دارند کمک خود را به برنامههای معین یا موضوعات مشخصی اختصاص دهند . حمایت کنندگان مالی حق دارند بر امورِ مالی ایران ندا نظارت کنند .. حمایت کنندگانی که بیشتر از ? هزار دلار کمک سالانه کنند عضو «هیات مشاوران افتخاری» ایرانندا خواهند بود. اعضای ارشد این هیأت در نقش هیات رئیسه افتخاری بنیاد ایرانندا عمل می کنند . هیأتِ مشاورانِ افتخاری همراه با نمایندگانی از اعضای ایرانندا سالانه در نشستی با هیات مدیره بنیاد و سردبیران ارشد ایران ندا شرکت میکنند تا نظرات خود را مطرح کنند و از پیشرفت کارها با خبر شوند و با آنها در مورد برنامهها مشورت شود. ” دقت کردید؟ با پرداخت فقط ? هزار دلار می توان بر کار این جماعت و تلویزیون و بنیادشان نظارت کرد ، به آنها خط و ربط و جهت داد ، و مثل عروسک های خیمه شب بازی جابجایشان کرد . من اگر جای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بودم ، یک چک پانزده هزار دلاری می کشیدم و مهدی جامی ، نیک آهنگ کوثر و مسیح علی نژاد را یکجا می خریدم .
مهدی جامی معتقد بود در بین ایرانیان مقیم خارج از کشور پول بسیار زیادی وجود دارد ، فقط باید یاد گرفت که چگونه این پولها را جذب کرد!
علیرضا رضایی و نیک آهنگ کوثر در جریان افتضاح و رسوایی موسوم به نامه ۶۶نفره ؛ نیک آهنگ کوثر تلاش کرد تا یکی دو خانم معروف به فساد و فحشا و آلوده به مواد مخدر و نیز عده ای لات و لمپن و شیاد را به عنوان روزنامه نگاران تبعیدی! جا بزند که نشد
معصومه (مصی، مسیح) علی نژاد که در سایت جرس بیشتر درباره خانواده زندانیان و مقتولین می نویسد و ظاهرا” بابت هر مطلبش هم حدود یکصد دلار معاش می گیرد ، در رقابت با خانم دیگری که او نیز در یک سایت و روزنامه اینترنتی ، متخصص گفتگو با خانواده های زندانیان و مقتولین شده و بابت هر مطلبش حدود پنجاه دلار می گیرد ، وارد یک رقابت عجیب و غریب شغلی شده است که شرحش را احتمالا” در مطلبی جداگانه خواهم نوشت
و حرف آخر اینکه من دلم برای خانواده ندا آقا سلطان میسوزد . نمی دانم مادر آن جوان خدابیامرز با دیدن این کاسبی هایی که به نام فرزندش در خارج از کشور راه افتاده است چه حس و حالی پیدا می کند؟ چندی پیش هدا آقا سلطان – خواهر مرحوم ندا آقا سلطان – در مطلب کوتاهی که خطاب به مسیح علی نژاد نوشت و در سایت خودنویس (متعلق به نیک آهنگ کوثر) منتشرش کرد از این زن خواهش کرد که دست از سر اسم ندا آقا سلطان بردارد و برای کسب و کارش راه دیگری را پیدا کند . او از جمله نوشت ” خانم علینژاد! شما قول دادید که اسمی از مادر من نیاورید و حتی چیزی از سکوتش ننویسید ، ولی متاسفانه شما داستانسرائی کردید . همه جا میگویید که هدا به من ایمیل زده است اما در تلفن روز جمعه ، از مادر من ، ایمیل من را خواسته بودید .. لطفأ ما را راحت بگذارید ، این راه درستی برای مشهور شدن نیست! ” من واقعا” امیدوارم که کاسبان و شیادها و شارلاتان های سیاسی و حقوق بشری نه تنها دست از سر اسم مرحوم ندا آقا سلطان و خانواده اش بردارند و آنها را راحت بگذارند ، بلکه توصیه خواهر آن مرحوم را هم جدی بگیرند و برای کسب و کار و درآمد و معروف شدنشان ، بجای راه انداختن دکانهای سیاسی و روزنامه نگاری های زرد و مشمئز کنندهء غیراخلاقی و تلوزیون بازی های سیاسی – تجاری و ساخته و پرداخته کردن گروهها و سایتهای جعلی حقوق بشری ، واقعا” به دنبال راه های دیگری و کارهای بهتری باشند . من مطمئن هستم اگر این شیوه ای که شیادها و کلاهبردارهای فراری و روزنامه نگارهای جعلی مقیم خارج از کشور برای کسب و کار سیاسی و حقوق بشری خود در پیش گرفته اند ادامه پیدا کند ، بخاطر یک مشت دلار ، علاوه بر بنیاد و تلوزیون ندا ، بزودی باید در اروپا و آمریکا شاهد راه افتادن چلوکبابی ندا ، فالوده ندا ، کابارهء ندا ، قنادی ندا ، رستوران ندا ، تاکسی تلفنی ندا ، کافی شاپ ندا و حتی شاید زیر سیگاری ندا ، فندک ندا ، و … غیره هم باشیم . با این کاسبان و شیادهایی که من می شناسم ، شکی ندارم که چنین روزی هم فرا خواهد رسید و عاقبت عکس و چهرهء معصومانه و لبخند غم انگیز ندا آقا سلطان را روی چیزهایی که نباید ببینیم ، خواهیم دید.
دسته بندی : جزئیاتیاز پشتپرده راهاندازی یکتلویزیوناپوزیسی
مرد خاکستری اصلاحات هم به صف مخالفان جنبش سبز پیوست!

مرد خاکستری اصلاحات با تاکید بربرنامه ریزی اصلاح طلبان برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از شناسایی و مذاکره با برخی چهره ها برای قرارگرفتن آنان در لیست های انتخاباتی سخن به میان آورده و تاکید کرده است که این افراد دارای سابقه مثبتی بوده و توان عبور از فیلتر شواری نگهبان را دارا می باشند.
وی همچنین با بیان اینکه اصلاح طلبان باید با « ناز و کرشمه » وارد عرصه انتخابات شوند گفته است،باید کاری کرد که نظام مثل عروس ها ناز ما را بکشد!
مرد خاکستری در ادامه در خصوص پیش بینی خود از ترکیب مجلس نهم،این مجلس را مجلس اقلیت ها عنوان کرده و گفته است،پیش بینی من این است که در مجلس نهم هیچ جریانی اکثریت را بدست نیاورده و کلا با ۳ اقلیت سروکار داشته باشیم.
وی در این زمینه اصولگرایان منتقد،اصلاح طلبان و دولتی ها را اقلیت های مورد اشاره خود دانسته است.
مرد خاکستری همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به انتقاد از فرقه سبز پرداخته و صراحتا تاکید کرده است بزرگترین ضربه وارد آمده به اصلاح طلبان طی یکی دو سال گذشته از سوی این فرقه وارد آمده است.
وی با تاکید بر اشتباهات فراوان اصلاح طلبان و فتنه گران، حضور اپوزیسیون تابلودار و منافقین در جمع آنان را ضربه ای جبران ناپذیر توصیف کرده و با اشاره به برخی نیروهای اصلاح طلب خارج نشین همچون گنجی گفته است این افراد نیز در زمین زدن اصلاحات بی تاثیر نبوده اند.
مرد خاکستری در عین حال بر مدیریت رفتاری فرقه سبز توسط اصلاح طلبان تاکید کرده و گفته است ما نباید این فرقه را حذف کنیم بله باید به عنوان یک چماق همواراه بالای سرنظام آن را نگاه داریم!.
دسته بندی : مرد خاکستری اصلاحات هم به صف مخالفان جنبش سبز پیوس
بازرگان: موسوی از دوسال پیش متحول شده است
عبدالعلی بازرگان در واکنش سخنان اخیر دبیرکل مستعفی گروهک نهضت آزادی مدعی شد که مصاحبه ابراهیم یزدی "ساختگی" است. بازرگان در عین حال اضافه کرد که مصاحبه دبیر کل مستعفی نهضت آزادی "مونتاژ شده" است.
به گزارش شبکه ایران، «عبدالعلی بازرگان» که یکی از سران لندننشین حامی موسوی و از همراهان عطاءالله مهاجرانی و محسن کدیور است، در مصاحبه با ارگان رسمی اتاق فکر لندن در کشور انگلیس، در واکنش به اظهارات تند دبیرکل مستعفی گروهک متبوعش مدعی شد که این مصاحبه ابراهیم یزدی "ساختگی" است.
بازرگان در عین حال اضافه کرد که مصاحبه دبیر کل مستعفی نهضت آزادی "مونتاژ شده" است. او البته توضیح نداد که اگر مصاحبه ساختگی است چه نیازی به مونتاژ دارد!
بازرگان در ادامه مخالفت یزدی با میرحسین موسوی را تایید کرده اما با بیان اینکه «انتخاب گزینشی از برگههای بازجوئی و تحریف و تغییر آن به شکل مصاحبه رسمی اصالتی ندارد. مخالفت با برخی سیاستهای دولت سابق آقای موسوی را بیانیههای نهضت که در مجموعه اسنادش درج شده به وضوح نشان میدهد اما فرق است میان سیاستهای دیروز مهندس موسوی در مقام نخست وزیری و سیاستهای سبز امروزش»، تلاش کرد تا اظهارات یزدی را توجیه کند.
او در ادامه مجددا بر مخالفت با احکام اسلامی و اصل ولایتفقیه از سوی نهضت آزادی تاکید کرده و گفته است: هیچ شکی نیست که نهضت با تمام وجودش با اصل ولایت فقیه مخالف است.
عضو گروهک نهضت آزادی همچنین تصریح کرد که میرحسین امروز با موسوی دهه 60 کاملا متفاوت است و از دو سال پیش متحول شده است: "آدم ها عوض می شوند. تغییر و تحول خصلت ممتاز انسان است، موسوی امروز با موسوی سه دهه قبل فرق دارد. اگر تغییر نکرده بود، باید در صلاحیتش شک می کردیم."
اذعان بازرگان(به عنوان یکی از ابوذرهای موسوی) به متحول درونی میرحسین در حالی است که از دو سال پیش و پس از آغاز اقدامات افراطی و دشمن پسند موسوی، ناظران سیاسی از تحول فکری و اعتقادی وی نسبت به دوران نخست وزیری اش سخن گفته اند.
گفتنی است «ابراهیم یزدی» دبیرکل گروهک غیرقانونی نهضت آزادی که چند روزی است به دلیل استعفا از سمت خود به رسانههای خبری راه یافته و برخی سایتهای ضدانقلاب مطالبی را درباره او منتشر کردهاند، اخیرا در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا به صراحت از موسوی اعلام برائت کرده و رئیس جمهور شدن او را یک فاجعه نامیده است.
یزدی که گروهک متبوعش یکی از حامیان و محرکان جدی موسوی برای دست زدن به اقدامات رادیکالی بود، در سخنان جدید خود گفته است: «من با کاندیداتوری او مخالف بودم. پذیرفتنی نیست که کسی رییس جمهور شود و با رهبری مشکل داشته باشد. اگر موسوی انتخاب میشد برای کشور فاجعه بود، زیرا رهبری و رییسجمهور باید با هم هماهنگ باشند.»
دسته بندی : بازرگان: موسوی از دوسال پیش متحول شده است
عکس: مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد
اگرچه بخشی از فعالان سیاسی تحصیل مهدی هاشمی را مساله ای انحرافی به منظور ادامه حضور وی در انگلیس و فرار از محاکمه ارزیابی می کنند اما به نظر میرسد اعلام خبر تقلب وی در رساله دکتری اش نیز در راستای این دیپلماسی انگلیس صورت گرفته؛ مسالهای که انتظار می رود در روزهای آینده پشت پرده آن مشخص شود.
به گزارش شبکه ایران، دانشگاه آکسفورد انگلیس برخلاف اقدام فوریاش در پاسخ یک روزهای که درباره مدرک دکترای مرحوم کردان داد، از سال گذشته حاضر به دادن پاسخ به سوالی درباره حضور مهدی هاشمی در این دانشگاه نشد اما از چند روز پیش و به یکباره موضوع «تقلب» این شخصیت جنجالی درباره رساله دکترایش را رسانه ای کرده است.
دسته بندی : عکس: مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد
حاشیههای نشست خبری رئیسجمهور

اولین نشست خبری رئیسجمهور در سال 90، ظهر امروز دوشنبه 15 فروردین در سالن شهید بهشتی نهاد ریاستجمهوری و با حضور بیش از 300 خبرنگار، تصویربردار و عکاس از رسانههای داخلی و خارجی برگزار شد که حاشیههایی نیز به همراه داشت. این حاشیهها به شرح ذیل است:
* خبرنگاران از ساعت 15 برای تحویل وسایل خود جهت "چک " در نهاد ریاستجمهوری حضور یافتند و با گذشت زمان بر تعداد خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران افزوده میشد.
* یکی از حواشی جالب اولین نشست خبری رئیسجمهور در سال 1390 دید و بازدیدهای نوروزی خبرنگاران با یکدیگر بود.
* حضور خبرنگاران زن نسبت به نشستهای خبری گذشته رئیسجمهور در این کنفرانس مطبوعاتی بیشتر به چشم میخورد.
* بنر پشت سر رئیسجمهور به پرچم جمهوری اسلامی ایران و شعار "جهاد اقتصادی " مزین شده بود.
* قبل از حضور رئیسجمهور در نشست خبری، محمدجعفر محمدزاده معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد، ساسان والیزاده معاون امور فرهنگی و رسانهای دفتر معاون اول رئیسجمهور، احسان قاضیزاده مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد، علیاکبر جوانفکر مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و تعدادی از مسئولان رسانهای کشور حضور پیدا کردند.
* با وجود اینکه طبق اعلام قبلی قرار بود نشست خبری رئیسجمهور ساعت 17 برگزار شود، احمدینژاد به همراه مجتبی ثمرههاشمی مشاور ارشد خود با 10 دقیقه تأخیر وارد سالن شد که طبق معمول این حضور رئیسجمهور با بالا گرفتن صدای شاتر دوربین عکاسان همراه بود.
* طبق روال نشستهای خبری گذشته رئیسجمهور، این بار نیز مراد عنادی مجری شبکه 2 سیما، وظیفه اجرای این نشست را بهعهده داشت و صالحیمرام نیز در کنار عنادی وی را همراهی میکرد که پس از گذشت چند دقیقه، محمد شیخان رئیس مرکز ارتباطات، اطلاعات و تبلیغات دفتر رئیسجمهور نیز به جمع عنادی و صالحیمرام پیوست تا این 2 را در کار نوبتدهی و مدیریت نشست خبری رئیسجمهور یاری کند.
* رئیسجمهور در این نشست خبری نیز همچون همیشه با سخنان کوتاهی در خصوص مسائل داخلی و خارجی این نشست را آغاز کرده و ضمن تبریک عید نوروز به ملتها، این عید را عیدی جهانی و عید پاک کردن خودخواهیها و کدورتها خواند.
* عقربههای ساعت حدود 17:30 را نشان میداد که سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با گذشت 20 دقیقه از آغاز نشست خبری، وارد سالن شهید بهشتی نهاد ریاست جمهوری شد.
* این بار بهخلاف نشستهای قبلی رئیسجمهور که همیشه شبکه خبر سیما آغازگر برنامه بود، روزنامه ایران را آغازگر برنامه قرار دادند و مجری برنامه در توضیح دلیل این اقدام خاطرنشان کرد که فقط به خاطر نام "ایران " این تغییر صورت گرفته است.
* خبرگزاری وفا (ایونا - خبرگزاری زنان ایران)، به عنوان چهارمین رسانه پرسش کننده از رئیسجمهور، طبق معمول سؤال خود را به موضوعی درباره زنان اختصاص داد و از نقض حقوق بشر در آمریکا در خصوص شهرزاد میرقلیخان پرسید که احمدینژاد نیز اعلام کرد این موضوع درحال پیگیری است.
* سؤال خبرنگار چینی به زبان فارسی به دلیل عدم تسلط کافی این خبرنگار به زبان فارسی موجب خنده رئیسجمهور و حاضران شد که همین موضوع باعث شد این خبرنگار با دور زدن قانون طرح بیش از یک سؤال ممنوع، دومین سؤال خود را در میان خندههای حضار از رئیسجمهور بپرسد.
* در حالی که عقربههای ساعت 18:07 را نشان میداد، عنادی مجری برنامه با بیان اینکه وارد نیمه دوم میشویم که باید سرعت طرح سؤالها را بالا ببریم، از خبرنگاران درخواست کرد که سؤال خود را کوتاه پرسیده و بیش از یک سؤال هم نپرسند که رئیسجمهور نیز گفت: سؤالات را تستی کنید! و عنادی نیز در جواب اظهار داشت: شما خیلی تشریحی جواب میدهید.
* مردوخی خبرنگار پیشکسوت آنا که به نطقهای آتشین بهجای طرح سؤال معروف است، این بار امّا بهجز نطقی کوبنده علیه مفسدان اقتصادی، از رئیسجمهور پرسید که: "بالاخره آن اسامی مفسدان اقتصادی که گفتید در جیبتان است، وضعیتشان چه شد؟ "، رئیسجمهور در پاسخ گفت: از اینکه هربار از این تریبون استفاده میکنید و از جانب من قول میدهید که لیست مفسدان اقتصادی را افشا کنید، تشکر میکنم! مهدی ما (مهدی احمدینژاد) که کوچک بود وقتی به خانه میرفتم، میگفت: بابا من به تو قول دادم که مرا به پارک ببری!
البته رئیسجمهور در ادامه پاسخ خود به مردوخی گفت که نام 250 نفر از متخلفان اقتصادی را به رئیس قوه قضائیه داده است.
* برخی رسانهها نیز در این نشست از فرصت استفاده کرده و پس از طرح سؤال خود، تمرکز اصلی را روی درخواست از رئیسجمهور برای اعطای وقت مصاحبه اختصاصی قرار دادند که البته در این باره خبرنگار CCTB چین موفق شد موافقت ابتدایی رئیسجمهور را نیز جلب کند.
* رئیسجمهور در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس که از وی پرسیده بود: "شما برای تحقق فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر عدم طرح گلایهها و انتقادات سران قوا در افکار عمومی و حل این اختلافنظرها در یک فضای صمیمانه چه اقداماتی انجام خواهید داد؟ "، تأکید کرد که رهبر انقلاب گفتهاند که کاری نکنید و ما هم کاری نمیکنیم. اما هنوز 10 دقیقه از این موضع رئیسجمهور نگذشته بود که وی در پاسخ به خبرنگار پانا که پرسید: "آقای لاریجانی دولت را متهم به تخلف کرده است و آیا نمیخواهید به آنها جواب دهید؟ "، بار دیگر باب گلایه از رئیس قوه مقننه را گشود و در پایان نیز در پاسخ به این سؤال که: "نمیخواهید در این خصوص پیگیری حقوقی انجام دهید؟ "، تصریح کرد: حالا پیگیری حقوقی میکنیم. بالاخره از کدام رئیس قوه به کدام رئیس قوه شکایت کنیم؟ آقا ما را به دردسر نیندازید!
* اما سؤال خبرنگار ژاپنی، ابراز همدردی رئیسجمهور با زلزلهزدگان و آسیبدیدگان سونامی ژاپن را به همراه داشت که احمدینژاد ضمن ابراز همدردی ابراز امیدواری کرد مردم ژاپن به سرعت بر شرایط غلبه کرده کشور خود را بسازند.
* رئیسجمهور که سعی داشت برای صرفهجویی در وقت و احتمالاً عمل به توصیه مجری برنامه سؤالات را مختصرتر جواب بدهد، در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه جوان به گفتن کلمه بسنده کرد که در واکنش به این موضوع خبرنگار روزنامه جوان خواستار توضیح بیشتر رئیسجمهور شد. احمدینژاد هم گفت که: چون "جوان " است، مفصلتر جواب میدهد. البته خبرنگار روزنامه جوان هم واقعاً جوان بود.
* خبرنگار رادیو تهران پس از قرار گرفتن در پشت تریبون گفت که 5 سال است از رئیسجمهور درخواست بازدید از این رادیو را مطرح کردهاند اما هنوز این اقدام صورت نگرفته است. اما رئیس جمهور در پاسخ تأکید کرد که در آینده این اقدام صورت خواهد گرفت.
* ثمره هاشمی دستیار ارشد رئیسجمهور در این نشست خبری از طریق گوشی به ترجمههای سخنان رئیسجمهور گوش میداد تا احیاناً در ترجمههایی که صورت میگیرد، سخنان احمدی نژاد دچار تغییر نشود.
* اما خبرنگار لسآنجلس تایمز از جمله خبرنگارهایی بود که طعم تیزهوشی رئیسجمهور در پاسخ به سؤالات خبرنگاران را به خوبی چشید. وی که در سؤالی تعجببرانگیز از دعوای ساکنان یک مجموعه مسکونی درباره قیمت گاز پرسیده بود، با کنایه رئیسجمهور در خصوص نسبت خبرنگار لسآنجلس تایمز آمریکا با یک واحد مسکونی آنهم در غرب تهران، رشته سؤال را از دست داد. احمدینژاد اما ادامه داد که ما توصیه میکنیم ساکنان آن مجموعه مسکونی با هم دعوا نکنند و به جای آن مشعلهای وسایل گازسوز را تنظیم کنند و . . . .
البته احمدینژاد با گذشت چند دقیقه از پاسخ به خبرنگار لسآنجلس تایمز توضیح داد که فقط برای عوض شدن فضا با این خبرنگار شوخی کرده است. هرچند این سخنان نیز خبرنگار لسآنجلس تایمز را از این نکته غافل نخواهد کرد که از این پس در نشستهای خبری با رئیس جمهور ایران سؤالات سنجیدهتری مطرح کند.
* اما خبرنگار CBS در ابتدای سؤال خود از رئیسجمهور گفت که: "امیدوارم همانطور که مشکل گاز لسآنجلس تایمز را حل کردید، مشکل آب و برق ما را هم حل کنید. "، این خبرنگار ادامه داد: "قول کاپشن احمدینژادی داده بودید که هنوز به ما نرسیده است ". رئیسجمهور در این خصوص فوراً از تشریفات ریاستجمهوری خواست که کاپشنی احمدینژادی آنهم از نوع خوبش را به این خبرنگار هدیه بدهند.
در ادامه این خبرنگار که احتمالاً قصد داشت ضایع شدن خبرنگار لسآنجلس تایمز را تلافی کند،با اشاره به قیمت گاز گفت که: "کاپشن را بدهید تا بپوشیم و سردمان نشود ". امّا احمدینژاد به وی یادآوری کرد که در حال حاضر در فصل بهار به سر میبریم و امروز هم هوای تهران اتفاقاً سرد نیست!
رئیسجمهور همچنین در مزاحی به وی متذکر شد که این کاپشن احمدینژادی مارک ندارد که بخواهد آن را به فروش بگذارد!
* این نشست خبری پس از گذشت 2 ساعت و 30 دقیقه در ساعت 19:40 به پایان رسید. خبرنگاران پس از پایان نشست خبری، با احاطه رئیسجمهور تعدادی نامه را که مردم به آنها داده بودند، به دست احمدینژاد رساندند.
* البته احمدینژاد در واکنش به برخی خبرنگاران که نسبت به عدم طرح سؤالاتشان به دلیل ضیق وقت گلهمند بودند، گفت که در نشست خبری بعدی قبل از شروع مراسم، شخصاً از خبرنگارانی که در نشستهای قبلی موفق به طرح سؤال نشدهاند، برای طرح سؤالشان دعوت خواهم کرد.
دسته بندی : حاشیههای نشست خبری رئیسجمهور، جهاد اقتصادی
فعالیت نوه ی یکی از علما برای اغتشاش در دانشگاه صنعتی
![]()
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، نامبرده نوه آیت ا... (ا) یکی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری است و پدر وی در قم مدیریت بخشی از حوزه ی علمیه قم را نیز بر عهده دارد.
(م.س) که دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه صنعتی اصفهان است فعالیت های شدیدی را در صحن دانشگاه برای ایجاد بدنه ای به نفع جریان فتنه دنبال می کند.
همچنین وی با راه اندازی یک صفحه شخصی در فیس بوک، با هتاکی به مسئولان ارشد نظام ،ایجاد اغتشاش آفرینی در فضای اجتماعی را دنبال می کند.
گفتنی است که نامبرده در اغتشاشات پس از انتخابات و آشوب گری های خیابانی در سال گذشته در دانشگاه هابسیار فعال بوده به طوری که در اغتشاشات 10 اسفندماه سال 89 نیز به دلیل فعالیت و هدایت اغتشاشات از سوی مأموران بازداشت شده بود.
دسته بندی : فعالیت نوه ی یکی از علما برای اغتشاش در دانشگاه صن
پیشنهاد مقتدی صدر برای کشتن کشیش هتاک

به نقل از شیعه آنلاین،سید "مقتدی صدر" در ادامه این بیانیه که پس از استفتاء یکی از هوادارانش در مورد موضع وی نسبت به موضوع قرآن سوزی، صادر شد، از مسلمانان سراسر جهان خواست تا در برابر اهانت های وقیحانه این کشور آمریکایی ساکت ننشینند و به آن پاسخی محکم، کوبنده و در حد و اندازه آن بدهند.
رهبر جنبش صدر عراق همچنین گفت: امتی که چنین کتاب مقدسی را آتش می زنند، امتی فاسق، بد اخلاق، بی احساس، مخالف دین، عاشق فساد و غیره هستند. وای بر امتی که کتاب مقدسش در برابر چشمانش به آتش کشیده می شود و ساکت می نشیند و حتی از چشمانش هم اشک جاری نمی شود و زبانش به حرکت در نمی آید و دستانش برای دفاع از این کتاب بالا نمی رود. این ملت باید پاسخی در حد و اندازه به این کشیش قرآن سوز بدهد.
"مقتدی صدر" در ادامه افزود: مراجع ما کجایند؟! رهبران ما کجایند؟! کجاست آن امامی که فتوای قتل "سلمان رشدی" نویسنده کتاب "آیات شیطانی" را صادر کرد؟! کجایند مراجع ما که باید در چنین زمانی فتوای قتل چنین آدم هایی را صادر کنند؟!
رهبر جنبش صدر عراق در ادامه ضمن اینکه آرزو کرد که می توانست فتوا صادر کند، گفت: والله آرزو می کنم که می توانستم و صلاحیت صدور فتوا در چنین زمانی را داشتم تا دستور می دادم چنین کشیشی را به قتل برسانند. والله ریختن خون او حلال است. از خداوند متعال می خواهم وی و امثال او را عذاب جهنم بدهد.
سید "مقتدی صدر" در پایان گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون. شما مسلمانان اگر در برابر چنین اقداماتی ساکت بنشینید، شاهد توهین های بزرگ تری در آینده خواهید بود.
دسته بندی : پیشنهاد مقتدی صدر برای کشتن کشیش هتاک
خاتمی:از جنبش به اصطلاح سبز متنفرم!

،چند تن از نزدیکان و همفکران محمد خاتمی در تعطیللات نوروز ضمن دیدار با وی صحبت هایی را درباره آینده جنبش سبز داشته و مواردی را در این زمینه مطرح کرده اند که با واکنش منفی و توام با عصبانیت خاتمی مواجه شده است .
خاتمی در این دیدار جنبش سبز را یک جنبش تمام شده دانسته و با بیان اینکه از ابتدا امید چندانی به این جنبش که بیشتر به یک هیجان کاذب شبیه بوده نداشته است از کسانی که وی را تشویق به پیوستن به موسوی کرده بودند به شدت انتقاد کرد .
خاتمی در این دیدار ضمن اعلام برائت از جنبش سبز و افرادی مثل موسوی و کروبی که باعث انزوای وی شده اند ، از نزدیکان خود خواست به جای مانور بر روی جنبش سبز و افرادی مثل موسوی و کروبی به دنبال احیای دوم خرداد در چارچوب قانون اساسی باشند .
دسته بندی : خاتمی:از جنبش به اصطلاح سبز متنفرم!
هاشمی رفسنجانی:هیچکس جرات نمیکند این دانشگاه را تضعیف کند

اکبر هاشمیرفسنجانی رییس هیات امنای دانشگاه آزاد در جمع اساتید و کارکنان واحد آیتالله آملی از تصویب بیناللمللی شدن این واحد در جلسه هیات امنا خبر داد و گفت: ما درجلسه هیات امنا موضوع بینالمللی شدن واحد آیت الله آملی را مصوب کردیم.
دسته بندی : هاشمی رفسنجانی:هیچکس جرات نمیکند این دانشگاه را
واکنش شدید آیت الله سیستانی ازمستند"ظهور بسیار نزدیک است"

آنچه در پی میآید، حاصل گفتگوی مرکز خبر حوزه، با حجتالاسلاموالمسلمین نجمالدین طبسی استاد درس خارج کلام اسلامی و مهدویت حوزه علمیه و کارشناس مسائل وهابیت است که بخشی از دغدغهها، ابراز نگرانیها و انتقادات حضرت آیتالله سیستانی را پیرامون برخی مباحث مطرح شده درباره مهدویت به ویژه فیلم مستند «ظهور بسیار نزدیک است» و ... را بازگو نموده است.
در سفر اخیرم به عتبات عالیات که مصادف با ایام نوروز بود به دیدار برخی مراجع عراق از جمله حضرت آیت الله سیستانی نائل شدم که در این دیدار ایشان انتقادات شدیدی نسبت به بروز برخی انحرافات در زمینه ظهور حضرت حجت (عج) داشتند.
ایشان از مراجع برجسته جهان اسلام محسوب می شوند و ثبات عراق، حفظ وحدت و یکپارچگی این کشور رهین رهبری های این مرجع آگاه شیعه است.
*توقیت و تطبیق برای ظهور حجت، عقاید مردم را تضعیف می کند
ابراز نگرانی حضرت آیت الله سیستانی درباره پخش برخی مستندات و حرف های انحرافی در زمینه نزدیک بودن ظهور بسیار محسوس بود؛ ایشان جریانات انحرافی تعیین وقت و تطبیق اشخاص در نزدیک بودن ظهور حضرت حجت (عج) و دست های پشت پرده این جریانات را نگران کننده توصیف کرده و تصریح داشتند: « توقیت ها و تطبیق ها برای نزدیک بودن ظهور حضرت حجت(عج) بسیار نگرانکننده است و این مطالب عقاید مردم را هدف گرفته و باعث تضعیف اعتقادات جامعه می شود».
ایشان تاکید کردند: « چنین جریاناتی نباید در کشوری مانند ایران شکل بگیرد، یک روز شعیب بن صالح را به یک فرد و بار دیگر به فرد دیگری تطبیق میکنند است، این مسائل نگران کننده است».
دو مسئله توقیت و تطبیق مهمترین انتقاداتی بود که این مرجع عالیقدر شیعه درباره پخش برخی مستندات در زمینه نزدیک بودن ظهور داشتند و تاکید می کردند:« مردم از این جریانات پرهیز کنند و مراقب باشند، چون این مطالب با عقاید آنها بازی می کند و باعث تضعیف معتقداتشان می شود».
*سربازان امام زمان (عج) در برابر انحرافات محکم ایستادهاند
بعد از انتقادات و ابراز نگرانی ایشان از جو ایجاد شده در ایران، خدمت ایشان عرض کردم، سربازان امام زمان (عج) و حوزویان آگاه در سنگرهای دفاع از مذهب، اعتقادات و مکتب اهل بیت (ع) محکم ایستاده، تلاش بی وقفه دارند و مشغول کار هستند و برای نمونه نشست نقد و بررسی مستند « ظهور بسیار نزدیک است» را برای ایشان تشریح کردم.
از بحث هایی که بنده درباره شخصیت شعیب بن صالح، سید یمانی و... در این نشست داشتم، گفته و انتقاداتی که از مستندات این آقایون داشتم را عرضه کردم و گفتم در این نشست « مستند ظهور بسیار نزدیک است» مورد نقد قرار گرفت و مستنداتشان تضعیف شد و جلسه مورد استقبال طلاب قرار گرفت و نوارها و سی دی های آن تکثیر و منتشر شد.
*تقدیر از معاونت تهذیب حوزه
ایشان از اینکه معاونت تهذیب حوزه های علمیه در مدرسه علمیه فیضیه برای صدها نفر از طلاب و فضلای حوزه چنین نشستی را برگزار کرده، تقدیر و ابراز خوشحالی نمودند.
حضرت آیتالله سیستانی از اینکه بالاخره اگر جریانات انحرافی به وجود آمده، جریاناتی هم در حوزه هست که در مقابل آنها بایستد و مردم را آگاه کند و جلوی این انحرافات را بگیرد بسیار خرسند شدند و بیان داشتند: « شروع این انحرافات از کتاب هایی است که به بیان کرامات پرداختند، این کتاب ها عقاید مردم را ضعیف می کند».
ایشان تصریح کردند: « در دوران صدام به ندرت از ایران برای ما کتاب می رسید، ولی امروز معمولاً از کتاب هایی که در ایران منتشر می شود مطلع هستم و متأسفانه برخی کتاب هایی که درباره کرامات و مسائل عرفانی برخی عرفا تالیف می شود، مقدمه جریانات انحرافی است.
*ابراز خرسندی از موضعگیری حوزه علمیه قم
ایشان در پایان بار دیگر از موضع گیری حوزه علمیه قم، علیه این مستندات ابراز خرسندی کردند و برای کسانی که مقابل این جریانات انحرافی ایستاده اند و روشنگری می کنند، بسیار دعا کردند.
دسته بندی : واکنش شدید آیت الله سیستانی ازمستند"ظهور بسی
واکنش شیخ الازهر تخریب ضریح بزرگان دینی:تخریب ضریح بزرگان دینی حرام است

احمد الطیب در گفتوگو با جمعی از دانشجویان الازهر از افزایش سلفیگری و تفکر رادیکالی در مصر ابراز نگرانی کرد و گفت: این امر موجب نابود شدن تفکر میانهروی الازهر است و از علمای الازهر میخواهم با سلفیگری و تفکر رادیکالی مقابله کنند.
وی خطاب به علمای الازهر از آنان خواست حضور خود را به مساجد محدود نکنند و افزود: به میان مردم در قهوهخانهها و خیابانها بروید و آنان را بر حرمت تخریب ضریح بزرگان و علمای دین و افکار اسلامی آشنا کنید.
شیخ الازهر همچنین از دعوتهای موجود برای تخریب ضریحهای بزرگان دینی در مصر مخالفت کرد و تاکید کرد: این امر نتیجهای جز خونریزی و درگیری ندارد.
وی افزود: کسانی که نمازگذاشتن در مساجدی که در آنها ضریح وجود دارد را حرام اعلام کردهاند دارای تفکر خلاف واقع هستند و با هیچ امری جز فکر و اندیشه نمیتوان با آنها مقابله کرد و نماز گذاشتن در مساجد اولیا صالحه خداوند به هیچ وجه باطل نیست.
بنا بر این گزارش، پس از پیروزی انقلاب مردمی مصر سلفیهای این کشور که از سوی عربستان حمایت میشوند اقداماتی علیه شیعیان و مسیحیان این کشور انجام دادهاند و تلاش کردهاند چند ضریح معروف و منتسب به اهل بیت (ع) را در قاهره و اسکندریه را تخریب کنند.
در همین راستا شیعیان مصر تصمیم گرفتهاند تا گروهی از جوانان را مسئول محافظت از ضریح بزرگان دین قرار دهند و در مسجد الحسین (ع)، هزاران نفر دور ضریحی که در این مسجد وجود داشت گرد آمدند و قسم خوردند که با جانهای خود از ضریح این مسجد حفاظت کنند.
پیش از این و در پی تلاش برای تخریب ضریح رأسالحسین (ع) قاهره توسط سلفیهای مصری، «علی جمعه» مفتی مصر و چند تن از علمای الازهر این اقدام ناشایست را به شدت محکوم کرد
دسته بندی : واکنش شیخ الازهر تخریب ضریح بزرگان دینی:تخریب ضریح
قذافی برنده جایزه "زیباترین چشم جهان" +عکس
یک نشریه معتبر آمریکایی در آخرین شماره خود قذافی را بالاتر از بازیگران هالیوودی همچون "آنجلینا جولی" قرار داده و وی را برنده جایزه زیباترین چشم جهان در سال 2011 معرفی کرده است.

دسته بندی : قذافی برنده جایزه "زیباترین چشم جهان" +
وزیر امور خارجه متهم به تعلق به فرقه انحرافی بهاییت شده است!

به نقل از فردا بعد از آنکه یکی از سایت های اصولگرا در قالب انتشار نظرات خوانندگان خود، وزیر امور خارجه را به مکتب شیطانی بهاییت نسبت داد، یکی از مورخان در استدلالاتی عجیب و در مطلبی بلند بالا به تایید این مسئله پرداخت.
این بی اخلاقی و اتهام بزرگی که نسبت به علی اکبر صالحی وارد شده است، هیچ جای شبهه ای را باقی نمی گذارد که عده ای در صدد ضربه به ارکان نظام بر آمده اند و راه ورود خود به این عرصه را از صالحی آغاز نموده اند.
در یکی از استدلال های عجیب این به اصطلاح مورخ به پیام تسلیت علی اکبر صالحی برای شهید مجید شهریاری اشاره شده که در آن نوشته است: " دکتر علیاکبر صالحی در پیام خویش به مناسبت ترور و شهادت دکتر مجید شهریاری تعبیر «قرةالعین» را در مورد او به کار برد. این تعبیر از سوی هر کس بود میتوانست تصادفی تلقی شود ولی از سوی یک عضو خاندان قرةالعین قطعاً تصادفی نیست و بیانگر تعلق عاطفی دکتر صالحی به عمه بزرگ خویش است".
در این مطلب گفته شده که قرةالعین عمه بزرگ دکترعلیاکبر صالحی بهشمار میرود که از اعضای فرقه بهائیت می باشد که دارای جایگاه بالایی بوده است.
از آنجایی که سوابق خانوادگی علی اکبر صالحی بر همگان روشن است و وی حتی در روز رای اعتماد در مجلس نیز خود را به صورت کامل برای همگان معرفی کرده است، سودجویان انقلاب دست به شایعه ای چنین بزرگ و دور از اخلاق زده اند.
به هر روی مسئولان وزارت خارجه باید هر چه سریعتر اقدام به پاسخگویی و تکذیب این ادعای مضحک نمایند که نه تنها صالحی از چنین ادعایی مبرا شود، بلکه باب زدن چنین برچسب هایی برای مسئولان نظام، بیش از این باز نشود.
دسته بندی : وزیر امور خارجه متهم به تعلق به فرقه انحرافی بهایی
دلیل حمایت دراویش از مهدی کروبی معلوم شد!

نماینده دراویش گنابادی در ویرجینیای آمریکا گفت: از آنجا که شیخ مهدی کروبی عرفان را بخوبی می فهمد، از دروایش گنابادی حمایت کرد و همه دروایش شیعه و سنی نیز برای تقدیر از او به حمایت از وی در انتخابات 88 پرداختند.
به گفته شبکه دولتی صدای آمریکا، این نماینده دروایش گنابادی که در توهم گوی سبقت را از سران فتنه ربوده است، در ادامه ادعاهای مضحک خود مدعی شد: عده ای بر این باروند که که رای آقای مهدی کروبی حتی از میر حسین موسوی هم بیشتر بوده است ولی به هر حال در حق هر دوی آنها ظلم شده است!
گفتنی است مهدی کروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری در رتبه بعد از آراء باطله قرار گرفت و هیچگاه حاضر نشد تا صندوق های رای در حضور دوربین ها به شمارش برسد و صرفا به صدور بیانیه علیه نظام و دعوت به اغتشاشات روی آورد.
دسته بندی : دلیل حمایت دراویش از مهدی کروبی معلوم شد!
ابراهیم یزدی: اگر موسوی رئیس جمهور می شد برای کشور فاجعه بود

ابراهیم یزدی" سرکرده مستعفی گروهک غیرقانونی نهضت آزادی در آخرین روز اسفند سال 89 در گفتوگویی از اقدامات اغتشاشگران پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری از جمله فراخوان راهپیماییهای بدون هماهنگی با مراجع قانونی و رفتارهای دوگانه آمریکا انتقاد و تاکید کرد که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ملتزم و پایبند است.
گفت وگو با ابراهیم یزدی، پس از استعفای وی از دبیرکلی گروه موسوم به نهضت آزادی انجام شد.
یزدی در این مصاحبه از دلایل استعفای خود سخن گفت و دیدگاه خود درباره تحولات سیاسی داخل و خارج کشور، از جمله خیزشهای مردمی منطقه را بیان و از رفتار دوگانه آمریکا به ویژه در قبال تحولات در لیبی و بحرین انتقاد کرد.
** به لحاظ جسمی قادر به ادامه دبیرکلی نهضت آزادی نبودم
سئوال - از علت استعفای خود از دبیرکلی نهضت آزادی بگویید.
یزدی: بنده از دبیر کلی نهضت آزادی استعفا دادم زیرا نمی توانستم وظایفی را که طبق اساسنامه برعهده من نهاده شده بود انجام دهم، این یک اخلاق دینی است که اگر کسی مسوولیتی را نمی تواند در چارچوب قانون انجام دهد آن را واگذار کند.
بنده طی سال گذشته با مشکلات جسمی خاصی رو به رو بودم و مجبور به عمل جراحی قلب شدم و با توجه به عوارض آن، پزشکان معالج توصیه کردند که باید به دور از استرس باشم و حتی گفتند که خبرها چه خوب و یا چه بد برای من اثر منفی دارد.
خبرهایی که در این چند روزه در مورد بحرین، لیبی، یمن و دیگر کشورها از تلویزیون می بینم، ناراحتم می کند و فشار خونم از دیدن این صحنه ها بالا می رود و بنابر تجویز پزشک حتی نباید این تصاویر را نگاه کنم. با این شرایط جسمانی، طبیعتا نمی توانستم وظایفم را به عنوان دبیر کل انجام دهم لذا استعفا دادم.
**توصیه به احزاب
سوال- با توجه به اینکه شما دارای سابقه فعالیت حزبی هستید، اینک می توان از شما در باره دیدگاهتان در این زمینه سووال کرد.
یزدی: پیشنهاد بنده این است که باید یک خط قاطع میان دشمن و مخالف کشیده شود. هر کس نقدی کرد، مخالف نیست. فکر غالب نباید این باشد که یا با من یا بر من. اگر از شما نقدی شد؛ نباید منتقد را دشمن تلقی کنید. من با نظام هیچ مسالهای ندارم فقط با برخی از رفتارها، که خلاف قانون اساسی است، مشکل دارم.
توصیه مقام رهبری این بوده که خلاف قانون عمل نکنید و من نیز چیزی بیشتر یا کمتر از قانون نمی خواهم.
**هر کس خلاف قانون عمل کند، محکوم است
سوال- احزاب با کارکرد خود در چارچوب قانون اساسی، می توانند راهنمای خوبی برای ترویج مردمسالاری باشند، نظر شما در این زمینه چیست؟
یزدی: همه باید قانون را محترم بشمارند و هرکس که خلاف قانون عمل کند، محکوم است.
** راهپیمایی نباید مخل نظم عمومی باشد
سوال: به نظر شما تحولات ناخوشایند پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 ، تحت تاثیر چه رویکردی بوقوع پیوست؟
یزدی: در ابتدا تاکید می کنم که هیچ تغییری از بیرون برای ایران پایدار نیست. راهپیمایی آزاد است به شرطی که مخل نظم عمومی نباشد. اگر چه قانون اساسی می گوید مشکلی برای راهپپیمایی نیست اما مصلحت ایجاب می کند قبلا هماهنگیهای لازم با مبادی ذیربط انجام شود زیرا وقتی بدون هماهنگی راهپیمایی انجام شود، تنها هواداران شما به خیابان نمی آیند، بلکه گروه های معاند هم می آیند.
** معیارهای دوگانه غرب در حمایت از دمکراسی
سوال- دولت آمریکا در ارتباط با تحولات منطقه بویژه در خصوص حوادث لیبی و بحرین، معیار دوگانه را در سیاست خارجی خود به کار گرفته است. هیلاری کلینتون در مصاحبه ای گفته است پادشاه بحرین می تواند از عربستان و دیگر کشورها برای سرکوب مردم بحرین کمک بخواهد و این در حالی است که همزمان به بهانه مقابله با دولت لیبی، مردم این کشور را هدف حملات نظامی قرار داده است. این دوگانگی در رفتار آمریکا را چگونه ارزیابی می کنید؟
یزدی: سوال شما، تعجب برانگیز است. یعنی توقع شما غیر از این است؟ آنها با اینگونه اقدامات به دنبال منافع خود هستند. نه تنها رفتار دو گانه آمریکا، بلکه رفتار دو گانه غرب به شدت محکوم است. در قانون بین المللی و دادگاه بین المللی، تیراندازی به قصد کشتن انسانها، جنایت جنگی محسوب می شود. حالم از دیدن صحنه هایی که در لیبی رخ می دهد به هم می خورد و وقتی می بینم که در بحرین از دو متری به سر یک مرد تیر می زنند، منقلب می شوم.
** با صدای آمریکا مصاحبه نخواهم کرد
سوال-غرب هم اکنون از شما حمایت می کند، آیا وقت آن نرسیده است که در این باره، موضع گیری شفافی داشته باشید؟
یزدی: من به کشور و دینم متعهد هستم. زمانی که صدای آمریکا می خواست با بنده مصاحبه کند گفتم مصاحبه نمی کنم نامه هم نوشتم و همه جا پخش کردم، بنده در آینده هم با آنان مصاحبه نخواهم کرد. من ترجیح می دهم شما به عنوان خبرنگار ایرانی با من مصاحبه و حرفم را منعکس کنید. رادیو گفت وگو و پرس تی وی با من صحبت کردند و من هم به فارسی و هم انگلیسی مصاحبه کردم.
بزرگترین مساله در روابط بین الملل بعد از فروپاشی شوروی و جنگ سرد، رابطه جهان غرب یا نیمکره شمالی با جهان اسلام است. اسلام در حال جوشش، رشد و بالندگی است و این اثری دارد که حتی یک آمریکایی نیز جذب آن می شود. فکر می کنم که دنیای غرب هم موضعش به تدریج نسبت به اسلام در حال عوض شدن است و آرام آرام نسبت به اسلام علائمی از گرایش نشان می دهند.
سوال- برخی معتقدند که غربی ها اسلام را تا جایی قبول دارند که به منافع آنان ضربه نزند؟ نظر شما در این زمینه چیست؟
یزدی: قطعا. البته باید تفکیک کنیم. زمامداران اینگونه که شما می گویید عمل می کنند ولی متفکرانی که در مسند قدرت نیستند، وقتی در مورد اسلام حرف می زنند، مفهوم دیگری را منتقل می کنند. اسلام در حال رشد است. در یک مقطع از زمان، برای اروپایی ها، یک فرد مسلمان به منزله عرب در صحرا بود، اما امروز همسایه دیوار به دیوارش است. وقتی قانون اساسی ایالت متحده را نوشتند، پاپ فشار آورد که راجع به مسیحیت در قانون اساسی بنویسید. یکی از مسائلی که مطرح شد این بود که اگر بخواهید راجع به مسیحیت بنویسید باید راجع به اسلام هم بنویسید.
کشورهای اسلامی با یک میلیارد و 300 میلیون مسلمان مانند کمربندی در حدفاصل اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام و بین نیمکره شمالی و جنوبی قرار دارند. غنی ترین منابع طبیعی جهان در این کمربند است و غربی ها از این مساله هراس دارند. علاوه بر این، دنیای اسلام تعداد قابل توجهی نسل جوان دارد و در آنجا نیز انقلاب الکترونیک رخ داده است.
** ساختارشکنان به خود اصلاح طلبی ضربه زدند
سوال- در حوادث پس از انتخابات ، افرادی پیدا شدند که در خیابان های تهران، شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سر دادند. فکر می کنید که خاستگاه این شعار چیست؟
یزدی: مساله غزه فقط یک مساله عربی-اسلامی نیست بلکه یک مساله انسانی است و هیچ انسانی نمی تواند نسبت به این جنایات بی تفاوت باشد. در آن زمان نقدی به موسوی کردم که شما یا نباید مردم را به حضور در خیابان ها دعوت می کردید، یا اگر اعلام می کنید مردم بیایند ، بدیهی است همه آنان که می آیند هوادار شما نیستند و شعارهای خود را می دهند و ساختار شکنی می کنند.
می گویند معترضان انتخابات به خیابان ها آمده اند در حالی که عده دیگری هم آمدند که شعارهای خودشان را دادند. آنها به خود اصلاح طلبی لطمه زدند. من در آن نقد، گفتم که ساختار شکنی نکنید و با این کار دست به کارهای خشونت آمیز نزنید. ملایم و قانونی باشید. باید بررسی کرد چه طور نخست وزیرچند ساله مملکت به اینجا کشیده شد؟ باید بحث کرد و موضوع را ریشه یابی کرد زیرا این یک حادثه کوچک نیست.
** اگر موسوی انتخاب می شد برای کشور فاجعه بود
سوال- برخی از صاحبنظران معتقدند که ورود موسوی به صحنه انتخابات ریاست جمهوری از ابتدا کار اشتباهی بود. نظر شما در این زمینه چیست؟
یزدی: موسوی چندین سال سابقه مدیریت دارد منتها من با کاندیداتوری او مخالف بودم. پذیرفتنی نیست که کسی رییس جمهور شود و با رهبری مشکل داشته باشد.اگر موسوی انتخاب می شد برای کشور فاجعه بود، زیرا رهبری و رییسجمهور باید با هم هماهنگ باشند.
** در زمان موسوی به سیاست هایش اعتراض داشتم
سوال: به نظر شما چرا موسوی بعد از 20 سال کناره گیری از سیاست ، باردیگر وارد این عرصه شد؟
یزدی: من هیچ گاه با او صحبت نکردم ببینم چه تحلیلی برای آمدن دارد. در زمان موسوی به سیاستهایش اعتراض داشتم و می گفتم چرا کارخانه های ایرانی را مصادره و دولتی کردید و پول نفت می دهید و یخچال از خارج وارد میکنید؟ موسوی می گفت از سیر تا پیاز همه چیز باید دولتی بشود. در آن زمان بنده عضو کمیسیون ویژه بازرگانی خارجی در مجلس بودم. آنها می گفتند اگر منابع را به دست بازار بدهیم اینها سودجویی می کنند. اما سووال این بود که چگونه ممکن است کسی پشت میز اداره بازرگانی بنشیند، سودجو نباشد اما اگر در بازار باشد سودجو محسوب شود؟ من به سیاست های دوران موسوی اعتراض دارم.
سوال- آیا شما در جریان انتخابات با موسوی دیدار کردید؟
یزدی: نه، دیداری نداشتیم نه با موسوی نه با کروبی و نه با خاتمی.
** حرف هایم را در جلسات زیرزمینی جبهه مشارکت زدم
سوال- در جبهه مشارکت چه طور؟
یزدی: در جبهه مشارکت جلساتی در زیرزمین این حزب برگزار می شد که بنده را هم دعوت کردند که خیلی از حرف ها را آن جا زدم.
** به جمهوری اسلامی رای دادم، به آن وفادار بوده و به قانون اساسی التزام دارم
سوال- در جریان تحولات پس از انتخابات، جزوه ای کشف شد که در آن به تئوریهای غرب در ارتباط با این تحولات، اشاره شده بود، شما در خصوص این تئوری ها چه نظری دارید؟
یزدی: من با رسانه های داخلی و خارجی بارها مصاحبه کردم و گفتم که انقلاب اسلامی را انقلاب اصلی مردم این سرزمین و این تاریخ می دانم. بعد اینکه، به جمهوری اسلامی رای دادم و به آن وفادار هستم. به قانون اساسی التزام دارم اما به برخی از سیاست ها و رفتارهای مسوولین معترضم، ولی با نظام مساله ای ندارم و من برای هر عمل سیاسی باید یک تحلیل سیاسی داشته باشم
دسته بندی : ابراهیم یزدی: اگر موسوی رئیس جمهور می شد برای کشور
آیتالله مصباح یزدی:از جانب من دست و پای سید حسن نصرالله را ببوسید
آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمنیی در دیدار جمعی از طلاب و فضلای لبنانی به شخصیت و ویژگیهای مقام معظم رهبری و سید حسن نصرالله اشاره کرد و گفت: خالصانه عرض میکنم که از نعمتهای خاص خداوند به این حقیر بعد از نعمت محبت و دوستی ائمه طاهرین و امام خمینی(ره)، محبت و دوستی امام و پیشوا آیتالله خامنهای و ولی الله و یار امام زمان، آقای سید حسن نصرالله است.
وی با بیان اینکه بعد از معرفت خداوند هیچ نعمتی والاتر از محبت اولیاءالله نیست، گفت: از خدواند تقاضای درک و زیادت معرفت و محبت ائمه طاهرین و یاران آنها در تمامی زمانها و از جمله اکنون را دارم.
عضو خبرگان رهبری با اشاره به مصیبتهای فراوان وارد شده بر شیعه از زمان مولای متقیان تاکنون و ناکامی توطئههای دشمنان قسم خورده یاران راستین امام علی (ع) به سبب الطاف خاص الهی، اظهار کرد: در هیچ زمانی دشمنان شیعه و اسلام ناب به اندازه امروز منسجم و قدرتمند نبودهاند؛ زیرا در طول چهارده قرن گذشته هیچگاه شرایط و موانع اجازه اتحاد و قرار گرفتن همة دشمنان حق در یک جبهه را نداده بود، اما امروزه به اعتراف خود دشمنان شیعه، آنها در حد اعلای قدرت و سلطه قرار دارند.
وی افزود: دشمنان ما امروز از نظر تبلیغاتی در جایگاهی بسیار قوی قرار دارند به صورتی که با شیوههای مختلف مشغول تخریب و تحریف افکار و عقاید شیعیان، مسلمانان و حتی آزادیخواهان جهان هستند.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: اگر چه امروزه از جنبه ظاهری تمامی ابزارهای لازم برای برتری، در دست دشمنان اسلام است و مسلمانان دچار تشتت و پراکندگی هستند اما باید سرفرازانه اعلام کرد که هیچگاه شیعه هم به اندازه عصر کنونی عزتمند و قدرتمند نبوده است.
آیتالله مصباح یزدی با تأکید بر لزوم شناخت عواملی که شیعه را مستحق دریافت چنین نعمت خدایی کرده است، خاطر نشان کرد: شناخت دلایل این رحمتهای الهی برای شکرگزاری و بهرهمندی از نعمتهای بیشتر ضروری است و پس از شناسایی این عوامل باید در حفظ و تقویت آنها کوشا باشیم.
وی با تقسیم اسباب نزول برکات الهی به دودسته آسمانی و زمینی بیان کرد: در عصر حاضر یکی از این اسباب، خلوص نیت امام خمینی (ره) و مبرا بودن او از هوای نفس در قیام لله بود که سبب فراگیر و جهانی شدن حرکت او در سطح جهان شد.
عامل پیروزی حزب الله لبنان، امدادهای رحمانی بود.
عضو خبرگان رهبری با برشمردن حرکت حزب الله لبنان به عنوان نمونه کوچکی از آثار حرکت بزرگ امام راحل(ره) تأکید کرد: پیروزی حزب الله در جنگ ۳۳ روزه به هیچ وجه با عوامل مادی و دنیایی ممکن نبود و این تنها نظر بنده نیست بلکه حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله نیز بر همین باور هستند.
استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به فراوانی امدادهای غیبی در دوران هشت ساله دفاع مقدس ایران خاطر نشان کرد: برجستگی خاص امدادهای غیبی در جنگ ۳۳ روزه نسبت به دفاع مقدس ایران به این دلیل است که ایران از لحاظ نظامی و انسانی کشوری بزرگ و مطرح در منطقه است در حالیکه لبنان کشوری متشکل از طوایف مختلف است که در جریان جنگ ۳۳ روزه، تنها شیعیان به مقابله با دشمن پرداختند، و همچنین برخلاف پیروزی ایران بعد از دفاع هشت ساله، حزب الله در مدت زمان بسیار کوتاه ۳۳ روزه بر ارتش سرتاپا مسلح صهیونیستی و حامیان آنها پیروز شد.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تبعیت از ولایت را از دیگر اسباب بهرهمندی از نعمتهای الهی و رمز موفقیت ملت ایران عنوان کرد و گفت: وحدت یک ملت تنها بر سر یک اصل ممکن است و اگر اصول مختلف باشند در اثر اصطکاک میان اصول مختلف نیروها و تلاشهای آنها به هدر خواهند رفت.
آیت الله مصباح یزدی افزود: هیچ اصل فکری و اعتقادی به مانند اصل ولایت نمیتواند سبب وحدت باشد و به همین خاطر همگی باید حول این محور حرکت کرده و آن را تقویت کنیم و اگر رهبر حزب الله لبنان متواضعانه خود را سرباز کوچک امام خامنهای میداند به دلیل اعتقاد او به اصل ولایتفقیه است.
عضو خبرگان رهبری با بینظیر توصیف کردن شخصیت امام خامنهای در عصر حاضر اظهار کرد: ویژگیهای امام خامنهای چنان است که یافتن مشابهی برای ایشان عملاً در حد محال و ناممکن است.
استاد حوزه علمیه در پایان با توصیه به خالص نمودن نیت در انجام کارها تصریح کرد: خالص بودن نیت سبب فراگیرشدن و حتی جهانیشدن تأثیر کارها میشود و هرچند ما نمیتوانیم در اخلاص به پای بزرگان دین برسیم، اما در حد توان خود باید کوشش کنیم تا به ملکه این عمل دست یابیم.
براساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی آثار آیتالله مصباح یزدی، وی همچنین در عبارتی پرمعنا خطاب به طلاب لبنانی گفت: از شما میخواهم در صورت زیارت آقای حجت الاسلام سید حسن نصرالله از جانب من دست ایشان و در صورت امکان پای ایشان را ببوسید.
دسته بندی : آیتالله مصباح یزدی:از جانب من دست و پای سید حسن ن
درباره پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی به خاندان موسوی

احمد نریمان:هفته گذشته حاج میر اسماعیل موسوی در سن ۱۰۳ سالگی دار فانی را وداع گفت و چشم از جهان فرو بست.
درگذشت میراسماعیل موسوی فرصتی شد تا جریان ضدانقلاب جنجال جدیدی را با هدایت برخی نزدیکان میرحسین موسوی راه اندازی کنند که البته تحرکات و برنامه ریزی آنها راه به جائی نبرد و پروژه آنها با پا درمیانی افراد جا افتاده و پا به سن گذشته و داغدار خانواده موسوی و درایت نیروهای امنیتی شکست خورد.
از سوئی درگذشت پدر پیر میرحسین موسوی واکنش هائی را نیز در پی داشت. هاشمی رفسنجانی یکی از افرادی بود که درگذشت میراسماعیل موسوی را تسلیت گفت.انچه از میر اسماعیل نقل شده به نیکی است و پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی نیز نه عجیب بود و نه دور از انتظار.
با این حال متن پیام تسلیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به خانواده موسوی مورد سوء استفاده ضدانقلاب قرار گرفت که علت اصلی آن نیز در محتوای پیام و متن غیرمتعارف و سوال برانگیز آن بود و متاسفانه بیش از پیش بر ابهام مواضع هاشمی درباره جریان فتنه پس از انتخابات ۸۸ اضافه کرد.
متن پیام بدین شرح است:
خاندان محترم موسوی
خبر درگذشت شادروان حاج سید میر اسماعیل موسوی موجب تاسف و تالم خاطر گردید .
مصیبت وارده را بر شما خاندان معزز و به خصوص فرزندان خدوم و برومندشان به ویژه مهندس میر حسین موسوی تسلیت می گویم .
خاندانی که خدمات شایسته ای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی مان کردند و افتخار تقدیم چندین شهید در راه اسلام ، انقلاب و میهن را در کارنامه خود دارند .
از درگاه احدیت برای آن مرحوم مغفور رحمت واسعه و برای بستگان صبر و اجر مسالت می کنم .
اکبر هاشمی رفسنجانی
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام
تعریف و تمجید از میرحسن موسوی در متن پیام تسلیت پدرش اگر با هدف ایجاد فرصت بهره برداری برای مخالفان نظام و انقلاب نبوده پس چه هدفی دیگری را دنبال کرده است.چه دلیلی دارد که در متن پیام تسلیت بجای فرد فوت شده، از زحمات فرزند تقدیر و تشکر شود.آنهم پس از ماهها خیانت های آشکار میرحسین به نظام و انقلاب و حتی خانواده و پدر خود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش از انتخابات خبرگان مواضع صریحی علیه فتنه گرفتند و علاقه مندان به انقلاب و سوابق وی این موضع گیری دیرهنگام را به فال نیک گرفتند.با این حال برخی اینطور تحلیل کردند که این مواضع بی ارتباط به انتخابات خبرگان که تا آنروز وی از کاندیداتوری آن کناره گیری نکرده بود، نیست.در هر صورت جای شکر گذاری داشت.اما پیام تسلیت جدید آقای هاشمی مجددا بر مواضع مبهم وی در خصوص جریان فتنه افزود و مشخص نیست که هاشمی رفسنجانی با مبهم و غبارآلود نشان دادن موضع خود در قبال فتنه چه هدفی را دنبال می کند.
با این حال این پیام هاشمی رفسنجانی مانند بسیاری دیگر از مواضع وی از جمله نامه معروف و دیدار با خانواده زندانیان سیاسی و خطبه های نمازجمعه و چه و چه بازتاب قابل توجه و پیش بینی شده ای در میان رسانه های ضدانقلاب داشت.
دسته بندی : درباره پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی به خاندان موسوی
گزارشی از شورای افتاء رهبر معظم انقلاب

ظهور نظامی با بنیادی دینی و استقرار حکومتی بر اساس موازین و احکام اسلامی در عصری که گمان می رفت دیگر رسالت اجتماعی دین به پایان رسیده است، صدها پرسش جدید در حوزه احکام، ارزشها، مقررات و قوانین دینی پدید آورد. بیشتر این پرسشها در عرصه فقه و فقاهت است، که بار پاسخ آن بر دوش مجتهدان و فقیهان کشور می باشد.
بخشی از این مسایل در حوزه زندگی فردی مسلمین است و بخش بسیاری از این پرسشها مربوط به روابط اجتماعی و نظامات و مسایل حکومتی. بی شک پرسشهای حکومتی را ولیّ فقیه پاسخ گوست. چه، او آگاه ترین فقیه بر امور و مصالح مسلمین و محیط بر حوادث واقعه است.
به گزارش پایگاه 598 ، مقام معظم رهبری، شورایی از مجتهدان طراز اوّل که هم به مقتضیات زمان آگاه و هم مبانی، منابع و قواعد فقهی را نیک دریافته اند، تشکیل داده اند تا مباحث نوپیدای فقهی نظام اسلامی را با دیدی واقع بینانه و جامع، از منابع اسلامی استنباط کنند.
در شماره 2 مجله فقه اهل بیت فارسی در مصاحبه با حضرات آیات هاشمی و مؤمن به گفتگویی پیرامون این شورا پرداخته شده است تا نیم رخی از چگونگی آن جلسه را نظاره گر باشیم.
مصاحبه با حضرت آیت اللّه سید محمود هاشمی
با تشکر از این که وقت خود را در اختیار مجله قرار دادید، لطفاً بفرمایید حضرت عالی، از چه زمانی در جلسه شورای افتاء مقام معظم رهبری شرکت می فرمایید؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم والصّلاة والسّلام علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین دقیقاً در نظرم نیست ولی ظاهراً حدود سه سال است که در این جلسه شرکت می کنم.
دیگر اعضای این جلسه فقهی، چه کسانی هستند؟
اعضای دیگر جلسه، فعلاً عبارتند از: مقام معظم رهبری (که علاوه بر این که محور اصلی جلسه اند، علاقه شدید به جلسه دارند و منظم و فعال شرکت می فرمایند) رئیس قوه قضائیه، فقهای شورای نگهبان، آیت اللّه مهدوی کنی، ریاست دیوان عالی قضایی و آیت اللّه محمدی گیلانی. فقه اهل بیت: لطفاً بفرمایید در جلسه شورا، چه موضوعاتی و با چه اهدافی مطرح می شود؟ همان گونه که از نام جلسه پیداست، هدف، بررسی دقیق فقهی مسایل مبتلابه جامعه اسلامی است، اعم از مسایل مربوط به مشکلات نظام جمهوری اسلامی، یا مسایل مستحدثه و نوپیدا و یا مسائلی که کمتر مورد بحث قرار گرفته و جهت تطبیق با نیازهای امروز جامعه اسلامی، نیاز به بحث و بررسی و نگرشی دوباره دارند.
این موضوعات، گاه از سری مسائلی است که از مقام معظم رهبری، استفتاء می شود و ایشان دستور می دهند که به بحث و بررسی گذارده شود و یا از سری مشکلاتی است که از طریق دیگر اعضای جلسه، بویژه آنان که مسوءولیتهای قضایی و اجرایی و یا قانونگذاری دارند، مطرح می شود. به هر حال، در این جلسه، بحث از موضوعات مستحدثه و زنده است که جای بحث و بررسی آنها در مباحث فقهی، خالی است و مورد نیاز جامعه می باشد.
روشن است که بحث در این گونه موضوعات، تلاش جدّی می طلبد و از مواردی است که توانایی مجتهد و فقیه را به آزمایش می گذارد و گرنه بحث در مسائلی تکراری و موضوعاتی که مفصّل پیشینیان بدانها پرداخته اند، نشاندهنده قدرت و هنر یک فقیه نیست.
حوزه ما، باید به استقبال این مسایل و موضوعات برود و همان گونه که شایسته فقه غنی شیعه است، متقن و مستدل، پاسخ دهد. همان طور که تا به حال، نمایندگان جمهوری اسلامی ایران، با حضور علمی دقیق خود، موجب تحسین شرکت کنندگان شده اند.
در حوزه ها، متاسفانه، به بحث و بررسی روی این گونه موضوعات، روی خوش نشان داده نمی شود، شنیدم، حضرت آیة اللّه آقای وحید، روزهای پنج شنبه، جلسه ای دارند که گروهی از فضلای درسشان شرکت می کنند و فروعات فقهی را به بحث می گذارند. یک روز پنج شنبه، مجموعه ای از سوءالات و موضوعاتی را که در مجمع فقهی جدّه بنا بود طرح شود، برداشتم و خدمت ایشان رفتم. در همان جمعی که فضلای درس ایشان هم حضور داشتند، به ایشان عرض کردم:
اینها موضوعاتی هستند که در مجمع جدّه بناست مطرح شوند و ما هم آن جا حضور داریم. خوب است جناب عالی این موضوعات را به بحث بگذارید، تا پخته تر و متقن تر گردد و ما هم بتوانیم قوی تر و محکم تر حرفهای خود را بزنیم. که این، هم مایه آبروی جمهوری اسلامی خواهد بود و هم بیانگر قوت فقه شیعه.ولی متاسفانه، تاکنون پاسخی و عکس العملی مشاهده نشده است.
خودم خیلی دوست داشتم، مباحثه ای این چنین داشته باشم که متاسفانه بر اثر اشتغالات بسیار به کارهای مدیریت حوزه، همان جلساتی هم که با برخی از فضلا داشتیم، کمتر شد. امیدوارم دوباره بتوانم آن جلسات را ادامه بدهم.
دسته بندی : گزارشی از شورای افتاء رهبر معظم انقلاب
نقدعلمی« ظهور نزدیک است »از زبان استادرسول جعفریان

رسول جعفریان در در مطلب اخیر وبلاگ خود درباره انتشار گسترده سی دی «ظهور نزدیک است» نوشت:
امروز یازدهم فروردین ماه 1390 فرصتی دست داد تا سی دی «ظهور نزدیک است» را ملاحظه کنم. از این بابت خشنود شدم که پس از چند سال که گهگاه این مطلب در گوشه و کنار گفته می شد، یکجا گردآوری شد و بانیان آن، بی پرده مطالب خویش را مطرح کردند.
در این باره برخی از مراجع تقلید موضع گرفتند و امیدوارم سایر مراجع و همچنین علمای بزرگوار که مسؤولیت بیان احکام دین و حفظ شریعت مبین اسلام و آیین تشیع را دارند، دیدگاههای خود را بیان کنند. مجلس نقدی هم در مدرسه فیضیه بوده که سی دی آن نیز انتشار یافته است.
به یاد آوردم که در متنی از آثار علامه محمد باقر مجلسی ـ که رضوان خداوند بر او باد ـ مطالبی در باره تطبیق برخی از روایات با دولت صفوی دیده بودم.
در جستجوی اولیه، به یاد مجموعهای از رسائل ایشان افتادم که به سال 1368 در مشهد تحت عنوان «مجموعه رسائل اعتقادی» چاپ شده بود. یکی از آن رسائل، رساله اثبات رجعت یا ترجمه چهارده حدیث بود. نگاه کردم، اما ملاحظه کردم که در جایی از آن اشاره به این مطلب نشده است.
در این حال، نکته ای که توجهم را جلب کرد این بود که در صفحات نخست در چندین مورد نقطه چین گذاشته شده بود. حدس زدم در این موارد، مطلب یا مطالبی بوده است که مصحّح یا ناشر مصلحت را در نقل آن ندیدهاند.
به دنبال نسخه خطی این اثر که از قضا نسخههای آن هم فراوان است، گشتم و خوشبختانه آن را یافتم. حدسم درست بود. چند مطلب از متن چاپی به عمد حذف شده بود اما با گذاشتن نقطه چین، اشاره شده بود که اگر کسی آن مطالب را می خواهد، باید به اصل نسخه مراجعه کند!
در اینجا بود که دریافتم علامه مجلسی دو حدیث نخست از آن چهارده حدیث را بر دولت صفوی منطبق کرده و به تطبیق برخی از مطالب موجود در این دو روایت با دولت صفوی، از جمله شاه اسماعیل و حتی قتل صفی میرزا به دست پدرش شاه عباس کرده است. تعبیری که در این روایت به عنوان نشانه بوده این که قوچ فرزند خود را خواهد کشت.
تصور کردم در این اوضاع و احوال که بحث ظهور با چنین صراحتی مطرح شده اس، بهتر است از باب عبرت، متن آنچه را که آن علامه بزرگوار قریب سیصد و اندی سال پیش در این باره آورده، عینا خدمت خوانندگان عزیز تقدیم کنم و قضاوت را به عهده خود عزیزان بگذارم.
اما بعد چنین گوید فقیر خاکسار محمد باقر بن محمد تقی ـ حشرهما الله مع الائمة الابرار ـ که چون بر کافّه ارباب فطنت و ذکا و عامّه اصحاب بصیرت و اعتلا ظاهر و هویداست که ادای شکر نعمت سلسله علیه صفیّه صفویه ـ انار الله برهانهم و شیّد الله ارکانهم ـ که اساطین دین مبین اجداد طاهرین ایشان ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ ببرکات تأییدات ایشان، استوار و قوانین شریعت منوّره و اقانین دوحه ملّت مطهّره نبوی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به سعی جمیل ایشان مایه دار است، بر کافّه مؤمنان متحتّم و دعای خلود این دولت ابد پیوند بر عامّه فرقه ناجیه شیعیان لازم است.
و چون از پرتو این سلطنت روز افزون، این ذرّه بیمقدار توفیق یافت که اخبار حضرات ائمه اطهار ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ را در ضمن بیست و پنج مجلد از کتاب بحار الانوار جمع نمود، و عموم طلبه دینیه را از کتاب مزبور انتفاع عظیم حاصل گردید، در اثنای جمع احادیث، دو حدیث به نظر قاصر رسید که ائمه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به ظهور این دولت علیه خبر دادهاند و به اتصال این سلطنت بهیّه به دولت قائم آل محمد ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ شیعیان را بشارت فرمودهاند، به خاطر فاتر رسید که ترجمه این دو حدیث شریف را با دوازده حدیث دیگر که مشتمل بر احوال شریف حضرت خاتم اوصیاء و نقاوه ازکیا و شفیع روز جزا و مخزن اسرار سید انبیاء، یعنی صاحب الزمان و خلیفة الرحمان ـ علیه و علی آبائه الصلاة و السلام ـ بوده باشد، به موقف عرض نوّاب کامیاب فلک قباب خورشید حجاب، اعنی شهریار عادل کامل باذل گردون بارگاه ملایک سپاه گلدسته گلستان مصطفوی، نوباه بوستان مرتضوی، ثمره شجره نبوّت رسالت، غصن دوحه امامت و ولایت، خلاصه احفاد سیّد المرسلین و نقاوه اولاد ائمه طاهرین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ باسط مهاد امن و امان، رافع لوای عدل و احسان، بانی مبانی مروت و انصاف، ماحی مراسم جور و اعتساف، قاسم ظهور قیاصره دوران، کاسر اعناق اکاسره زمان، سلطان سلطان نشان و خاقان گیتی ستان السلطان ابوالمظفر السلطان شاه سلیمان الصفوی الموسوی بهادرخان ـ خلد الله ملکه و اجری فی بحار الظفر االنصرة فلکه ـ برساند، و این چهارده درّ شاهوار که از دریای علوم اهل بیت رسالت ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ استخراج نمودهام، حمایل بر دوش شاهد دولت ابد توأمان گرداند.
امید که اطناب این سلطنت عظمی به اوتاد خیام سعادت فرجام خاتم اوصیاء پیوند یابد و صبح صادق این دولت کبری تا طلوع خورشید عالم افروز قائم آل محمد ـ علیه السلام ـ از آسیب ظلمت فتنههای زمانی تیرگی نیابد بمحمد و آله الطاهرین، من قال آمین، ابقی الله مهجته، فانّ هذا دعاء یشمل البشر.
حدیث اول: شیخ عالی مقدار محمد بن ابراهیم نعمانی که از اعاظم محدثین است در کتاب غیبت بسند معتبر از ابوخالد کابلی روایت کرده است که حضرت امام همام محمد بن علی باقر علوم الانبیاء و المرسلین ـ صلوات الله علیه ـ فرمودند: کأنّی بقوم قد خرجوا بالشرق یطلبون الحق، فلایعطونه، ثمّ یطلبون فلایعطونه، فاذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم، فیعطون ما سألوا فلایقبلونه، حتی قوموا و لایدفعونها الاّ الی صاحبکم قتلاهم شهداء.
یعنی: گویا میبینم گروهی را که از جانب مشرق ظاهر شوند و طلب دین حق از مردم کنند و مردم را به آن دعوت نمایند. پس از ایشان قبول نکنند. پس بار دیگر طلب نمایند و قبول نکنند. پس چون این آیه را بییند، شمشیرهای خود را بر دوشها گذارند و جهاد کنند. پس مردم بدین حق درآیند. پس ایشان به این راضی نشوند تا آن که بر ایشان پادشاه و والی شوند، و پادشاهی ایشان بماند و به کسی ندهند مگر به صاحب شما. یعنی حضرت صاحب الزمان ـ صلوات الله علیه ـ و هر که با ایشان کشته شود، در جنگ شهید شده است. او ثواب شهیدان را دارد.
مترجم گوید که بر صاحبان بصیرت ظاهر است که از جانب مشرق کسی که دین حق را طلب نمود و مردم را بدین حق دعوت کرد و پادشاهی یافت، به غیر سلسله علیّه صفویّه ـ خلّد الله ملکهم ـ نبود. و در این حیث شریف شیعیان خصوصا انصار واعوان این دولت توامان را بشارتهاست که بر عاقل پوشیده نیست.
حدیث دوم: باز شیخ نعمانی در کتاب مذکور بسند معتبر از حضرت امام بحق ناطق جعفر بن محمد الصادق روایت کرده است که آن حضرت فرمود که، روزی حضرت امیر المؤمنین و امام المتقین علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ خبر می دادند از وقایعی که بعد از آن حضرت به ظهور آید تا ظاهر شدن قائم آل محمد ـ علیه السلام ـ پس حضرت سید الشهداء حسین بن علی ـ علیه السلام ـ فرمودند که یا امیر المؤمنین! چه وقت حق سبحانه و تعالی زمین را از ظالمان پاک خواهد کرد؟حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود که خدای تعالی زمین را از لوث کافران پاک نخواهد کرد تا خون حرام بسیار به زمین ریخته شود. بعد از آن پادشاهان بنی امیه و بنی عباس را به تفصیل بیان فرمودند. در حدیث طولانی که راوی اختصار کرده است. پس فرمود که: «اذا قام القائم بخراسان و غلب علی ارض کوفان و الملتان و جاز جزیرة بنی کاوان، و اقام منّا قائم بجیلان و اجابته الآبر و الدیلم، و ظهرت لولدی رایات الترک متفرّقات فی الاقطار و الحرمات و کانوا بین هنات و هنات، اذا خربت البصره و قام امیر الامرة». فحکی علیه السلام حکایه طویلة ثم قال: اذا جهّزت الالوف و صفّت الصفوف و قتل الکبش الخروف، هناک یقوم الاخر و یثور الثائر و یهلک الکافر؛ ثم یقوم القائم المامول و الامام المجهول له الشرف و الفضل و هو من ولدک یا حسین، لا أین یظهر بین الرکنین فی ذرّ یسیر یظهر علی الثقلین و لایترک فی الارض الادنین؛ طوبی لمن أدرک زمانه و لحق أوانه و شهد أیامه، یعنی هرگاه، خروج کند پادشاهی از خراسان و غالب شود بر زمین کوفه و ملتان و بگذرد از جزیره بنی کاوان که در حوالی بصره است، و خروج کند از ما پادشاهی در گیلان و او را اجابت کنند و یاری نمایند اهل ابر ـ که در حوالی استراباد است ـ و دیلم ـ که قزوین و حوالی آن است ـ و ظاهر شود از برای فرزند من عَلَمای ترکان، و متفرق شوند اطراف عالم و در مکان های شریف و جنگها و فنهای عظیم ایشان رو دهد، در وقتی که جنگ کننده در بصره و برخیزد پادشاه پادشاهان. ـ پس حکایت طولانی بیان فرمودند که راوی از میان انداخته است، پس فرمودند ـ : که آن گاه تهیه کرده شود چندین هزار لشکر برکشیده صفها، و بکشد قوچ فرزند خود را، در آن هنگام دیگری پادشاه شود، امامی که مردم قدرش را ندانند یا پی به مکانش نبرند. او راست شرف و فضیلت بر عالمیان و او از فرزندان تست ای حسین. وصف آن نمیتوان کرد. مثل او کجا بهم می رسد؟ ظاهر شود در میان دو رکن کعبه معظمه با جماعتی اندک، و بر جن و انس غالب گردد و مردم دون، یعنی کافران و ظالمان را از زمین براندازد. خوشا حال کسی که زمان او را دریابد و به روزگار دولت او برسد و در خدمتش حاضر گردد.
مترجم گوید که: ظاهر است که خروج کننده خراسان اشاره است به امرای ترکان مثل چنگیزخان و هلاکوخان، و خروج کننده در گیلان اشاره است به شاه دین پناه رضوان مکان شاه اسماعیل ـ حشره الله مع الائمه الطاهرین ـ لهذا حضرت فرمود که از ماست و او را فرزند یاد کرد.
و از میان خسروان روزگار به این نسب عالی مقدار همین سلسله علیّه ممتاز و سرافرازند و پادشاه پادشاهان با مراد همان خسرو خلد آشیان است با دیگری از سلاطین عظام و اولاد کرام او. و چون راوی بسیاری از حدیث را انداخته، به خصوص حکم نمیتوان کرد.
و کشتن قوچ فرزند خود را به گمان این حقیر اشاره است به شهادت شاهزاده عالی تبار صفی میرزا ـ نور الله مضجعه ـ و پادشاه دیگر که طلب خون نماید اشاره است به سلطنت سلطان علیین آشیان شاه صفی ـ افاض الله علیه.
و چون حدیث را اختصار کردهاند بعضی از وقایع افتاده است، اما بشارت به تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان ـ علیه الصلاة و السلام ـ و اتصال این دولت دین پرور به دولت حق امام البشر از آخر حدیث ظاهر است.
(منبع: رساله اثبات رجعت یا ترجمه چهارده حدیث) (و نیز بحار: 52 / 243 که اشارت کوتاهی به حدیث اول و تطبیق آن بر صفویه دارند با این عبارت: لا یبعد أن یکون إشارة إلى الدولة الصفویة شیدها الله تعالى و وصلها بدولة القائم)
دسته بندی : نقدعلمی« ظهور نزدیک است »از زبان استادر
ناگفتههایی از پشتپرده مردان آهنین
تقریبا ده سالی میشود که برنامه سابقا مهیج و یکنواخت شده امروز مردان آهنین ( با نام قبلی قوی ترین مردان ایران) هر سال در چنین ایامی از شبکه سه سیما روی آنتن برود و مردانی با عضله هایی که شاید برای خیلی ها دست نیافتنی باشد به جنگ آهن و چوب بروند. در این میان اما این برنامه که البته در این سال ها خود به یک رشته ورزشی تبدیل شده است هم از حاشیه و حاشیه سازی دور نبوده است.


دسته بندی : ناگفتههایی از پشتپرده مردان آهنین
گناه نابخشودنی اصغر فرهادی!
در اینکه چرا «جدایی نادر از سیمین» فروشی کمتر از «اخراجیها3» داشته است، تحلیلهای بسیاری ارائه شده که در میان همه این تحلیلها یک نکته حائز اهمیت است و آن هم علاقه مخاطبان ایرانی به سینمای کمدی و آثاری است که درونمایه کمیک دارند.
شبکه ایران نوشت: هرچند این نقطه نظر تا حد زیادی میتواند درست باشد اما مسالهای که به موازات علاقمندی مخاطبان به سینمای کمیک نادیده گرفته شده مساله تلخی بیش از حد آثار اخیر اصغر فرهادی و به خصوص همین فیلم «جدایی نادر از سیمین» است. سینما ورای آن که میبایست کانالی باشد برای ارائه تصویری دقیق از دردهای جامعه پیرامونی باید این قدرت را هم داشته باشد که در کنار برشمردن نقاط ضعف مرتبط با یک پدیده، راهحلهای احتمالی برای حل آن مشکل را هم ارائه کند.
طی سالهای اخیر حتی روشنفکرترین سینماگران ایرانی هم کوشیدهاند در کنار تصویرگری کژیها و نادرستیهای جامعه، راهی حداقلی برای برون رفت از مصائب هم به مخاطب ارائه کنند. کافی است نگاهی بیندازیم به دو فیلم آخر بهرام بیضایی یعنی «سگ کشی» و «وقتی همه خوابیم» که هرچند به لحاظ درونمایه به شدت تاریک و نومیدکننده هستند اما حداقل این مزیت را دارند که در کوران حوادث، کاراکتر اصلی خود را به چنان رشدی میرسانند که این کاراکتر در پایان داستان با دیدی جدید به زندگی نگاه کند.
اما «جدایی نادر از سیمین» چه دارد؟ تلخیهای پیاپی و اتفاقات دهشتناکی که فقط و فقط تاکیدی هستند بر این واقعیت که اخلاق در زندگی ایرانیان هیچ جایی ندارد و تمام طبقات اجتماعی ایران از طبقه متوسط گرفته تا طبقه ضعیف در حال دروغگویی و شیادی هستند بلکه بتوانند به واسطه این دروغها، منافع شخصی خود را محقق کنند.

ساره بیات(راست) در فیلم تازه فرهادی ایفاگر زنی است از طبقه پایین اجتماع که اگرچه در تمام طول فیلم بر مذهبی بودن وی تاکید میشود اما در پایان فیلم و با مشخص شدن دروغگویی این کاراکتر است که میفهمیم فرهادی خواسته با قرار دادن این کاراکتر در داستان با دیدی منفی به مذهب نگاه کند!
شاید خیلیها سخن از این بگویند که جامعه پیرامونی ما پر شده از آدمهای نان به نرخ روزخور و به همین دلیل حضور چنین شخصیتهایی در یک فیلم سینمایی هم نمیتواند ایراد داشته باشد. اما سوال اینجا است که آیا حتی در بدبینانهترین حالت هم در کنار حداقل ده آدم بد، نباید یک آدم خوب وجود داشته باشد که تا حدی از سختیهای درک داستانی تلخ بکاهد؟
پاسخ فرهادی به این سوال، خیر است چرا که تلخاندیشی، تلخنگاری و تلخنمایی به ژست روشنفکرانه کسانی مثل فرهادی بدل شده و ایشان تا جایی که میتواند رخدادهای دردناک فیلم خود را به توان میرساند تا هم درجه منورالفکریشان بالاتر رود و هم به واسطه سیاهنماییهایی که از اجتماع ایرانی ارائه میشود، فیلمش با استقبال جشنوارههای سیاسی آن سوی آبها مواجه شود.
تلخی فیلم فرهادی و البته سوءنیت وی در تصویرگری اجتماع ایرانی، زمانی به اوج خود میرسد که میبینیم حتی شخصیت زن خدمتکار خانه فیلم «جدایی نادر...» که وابستگی زیادی به آموزههای دینی دارد و برای رفع کوچکترین شکی با مرجع تقلید خود تماس میگیرد؛ هم در بخش پایانی فیلم به دروغگویی خود اعتراف میکند!
همه تلخنماییهای افراطی فرهادی را که کنار بگذاریم اینکه او با زیر سوال بردن یک کاراکتر مذهبی سعی در به چالش کشیدن مذهب دارد، گناهی است غیرقابل بخشش!
دسته بندی : گناه نابخشودنی اصغر فرهادی!
حوادث سوریه نسخه دوم فتنه 88 ایران است
سفیر جمهوری اسلامی ایران در دمشق حوادث جاری در سوریه را ساخته و پرداخته دشمن و نسخه دوم فتنه سال 1388 ایران دانست.
به گزارش فارس، سید "احمد موسوی " سفیر کشورمان در دمشق طی سخنانی در سمینار "بررسی بیداری اسلامی و مبارزه با فتنه " در سوریه؛ با فتنه خواندن حوادث جاری در سوریه تاکید که این حودث که از سوی دشمن طرح ریزی شده است نسخه دوم فتنهای است که پیش از این توسط دشمن در ایران طرح ریزی شده بود.
وی با اشاره به مواضع دمشق در محور مقاومت در منطقه گفت: دشمن امنیت و آرامش سوریه را هدف قرار داده است.دشمن در فتنه سال 88 در ایران شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را سر داد " و اکنون در حوادث "درعا " شعار "نه حزب الله و نه ایران " سر دادند و این امر نشان میدهد که منبع این شعارها یکی است.
موسوی تاکید، کسانی که شعار "نه حزب الله و نه ایران " در درعا سر دادند مزدوران خارجی بوده که از دشمن و از صهیونیستها خط میگیرند.
وی حوادث جاری در منطقه را مقدمهای برای تحقق اهداف و تعالیم انبیای الهی دانست و افزود: این بیداری اسلامی و عربی مقدمهای برای تحقق آن هدف بزرگ است که انبیای الهی آن را وعده داده بودند.... حاکمان ظالم و فرعونیان در همان مسیر فرعون، نمرود، ابو جهل و ابوسفیان سیر کرده و سیر میکنند.
موسوی با بیان اینکه حاکمان ظالم میدانند که دین باعث سرنگونی فرعونیان یعنی ابوجهل و نمرود شده است، افزود: فرعونیان در طی سالیان دراز با راه اندازی جنگ ضد دین و قرآن، طی چندین سال مقوله "دین افیون ملت هاست " را سر دادند... شاه ایران نیز به مبارزه با دین برخاسته بود و با کشف حجاب با مقابله مراجع دینی روبرو شد.
وی با مشابه خواندن اقدامات "زین العابدین بن علی " رئیس جمهور مخلوع تونس با شاه ایران، گفت: یکی از شرطهای اشتغال زنان در تونس در زمان بن علی کشف حجاب بود و همانطور مردم نمیتوانستند در هر مسجدی نماز بگذارند.
سفیر کشورمان در دمشق با بیان اینکه پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) نظریه "دین افیون ملتهاست " را باطل کرد، افزود: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به همه جهانیانی که خواستار زندگی و توسعه هستند نشان داد که زندگی، برکت و خیر و نیکی با دین امکان پذیر است.
وی بیداری اسلامی را نشات گرفته از انقلاب اسلامی در ایران خواند و افزود: وقتی میگوییم که انقلاب اسلامی ایران راه و روش انقلابهای اسلامی دیگر ملتهاست؛منظور دخالت ایران در آن کشورها نیست بلکه منظورمان این است که انقلاب به الگو و اسوهای تبدیل شده است.
موسوی با بیان اینکه درخت انقلاب اسلامی در ایران به رغم همه فتنهها پر صلابتتر شده است، افزود: دشنمان وقتی نتوانستند با فتنههای قومی و ترور شخصیتها انقلاب اسلامی را نابود کنند به جنگ مسلحانه روی آوردند... ولی با پایداری ملت ایران و فرماندهی درست امام راحل (ره) نظریه "دین حیات بخش ملت هاست " را زنده کردیم.
وی تجریه کشورهای اسلامی را یکی از اهداف دشمن برشمرد و افزود: دشمن پس از تجزیه سودان و ایجاد اسرائیل دوم در جنوب این کشور در حال حاضر در راستای تجزیه یمن و لیبی تلاش میکند. همچنین توطئههایی برای تجزیه سوریه دارند.
موسوی با انتقاد از برخی موضعگیری های دوگانه در قبال انقلابهای مردمی در منطقه تاکید کرد: یکی از علمای اسلام که همگی وی را میشناسید مردم را به تظاهرات علیه رژیم سابق مصر تشویق میکرد وقتی نوبت لیبی رسید برای قتل قذافی فتوا صادر میکند ولی هنگامی که این اعتراضات به بحرین رسید آنرا فتنه مذهبی میخواند.
دسته بندی : حوادث سوریه نسخه دوم فتنه 88 ایران است
نظر حاتمیکیا درباره فیلم 'جدایی نادر از سیمین'

ابراهیم حاتمیکیا درباره فیلم 'جدایی نادر از سیمین'گفت: نباید در فیلممان نشان دهیم که هیچ امیدی نیست و همه دروغ میگویند و در آخر نتیجهگیری کنیم که باید برویم آن سوی آب
ابراهیم حاتمیکیا در برنامه راز در نقد غیرمستقیمی درباره فیلم "جدایی نادر از سیمین " اظهار داشت: باید در فیلم امید داده شود. من نمیبخشم خودم راکه در فیلمم مخاطب را ناامید کنم. این کار خیلی بیانصافی و بیاخلاقی است. خفقانی که هنرمند با هنرش ایجاد میکند صد برابر بدتر از خفقان سیاسی است. نباید در فیلممان بگوییم که همه از روی جبر دروغ میگویند و تقصیر خودمان نیست. متاسفم که به چنین شرایط هنری رسیدهایم.
سایت جهان
ابراهیم حاتمی کیا در برنامه راز درباره فیلم گزارش یک جشن، آخرین ساخته سینمایی خود و در ادامه درباره شرایط فعلی فرهنگی و اجتماعی کشور با نادر طالب زاده به گفت و گو نشست.
به گزارش جهان، حاتمی کیا صحبت های خود را با دفاع از خود برابر انتقاد ها درباره فیلم جدیدش شروع کرد و یاد آور شد که در اکثر فیلم هایی که ساخته، انتقادهایی از نوع فعلی را تجربه کرده است. در ادامه گفت و گوی حاتمی کیا و طالب زاده مطالبی درباره شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور رد و بدل شد که بخش هائی از صحبت های حاتمی کیا به شرح زیر بود:
- چه دوست چه دشمن چه خیرخواهم همه توجه دارند که چه می سازم. و به شدت زیر ذره بینم.
- همیشه ورود به حوزه هایی داشتم که در آن تنش وجود داشت.
- این جمله که حاتمی کیا از دور خارج شده است، همیشه بامن از کرخه تا راین بوده.
- سایتی نفاق من را مشخص کرده و نوشته حاتمی کیا از اول نفوذی بوده و این نمونه ای از برخوردها بامن بود که همیشه تکرار شده.
- شرایطی که در یکی دو سال اخیر در جامعه بود مگر می شود پنهانش کرد؟ خوب من دارم به زبان خودم توضیح می دم. زبان من که زبان رسمی نیست.
- هنوز هم با سابقه فیلم سازی که دارم اگر بخواهد فیلمی بسازم که پلیس داشته باشد باید قاچاقی عمل کنم.
- سر فیلم کرخه تا راین از طرف جانبازها پانصد صفحه نامه گذاشتند جلوی آقای خامنه ای که این فیلم آبروی ما رو برده.
- یتیم حوزه فرهنگی هستیم، کسی را نداریم.
- متعلق به هیچ رنگ و حزبی نیستم، نه الان و نه در گذشته، نه اون موقع کولی دادم به چپ و راست و بقیه و نه الان به کسی کولی میدم.
- وقتی به رنگ ارغوان رو می ساختم تمام گروه دور من فکر می کردند من مامور وزارت اطلاعاتم!
- همه چیز رو از درون نظام بروز می دم، و البته از درون گفتن همیشه نکته های خودش رو داره. ومخاطبین هم این رو فهمیدند که دارم در درون نظام حرف می زنم. اوپوزوسیون نبودم، پوزیسیون هم به معنی رایج نبودم، حرفم رو می زنم و فکر می کنم مردم هم این رابطه رو فهمیدند.
- درباره حوادث بحرین غصه دارم، در این مورد اتحاد شومی علیه بحرین انجام شده.
- وقتی جوان هارو مقابل هم می بینم، گریه ام میگیرد. ای کاش تحمل جوری بود که می توانستیم وارد این بحث ها بشیم.
- در حوزه فرهنگی افراد فرهنگی باید تعیین کننده باشند. و در حوزه امنیتی و نظامی افراد متخصص، جاهای هممون باید تعیین بشه.
- نمی بخشم خودم رو اگر فیلمی بسازم که ناامید کننده باشه. خیلی بی انصافی و بی اخلاقی یک فیلمسازه که خفقان ایجاد بکنه و این خفقان خیلی بدتر از خفقان سیاسی در کشوره که بخواد القا کنه که هیچ امیدی به هیچ کس نیست، چه به فرزندمون و چه بزرگمون، همه چیز را دروغ می گیم. و بعد نتیجه بگیریم که بلند شیم بریم اونور آب!
- فیلم گزارش یک جشن رو جریان رادیکال سیاسی با همون شدتی می کوبه که اپوزوسیون داره انجام میده. و عجب که این دو چرا یکی شدند در لحنشون؟! و بزنند و اصلا من از هردوی این زدن ها دلم نمی گیره، من غصم کشورمه که این کشور مال ماست، این نظام باید تحلیل و اصلاح بشه، و اصلاحات می خوایم، همه هم می دونیم که باید این اتفاق بی افته ولی با زبان های مختلف بیان می کنیم.
- تلاشم بر اینه که یه گوشه ای از این کشور رو بتونم مشکلاتش رو باز کنم. و زمینه ای فراهم کنم که نگاه به اون مشکل بشه.
- چه کنم که فضا فضایی شده که حرف زدن از چمران بوی نا میده؟! و چقدر سخت میشه فیلم سازی از جبهه. والا این هویتمون هنوز از اونجا سرچشمه میگیره. و انرژی گرفتیم و کار کردیم اما نه برای اینکه نون دونی بشه برای عده ای!
سایت آفتاب
حاتمیکیا معتقد است که وارد آتش نشدن در مرام او نیست و از زمان ساخت «از کرخه تا راین» تا همین امروز به خاطر همین روحیه مدام تحت فشار بوده است.
فرازهایی از صحبتهای حاتمیکیا به شرح است:
- چه دوست چه دشمن چه خیرخواهم همه توجه دارند که چه میسازم. و به شدت زیر ذره بینم.
- همیشه ورود به حوزههایی
” سر فیلم کرخه تا راین از طرف جانبازها پانصد صفحه نامه گذاشتند جلوی آقای خامنه ای که این فیلم آبروی ما رو برده. “
داشتم که در آن تنش وجود داشت.
- این جمله که حاتمیکیا از دور خارج شده است، همیشه با من از کرخه تا راین بوده.
- سایتی نفاق من را مشخص کرده و نوشته حاتمیکیا از اول نفوذی بوده و این نمونهای از برخوردها بامن بود که همیشه تکرار شده.
- شرایطی که در یکی دو سال اخیر در جامعه بود مگر میشود پنهانش کرد؟ خوب من دارم به زبان خودم توضیح میدم. زبان من که زبان رسمی نیست.
- هنوز هم با سابقه فیلمسازی که دارم اگر بخواهد فیلمی بسازم که پلیس داشته باشد باید قاچاقی عمل کنم.
- سر فیلم کرخه تا راین از طرف جانبازها پانصد صفحه نامه گذاشتند جلوی آقای خامنهای که این فیلم آبروی ما رو برده.
- یتیم حوزه فرهنگی هستیم، کسی را نداریم.
- متعلق به هیچ رنگ و حزبی نیستم، نه الان و نه در گذشته، نه اون موقع کولی دادم به چپ و راست و بقیه و نه الان به کسی
” هنوز هم با سابقه فیلم سازی که دارم اگر بخواهد فیلمی بسازم که پلیس داشته باشد باید قاچاقی عمل کنم. “
کولی میدم.
- وقتی به رنگ ارغوان رو میساختم تمام گروه دور من فکر میکردند من مامور وزارت اطلاعاتم!
- همه چیز رو از درون نظام بروز میدم، و البته از درون گفتن همیشه نکتههای خودش رو داره. و مخاطبین هم این رو فهمیدند که دارم در درون نظام حرف میزنم. اوپوزیسیون نبودم، پوزیسیون هم به معنی رایج نبودم، حرفم رو میزنم و فکر میکنم مردم هم این رابطه رو فهمیدند.
- درباره حوادث بحرین غصه دارم، در این مورد اتحاد شومی علیه بحرین انجام شده.
- وقتی جوانها رو مقابل هم میبینم، گریهام میگیرد. ای کاش تحمل جوری بود که میتوانستیم وارد این بحثها بشیم.
- در حوزه فرهنگی افراد فرهنگی باید تعیین کننده باشند. و در حوزه امنیتی و نظامی افراد متخصص، جاهای هممون باید تعیین بشه.
” من غصم کشورمه که این کشور مال ماست، این نظام باید تحلیل و اصلاح بشه، و اصلاحات می خوایم، همه هم می دونیم که باید این اتفاق بی افته ولی با زبان های مختلف بیان می کنیم. “
- نمیبخشم خودم رو اگر فیلمی بسازم که ناامید کننده باشه. خیلی بیانصافی و بیاخلاقی یک فیلمسازه که خفقان ایجاد بکنه و این خفقان خیلی بدتر از خفقان سیاسی در کشوره که بخواد القا کنه که هیچ امیدی به هیچکس نیست، چه به فرزندمون و چه بزرگمون، همه چیز را دروغ میگیم. و بعد نتیجه بگیریم که بلند شیم بریم اونور آب!
- فیلم گزارش یک جشن رو جریان رادیکال سیاسی با همون شدتی میکوبه که اپوزوسیون داره انجام میده. و عجب که این دو چرا یکی شدند در لحنشون؟! و بزنند و اصلا من از هردوی این زدنها دلم نمیگیره، من غصم کشورمه که این کشور مال ماست، این نظام باید تحلیل و اصلاح بشه، و اصلاحات میخوایم، همه هم میدونیم که باید این اتفاق بیافته ولی با زبانهای مختلف بیان میکنیم.
- تلاشم بر اینه که یه گوشهای از این کشور رو بتونم مشکلاتش رو باز کنم. و زمینهای فراهم کنم که نگاه به اون مشکل بشه.
- چه کنم که فضا فضایی شده که حرف زدن از چمران بوی نامیده؟! و چقدر سخت میشه فیلمسازی از جبهه. والا این هویتمون هنوز از اونجا سرچشمه میگیره. و انرژی گرفتیم و کار کردیم اما نه برای اینکه نوندونی بشه برای عدهای!
سایت الف
حاتمی کیا: به من منافق و نفوذی می گویند
ابراهیم حاتمی کیا در برنامه راز درباره فیلم گزارش یک جشن، آخرین ساخته سینمایی خود و در ادامه درباره شرایط فعلی فرهنگی و اجتماعی کشور با نادر طالب زاده به گفت و گو نشست.
به گزارش "الف "، حاتمی کیا صحبت های خود را با دفاع از خود برابر انتقاد ها درباره فیلم جدیدش شروع کرد و یاد آور شد که در اکثر فیلم هایی که ساخته، انتقادهایی از نوع فعلی را تجربه کرده است. در ادامه گفت و گوی حاتمی کیا و طالب زاده مطالبی درباره شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور رد و بدل شد که فرازهایی از صحبت های حاتمی کیا به شرح زیر بود:
- چه دوست چه دشمن چه خیرخواهم همه توجه دارند که چه می سازم. و به شدت زیر ذره بینم.
- همیشه ورود به حوزه هایی داشتم که در آن تنش وجود داشت.
- این جمله که حاتمی کیا از دور خارج شده است، همیشه بامن از کرخه تا راین بوده.
- سایتی نفاق من را مشخص کرده و نوشته حاتمی کیا از اول نفوذی بوده و این نمونه ای از برخوردها بامن بود که همیشه تکرار شده.
- شرایطی که در یکی دو سال اخیر در جامعه بود مگر می شود پنهانش کرد؟ خوب من دارم به زبان خودم توضیح می دم. زبان من که زبان رسمی نیست.
- هنوز هم با سابقه فیلم سازی که دارم اگر بخواهد فیلمی بسازم که پلیس داشته باشد باید قاچاقی عمل کنم.
- سر فیلم کرخه تا راین از طرف جانبازها پانصد صفحه نامه گذاشتند جلوی آقای خامنه ای که این فیلم آبروی ما رو برده.
- یتیم حوزه فرهنگی هستیم، کسی را نداریم.
- متعلق به هیچ رنگ و حزبی نیستم، نه الان و نه در گذشته، نه اون موقع کولی دادم به چپ و راست و بقیه و نه الان به کسی کولی میدم.
- وقتی به رنگ ارغوان رو می ساختم تمام گروه دور من فکر می کردند من مامور وزارت اطلاعاتم!
- همه چیز رو از درون نظام بروز می دم، و البته از درون گفتن همیشه نکته های خودش رو داره. ومخاطبین هم این رو فهمیدند که دارم در درون نظام حرف می زنم. اوپوزوسیون نبودم، پوزیسیون هم به معنی رایج نبودم، حرفم رو می زنم و فکر می کنم مردم هم این رابطه رو فهمیدند.
- درباره حوادث بحرین غصه دارم، در این مورد اتحاد شومی علیه بحرین انجام شده.
- وقتی جوان هارو مقابل هم می بینم، گریه ام میگیرد. ای کاش تحمل جوری بود که می توانستیم وارد این بحث ها بشیم.
- در حوزه فرهنگی افراد فرهنگی باید تعیین کننده باشند. و در حوزه امنیتی و نظامی افراد متخصص، جاهای هممون باید تعیین بشه.
- نمی بخشم خودم رو اگر فیلمی بسازم که ناامید کننده باشه. خیلی بی انصافی و بی اخلاقی یک فیلمسازه که خفقان ایجاد بکنه و این خفقان خیلی بدتر از خفقان سیاسی در کشوره که بخواد القا کنه که هیچ امیدی به هیچ کس نیست، چه به فرزندمون و چه بزرگمون، همه چیز را دروغ می گیم. و بعد نتیجه بگیریم که بلند شیم بریم اونور آب!
- فیلم گزارش یک جشن رو جریان رادیکال سیاسی با همون شدتی می کوبه که اپوزوسیون داره انجام میده. و عجب که این دو چرا یکی شدند در لحنشون؟! و بزنند و اصلا من از هردوی این زدن ها دلم نمی گیره، من غصم کشورمه که این کشور مال ماست، این نظام باید تحلیل و اصلاح بشه، و اصلاحات می خوایم، همه هم می دونیم که باید این اتفاق بی افته ولی با زبان های مختلف بیان می کنیم.
- تلاشم بر اینه که یه گوشه ای از این کشور رو بتونم مشکلاتش رو باز کنم. و زمینه ای فراهم کنم که نگاه به اون مشکل بشه.
- چه کنم که فضا فضایی شده که حرف زدن از چمران بوی نا میده؟! و چقدر سخت میشه فیلم سازی از جبهه. والا این هویتمون هنوز از اونجا سرچشمه میگیره. و انرژی گرفتیم و کار کردیم اما نه برای اینکه نون دونی بشه برای عده ای!
دسته بندی : نظر حاتمیکیا درباره فیلم 'جدایی نادر از سیمین'
مسلمان شدن یک مسیحی در مناطق عملیاتی دفاع مقدس

شهین بیدادرس که اکنون نام خود را به مریم تغییر داده است، در دلنوشته ای آورده است: «مسیحی بودم که در این سالها بر دین او مانده بودم ولی فقط نام جنگ را شنیده بودم.خانواده های داغدار را دیده بودم، شهادت هزاران هزار انسان از نوجوان ۱۳ ساله گرفته تا پیرمرد ۸۰ ساله، اما فقط شنیده بودم. می گفتند جوانان با علاقه به جنگ می روند. برای رفتن به خط مقدم دعوا راه می افتد».
این هموطن اهل ارومیه می افزاید:« اما باور این حرفها برای ما سخت بود تا وقتی که پشت میز دانشگاه نشستم و سالها از پایان جنگ گذشت روزی کاروانی از دانشگاه راهی مناطق جنگی شد کاروانی بنام راهیان نور حس کنجکاوی مرا با این کاروان همسفر کرد.همراه کاروان به سرزمینی رفتم که می گفتند خاکش تبرک است قدم که می گذاری باید وضو بگیری آنقدر پاک است که اگر تبرک کنی اگر بر زخمت بگذاری التیام می یابد».
بیدادرس آورده است:«راست می گفتند آنجا که رسیدم خاک با من سخن گفت ذره ذره خاک گویی زبان باز کرده بود به هر قسمت که قدم می گذاشتی محل شهادت شهیدی بود در آئین ما فقط در یک نقطه عیسی را به صلیب کشیده بودند ولی اینجا هزاران مسیح را را در هزاران نقطه به صلیب کشیده بودند ندایی درونی مرا به خضوع وا داشت سجده بر خاک کردم بوسه بر خاکی کردم که رد پای انسانهایی بود ناتمام که اگر می ماندند امروز به عمر جباران خاتمه می دادند شنیدن خاطره انسانهایی که آوار بر سرشان ریخته، گهواره ها ی کودکانشان از شرم به گورستان پناه برده اند».
این هموطن مسیحی نوشته است:«مردانی که قسمتی از بدن خود را از دست داده اند دنیای دیگری در برابر چشمم مجسم کرد زنگ توحید در گوشم به صدا در آمد اشهد ان لااله الله ، اشهدان محمدا رسول الله ، اشهد ان علی ولی الله یکی گفت صدایت می زند او که عیسی بشارت آمدنش را داده بود آنجا بود که به یگانگی خداوند سوگند یاد کردم و مسلمان شدم نامم را گذاشتم مریم تا خادم خون شهیدان باشم اینک من مریمم. مریمی که در کربلای ایران متولد شد با عطر و بوی شلمچه نسیم اروند کنار و صدای نخل های سربریده آبادان نشو و نما کرد نام اورا تاریخ در دل خود ثبت کرد تا آیندگان بدانند اینجا معجزه می کند شفا می دهد التیام می بخشد اینجا گنجینه ای پایان ناپذیر است اینجا پاکترین انسانها جان خود را تقدیم پاکترین هدفها کرده اند اگر در کربلای هزار و ۴۰۰ سال قبل ۷۲ تن جان باختند. اینجا میلیونها انسان فدا شدند اگر آنجا سر یک تن بر سر نیزه رفت اینجا هزاران هزار مرد سر خود را به دار دادند تا جاودانگی اسلام را به ارمغان آورند».
آری اینها همان هستند نسل حسین وارث خون آدم قهرمان کربلا.
دسته بندی : مسلمان شدن یک مسیحی در مناطق عملیاتی دفاع مقدس
نوزاد دفن شده پس از سه روز زنده شد

به گزارش روزنامه "آسیا ادج" که در پایتخت هند منتشر می شود، اخیرا واقعه ای عجیب در یکی از شهرهای ایالت اوتارپرداش رخ داد که تعجب و شگفتی همگان را برانگیخته است.
بنابراین گزارش، قریب به یک هفته پیش یک مادر هندی در شهر فیروزآباد ایالت اوتارپرداش در خوابی عجیب نوزاد دوماهه اش را که سه روز پیش به خاک سپرده بود، زنده می بیند. مادر نگران بلافاصله به سوی محل دفن فرزندش رفته و با کمک چند نفر دیگر جسد وی را از زیر خاک خارج می کند.
در کمال تعجب این نوزاد سه ماهه با وجود اینکه سه روز زیر خاک بود، زنده و کاملا سالم در آغوش مادرش آرام می گیرد. این در حالی بود که پزشکان هندی اخیرا از این نوزاد که به بیماری ریوی دچار شده بود قطع امید کرده بودند.
این مادر هندی در تشریح خواب خود اظهار داشت: خواب دیدم فرزندم زنده است و از من می خواهد او را از قبر خارج کنم. من و همسرم هرگز فکر نمی کردیم وی زنده باشد اما زمانی که نوزادمان را از زیر خاک بیرون آوردیم، مشاهده کردیم زنده است. همچنین پزشکان پس از معاینه فرزندمان اعلام کردند که بیماری وی به طور کامل از بین رفته است.
دسته بندی : نوزاد دفن شده پس از سه روز زنده شد
در بیت آیت الله وحید خراسانی چه می گذرد؟
![]()
اما متاسفانه یکی از فرزندان آیتالله وحید خراسانی بر خلاف مشی پدربزرگوارش، تلاش شایانی میکند که نظرات حمایتی آیتالله وحید از ارزشهای انقلاب اسلامی سانسور شود.
یک منبع آگاه در گفتوگو با «خبرنامه دانشجویان ایران» گفت: اخیرا آقای کعبی دیداری با آیتالله وحید داشت که در این دیدار آقای کعبی با شرح شیطنیتهای دشمنان انقلاب از آیتالله وحید خواسته بود که مواضع خود را برای دفاع از انقلاب رسانهای کند و از همین رو بود که آیتالله وحید تاکید فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است.
وی گفت: بعد از اینکه آقای کعبی این خبر را به رسانهها داده بود با اعتراض محسن خراسانی، پسر آیتالله وحید مواجه شده است. اخیرا یکی از اعضای جامعه مدرسین قصد دیدار با آیتالله وحید را داشت اما آقای محسن خراسانی فرزند آیتالله وحید مانع این دیدار شده است.
پیش از این جهان در گزارشی نوشته بود:
* هنگامی که آیت الله آملی لاریجانی برای مشورت به خدمت آیت الله وحید خراسانی رسیده بودند تا نظرات ایشان را در خصوص پست ریاست قوه قضاییه جویا شوند ایشان فرمودند به هرطریق که می توانید این سید را کمک دهید ایشان تنها است اگر شما او را کمک نکند پس چه کسی به ایشان یاری رساند.
* روزی یکی از طلبه ها خدمت آقای وحید خراسانی می رود و از اوضاع و احوال کشور گلایه می کند و ایشان خطاب به این طلبه جوان می گویند آیا من می توانم کشور را اداره کنم ؟
این طلبه جوان بعد از مدتی تفکر می گوید؟ خیر شما نمی توانید این کشور را اداره کنید
آیت الله وحید می گویند به راستی چه کسی بهتر از مقام معظم رهبری می تواند این کشور را اداره کند.
* آیتالله محمد مهدی شبزندهدار نیز در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با اشاره به حمایت آیتالله وحید خراسانی از مقام معظم رهبری گفت: آیتالله العظمی وحید خراسانی که ما بیست و چند سال خدمت ایشان مشرف میشدیم و تلمذ کردیم، چند بار در جلسات مختلف فرمودند «کارهای آقای خامنهای براساس موازین است».
وی ادامه داد: یعنی ایشان ضوابط شرعی را مراعات میکنند و اصل در این است که هوا و هوس ندارند و وقتی تشخیص میدهند که این حکم، حکم خداست به آن عمل میکنند و این یک شهادت بزرگی است.
استاد دروس خارج حوزه علمیه قم گفت: در جلسه دیگری هم آیتالله وحید خراسانی از آیتالله خامنهای و پدر ایشان تعریف کردند، بنابراین وقتی مقام معظم رهبری به حرم اهل بیت و قم مشرف میشوند، وظیفه همه ما است که از مقام شامخ ایشان تجلیل کنیم.
وی بیان داشت: این تجلیل، تجلیل از اسلام، مذهب، اهل بیت و مرجعیت بوده و شکر نعمت حکومت اسلامی است که خداوند متعال به این مملکت ارزانی داشته است.
دسته بندی : در بیت آیت الله وحید خراسانی چه می گذرد؟
مراسم ختم پدرمیرحسین لغو شد

سایت باشگاه خبرنگاران جوان نوشت:
خانواده موسوی طی اطلاعیهای اعلام کردند که مراسم ختم میراسماعیل موسوی برگزار نخواهد شد.
همزمان یکی از اعضای خانواده پدری میرحسین موسوی اعلام کرد برای حفظ شان آن مرحوم هزینه برگزاری مراسم صرف امور خیریه خواهد شد.
سایت کلمه نیز نوشت:
مراسم ختم میراسماعیل موسوی که قرار بود یکشنبه برگزار شود لغو شد. در پی لغو مراسم، خانواده موسوی متن کوتاه زیر را در اختیار کلمه قرار دادند:
به آگاهی میرساند برنامه برگزاری مراسم ترحیم پدر عزیزمان حاج میراسماعیل موسوی در مسجد نور لغو گردیده است.
خانواده موسوی
دسته بندی : مراسم ختم پدرمیرحسین لغو شد
سال نو تحویل شد اما هاشمی "متحول" نشد
شبکه ایران: درحالی که به نظر میرسید با توجه به نارضایتی افکار عمومی از مواضع و اقدامات آقای هاشمی رفسنجانی در سال گذشته که روند حمایتی و البته دوپهلو نسبت به جریان فتنه و سران آن داشت، سال 90 سرآغاز تغییر رویکرد او در عرصه سیاسی کشور باشد، پیام تسلیت هاشمی به خانواده موسوی در پی درگذشت پدر میرحسین موسوی نشان از ادامه روند نامناسب وی در سال جدید دارد.
هاشمی رفسنجانی که در روزهای پایانی سال 89 ریاست مجلس خبرگان رهبری را به آیتالله مهدوی کنی واگذار کرده بود، در پیام خود که به خانواده موسوی خطاب شده، از عبارات و کلماتی استفاده کرده که نه تنها هیچ نشانهای از تغییر در آن به چشم نمیخورد، بلکه نشان از دور جدید سیاستهای حمایتی وی از جریان اغتشاش دارد.
وی در این پیام که در سایت رسمی او هم منتشر شده، میرحسین موسوی را فرزند خدوم! ایران نامیده و از تلاشهای وی برای سربلندی ایران تقدیر کرده است.
هاشمی از این هم فراتر رفته در اظهارنظری عجیب که هیچ سنخیتی با حوادث دو سال گذشته کشور ندارد، موسوی را فردی خوانده که "خدمات شایستهای به اسلام و انقلاب و میهن اسلامی" کرده است!
اگرچه آقای رفسنجانی توضیح نداده منظورش از خدمات شایسته موسوی به ایران، امیدوار کردن ضدانقلاب به براندازی جمهوری اسلامی بوده یا رهبری آشوبهای خیابانی توسط وی اما به نظر میرسد این پیام تسلیت بیشتر به یک اعلام موضع صریح از سوی هاشمی شبیه باشد تا یک پیام تسلیت معمولی.
در همین راستا برخی فعالان سیاسی معتقدند هاشمی در سال جدید هم رویکرد حمایتی خود نسبت به جریان فتنه را حفظ و برای بازگرداندن چهرههای سرشناس این طیف به عرصه سیاسی کشور تلاش خواهد کرد؛ موضوعی که با توجه به در پیش بودن انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی، جدی به نظر میرسد.
دسته بندی : سال نو تحویل شد اما هاشمی "متحول" نشد
آقای هاشمی رفسنجانی تعطیلات سال نو را کجا رفته اند!!!!

اکبر هاشمی رفسنجانی شامگاه سه شنبه دوم فروردین ماه وارد مازندران شد و از بخش های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان نور بازدید کرد.
احمد ناطق نوری، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم نور و محمودآباد در مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولان دانشگاه آزاد منطقه هاشمی را در این سفر همراهی کردند.
گفته می شود هاشمی، در این سفر که جنبه غیررسمی داشته، قرار است از چند واحد دانشگاهی دانشگاه آزاد مازندران نظیر آمل و بابل نیز بازدید کند.
هاشمی رفسنجانی اواخر سال 89 جهت افتتاح چند پروژه دانشگاه آزاد بابل به مازندران نیز سفر کرده بود.
دسته بندی : آقای هاشمی رفسنجانی تعطیلات سال نو را کجا رفته اند
یک سوال ریاضی از حضرت علی(علیه السلام)
شخصی از امام علی(علیه السلام) پرسید:عددی را به دست من بده که قابل قسمت بر 2و 3و 4و 5و 6و 7و 8و 9و 10 باشد بی آنکه باقی بیاورد.
امام علی (علیه السلام)بی درنگ به او فرمودند:
" اضرب ایام اسبوعک فی ایام سنتک "
یعنی:" روزهای هفته را بر روزهای یک سال خودت ضرب کن"
سوال کننده هفت را در 360 ضرب کرد.حاصل آن یعنی 2520 بر تمام آن اعداد قابل قسمت بود بی آنکه باقی مانده بیاورد.
منبع: شرح بهایه به نقل از ترجمه کشکول شیخ بهایی
دسته بندی : یک سوال ریاضی از حضرت علی(علیه السلام)
خساراتزمینلرزه و سونامیژاپن تا 30 میلیارد دلار تخمین زده شد
بر اساس ارزیابی کابینه نمونه سازی و ارزیابی خطر "ایر ورلدواید"، میزان خسارات ناشی از زمین لرزه و سونامی که در یازدهم ماه مارس در ژاپن رخ داد به حدود 20 تا 30 میلیارد دلار رسیده است.
این میزان خسارات بر عهده شرکت های بیمه گذار در زمینه زمین لرزه و سونامی در ژاپن است.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از توکیو، کابینه نمونه سازی و ارزیابی خطر "ایر ورلدواید" پیش تر میزان خسارات ناشی از این زمین لرزه را بین 14،5 و 36،6 میلیارد دلار ارزیابی کرده بود. کابینه نمونه سازی و ارزیابی خطر اککاتEqecat نیز قبلا میزان خسارات ناشی از این زمین لرزه را بین 12 تا 25 میلیارد دلار بر آورد کرده بود.
بر اساس ارزیابی شرکت بیمه گذار مونیخ Munich Re پر خسارت ترین زمین لرزه تا امروز، زمین لرزه ژانویه سال 1994 آمریکا بود که 22 میلیارد و 200 میلیون دلار هزینه قطعی بر دوش شرکت های بیمه گذار آمریکا گذاشت.
بر اساس ارزیابی کابینه نمونه سازی و ارزیابی خطر "ایر ورلدواید"، خساراتی که فقط زمین لرزه منطقه سندای برای شرکت های بیمه گذار به جا گذاشته است، بین 11 تا 21 میلیارد دلار بر آورد می شود.
خسارات ناشی از سونامی نیز بین هشت تا نه و هفت دهم میلیارد دلار برآورد شده است.
برای مقایسه، میزان خسارت زمین لرزه کوبه که در سال 1995 رخ داد، به هفت میلیارد و 400 میلیون دلار رسید.
از نظر حوادث طبیعی، پر هزینه ترین حادثه طبیعی که تاکنون در کره زمین رخ داده است طوفان کاترینا در سال 2005 بوده است که میزان خسارت آن به 62 میلیارد و 200 میلیون دلار برآورد شد.
دسته بندی : خساراتزمینلرزه و سونامیژاپن تا 30 میلیارد دلار
آلخلیفه برای سرکوب مردم بحرین دست به دامان نتانیاهو شد
واحد مرکزی خبر: روزنامههای صهیونیستی هاآرتص و یدیعوت احارونت با اشاره به تماسهای مخفی و دور از انظار تلآویو – منامه، روابط میان رژیم صهیونیستی و بحرین را جدی خواندند.
به گزارش این روزنامههای صهیونیستی، وزیر امورخارجه بحرین شیخ خالد بن حمد آل خلیفه در دیدار از واشنگتن به مسئولین عالیرتبه رژیم صهیونیستی پیشنهاد کرد، با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر این رژیم دیدار کند.
بر اساس این گزارش، امروزه دیگر روابط میان رژیم صهیونیستی و بحرین برهیچ یک از کارشناسانی که اوضاع سیاسی منطقه و جهان را پیگیری می کنند، پوشیده نیست زیرا اعتراضات مسالمت آمیز اخیر مردم بحرین بسیاری از حقایق را در این باره برملا کرده است.
خالد بن حمد آل خلیفه وزیر امورخارجه بحرین در سفر دوره ای اخیر از منطقه و کشورهای مختلف جهان که با دیدار از ترکیه آغاز شد، مخفیانه از واشنگتن دیدار و اوضاع بحرانی بحرین را با مقامات امریکایی بررسی کرد تا از راهکارهای آنان درباره این بحران بهره گیرد.
علت بحران اخیر بحرین مخالفت رژیم با انجام اصلاحات و عدم پاسخگویی به درخواست های مشروع مردم و اعطای نقش به مردم در روند سیاسی کشور بود.
رژیم حاکم بر بحرین با اعتماد به سیاست دوگانه و نفاق ننگین آمریکایی در ادعایشان مبنی برحمایت از انقلابهای مردمی و فاش شدن این واقعیت که آنها فقط در صورت وجود منافعی از انقلابها حمایت می کنند، درمقابل درخواست های مردم مقاومت کردند.
وضعیت کنونی بحرین این واقعیت را آشکار کرد که آمریکاییها به علت داشتن منافعی در بقای نظام بحرین از سرکوب اعتراضات مردمی و رد درخواست های مشروع آنها حمایت کردند.
روزنامه های صهیونیستی درخبری غافلگیر کننده، دیدار سری وزیر امورخارجه بحرین از مرکز جنبش دینی افراطی "حباد" متعلق به صهیونیستهای افراطی در واشنگتن را افشا کردند.
به نوشته این روزنامه ها دراین دیدار همچنین هدی عزرا نونو سفیر یهودی بحرین درآمریکا به عنوان بنیانگذار روابط میان منامه و تل آویو از گذشته تاکنون حضور داشت.
دراین دیدار همچنین شماری از نمایندگان لابی بزرگ صهیونیستی در آمریکا و اعضای بارز سازمان افراطی "ایپاک" و کمیته یهودیان آمریکا و سازمان "بنی بریت" و شمار دیگری از شخصیتهای متنفذ یهودی در واشنگتن حضور داشتند.
رسانههای عبری زبان به نقل از وزیر خارجه بحرین نوشتند: همگان باید بدانند که اسرائیل دارای موجودیت تاریخی در منطقه خاورمیانه است و این رژیم در منطقه حضور دارد و تا ابد همواره حضور خواهد داشت.
براساس گزارش این رسانهها، پس از اصرار وزیر خارجه بحرین بر ضرورت دیدار با مقامات عالی رتبه صهیونیست، جهت هماهنگی درباره استفاده از تجربه آنها در سرکوب انتفاضه فلسطینیها، با برگزاری نشستی با آنها خواستار دستیابی به تجربیات طرف اسرائیلی برای سرکوب اعتراض مسالمت آمیز مردم بی دفاع بحرین شد.
گفتنی است، مقامات بحرینی با استفاده از سکوت رسانههای بینالمللی و سایر کشورهای مسلمان، درحاشیه بسیاری از کنفرانسهای بین المللی با صهیونیست ها دیدار می کنند.
برخورد مقامات بحرینی با اعتراضات مردمی جهت اصلاح ریشهای قانون اساسی، به استفاده از ورود نیروهای عربستانی تحت پوشش نیروهای سپر جزیره شده است.
لازم به ذکر است که با وجود ابهامات فراوان درباره پارلمان سابق رژیم بحرین، اما مهم ترین خواسته این پارلمان نیمبند هم لغو عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی بود که خاندان حاکم بحرین درصدد برقراری آن بود.
نظام بحرین خواستار ایجاد اتحادی منطقهای با حضور رژیم صهیونیستی بود. علاوه بر این رژیم صهیونیستی و بحرین در سال 2006 توافق نامه تجارت آزاد را امضا کرده بودند.
پیش از این یکی از مقامات رژیم صهیونیستی با ابراز تاسف از بروز انقلابها و اعتراضات مردمی در کشورهای عربی، به خصوص بحرین، عربستان و امارات متحده عربی از وجود روابط مستحکم سیاسی و امنیتی خبر داده بود که در طول سالهای گذشته جریان داشته است.
دسته بندی : آلخلیفه برای سرکوب مردم بحرین دست به دامان نتانیا







